![]()
×××سخنرانی دکتر سید رضا میر معینی در هیئت
![]()
قرآن
![]()
دانلود
![]()
دانلود ××مداحی×× هیئت
![]()
زندگی نامه
![]()
عکس
![]()
مهدویت
![]()
موبایل مذهبی
![]()
دفاع مقدس
![]()
سایر
![]()
اسلام
![]()
هفته نامه آل یاسین
![]()
پیامبر اسلام(ص)
![]()
دانلود مداحی
![]()
اشعار
![]()
کامپیوتر
![]()
ولایت فقیه
![]()
فتوشاپ
![]()
××عکس طراحی شده××
![]()
وهابیت غده سرطانی اسلام
![]()
نهج البلاغه
![]()
وقایع کربلا
![]()
برنامه نویسی
![]()
متافیزیک و عالم غیب
![]()
ائمه اطهار
![]()
دعا
![]()
××عکس طراحی شده(2)××
![]()
محرم
![]()
جاوا اسکریپت
![]()
اذکار
![]()
نماز ها
![]()
آیات قرآن
![]()
تم ×××طراحی شده×××
![]()
لینک های جالب
![]()
سخنرانی
![]()
داستان و تمثیل
![]()
نمایش زنده تلویزیونی از اماکن مقدسه
![]()
کسب درآمد
![]()
در محضر شیخ
![]()
غرب شناسی

اين هيئت در استان همدان واقع مي باشد و در هر شب چهارشنبه برگزار ميباشد
(((**آدرس کوتاه وبلاگ www.zohor12.coo.ir می باشد شما می توانید از این آدرس م وارد شوید**)))

در يك كلام نام حسين(ع) و مهدى(ع) براى شيعيان يادآور يك حكايت ناتمام است، حكايتى كه آغازگر آن حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و پايان بخش آن حضرت بقيةاللهالاعظم (ع) است.
در هر حال از آنجا كه در اذهان شيعيان اين دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطى جدايىناپذير برخوردارند. از همين رو مناسب ديديم كه در ايام عزاى سرور آزادگان به بخشى از معارف ارزشمندى كه از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدى(ع) رسيده است اشاره كنيم:
1.نسب مهدى(ع)
حضرت اباعبداللهالحسين(ع) در روايتهاى متعددى به اين موضوع كه حضرت مهدى(ع) از فرزندان و نوادگان ايشان است اشاره كردهاند كه از جمله آنها روايتى است كه در زير آمده است:
«دخلت على جدى رسولالله (ص) فاجلسنى علىفخذه و قاللى: اناللهاختار من صلبك يا حسين تسعة ائمة، تاسعهم قائمهم، و كلهم فىالفضل والمنزلة عندالله سواء» (4)
بر جدم رسول خدا، كه درود و سلام خدا بر او باد، وارد شدم، پس ايشان مرا بر زانوى خود نشانده و فرمود: اى حسين! خداوند از نسل تو نه امام را برگزيده است كه نهمين نفر از ايشان قيامكننده آنهاست و همه آنان در پيشگاه خداوند از نظر فضيلت و جايگاه برابر هستند.
ين موضوع كه قائم آل محمد(ص) از نسل حسين(ع) و نهمين نواده اوست در روايات بسيارى ، كه از طريق شيعه و اهل سنت روايتشده، آمده است و هر گونه شك و ترديد نسبتبه نام و نشان و مشخصات موعود آخرالزمان وآخرين ذخيره الهى را برطرف مىسازد.
«دخلتعلىالنبى (ص)فاذاالحسين على فخذه و هو يقبل عينيه وفاه و يقول: انتسيدابن سيدانت، امامابنامام، نتحجةابن حجة، ابوحجج تسعة من صلبك تاسعهم قائمهم.» (5)
بر پيامبر خدا وارد شدم و ديدم كه آن حضرت در حالى كه حسين را بر زانوى خود نشانده بر چشمها و دهان او بوسه مىزند و مىفرمايد: تو آقايى فرزند آقايى ، تو امامى فرزند امامى، تو حجتى فرزند حجتى ، تو پدر حجتهاى نهگانهاى، از نسل تو نهمين حجت و قيامكننده آنان بر خواهد خاست.
2. عدالتگسترى مهدى(ع)
عدالت و تشكيل جامعهاى بر اساس عدل از آرمانهاى هميشگى بشر بوده و در طول هزاران سالى كه از زندگى انسان بر كره خاك مىگذرد و صدها و هزاران نفر در پى تحقق اين آرمان، بشريتخسته از ظلم و ستم را به دنبال خود كشيدهاند، اما جز در مقاطع كوتاهى از زندگى بشر و آن هم در سرزمينهاى محدود هرگز اين آرمان بدرستى تحقق نيافته و هنوز هم عدالت آرزويى دست نيافتنى براى انسان عصر حاضر است.
با توجه به همين موضوع در روايتهايى كه از پيامبر اكرم(ص) و امامان معصوم شيعه: وارد شده، گسترش عدالت و از بين بردن ظلم را يكى از بزرگترين رسالتهاى امام مهدى(ع) بر شمرده و تحقق عدالت واقعى را تنها در سايه حكومت او امكانپذير دانستهاند.
از جمله اين روايتها روايتى است كه از حضرت اباعبداللهالحسين(ع) نقل شده و در آن آمده است:
«لولم يبق منالدنياالا يوم واحد، لطولالله عزوجل ذلك اليوم حتى يخرج رجل منولدى، فيملاها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما، كذلك سمعت رسولالله (ص) يقول» (6)
اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقى مانده باشد و خداوند آن روز را چنان طولانى مىگرداند كه مردى از فرزندان من قيام كند و دنيا را پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده بود پر از عدل و داد نمايد، من اين سخن را از رسول خدا، كه درود و سلام خداوند بر او باد، شنيدم.
پيامبر گرامى اسلامى (ص) نيز قيام عدالت گستر نهمين فرزند امام حسين(ع) را چنين بيان مىكنند:
«... و جعل من صلبالحسين(ع) ائمة يقومون بامرى ...التاسع منهم قائم اهل بيتى، مهدىامتى، اشبهالناس بى فى، شمائله واقواله و افعاله، يظهر بعد غيبتة طويلة و حيرة مظلة ، فيعلن امرالله و يظهر دينالله ...فيملاالارض قسطا و عدلا ، كما ملئت جورا و ظلما.» (7)
... خداوند از فرزندان امام حسين ، امامانى قرار داده است كه امر (راه و روش آيين) مرا بر پا مىدارند. نهم آنان قائم خاندان من مهدى امتم مىباشد. او شبيهترين مردمان استبه من در سيما و گفتار و كردار . پس از غيبتى طولانى و سرگردانى و سردرگمى مردم ، ظاهر مىشود ، آنگاه امر (آيين) خدا را آشكار مىسازد... پس زمين را از عدل و داد لبريز مىكند پس از آنكه از ستم و بيداد لبريز شده باشد.
3. صابران در غيبت مهدى(ع)
يكى از اركان انتظار فرج صبر و پايدارى است و انسان منتظر در واقع كسى است كه همه سختيها و ناملايمات را به اميد رسيدن به آرمان بلند خويش تحمل مىكند و از فشار و تهديد زورگويان و طعنه و تكذيب نابخردان هراس به دل راه نمىدهد، از همين رو در روايات صبر و انتظار همواره قرين يكديگر بوده و فضيلتبسيارى براى صبرپيشگان در زمان غيبتبر شمرده شده است.
حضرت سيدالشهداء (ع) كه خود والاترين مظهر صبر و مقاومت در راه اداى تكليف الهى است در بيان مقام منتظرانى كه صبر و شكيبايى پيشه ساخته و بر آرمان خويش پايدارى مىورزند مىفرمايد:
«منا اثنا عشر مهديا، اولهم اميرالمؤمنين على بن ابىطالب، و آخرهم التاسع منولدى، و هوالقائم بالحق، يحيىالله بهالارض بعد موتها، و يظهر به دينالحق علىالدين كله، ولو كرهالمشركون. له غيبة يرتد فيهااقوام و يثبت فيها علىالدينآخرون، فيؤذون و يقال لهم: «متى هذاالوعد ان كنتم صادقين»،اما انالصابر فى غيبتهعلىالاذى و التكذيب بمنزلةالمجاهدبالسيف بين يدى رسولالله (ص)» (8)
در ميان ما اهل بيت دوازده مهدى وجود دارد كه اولين آنها اميرمؤمنان علىبنابىطالب(ع) و آخرين آنها نهمين فرزند من است. و اوست قيام كننده به حق ، خداوند به وسيله او زمين را پس از آنكه مرده است زنده مىكند و دين حق را به دست او بر همه اديان غلبه مىدهد، اگر چه مشركان نپسندند. براى او غيبتى است كه گروهى در آن از دين خدا بر مىگردند و گروهى ديگر بر دين خود ثابت مىمانند، كه اين گروه را اذيت كرده و به آنها مىگويند:
«پس اين وعده چه شد اگر راست مىگوييد؟» آگاه باشيد آنكه در زمان غيبت او بر آزار و اذيت و تكذيب صبر كند همانند كسى است كه در مقابل رسول خدا(ص) با شمشير به جهاد برخاسته است.
شايد بتوان گفت فضيلتهاى بىشمارى در روايات ما كه براى منتظران فرج بر شمردهاند به اعتبار همين صبر و شكيبايى و تحمل مشكلاتى است كه منتظران واقعى فرج بر خود هموار مىكنند. چنانكه در روايتى كه از امام صادق(ع) وارد شده، آمده است:
«...فلا يستفرنكالشيطان، فانالعزةللهولرسوله وللمؤمنين، و لكن المنافقين لايعلمون ، الا تعلم ان من انتظر امرنا و صبر على ، يرى منالاذى والخوف، هو غدا فى زمرتنا...» (9)
شيطان تو را تحريك نكند. زيرا كه عزت از آن خدا و پيامبر و مؤمنان است ليكن منافقان نمىدانند ، آيا نمىدانى كسى كه منتظر امر ما (حاكميت اجتماعى آرمانى ما) باشد، و بر بيمها و آزارهايى كه مىبيند شكيبايى ورزد، در روز بازپسين در كنار ما خواهد بود...
