شماره چهل و هشتم هفته نامه آل ياسين
جمعه 28 ديماه 1386

در اين شماره مي خوانيد:
چرا امام زمان فرزند امام حسين است؟
اظهارات مدعي ارتباط با ائمه درباره كراك
سپاس به خاطر عاشورا، اشک و امام
براي مشاهده روي لينك مطالب كليك كنيد
راوی گوید : از حضرت موسی جعفر علیه السلام در مورد گفتار خدای عزّ و جلّ پرسیدم که می فرماید :
"و کسی که بر خدا توکّل کند پس خدا او را بس است " حضرت فرمود : توکّل نمودن بر خدا دارای درجاتی است که یکی از آنها این است که در تمامی کارهایت بر خداوند توکّل کنی پس هر چه خداوند با تو کند از او خوشنودی زیرا می دانی که او در رساندن خیر و فضل بر تو کوتاهی نمی کند و می دانی که حکم در تمامی امور از آن اوست پس با سپردن تمامی کارهایت به خداوند بر او توکّل کن و در همه ی امور به او اعتماد کن .
کتاب جهاد النفس ؛ وسائل الشیعه شیخ حر عاملی قدس سره ص ۷۳ و ۷۵

حضرت آیت الله آقای حاج شیخ میرزا عبدالکریم حق شناس یکی از مصادیق بارز عالمان ربانی در زمانه ما می باشد . هر چند این بزرگوار در این سالها پیر و ضعیف شده است اما به حقیقت و به راستی که وجودش و نفس کشیدنش برای شهر تهران ، مایه برکت و اثر است . در زمانه ما اگر کسی دوست دارد آقا شیخ مرتضی زاهد را از نزدیک ببیند و اگر می خواهد بزرگانی چون مرحوم آقای میر سید علی آقای مفسر ، آقا شیخ محمد حسین زاهد و حاج مقدس و امثال این بزرگان را از نزدیک ببیند ، باید به دیدن حضرت آیت الله آقا میرزا عبدالکریم حق شناس برود ، علم وارسته ای که از همان سنین نوجوانی با مراقبه ای کامل ، با تمام وجودش در بندگی و اطاعت خدای سبحان بوده و تحت عنایات ویژه حضرات معصومین علیهم السلام ذره ذره دل و جانش نورانی و الهی شده است .
یک روز حاج آقای حق شناس در سالهای جوانی آقا شیخ مرتضی زاهد را در خواب می بیند . ایشان با چند نفر ، به همراه آقا شیخ مرتضی زاهد از بازار به مسجد جمعه وارد می شوند و همچنان پیش می روند تا به حوض بزرگ صحن مسجد می رسند که در این هنگام آقا شیخ عبدالکریم می بیند آقا شیخ مرتضی از روی حوض مسجد رد میشود و به آن سوی حوض می رود . آقای حق شناس حوض را دور می زند و به کنار آقا شیخ مرتضی می رود و از ایشان می پرسد :
آقا شما چگونه به این مقامات رسیده اید ؟
آقا شیخ مرتضی جواب میدهد :
" با ترک محرمات و انجام واجبات ."
حضرت آقای حق شناس از این خواب خوشش می آید و تصمیم می گیرد تا با این خواب ، آقا شیخ مرتضی را امتحان و آزمایش کند . با این نیت به نزد ایشان می رود تا در بیداری نیز جواب آقا شیخ مرتضی را از زبان او بشنود .
آقا شیخ مرتضی دوباره در بیداری نیز به او می گوید :
" با ترک محرمات و انجام واجبات "!