4. خصال مهدى(ع)
حضرت مهدى(ع) عصار و فشرده عالم هستى (10) و وارث همه انبياء اولياء الهى است، و خداوند متعال همه خصال نيكويى را كه در بندگان صالح پيش از او وجود داشته، در آن حضرت جمع كرده است. به بيان ديگر آنچه خوبان همه دارند او به تنهايى دارد.
در زمينه آنچه گفته شد روايتهاى بسيارى وارد شده كه از جمله آنها مىتوان به روايت زير كه از حضرت اباعبداللهالحسين(ع) نقل شده اشاره كرد:
«فىالقائم منا سنن منالانبياء: سنة من نوح، و سنة من ابراهيم ، و سنة منموسى و سنة منعيسى ، و سنة من ايوب و سنة من محمد(ص) . فاما من نوح: فطولالعمر; واما من ابراهيم: فخفاءالولادة و اعتزال الناس; واما من موسى: فالخوف والغيبة; و اما من عيسى: فاختلافالناس فيه، واما منايوب: فالفرج بعدالبلوى; واما من محمد(ص) فالخروج بالسيف.» (11)
در قائم ما (اهل بيت) سنتهايى از پيامبران الهى وجود دارد; سنتى از نوح ، سنتى از ابراهيم ، سنتى از عيسى ، سنتى از ايوب: و سنتى از محمد(ص) از نوح طول عمر، از ابراهيم پوشيدهماندن ولادت و كنارهگيرى از مردم ، از موسى، ترس و غيبت از جامعه ، از عيسى اختلاف مردم درباره او، از ايوب گشايش بعد از سختيها و بلايا، و از محمد(ص) قيام با شمشير را .
پىنوشتها:
1. ر. ك: قمى ، شيخ عباس ، مفاتيح الجنان ، دعاى ندبه ، اصل عبارتى كه در دعاى مزبور آمده چنين است: «اين الطالب بدم المقتول بكربلاء»
2. ر. ك: همان ، زيارت امام حسين(ع) در روز عاشورا. در بخشى از زيارت يادشده چنين آمده است: «فاسئلالله الذى اكرم مقامك و اكرمنى ان يرزقنى طلب ثارك مع امام منصور من اهل بيت محمد:»
3. همان جا
4. القندوزى، سليمان بن ابراهيم ، ينابيع المودة ، نجف ، مكتبةالحيدرية، 1411 ق ، ص 590 ، به نقل از: موسوعة كلماتالامام الحسين(ع)، قم ، دارالمعروف ، 1415 ق ، ص659 ، ح 688 .
5. حسينى ترمذى ، محمد صالح ، مناقب مرتضوى ، ص139 ، به نقل از: قرشى،على اكبر، اتفاق در مهدى موعود7، ص 35
6.الشيخالصدوق،ابوجعفرمحمدبنعلىبنالحسين، كمالالدين و تمامالنعمة، تهران، دارالكتب الاسلامية،1359 ق، ج 1 ، ص317 ، ح 4; به نقل از موسوعة كلمات الامام الحسين، ص 661، ح693 .
7. همان ، ج 1، ص257 ، به نقل از: حكيمى، محمد ، عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام، قم ، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم ، 1374 ، صص36-35.
8 . همان ، ج 1، ص317 ، به نقل از موسوعة كلماتالامامالحسين، صص666- 655، ح703.
9. الكلينى ، محمدبنيعقوب، الكافى ، ج 8 ، ص37، به نقل از حكيمى،محمد، همان، ص293 .
10. در برخى از تفاسير كلمه «والعصر» به وجود حضرت مهدى(ع) تفسير شده است.
11. علماليقين ، ج 2 ، ص793 ، به نقل از موسوعة كلمات الامام الحسين(ع) ، صص669- 668، ح 710 .
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:جمعه سیزدهم بهمن 1385
پيشگوييهاي عيسي مسيح از آخرالزمان
در پيشگويياي كه قبلاً ذكر شد، مسيح از رنجهاي و سختيهاي فزايندهاي كه قبل از بازگشتش منجر به حوادث فاجعهبار بزرگ خواهد شد، سخن ميگويد. حوادث نهايي هنوز اتفاق نيفتادهاند. در واقع، تكميل آنها تنها در دهههاي گذشته امكانپذير بوده است.
سه حادثهي پيشگوييشدهي بزرگ وجود دارند كه تنها به واسطهي پيشرفتهاي دوران مدرن محقق شدهاند كه به طور اختصار بدانها ميپردازيم.
1. انجيل در تمامي جهان تبليغ خواهد شد
در متي 24، مسيح از جنگها، بيماريهاي همهگير، زلزلهها و آزار و شكنجهي پيروانش ميگويد. در آيهي 14 ميگويد: «و این مژدهي پادشاهی در سرتاسر جهان اعلام خواهد شد تا شهادتی برای همهي قومها باشد. آن گاه پایان فراخواهد رسید.»
مسيح رسولان خويش را براي گسترش مژده (انجيل) به سرتاسر امپراتوري روم فرستاد، اما هرگز نتوانستند به تبليغ آن در تمام جهان نايل شوند. قرنها پس از آن، مژدهاي كه توسط مسيح آورده شده در زمانهايي تقريباً از بين رفت، و تنها سويي كوچك از روشنايي در دنياي تاريك بود.
ماشين چاپ، كه انجيل را در زبانهاي رايج به ميليونها تن از مردم عرضه كرد، و ظهور رسانههاي جمعي و ارتباطات مدرن، تكميلكنندهي امكان وقوع اين پيشگويي در دوران اخير بوده است.
2. مصيبت چنان عظيم است كه بدون دخالت خداوند، هیچ بشری جان سالم به در نمیبرد
مسيح عبارات مبهوتكنندهاي را در متي 22ـ21 : 24 بيان ميكند. او ميگويد كه در زمان پيش از بازگشت او چنان مصیبت عظیمی روی خواهد داد که مانندش از آغاز جهان تاکنون روی نداده است. او همچنين گفته است كه اگر بازنگردد «هیچ بشری جان سالم به در نمیبرد» و حيات بشر بر روي زمين نابود خواهد شد.
بشريت در طول تاريخ با فجايع وحشتناك طبيعي و انساني روبرو شده است. يهوديان عصر مسيح در سال 70 ميلادي شاهد يك فاجعهي ملي بودند، و آن اين بود كه روميان بيتالمقدس را غارت كرده و از بين بردند. طبق گزارشات معاصر، بيش از يك ميليون نفر كشته شدند.
اما اين حوادث در مقايسه با ميليونها نفر كشته شده در طاعون قرن 14 اروپا، و رنج و درد و مرگ ناشي از جنگ جهاني اول و آنفلوآنزاي همهگيري كه به دنبال آن آمد، يا 50 ميليون نفري كه در جنگ جهاني دوم كشته شدند، بسيار كمرنگ مينمايد.
پس از آن، امكان خود نابودسازى بشر تا زمان ساخت و ذخيرهسازي تسليحات اتمي و شيميايي ميسر نبود. حقيقتاً نابودي كلي بشر با نيزه و شمشير، تفنگ سرپر يا حتي مسلسل، تانكها و بمبهاي يكتني امكان نداشت.
تنها پس از كشف انرژي هولناك ناشي از شكاف اتم بود كه نابودي هر موجود زندهاي بر روي اين سياره امكانپذير شد. امروزه، جدا از ذخاير بمب هستهاي، تسليحات شيميايي مهلكتر از تمام طاعونهاي گذشته، براي كشتن بيش از پيش انسانها، در برخي نقاط جهان به اندازهي كافي ذخيره شده است.
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385
شيعه واقعى
يكى از دوستان امام صادق(ع) خدمت ايشان آمده بود و از منطقه خودش تعريف مىكرد كه در آنجا شيعه زياد است.
حضرت فرمود: آيا شيعهها طورى هستند كه ثروتمندانشان به خانه فقرا بروند؟
گفت: نه، يك حالت عمومى نيست!
فرمودند: آيا طورى هست كه اگر كسى قرضى داشت از مال خودشان قرض او را بپردازند؟
گفت: نه، به اين عموميت نيست.
حضرت فرمودند: آيا اگر كسى لباس، خانه و يا غذا نداشت طورى هست كه ثروتمندان داوطلبانه آنها را تأمين كنند؟
گفت: نه.
با گفتن اين پاسخ امام به زانوهايشان زدند و فرمودند: شما اسمتان را شيعه نگذاريد.
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385
بسم الله الرحمن الرحیم
صبح های جمعه ولی حال و هوای دیگری دارد ... برعکس غروب هایش که هرچه آدم عجیب و غریب هست می ریزند اینجا ... عجیب و غریب ... تو عجیب تری ...
****
فقط همین ... بنشینی روبروی گنبد فیروزه ای اش و صفا کنی... صفا کنی؟؟ به این نمی گویند صفا... پایین تر را نگاه کن ... ستاره هایی را که روی خاک جاده با او عشق بازی می کنند ... نه ... او عشق بازی می کند باهاشان ...
بسه ... دوباره شروع نکن ... می خواهی گله کنی از این که دخترید و نمی توانید وسط جاده زانو بزنید و همان بحث های همیشه گی... بسه ... مزخرف نباف... به چشم های بغل دستی ات اگر نگاه کنی ... خب نمی شود ... نمی گذارد این چفیه اش ... بی خیال همه ... همان به تر که دلت خوش باشد به صفا کردنت ... صفا کن ... صفا کن ... صفاا اا اا اا...
****
... فلو قیل لنا ان هذا الامر لا یکون الی مئتی سنه او ثلاث مائه سنه لقست القلوب لرجع عامه الناس عن الاسلام، ولکن قالوا مااسرعه و ما اقربه تالفا لقلب الناس و تقریبا الفرج ...
اگر به ما گفته می شد: این امر [ظهور قائم] تا دویست سال و یا سی صد سال دیگر واقع نمی شود؛ دل ها سخت می شد و بیشتر مردم از اسلام برمی گشتند. اما گفته اند: این امر چه با شتاب پیش می آید و چه نزدیک است! تا دل های مردم الفت گیرد و فرج نزدیک احساس شود ...
امام کاظم علیه السلام
گیر بی خود نده... می گویم ظهور نزدیک است یعنی نزدیکِ نزدیک است... آخرالزمان شروع شده است... از زمان ضربت فرق امام علی - علیه السلام- ... شاید هم زودتر... از آن زمان که قابیل، برادرت را کشت... باز هم زودتر... از آن هنگام که آدم و حوا، پدر و مادرت، عهدشان را شکستند ... و شاید از آن زمان که ابلیس بر آدم سجده نکرد ... از همان موقع آخر الزمان شد ... تا همیشه... تاظهورش...
****
همین الانش که به خیالت این جمعه نه، جمعه ی بعد آقا می آید، چه غلطی می کنی؟ خودت را برای ظهور آماده کرده ای؟ از بس قیامت برایت نزدیک است، گند زده ای به پرونده ات دیگر؟ بس که برای سربازی آقا تدارک دیده ای اعمالت این است؟ نه عزیز کوتاه بیا ... الان وضعت این است ... چه برسد به آن که بخواهی ظهور را تا سیصد چهارصد سال هم عقب بیندازی ...
****
هوا دیگر روشن شده... شلوغی همیشه دارد برمی گردد ... خداحافظی می کنی ... یا نه سلام می دهی ... سمت چپت را ... گنبد طلای بی بی - علیها سلام- ... سمت راستت اردوگاه یاران آقا ... پشت سرت مرقد شهدای گمنام و پیش رویت ... پیش رویت ...
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:یکشنبه هشتم بهمن 1385
سلام.
کم و بیش به این سوال برخوردید که آیا حضرت مهدی(عج) خانواده داره؟
در این مطلب به یاری خدا سعی داریم که به پاسخ این سوال برسیم.
همانطور که همه میدونيم يکی ازسنتهاي پيغمبرازدوج بوده است و احاديث زيادی در این زمينه فرموده اند مثل:"انّکاح سنتی فمن رغب ان سنتی فليس منّی." يعنی: ازدواج سنت من است پس هرکس از سنتم دوری کند از من نيست. يا حديثی که دقيق اون ونمیدونم ولی منظورش اینه که باازدواج دين انسان کامل میشه.
مطلب بعدی اینکه ازمستحباته موکد در دين اسلام ازدواج است وامام زمان(عج) هم که کوچک ترين مستحبی رو کنار نمی گذارن چه برسه به چينن عملی که اینقدرهم روی اون تاکيد شده .
ممکنه بعضیها این مطلب رو عنوان کنند که هيچ زنی نمیتونه به اندازیه اون حضرت عمر کنه پس چطورآقا با اون زنا ازدوج میکنن؟ میشه اینطور جواب داد که برای اینکه ایشون عمر زيادی دارن و هيچ زنی به اندازيه ایشون نمیتون عمر کنه پس حتماً زنهايه زیادی داشته اند درحالی که اون زنها متوجه نشدند که همسرشون کيه؟ وفرزند اون کيه؟ حتماً بايد همينطور باشه وگرنه اون حضرت شناخته میشد و ديگه غيبت معنا نداشت.
در گوشه ای از زیارت روز جمعه که یکی از دعاهای مربوط به امام زمان(عج) است آمده:"السلام علیک وعلی اهل بیتک" یعنی: سلام بر تو و بر خانواده ات. یا خود ایشون در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به امام حسین(ع) عرض میکنن:" السلام عليك...( سلام من كان معك) فداک بروحه و اهله و جسده وماله و ولده و روحه لروحک فدا و اهلک لاهلک وقا" یعنی: سلام برتو...( سلام کسی که ا گر در کربلا با تو بود) روح و تن و مال و فرزندانش را فدای تو می نمود و جانش را فدای جان تو و خانواده اش را سپر بلای خانواده ی تو می نمود.
استدلالهایی که در بالا براتون نوشتم همه حاکی از ازدواج کردن ایشونند. اما عجله نکنید باید استدلالهایی رو هم که در مورد ازدواج نکردن ایشونوجود دارد رو هم مورد بررسی قرار بدهیم.
یکی از علمای بزرگ به نام مرحوم آيةالله شيخ محمد تقى شوشترى" قدس سره الشريف" در تالیفاتشان اعتراض صریح نسبت به موضوع متاهل بودن امام کرده و فرموده:"امام زمان،عليهالسلام، بعد از ظهور اگر مجالىباشد ازدواج مىكند اما در دوره غيبت هيچ دليلى برانجام اين مساله نداريم."
با توجه به سوالاتی مانند:اگر امام ازدواج نكرده چگونه سنت پيامبر را ترك نموده؟ و اگر ازدواج كرده آيا اولاد دارد يا خير؟ و اگراولاد ندارد آيا همسر ايشان نازاست يا خير؟ و اگر اولاد دارد آنها كجاهستند؟ و اگر فوت كردهاند كى و كجابوده و اگر زندهاند آيا آنها نيز همانند خود حضرت طول عمر دارند يا خير؟ و... که در رابطه با این موضوع مطرح می شود می توان چنین پاسخ داد که: هيچ دليلى برهمسر و اولاد داشتن امام زماننيست، بلكه احيانا دليل بر نفى آن هم در شرايط فعلى وجود دارد. اما دررابطه با اينكه ازدواج سنت نبى،صلى اللهعليه وآله، است به احتمالعقلى دو مساله مطرح است يكى اينكه بگوييم ازدواج فى نفسه سنتى است ازسنن پيامبر، هر چند هيچ مسالهاى هم به دنبال آن نباشد "ان من سنتىالنكاح"(۱)ولى معلوم نيست كه اينصورت صحيح باشد. لذا احتمال دوم مطرح مىگردد زيرا روايات ديگرىناظر بر اين هستند كه انسان ازدواج كند و بچهدار شود تا نسل مباركاسلام فزونى يافته و زياد شود "تثقلالارض بلااله الاالله"(۲)
كه البته اينكه در روايات آمده چيز واجبى نيست زيرا اگر ضرورت جامعه اسلامى ونيازهاى قطعى عالم ايجاب كند كهامام زمان، عليهالسلام، تنها زندگىكند؛ ديگر عنوان سنت پيامبر به هرمعنا باشد، هر چند به صورت مقطعى،منتفى خواهد بود و بحث اهم و مهممطرح است كه سنت پيامبر براى مصالح عامه و جامعه اسلامى ترك شده و اين اشكالى ندارد. البته بحث ما در وجود همسر و فرزندان بر امامزمان، عليهالسلام، قبل از ظهور است و گر نه ما بر وجود همسر و فرزند براى حضرت صاحبالامر، عليهالسلام، بعد از ظهور دلائلىداريم.
براى اين ادعا كه امام زمان،عليهالسلام، قبل از ظهور همسر وفرزندانى دارد به روايتى استدلالشده كه مرحوم شيخ طوسى(۳)، دركتاب بسيار نفيس و ارزشمند خود بهنام "الغيبة" آن را ذكر نموده است.اين روايت از حضرت صادق،عليهالسلام، نقل شده است كه ايشانفرمودند:مطلع نيست بر مكان امام زمان درايام غيبت هيچ كس نه از اولاد امام ونه غير اولاد مگر غلامى كه متصدىكارهاى آن حضرت است و فقط او ازمحل امام مطلع است.(۴)
به اين روايت استدلال شده كهامام صادق فرمودند:"لايطلع على موضعه احد منولده و لاغيره."
پس معلوم مىشود كه امام زماناولاد دارد و وقتى فرزند داشت قطعاهمسر هم دارد. لكن مرحوم نعمانى(۵)
كه از علماى اسلام است در كتاب"الغيبة" خود روايت را "من وليه"(۶)نقل كرده نه "من ولده" يعنى هيچكس نه دوست نه غير دوست بر جايگاه امام زمان، عليهالسلام، مطلع نيست مگر آن خدمتكارى كه متصدى كارهاى آن حضرت است.
در مورد زیارات ناحیه مقدسه و وارث نیز می توان چنین استدلال کرد که با توجه به این که هیچ کتابی جز قرآن از تحریف مصون نیست پس امکان دارد کلمات"ولد" در این دو زیارت "ولی" بوده باشد. اما در پایان اگر دقت کنید کلمه اهله باقی می ماند که باز می تواند استدلال ما بر همسر داشتن ایشان باشد.
از شما دوستان تقاضا می کنم که اگر استدلالی در باب هر دو دیدگاه دارید در قسمت نظرات بیان کنید.
التماس دعا
۱- مكارمالاخلاق,شيخ جليل حسن بنالفضل الطبرسى,اعلمى، ص196
۲- كتاب الغيبة,طبرسي,ص161-162
۳- كتاب الغيبة، ص14
۴- بحار، ج52 ص317
۵- اثبات الوصيه,مسعودي، ص201
۶- مكيال المكارم، ج2 ص73
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:یکشنبه هشتم بهمن 1385
قسمت اول
نام: محمّد.
پدر: امام حسن عسكرى(ع).