زندگینامه آقا شیخ مرتضی زاهد ص 145
امام صادق علیه السلام فرمودند:
کسی که سه چیز به او داده شده از سه چیز بی بهره نمانده است : کسی که به او دعا عطا شده است ، اجابت هم به او عطا گردیده است و کسی که به او شکر داده شده زیادت هم به او بخشیده شده و کسی که توکّل به او عطا گردیده ، کفایت هم به او عطا شده . سپس فرمودند: آیا کتاب خدای عزّ و جلّ را تلاوت کرده ای ؟ " وکسی که بر خدا توکّل کند پس خداوند او را بس است " {اشاره به فقره سوّم } و "اگر شکر کنید بر شما زیادتی می بخشیم " {اشاره به فقره دوّم } و " مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم " {اشاره به فقره اوّل} .
کتاب جهاد النفس وسائل الشیعه شیخ حر عاملی قدس سره ص 73 و 75
اللهم لعن العمر و ابوبکر و عثمان ثم عمر ثم عم
ثم عمر
بشماررررررررررررررررررر
هر آن کـه جانب اهل خدا نـگـه دارد
خداش در همـه حال از بلا نـگـه دارد
حديث دوست نگويم مگر به حضرت دوست
کـه آشـنا سخـن آشـنا نگـه دارد
دلا مـعاش چنان کن که گر بلـغزد پاي
فرشتـهات بـه دو دست دعا نگه دارد
گرت هواست که معشوق نگسـلد پيمان
نـگاه دار سر رشـتـه تا نـگـه دارد
صـبا بر آن سر زلـف ار دل مرا بيني
ز روي لطـف بگويش که جا نـگـه دارد
چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفـت
ز دسـت بنده چه خيزد خدا نگـه دارد
سر و زر و دل و جانـم فداي آن ياري
کـه حـق صحبـت مهر و وفا نگه دارد
غـبار راه راهگذارت کجاست تا حافـظ
بـه يادگار نـسيم صـبا نـگـه دارد
بوی محرم آمده ما را صدا کنید ما را دوباره در غم خود مبتلا کنید
سالی به انتظار شما گریه کرده ایم شاید به چشم قدمی آشنا کنید
قلبم برای سینه زدن تنگ آمده رخصت دهیدو در دلمان کربلا کنید
شال عزا به گردن من بسته مادرم دارد امید درد مرا هم دوا کنید
چشم انتظار اذن علمدار مانده ایم خواهید جان دهیم ویا سر جدا کنید
این هم شماو این دل ناقابلم وقتش شده که روضه خودرا بپا کنید
هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند.
امام حسین روز ترويه يعنى هشتم ذى حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسین برخو رد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسین شركت مى كردند و به خطبه هاى دلنشين وى گوش جان مى سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچگونه مشكلى در كنار هم بودند. اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سختگيرى برامام حسین (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام ويارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام کربلاهدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد. روز پنج شنبه دوم ماه محرم سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله امام حسین چون به سرزمين کربلارسيدند، آن حضرت پرسيد: اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا. آن حضرت تا نام کربلارا شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء. فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد. روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از كوفه رسيد و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قريش و از طايفه بنى زهره بن كلاب و خويش نزديك حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است كه در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوسيله آشنايى با ابى ابكر به دين اسلام در آمدند و نام او در تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است.عمر بن سعد كسى نزد امام عليه السلام فرستاد كه چرا به عراق آمده ايد؟ امام در جواب فرمود: عراقيان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اكنون اگر از آمدن من كراهت داريد به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زياد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زياد گفت: اكنون كه چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، اميد نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ ديگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است.آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهميدم از حسين بن على عليه السلام بخواه كه خود و همه همراهانش با يزيد بيعت كنند و آنگاه كه بيعت به انجام رسيد، ما هرچه خواستيم نظر خواهيم داد. سپس نامه ديگرى از ابن زياد رسيد كه آب را به روى حسين و ياران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد كه ميان اباعبدالله و آب فرات حايل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و اين پيش آمد و سه روز پيش از شهادت امام روى داد. امام عليه السلام از ابن سعد خواست كه با وى ملاقات كند و شبانه در ميان دو سپاه ملاقات كردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زياد نوشت كه خدا آتش جنگ را خاموش كرد و با هم توافق كرديم و امر امت به خير و صلاح برگزار شد، اكنون حسين بن على آماده است كه به حجاز برود و به يكى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آميز براى رام كردن ابن زياد نوشت. با رسيدن اين نامه ابن زياد نرم شد و تحت تاثير پيشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله عليه) كه حاضر بود گفت: اشتباه مى كنى، اين فرصت را غنيمت شمار و دست از حسين بن على كه اكنون بر وى دست يافته اى بر مدار كه ديگر چنين فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زياد گفت: راست مى گويى، پس خودت رهسپار كربلا باش و اين نامه را به ابن سعد برسان كه حسين و يارانش بدون شرط و تسليم شوند. آنگاه ايشان را به كوفه فرستاده و گرنه با ايشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زير بار نرفت و حاضر نشد با حسين بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست.آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم كه با حسين بن على مدارا كنى و نزد من از وى شفاعت كنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اكنون ببين اگر خود و يارانش تسليم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع كردند بر آنها حمله كن تا آنان را بكشى و بدن ها را مثله كنى، اما عهد كرده ام كه او را بكشم و لگد كوب اسب ها كنم. اكنون اگر به آنچه دستور دادم عمل كردي، تو را پاداش مى دهم و اگر به اين كارها تن ندادى از كار ما و سپاه ما بركنار باش و لشكريان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار كه به ما وى دستور داده ايم.اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.