مادر: نرجس( [4] ).
القاب: حجت، خاتم، صاحب الزّمان، قائم، منتظَر، و از همه مشهورتر مهدى.
شكل: چون ستاره درخشان نورانى، و داراى خالى سياه بر گونه راست.
زاد روز: شب نيمه شعبان 255، هنگام طلوع فجر.
زادگاه: شهر سامراء.
غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.
نمايندگان: چهار نفر از شخصيّتهاى شيعه به نامهاى:
1 ــ ابو عمرو، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسكرى عليهما السّلام.
2 ــ فرزند او، ابو جعفر، محمد بن عثمان بن سعيد، در گذشته304.
3 ــ أبوالقاسم، حسين بن روح بن ابىبحر نوبختى، در گذشته326.
4 ــ ابوالحسن على بن محمد سمرى، در گذشته329.
محل اقامت نامبردگان بغداد، و كليّه امور شيعيان و خواستهها و نامههاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مىشد; و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.
غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد; و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار، همچنان ادامه خواهد داشت.
نمـايندگان و وظـيفه مردم در دوران غيبت كبرى: كسيكه فقيه خويشتن دار، مخالف هواى نفس، و فرمانبر امر خداوند باشد، او نماينده امام زمان است; و بر ديگران لازم است از او پيروى كنند; زيرا اينگونه افراد از طرف امام بر مردم حجّتاند، و امام از طرف خداوند بر آنان حجت باشد( [5] ).
هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد: حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبانها افتد; مردم دلباخته او شوند; و از كسى جز او سخن نگويند.
محل ظهور: مكّه معظّمه.
محل بيعت (تعهّد مردم در پيروى از امام): مسجدالحرام، ميان ركن و مقام.
نشانى: فرشتهاى از بالاى سر او فرياد مىزند: اين مهدى است، او را پيروى كنيد.
يادگار أنبياء: انگشتر سليمان در انگشت او، عصاى موسى در دستش، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.
ياران: سيصد و سيزده نفر (به عدد اصحاب بدر)، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند; و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(ع)، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.
روش حكومتى: بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امام اميرمؤمنان(ع).
شعاع و دامنه حكومت: سراسر جهان را فرا گيرد; و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.
مركز حكومت: مسجد كوفه، مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع).
چگونگى پيروزى بر دشمنان: همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان، خداوند او را با گـروههاى منظّم هزار نفرى از فرشتگان( [6] ) يا سه هزار نفرى كه از آسمان فرود آمدند( [7] ) يا پنج هزار نفرى كه داراى نشان مخصوص بودند( [8] ) مدد داد; و نيز در جبهههاى جنگ ياريش كند، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر( [9] ) و ديگر جبهههاى فراوان و روز تاريخى حنين( [10] ) يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت( [11] ).
مدت زمامدارى: روايات كه اكثراً مربوط به اهل تسنّن استـ در اين باره باختلاف سخن گفته، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.
وزير و معاون: عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.
بركات حكومت و رهبرى او: درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود; عمرها به درازا كشد; مردم همه در رفاه و بىنيازى بسر برند; شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود; و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.
براى شناخت حضرت مهدى (عليه السلام) و ويژگىهاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيلهاى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام)نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مىتوان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرمودهاند ـ كسى جز خدا و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر و اهلبيت را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.
علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمىتوان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد.
با اين همه، آنچه در پى مىآيد تنها مرورى بر پارهاى عناوين و ذكر نمونههايى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطرههايى از دريايى بىكرانه، كه گفتهاند:
آب دريا را اگر نتوان كشيد***هم به قدر تشنگى بايد چشيد
الف) همپاى قرآن:
اينكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) در سفارش مشهور خويش فرمود: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ما ان تمسّكتم بهما لن تضلّوا ابداً»( [12] ) و بدين سان بر همپايى و همراهى خاندان خويش سلاماللّه عليهم با قرآن كريم، تأكيد نمود، دلالت بر اين دارد كه در زمان ما، كتاب خدا قرآن كريم جز در كنار مهدى آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) كه يگانه ذخيره و باقيمانده اين دودمان پاك است، كتاب هدايت انسانها نتواند بود و از گمراهى و سرگردانى مردم، جلوگيرى نتواند كرد.
و نيز اينكه رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «علىّ مع القرآن و القرآن مع علىّ لايفترقان حتى يردا على الحوض»( [6] ) با توجه به اينكه دراين عصر، وصايت و وراثت حضرت على(عليه السلام) در همه مقامات ولايتى و شئونات هدايتىاش تنها از آن حضرت مهدى (عليه السلام)مىباشد، بر چنين همراهى و همپايى و معيّتى، بين او و قرآن نيز دلالت دارد.
همه ائمه بزرگوار، «شركاء قرآن كريم» شمرده شدهاند( [7] ) چنانكه بطور ويژه در يكى از زيارتهاى مخصوصه حضرت مهدى (عليه السلام) با تعبير «السلام عليك يا شريك القرآن» از ايشان ياد شده است.
از آن رو كه تلاوت آيات كتاب خدا بهترين وسيله انس باخداست، و براى مقرّبان درگاه حق هيچ لذّتى بالاتر از خواندن قرآن و تدبّر در آن نيست، حضرت مهدى (عليه السلام) كه در اين دوران والاترين درجات انس و بالاترين مقامات قرب الى اللّه را داراست، شايستهترين كسى است كه به عنوانِ «يا تالِىَ كتابِ اللّه و ترجمانَه»( [8] ) مىتواند مورد خطاب قرار گيرد.
د) قرائت كننده و تفسيرگر قرآن:
براى قرائت و تفسير قرآن كريم چه كسى شايستهتر از حضرت مهدى(عليه السلام)است كه در اين زمان «چراغ هدايت» و «حامل علوم قرآن» و «نگاهبان گنجينه دانش الهى» و «حافظ سرّ خدا» تنها اوست و «امانات نبوّت» و «وديعتهاى رسالت» در اين عصر تنها به او سپرده شده است؟( [9] ) اوست كه قرآن را چونان كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و على (عليه السلام)قرائت مىكردند، قرائت مىكند و آنچنان كه خداى محمد و على (عليهما السلام)مىپسندد و مقرر فرموده است، تفسير مىنمايد.
«السلام عليك حين تقرء و تبيّن»( [10] ).
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنيدن***به رخت نظاره كردن، سخن خدا شنيدن
... صاحب الزّمان و مُظهر الايمان و مُلقِّن احكام القرآن...( [11] )
«سلام خدا بر صاحب الزمان و آشكار كننده ايمان و تلقين و تعليم دهنده احكام قرآن.»
در آخر الزمان كه سنّتهاى قرآنى به فراموشى سپرده شده و بسيارى از معارف اين كتاب الهى از سوى كژ انديشان به تحريف و تبديل كشيده شده و حيات و حيات آفرينى آياتش، در حصار جهل و هوس دنيا پرستان ناديده گرفته شده است، مهدى (عليه السلام)مىآيد تا احياگر اين معجزه جاويد باشد و اسلام و مسلمين را در پرتو انوار فروزان آن جانى تازه بخشد.
«اللهمّ جدّد به ما امتحى من دينك و أحىِ به ما بُدّلَ من كتابك و أظهر به غُيّر من حكمك».( [12] )
«خدايا از دينت آنچه به نابودى گراييده بوسيله او تجديد فرما. و از كتابت آنچه دگرگونى و تبديل پذيرفته بوسيله او احيا كن. و از احكامت آنچه را كه تغيير يافته بوسيله او آشكار گردان.»
در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است.
در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است.
در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مىكنيم:
1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون( [13] )» فرمود:
«به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مىشمارد.»( [14] )
2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً»( [15] ) فرمود:
«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»( [16] )
3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»( [17] )فرمود:
«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مىباشند.»( [18] )
4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»( [19] ) فرمود:
«اينآيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مىدهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مىميراند.»( [20] )
5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً»( [21] ) فرمود:
«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»( [22] )
6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض»( [23] ) در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»( [24] )
1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! بوسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مىآورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مىسازم.
و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مىكنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مىدهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مىكشانم، و به دست او و با علم خود سرزمينها و دل بندگانم را حياتى تازه مىبخشم و گنجها و ذخيرههاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مىسازم.
و با اراده خود او را بر نهانىها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مىگردانم و با فرشتگان خود او را يارى مىرسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مىباشد.»( [25] )
2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عزوجلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مىگذرى؟!
خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مىگيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مىرسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.
در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مىگيرم.»( [26] )
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:یکشنبه هشتم بهمن 1385
1 ـ رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) :
«لاتقوم الساعة حتى يقوم القائم الحق منّا و ذلك حين يأذن اللّه عزّوجلّ له و من تبعه نجا و من تخلّف عنه هلك. اللّه اللّه عباد اللّه فأتوه و لو على الثلج فانّه خليفة اللّه عزّوجلّ و خليفتى.»( [27] )
«روز قيامت فرا نمىرسد مگر آنكه از بين ما «قائم حقيقى» قيام نمايد. و آن قيام، زمانى خواهد بود كه خداى عزّوجلّ او را اجازه فرمايد. هركس پيرو او باشد نجات مىيابد و هركه از فرمانش تخلّف ورزد، هلاك مىشود. اى بندگان خدا ! خدا را، خدا را; بر شما باد كه به نزدش آييد اگرچه بر روى يخ و برف راه رويد. زيرا او خليفه خداى عزّوجلّ و جانشين من است.»
2 ـ اميرالمؤمنين على (عليه السلام) :
قال للحسين(عليه السلام) : «التاسع من ولدك يا حسين! هو القائم بالحق، المظهر للدين، الباسط للعدل»، قال الحسين (عليه السلام)فقلت: يا اميرالمؤمنين و إنّ ذلك لكائن؟ فقال (عليه السلام): «اى و الذى بعث محمداً بالنبوة و اصطفاه على جميع البريّه و لكن بعد غيبة و حيرة لاتثبت فيها على دينه اِلاّ المخلصون المباشرون لروح اليقين الذين أخذ اللّه ميثاقهم بولايتنا و كتب فى قلوبهم الايمان و ايّدهم بروح منه».( [28] )
«به حسين (عليه السلام) فرمود: نهمين فرزند تو اى حسين! قيام كننده به حق و آشكار سازنده دين و گستراننده عدالت است.
امام حسين (عليه السلام) گويد: پرسيدم: يا اميرالمؤمنين! آيا حتماً چنين خواهد شد؟
فرمود: آرى! قسم به كسى كه حضرت محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)را به پيامبرى بر انگيخت و او را بر تمام خلايق برگزيد، چنين خواهد شد، امّا بعد از غيبت و حيرتى كه در آن كسى ثابت قدم بر دين نمىماند مگر مخلصين و دارندگان روح يقين آنان كه خداوند نسبت به ولايت ما از آنان پيمان گرفته و ايمان را بر صفحه دلشان نگاشته و با روحى از جانب خود تأييد فرموده است.»
3 ـ حضرت زهرا (عليها السلام):
«قال لى رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) أبشرى يا فاطمة، المهدىّ منك».( [29] )
«رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) به من فرمودند: اى فاطمه! ترا بشارت باد به اينكه حضرت «مهدى (عليه السلام) » از نسل توست.»
4 ـ امام حسن مجتبى (عليه السلام) فرمود:
«ما منّا احدٌ اِلاّ ويقع فى عنقه بيعة لطاغية زمانه اِلاّ القائم الّذى يصلّى روح اللّه عيسى بن مريم خلفه فان اللّه عزّوجلّ يخفى ولادته و يُغيّب شخصه لئلاّ يكون لأحد فى عنقه بيعة».( [30] )
«هيچ يك از ما اهلبيت نيست مگر آنكه بيعتى از طاغوت زمانش را اجباراً بر عهده دارد. مگر حضرت «قائم» كه عيسى بن مريم، روحاللّه پشت سر او نماز مىگذارد.
خداوند ولادت او را مخفى مىدارد و شخص او را از ديدگان، غايب مىگرداند، تا بيعت هيچ كس را بر گردن نداشته باشد.»
5 ـ امام حسين (عليه السلام):
«منّا اثنا عشر مهديّاً اوّلهم اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(عليه السلام)و آخرهم التاسع من ولدى و هو الامام القائم بالحق. يحيى اللّه به الأرض بعد موتها و يظهر به دين الحق على الدين كلّه و لو كره المشركون».( [31] )
«دوازده هدايت شده هدايتگر از بين ما هستند، اولين آنان اميرالمؤمنين على بن ابيطالب (عليه السلام) و آخرين آنان، نهمين فرزند من است كه پيشواى قيام كننده به حق خواهد بود، خداوند به وسيله او زمين را پس از موات شدنش زنده مىكند و به دست او دين حق را بر تمامى اديان پيروز مىسازد، اگرچه مشركان را ناخوشايند باشد.»
6 ـ امام زين العابدين (عليه السلام):
«إن للقائم منّا غيبتين، احداهما أطول من الأخرى... فيطول أمرها حتى يرجع عن هذا الامر اكثر من يقول به، فلايثبت عليه اِلاّ من قوى يقينه و صحّت معرفته و لم يجد فى نفسه حرجاً ممّا قضينا و سلّم لنا اهل البيت.»( [32] )
«براى قائم ما دو غيبت هست. يكى از آن دو طولانىتر از ديگرى است... و آن قدر طول خواهد كشيد كه اكثر معتقدين به ولايت، از او دست خواهند كشيد. در آن زمان كسى بر امامت و ولايت او ثابت قدم و استوار نمىماند مگر آن كه ايمانش قوى، و شناختش درست باشد و در نفس خويش نسبت به حكم و قضاوت ما هيچ گرفتگى و كراهتى احساس نكند و تسليم ما اهلبيت باشد.»
7 ـ امام باقر (عليه السلام) :
راوى گويد از امام (عليه السلام) در باره آيه شريفه «فلا أقسم بالخنّس الجوار الكنّس تكوير: 15 و 16» سئوال كردم. فرمود: «هذا مولود فى آخر الزمان. هو المهدى من هذه العترة. تكون له حيرة و غيبة، يضلّ فيها اقوام و يهتدى فيها أقوام. فياطوبى لك إن أدركته و يا طوبى لمن أدركه.»( [33] )
«مراد اين آيه، مولودى در آخر الزمان است كه همان مهدى از اين خاندان است. او را حيرت و غيبتى هست كه در آن گروههايى گمراه شوند و گروههايى ديگر هدايت پذيرند. خوشا به حال تو اگر او را درك كنى و خوشا به حال هركسى كه او را درك كند.»
8 ـ امام صادق (عليه السلام) :
«إنّ لصاحب هذا الامر غيبة، فليتّق اللّه عبد و ليتمسّك بدينه».( [34] )
«همانا براى صاحب اين امر غيبتى هست، پس بنده خدا در آن دوران بايد تقواى الهى پيشه كند و به دينش چنگ زند.»
9 ـ امام كاظم (عليه السلام) :
«صاحب هذا الامر، هو الطريد الوحيد الغريب الغائب عن أهله الموتور بأبيه».( [35] )
«صاحب اين امر ـ حضرت مهدى (عليه السلام) ـ رانده شده، تنها، غريب، غائب و دور از اهل و خونخواه پدر خويش مىباشد.»
10 ـ امام رضا (عليه السلام) :
«... و بعد الحسن ابنه الحجّة القائم المنتظر فى غيبته، المطاع فى ظهوره، لو لم يبق من الدنيا اِلاّ يوم واحد لطوّل اللّه ذلك اليوم حتى يخرج فيملأها عدلا كما ملئت جوراً».( [36] )
«و بعد از امام حسن عسكرى(عليه السلام) فرزندش حضرت حجّت قائم، امام خواهد بود آن كس كه در دوران غيبتش مورد انتظار، و در زمان ظهورش مورد اطاعت مؤمنان است. اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خدا همان روز را چنان طولانى كند كه قيام فرمايد و زمين را از عدالت پر كند چنانكه از ستم پر شده باشد.»
11 ـ امام جواد (عليه السلام) :
در باره اينكه چرا حضرت مهدى (عليه السلام)«منتظَر» ناميده مىشود فرمود:
«إن له غيبة يكثر ايامها و يطول امدها فينتظر خروجه المخلصون و ينكره المرتابون و يستهزئ به الجاحدون و يكذَّب فيها الوقاتون و يهلك فيها المستعجلون و ينجو فيها المسلّمون».( [37] )
«او را غيبتى هست كه زمانش زياد است و پايانش به طول مىانجامد. پس مخلصين چشم انتظار قيام او مىمانند و شك كنندگان به انكار او بر مىخيزند و منكرين به استهزاى او مىپردازند و تعيين كنندگان وقت ظهور مورد تكذيب قرار مىگيرند و عجله كنندگان در آن هلاك مىشوند و تسليم شدگان نجات مىيابند.»
12 ـ امام على النقى (عليه السلام) :
«اذا غاب صاحبكم عن دار الظالمين، فتوقّعوا الفرج».( [38] )
«زمانى كه صاحب و امام شما از ديار ستمگران غايب گشت، چشم انتظار فرج باشيد.»
13 ـ امام حسن عسكرى (عليه السلام) :
«المنكر لولدى كمن اقرّ بجميع أنبياء اللّه و رسله ثم انكر نبوّة محمد رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) و المنكر لرسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) كمن انكر جميع الانبياء لأن طاعة آخرنا كطاعة اوّلنا و المنكر لآخرنا كالمنكر لأوّلنا».( [39] )
«كسى كه فرزندم ـ مهدى (عليه السلام) ـ را انكار كند مانند كسى است كه تمام پيامبران و رسولان الهى را قبول داشته باشد، اما نبوت حضرت محمد رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)را انكار كند. و انكار كننده رسول اللّه مانند كسى است كه همه انبياء را انكار نمايد. چون اطاعت آخرين امام ما به منزله اطاعت اولين امام است و منكر آخرين امام ما به منزله منكر اولين امام است.»
مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى(عليه السلام)ذكر مىكند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباطهاى شخصى و استحسانهاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:
محمّد، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و... .( [40] )
كنيههاى آن حضرت عبارتند از: ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيههاى ايشان شمرده است.
در اينجا به ذكر پارهاى عناوين و صفات كه در ضمن زيارتهاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم(عليه السلام)بر شمرده شده براىمان روشنتر سازد.
قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام)وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام(عليهم السلام)نيز مىتواند مصداق داشته باشد.
ديگر اينكه، آنچه ذكر مىشود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهرهورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژهاى مفرد يا جملهاى توصيفى باشد.
بقيّة اللّه: باقيمانده خدا در زمين.
خليفة اللّه: جانشين خدا در ميان خلايق.
وجه اللّه: مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.
باب اللّه: دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مىكنند.
داعى اللّه: دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.
سبيل اللّه: راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.
ولى اللّه: سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.
حجة اللّه: حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مىكنند.
نور اللّه: نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.
عين اللّه: ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.
سلالة النّبوّة: فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.
خاتم الاوصياء: پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).
علم الهدى: پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.
سفينة النّجاة: كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.
عين الحيوة: چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.
القائم المنتظر: قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بىنظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.
العدل المشتهر: عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.
السيف الشاهر: شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.
القمر الزّاهر: ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.
شمس الظلاّم: خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.
ربيع الأنام: بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.
نضرة الأيّام: طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.
الدين المأثور: تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.
الكتاب المسطور: قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.
صاحب الأمر: دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.
صاحب الزمان: اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.
مطهّر الأرض: تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.
ناشر العدل: برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.
مهدى الامم: هدايتگر همه امّتها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.
جامع الكَلِم: گردآورنده همه كلمهها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.
ناصر حق اللّه: ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.
دليل ارادة اللّه: راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.
الثائر بأمر اللّه: قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.
محيى المؤمنين: احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.
مبير الكافرين: نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.
معزّ المؤمنين: عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.
مذلّ الكافرين: خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.
منجى المستضعفين: نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.
سيف اللّه الّذى لاينبو: شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.
ميثاق اللّه الّذى أخذه: پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.
مدار الدهر: مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.
ناموس العصر: نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.
كلمة اللّه التامه: كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.
تالى كتاب اللّه: تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.
وعداللّه الّذى ضمنه: وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.
رحمة اللّه الواسعة: رحمت بىپايان خدا، لطف و رحمت بىكرانه پروردگار رحمت گسترده حق.
حافظ اسرار رب العالمين: نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.
معدن العلوم النبويّه: گنجينه دانشهاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.
نظام الدين: نظام بخش دين.
يعسوب المتقين: پيشواى متقين.
معزّ الاولياء: عزت بخش ياران.
مذلّ الأعداء: خوار كننده دشمنان.
وارث الانبياء: ميراث بر پيامبران.
نور ابصار الورى: نور ديدگان خلايق.
الوتر الموتور: خونخواه شهيدان.
كاشف البلوى: بر طرف كننده بلاها.
المعد لقطع دابر الظلمه: مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.
المنتظر لاقامة الأمت و العوج: مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستىها.
المترجى لازالة الجور و العدوان: مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.
المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن: ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.
المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده: مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.
جامع الكلمة على التقوى: گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.
السبب المتصل بين الأرض و السماء: واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.
صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى: صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.
مؤلف شمل الصلاح و الرضا: الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.
الطالب بدم المقتول بكربلا: خونخواه شهيد كربلا.
المنصور على من اعتدى عليه وافترى: يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.
المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى: پريشان و درماندهاى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.
1 ـ شبيه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم):
حضرت مهدى (عليه السلام) سيمايى چون سيماى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دارد، در رفتار و گفتار و سيرت نيز شبيه و همانند اوست.( [41] )
اميرالمؤمنين (عليه السلام) روزى به امام حسين (عليه السلام) نظر افكنده به اصحاب خود فرمودند:
«در آينده خداوند از نسل او مردى را پديد مىآورد كه همنام پيامبر شماست و در ويژگيهاى ظاهرى و سجاياى اخلاقى به او شباهت دارد.»
زيبايى اگر به اعتدال و تناسب اعضاى چهره، يا به گيرايى نگاه و نورانيّت صورت و جذّابيّت آن باشد، همگى در وجود نازنين يادگار پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به وديعت نهاده شده است.( [42] )
پيشانى بلند و گشادهاش بر هيبت و وقار چهره زيبايش مىافزايد، و چنان نورى بر چهره و جبين او پيداست كه سياهى موهاى سر و محاسن شريفش را تحت الشعاع قرار مىدهد.( [43] )
قامتى نه دراز و بىاندازه و نه كوتاه بر زمين چسبيده دارد، بلكه اندامش معتدل و ميانه است.( [44] )
خالى بر چهره دارد كه برگونه راستش همچون دانه مُشكى ميان سفيدى صورتش مىدرخشد و خالى ديگر بين دو كتفش متمايل به جانب چپ بدن دارد.( [45] )
در باره شمايل ظاهرى امام زمان(عليه السلام) پارهاى صفات ديگر از مجموعه روايات وارده در اين باب مىتوان بدست آورد:
* آن حضرت رنگى سپيد، كه آميختگى مختصرى با رنگ سرخ دارد.
*از بيدارى شبها، چهرهاش به زردى مىگرايد.
* چشمانش سياه و ابروانش بهم پيوسته است و در وسط بينى او بر آمدگى كمى پيداست.
* ميان دندانهايش گشاده و گوشت صورتش كم است.
* ميان دو كتفش عريض است و شكم و ساق او به اميرالمؤمنين(عليه السلام)شباهت دارد.
* در وصف او وارد شده: «المهدىّ طاووس اهل الجنّة. وجهه كالقمر الدّرى عليه جلابيب النور».
«حضرت مهدى(عليه السلام) طاووس اهل بهشت است، چهرهاش مانند ماه درخشنده است و گويا جامههايى از نور بر تن دارد.»( [46] )
«اللّهم ارنى الطّلعة الرّشيدة والغرّة الحميدة واكحل ناظرى بنظرة منّى اليه».
«بار خدايا ! آن جمال بارشادت و پيشانى نورانى ستايش شده را، به من بنمايان، و چشمم را به نگاهى به او، سرمه كن».
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم):
«والذى بعثنى بالحق بشيراً لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد، لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج فيه ولدى المهدى، فينزل روح الله عيسى بن مريم فيصلى خلفه، وتشرق الارض بنور ربها، ويبلغ سلطانه المشرق والمغرب».
اكمال الدين، ص 163.
سوگند به آن كسى كه مرا به حق براى بشارت (به رحمت خويش) مبعوث فرموده، اگر جز يك روز از عمر عالم باقى نماند، هرآينه خداوند آن روز را آن چنان طولانى سازد تا در آن روز فرزندم مهدى از پرده غيبت خارج گردد، سپس روح الله عيسى بن مريم نازل گردد و پشت سر او نماز گذارد، و زمين به نور پروردگارش (از ظلمتهاى ظلم و تاريكيهاى فساد و جهل) به روشنائى گرآيد، و قدرت و حكومت او تا شرق و غرب عالم گسترش يابد.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم):
«يا اُبى! طوبى لمن لقيه و طوبى لمن احبه و طوبى لمن قال به، ينجيهم من الهلكة وبالاقرار بالله وبرسوله و بجميع الائمة يفتح الله لهم الجنة، مثلهم فى الارض كمثل المشك الذى يسطع ريحه فلا يتغير ابداً، و مثلهم فى السماء كمثل القمر المنير الذى لايطفا نوره ابداً».
(عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 59).
اى اُبى! خوشا به حال كسى كه با او ديدار نمايد، خوشا به حال آنكه او را دوست بدارد، خوشا به حال آنكه به او معتقد باشد، خداوند آنان را از هلاكت نجات بخشد، و بواسطه اقرار و اعتقاد به خدا و به رسولش و به تمام امامان، خداوند درهاى بهشت را برايشان بگشايد! آنان در زمين همانند مُشك اند كه بوى خوشش در فضا پخش و پراكنده گردد و هيچ گاه فاسد نشود، و در آسمان هم چون ماه درخشنده اند كه هيچ گاه خاموشى نمى پذيرد.
رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم):
«يكون فى امتى المهدى، تنعم امتى فى زمانه نعيماً لم يتنعم مثله قط».
الزام الناصب، ص 163.
مهدى در امت من است و امتم در عصر او از موهبت و نعمت فراوان برخوردار گردند بگونه اى كه هيچ گاه آن چنان بهره مند نشده باشند.
اميرالمؤمنين (عليه السلام):
«... ويذهب الشر و يبقى الخير و يزرع الانسان مداً و تخرج له سبعة امداد كما قال الله تعالى، و يذهب الزّنا و شرب الخمر، و يذهب الرّبا، و يقبل الناس على العبادات، و الشرع والديانة، والصلاة فى الجماعات، و تطول الاعمار، و تؤدى الامانات و تحمل الاشجار، و تتضاعف البركات، و تهلك الاشرار و تقى الاخيار ولايبقى من يبغض اهل البيت(عليهم السلام)»
(عقد الدرر به نقل از منتخب الاثر، ص 474).
شرّ از جهان رخت بربندد و خير و نيكى بجاى ماند و انسان يك مدّ بذر كشت نمايد و هفت مدّ برايش محصول دهد چنانچه خداى تعالى فرموده است. زنا و شراب و ربا از بين برود، و مردم به عبادت و ديانت و نماز جماعت روى آورند، عمرها طولانى، امانتها به صاحبانشان مسترد، درختان بارور، خيرات و بركات مضاعف گردد. اشرار از ميان
بروند و نيكان باقى مانند و از دشمنان اهل بيت(عليهم السلام)كسى باقى نماند.
اميرالمؤمنين (عليه السلام):
«ولو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها، ولا خرجت الارض نباتها، ولذهبت الشحناء من قلوب العباد».
(بحارالانوار، ج 52، ص 316).
وقتى كه قائم ما قيام نمايد، آسمان قطرات بارانش را فرو بارد و زمين روئيدنيها و گياهانش را بروياند و كينه و عداوت از دلهاى بندگان زائل گردد.
امام باقر (عليه السلام):
اذا قام قائمنا وضع يده على رووس العباد فجمع به عقولهم و اكمل به اخلاقهم
(بحارالانوار، ج 52، ص 336).
زمانى كه قائم ما قيام نمايد، دست خويش بر سر بندگان گذارد و بدين وسيله نيروهاى مردم را تمركز بخشيده و اخلاقشان را كامل سازد.
امام باقر (عليه السلام):
حضرت باقر (عليه السلام) در مورد رشد فرهنگى مردم در عصر ظهور فرمود:
«وتؤتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراة لتقضى فى بيتها بكتاب الله تعالى و سنة رسول الله صلى الله عليه و آله».
بحارالانوار، ج 52، ص 352.
علم و حكمت به همه شما در زمان مردى از خاندان ما آموخته شود، بطورى كه حتى زن در خانه اش بر طبق كتاب خدا و سنت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) قضاوت نمايد.
امام صادق (عليه السلام):
«لن تذهب الدنيا حتى يخرج رجل منا اهل البيت يحكم بحكم داود و آل داود لايسأل الناس بيّنة».
كافى، ج 1، ص 397.
دنيا به پايان نرسد جز اينكه مردى از خاندان ما اهل بيت خروج نمايد و به حكم داود و آل داود حكم كند و از كسى بيّنه و گواه نطلبد.
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:یکشنبه هشتم بهمن 1385
ادامه ي مطلب ...
به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد
سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست
و بهترين منتظر، منتظر توست
مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم:
گر عشقى هست و عاشقى
نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم
در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند
ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان
ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانيم.
خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم
وصف يار
رفته بودم يك شبى در مجلسى***در ميان جمع مردم حرف خوبى زد كسى
گفت: آقا گر بپرسند كافران***پس چه شكلى است قامت آقايتان
ما چه گوئيم در جواب آقاى من***چهره بنما بر رخ اعماى من
البته ما خود مقصر بوده ايم***تاكنون اين چهره را نى ديده ايم(نديده ام)
روى زيباى تو يك فرزانه است***ديدنش از بهر من افسانه است
گرچه من روى تورا نى ديده ام***وصف آن زيبا رخت بشنيده ام
هركسى از من بپرسد يك زمان***بر كه ماند چهره آقايتان
من بگويم يوسف زهراست او***چهره اش چون سيد بطحاست او
گونه ها سرخ است و ابروها سياه***قامتش افراشته صورت چو ماه
حال زيبايى به لب دارد گلم***مى شود روشن زديدارش دلم
خُلق او نرم و نگاهش مهربان***مى نشيند گفته اش بر دل به جان
كى شود محدود او اندرز زمان***يا شود محصور او اندر مكان
عالم اندر دست او باشد همه***او ندارد قدر خَرْدل واهمه
توپ و تانك و بمبهاى سهمگين***ژ3 و سيمنيوف و بحرى زِ مين
اين همه انبارهاى بى نظير***در يد والاى او باشد اسير
قدرتش را كى توانى وصف نمود***قدرت او را كسى واصف نبود
جمعه يعنى يك غزل دلواپسى***جمعه يعنى گريه هاى بى كسى
جمعه يعنى روح سبز انتظار***جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراريهاى آب***جمعه يعنى انتظار آفتاب
جمعه يعنى ندبه اى در هجر دوست***جمعه خود ندبه گر ديدار اوست
جمعه يعنى لاله ها دلخون شوند***از غم او بيدها مجنون شوند
جمعه يعنى يك كوير بى قرار***از عطش سرخ و دلش در انتظار
انتظار قطره اى باران عشق***تا فرو شويد غم هجران عشق
جمعه يعنى بغض بى رنگ غزل***هق هق بارانى چنگ غزل
زخمه اى از جنس غم بر تار دل***تا فرو شويد غم هجران دل
جمعه يعنى روح سبز انتظار***جمعه يعنى لحظه هاى بى قرار
بى قرار بى قراريهاى آب***جمعه يعنى انتظار آفتاب
لحظه لحظه بوى ظهور مى آيد***عطر ناب گل حضور مى آيد
سبز مردى از قبيله عشق***ساده و سبز و صبور مى آيد
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:یکشنبه هشتم بهمن 1385
زيارت عاشورا
الســــــلام عليك يا أبا عبد الله السلام عليك يابن رسول الله السلام عليك يا ابن أمير المؤمنين وابن سيد الوصييـن السلام عليك يابن فاطمة سيدة نساء العالمين السلام عليك يا ثار الله وابن ثاره والوتر الموتور السلام عليك وعلى الأرواح التي حلت بفنائك عليكم مني جميعا سلام الله أبداً ما بقيت وبقي الليل والنهار يا أبا عبد الله لقد عظـــــمت الرزية وجلت وعظمت المصيبة بك علينا وعلى جميع أهل الإسلام وجلت وعظمت مصيبتك في السماوات عــلى جميع أهل السماوات فلعن الله أمة أسست أساس الظلم والجور عليكم أهل البيت ولعن اله أمة دفعتكم عن مقامـــكم وأزالتكم عن مراتبكم التي رتبكم الله فيها ولعن الله أمة قتلتكم ولعن الله الممهدين لهم بالتمكين من قتالكم برئت إلى الله واليكم منهم ومن أشياعهم وأتباعهم وأوليائهم يا أبا عبد الله إني سلم لمن سالمكم وحرب لمن حاربكم إلى يـــوم القيامة ولعن الله آل زياد و آل مروان ولعن الله بني أمية قاطبة ولعن الله ابن مرجانه ولعن الله عمر ابن سعد ولعن الله شمرا ولعن الله أمة أسرجت ألجمت وتنقبت لقتالك بابي أنت وأمي لقد عظم مصابي بك فاسأل الله الذي اكـــرم مقامك أكرمني بك أن يرزقني طلب ثارك مع إمام منصور من أهل بيت محمد صلى الله عليه واله اللهم اجـــعلني عندك وجيها بالحسين عليه السلام في الدنيا والآخرة يا أبا عبد الله إني أتقرب إلى الله والى رسوله والـــــى أميــر المؤمنين والى فاطمة والى الحسن واليك بموالاتك وبالبراءة ممن قاتلك ونصب إليك الحــرب وبالبراءة ] ممــــن أسس أساس الظلم والجور عليكم وابرأ إلى الله والى رسوله [ ممن أسس أساس ذلك وبنى عليه بنيانه وجـرى في ظلمه وجوره عليكم وعلى أشياعكم برئت إلى الله وإليكم منهم أتقرب إلى الله ثم إليكم بموالاتكم ومـــوالاة وليـــكم وبالبراءة من أعدائكم والناصبين لكم الحرب وبالبراءة من أشياعهم ومن اتباعهم إني سلم لمن سالمكم وحــــــرب
لمن حاربكم وولي لمن والاكم وعدو لمن عاداكم فاسأل الله الذي أكرمني بمعرفتكم ومعرفة أوليائكم ورزقـــــــني البراءة من أعدائكم أن يجعلني معكم في الدنيا والآخرة وان يثبت لي عندكم قدم صدق في الدنيا والآخرة أساله أن يبلغني المقام المحمود الذي لكم عنده وأن يرزقني طلب ثاركم مع إمام هدى ظاهر ناطق بالحق منكم وأسأل اللــه بحقكم وبالشأن الذي لكم عنده أن يعطيني بمصابي بكم افضل ما يعطى مصابا بمصيبته مصيبة ما أعظمهـــــــــا واعظم رزيتها في الإسلام وفي جميع السماوات والأرض اللهم اجعلني في مقامي هذا ممن تناله منك صــــلوات ورحمة ومغفرة اللهم اجعل محياي محيا محمد وال محمد ومماتي ممات محمد وال محمد اللهم إن هذا يـــــــــوم
تبركت به بنو أمية وابن آكلة الأكباد اللعين ابن اللعين على لسانك ولسان نبيك صلى الله عليه واله فــــــــــي كل
موطن وموقف وقف فيه نبيك صلى الله عليه واله اللهم العن أبا سفيان ومعاوية ويزيد ابن معاوية عليهم مــــــنك اللعنة ابد الآبدين وهذا يوم فرحت به آل زياد وال مروان بقتلهم الحسين صلوات الله عليه اللهم فضاعف عـــليهم اللعن منك والعذاب الأليم اللهم إني أتقرب إليك في هذا اليوم وفي موقفي هذا وأيام حياتي بالبراءة منهم واللـــعنة عــــــــــــــــليهم وبالموالاة لنــــــــــــبــــــــــيك وآل نبيـــــــــــــــــــــــــــــــــــك عليه وعليهم الســــــــــــــــلام
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:یکشنبه هشتم بهمن 1385
نامه١
اما بعد! درود بر تو اي دوست پراخلاص در دين خدا!
اي آنكه در عشق و ايمان به خاندان وحي و رسالت به اوج آگاهي و يقين پر كشيده اي!
ما در نامه خويش به سوي تو, آفريدگار بي همتايي را كه جز او خدايي نيست, سپاس گفته و از بارگاه او بر سرور و سالار و پيام آورمان محمد(ص) و خاندان گرانقدر و پاك او درود و رحمت جاودانه مي طلبيم.
و به تو كه خداوند براي ياري حق توفيقت ارزاني داشته, پاداشت را بخاطر سخنان.........
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:پنجشنبه پنجم بهمن 1385
غیبت
«غیبت» به معنای ناپیدا بودن در مقابل «ظهور» و همچنین «ناپدید بودن» در مقابل «حضور» و «جلوهکردن» است. بنا بر اعتقاد شیعیان غیبت دورهای است که امام در میان مردم ظهور ندارد و به دو دوره غیبت صغری(کوچکتر)و غیبت کبری(بزرگتر) تقسیم میشود و با ظهور امام به پایان میرسد.
هانری کربن در توضیح معنای امام غایب میگوید:«صاحب الزمان عنوان ویژه امام غایب است. کسی که برای حواس ظاهری ناپیدا، ولی حاضر در قلب مومنان است.»
غیبت صغری
این دوره از مرگ امام حسن پسر علی (عسکری) در سال ۲۶۰ ه.ق. آغاز شده و تا سال ۳۲۹ ه.ق. به طول انجامیدهاست. در این دوره چهار نفر نائب خاص امام زمان بودهاند و شیعیان از طریق آنها با امام در ارتباط بوده و مسائل خود را طرح میکردهاند. این چهار نائب عبارتاند از:
در خصوص پایان غیبت صغری شیخ طوسی در کتاب «غیبت» مینویسد: علی بن محمد سیمری پیش از مرگش
توقیعی که از مهدی صادر شده بود، به این عبارت برای مردم خواند:
«بسم الله الرحمن الرحیم. ای علی بن محمد سمری خداوند پاداش برادرانت را در مرگ تو بزرگ گرداند. چه که تو تا شش روز دیگر خواهی مرد. پس به هیچ کس به عنوان جانشین خود وصیت منما، که غیبت کامل واقع شدهاست. من آشکار نمیشوم، مگر پس از اجازه پروردگار عالم و این بعد از گذشت زمانها و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم خواهد بود. به زودی در میان شیعیان کسانی پیدا میشوند که ادعا میکنند مرا دیدهاند. دروغگوست و افترا میبندد و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.»
غیبت کبری
غیبت کبری: از مرگ چهارمین نایب خاص امام مهدی در سال ۳۲۹ (قمری) آغاز میشود و تا ظهور او ادامه خواهد
داشت. روایت شدهاست: مردم از امام در غیبتش همان گونه بهره مند میشوند، که از خورشید پشت ابر.(مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۳ صص ۸۴۴ تا ۸۴۶)
بنا بر اعتقاد بعضی شیعیان ٫ ارتباط شیعیان با امام غایب در دوران غیبت به خواست امام انجام میگیرد و بیشتر جنبه انفسی دارد. هرچند بسیاری بزرگان در گذشته و حال مشهور به ارتباط با او هستند؛ ولی در احادیث، شیعیان از ادعای دیدار امام زمان و تعیین وقت برای ظهور او منع و نهی شدهاند. هانری کربن میگوید:
«جلوه یا عدم جلوه امام بر اشخاص [مشاهده انفسی] به شایستگی آنان بستگی دارد. جلوه ظهور او بر مردم همان مفهوم تهذیب و تجدید عالم روحی آنان است و بالنتیجه مفهوم عمیق اندیشهای است، که شیعه از غیبت و ظهور امام دارد. مردم شایستگی خود را برای دیدن امام از میان میبرند. آنگاه خود بین امام و خویشتن حجاب میگردند. زیرا وسیله و آلت مشاهده تجلی را – یعنی معرفتی را که از قلب حاصل میشود...- از دست میدهند یا آن را فلج میکنند و از قدرت و کار میاندازند. پس تا وقتی مردم مستعد شناسایی و معرفت امام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غایب هیچ معنی نخواهد داشت.»
علائم قطعی ظهور مهدی بر اساس روایات امامان شیعه عبارتاند از:
۱- خروج سفیانی: قیام فردی از فرزندان ابوسفیان در ناحیه شامات(اردن و سوریه). وی به سرعت حکومت تشکیل میدهد و شام وعراق را تصرف میکند و سپاهی را به سوی مکه و مدینه میفرستد تا با مهدی بجنگد. کل دوران حکومت سفیانی حداکثر نه ماهاست و در جنگ با مهدی شکست میخورد و کشته میشود.
2-صیهه آسمانی: خروشی آسمانی که در یکی از شبهای ماه رمضان سال ماقبل ظهور- احتمالاً شب بیست و سوم- به گوش میرسد و مهدی را با نام و نام پدر و کنیه اش به تمام مردم زمین معرفی میکند
۳-خروج یمانی: مردی از یمن قیام میکند و بعد از ظهور به مهدی میپیوندد
4-کشته شدن نفس زکیه:وی سیدی حسنی است که در مکه مابین رکن و مقام ابراهیم کشته میشود.(در روایتی آمده است که بعد از این اتفاق انتظار شیعیان بیشتر از دو هفته -برای ظهور منجیشان- طول نخواهد
۵- فرو رفتن زمین در بیداء: زمین در ناحیهای بین مکه و مدینه سپاه سفیانی را در خود فرو میبرد
مقاله اصلی: مهدی در لغت به معنای «هدایت شده» است و در اصطلاح مسلمانان کسی است که پیامبر وعده داده در آخرالزمان ظهور میکند و دین را دوباره احیا میکند.
چنانکه گفته شد شیعیان معتقدند «مهدی» شخصی معین است و در حال حاضر زنده و غائب میباشد. البته اکثریت «اهل سنت» نیز بر اساس احادیث پیامبر به قیام مهدی در آخرالزمان معتقدند. ولی آنها مهدی را شخص معینی نمیدانند. لذا در شمال آفریقا بخصوص پس از هجوم استعمارگران اروپایی تعداد زیادی قیام با ادعای مهدویت صورت گرفتهاست. به عبارت دقیق شیعیان معتقد به «مهدی شخصی» هستند و اهل سنت معتقد به «مهدی نوعی».
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:پنجشنبه پنجم بهمن 1385
ياران حضرت مهدى (عج)
با نگاهى گذرا به تاريخ جوامع بشرى، نقش دورانساز و كليدى جوانان در غالب حركتهاى فرهنگى و اجتماعى و نيز نهضتهاى حياتبخش پيامبران الهى كاملا آشكار و روشن است. تجربه تاريخ بيانگر اين مهم است كه در هر حركتى از استعدادهاى فكرى و نهفته قشر جوان به صورت اصولى و صحيح بهرهبردارى شده است، دستاوردهاى بسيار مهم و ارزشمندى به دست آمده است. در مقابل، زمانى كه هدايت و رهبرى گروههاى جوان به دست افراد هوسران و قدرتطلب افتاده است، جنايات و تراژدى هاى بسيار وحشتناكى به وقوع پيوسته است. در حالى كه، در تفكر دينى بها دادن و شخصيت دادن و اهتمام به جوانان بسيار توصيه شده است .......
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:پنجشنبه پنجم بهمن 1385
ادامه ي مطلب ...
حضرت مهدی در قرآن
۩ آیات ١
« و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين/ و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان و جنود هما منهم ما كانوا يحذرون »
« و ما اراده مي كنيم بر كساني كه در زمين ضعيف گرديده اند منت گذاريم، و آنان را روي زمين حكومت بخشيم و آنچه را كه فرعون و هامان و لشگريانشان را بيم داده بوديم از آنان بنمايانيم. »
در بخش سوم «نهج البلاغه» مولا علي بن ابيطالب عليه السلام چنين آمده: لتعطفن الدنيا علينا بعد شماسها عطف الضروس علي ولدها: پس از آنكه دنيا مانند شتر تند خوئي كه از فرزند خود ميگريزد از ما گريخت سرانجام به سوي ما باز خواهد گشت.
۩ آيات۲
پس از اين بيان حضرت علي عليه السلام آيه زير را تلاوت فرمودند:
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين /
« وعد الله الذين امنوا و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض – كما استخلف الذين من قبلهم – و ليمكنن لهم دينهم الذي ار تضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبد و نني لايشكرون بي شيئا و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون»
در تفسير (مجمع البيان) طبرسي و (تفسير عياشي) و تفاسير ديگر آمده كه حضرت امام علي بن الحسين عليه السلام اين آيه را خواند، آنگاه فرمودند: « آنان – به خدا قسم – شيعيان ما اهل البيت هستند كه خداي تعالي اين خلقت بخشيدن به آنان را به دست مردي از خاندان ما – كه مهدي اين امت باشد – انجام خواهد داد. مهدي همان كسي است كه رسول خدا صلي الله علیه و آله درباره اش فرمود: اگر از دنيا جز يك روز باقي نمانده باشد، خداي تعالي آن را آنقدر طولاني سازد تا آنكه مردي از عدل و داد پر كند، آنگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد»
۩ آيات٣
« و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون »
« و ما در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان صالح ما به ارث ميبرند. »
گو آنكه مفسران در معناي « زبور » اختلاف نموده اند و نيز درباره كلمه « ذكر » نيز في الجمله اختلافاتي وجود دارد؛ اين اختلافات، اساسي و ريشه اي نيست. خواه مقصود از «زبور» اينجا كتاب آسماني نازل شده بر پيامبر خدا حضرت داوود عليه السلام باشد و خواه هر نوع كتاب آسماني كه بر انبيا نازل گرديده است – همچنين اين كه مراد از كلمه « ذكر » در اين آيه، تورات باشد يا قران و يا لوح محفوظ – به هر حال معني آيه در حد قول مفسران اين است: ما در كتابهايي كه بر انبيا نازل كرديم – يا در زبوري كه بر حضرت داوود نازل كرديم – پس از آوردن در ذكر – يا در ام الكتابي كه در آسمان بوده كه يا لوح محفوظ است يا تورات و يا قرآن – نوشتيم كه : محققاً زمين را بندگان صالح ما به ارث ميبرند. طبرسي و ديگران در تفسير اين آيه از حضرت ابو جعفر امام محمد بن علي الباقر عليهما السلام روايت مينمايند كه ايشان فرمودند : «آنان ياران مهدي عليه السلام در آخر الزمان اند».
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:پنجشنبه پنجم بهمن 1385
زندگی نامه امام زمان علیه سلام
چگونگي زندگي
زندگي بقيةاللهالاعظم عجلالله تعاليفرجه در زمان غيبت، و چگونگي آن، چنان است که خود آن حضرت در دعاي حجاب از درگاه قادر متعال درخواست نموده که محجوب، و پشت پرده ديدهها باشد. اَللهُمَّ احْجِبْنِي عَن عُيونِ اَعدائِي وَ اجْمَع بَينِي وَ بَينَ اَولِيائِي. 1
در تشرّف ابراهيم بن مهزيار آمده که از طائف گذشتيم و به قسمتي از دشت حجاز رسيديم که عواملي ناميده ميشد. در اين ديدار امام عليهالسلام به پسر مهزيار فرموده است........
لينک مطلب
نوشته:وحید الوندی
تاریخ:پنجشنبه پنجم بهمن 1385
ادامه ي مطلب ...