آقا میا اینجا کسی در فکرتان نیست
اینجا کسی دلواپس صاحب زمان نیست
ضخم زبان ، بیچاره کرده عاشقان را
اینجا کسی با هیئتی ها مهربان نیست
معنای عفت در کتب تغییر کرده
حجب و حیا در چشمهای دختران نیست
هر کس کلاه خویش را چسبیده محکم
اینجا کسی در فکر درد دیگران نیست
قرآن شده کالای دست اهل بازار
هیهات قرآن هم فروشش رایگان نیست
بر روی دیوار اتاق شاعرت هم
دیگر نشان قاب عکس جمکران نیست

از نظر من هر جفتش رو بگيريد چون حجمشون مناسبه.
یاد امام و شهدا دل و میبره کرببلا - حجم:۲.۷۰M(كيفيت بالاتر از پاييني با اين تفاوت كه اول و آخرش يه كمش نيست)
یاد امام و شهدا دل و میبره کرببلا - حجم:1.23M(كيفيت پايين تر از بالايي به صورت كامل)
منابع:آويني ياسين مديا
پر پرواز بده تا من پر بگيرم تا حريمت نوكرت ميشم به ولله سر سفره ي كريمت - (لينك غير مستقيم)
شب جمعه وقتي كه از حرم بوي سيب مياد تو صفاي سينه زنا صداي حبيب مياد - (لينك غير مستقيم)
حميد عليمي:
مي خوام ازطرف همه رفيقام بگم آقا غلط كردم (درد دلي با امام زمان)
سيد مهدي ميرداماد:
بيايد ببنديد توي دام دست و پاهام و تا بلكه با اين بهونه ببينم آقام و
حسين سيب سرخي:
همه ميگن خدا تكه يكي و دو تا نداره خدا ميگه علي تكه نظير و همتا نداره
زنجير برام بياريد امشب جنون گرفتم امشب دوباره عطر حيدريون گرفتم
آي عاقلا ديوونه ها بياين بريم به كربلا با ذكر يا حسين حسين پر بكشيم سوي خدا
شب جمعه وقتي كه از حرم بوي سيب مياد تو صفاي سينه زنا صداي حبيب مياد
عبدالرضا هلالي:
وجود من سراي تو تپش دل نواي تو كاري ديگه بلد نيستم مي خونم از چشاي تو - (لينك غير مستقيم)
منابع:بچه هاي قلم ذاكرين خاتم النبيين
دل هوايي من شده كبوتر گنبد طلا ، به روي قلبم خدا نوشت تويي گداي امام رضا
مجيد بني فاطمه:
اي مرگ مدد كن كه من زار بميرم ، اي زهر خلاصم كن و بگذار بميرم
محمود كريمي:
خونه سبزه دل سرخ عاشق ديوونه سبزه شراب اگه عوض شده پيمونه سبزه در اين ميخونه سبزه
ابالفضل ساقي طفلان حسين ، ابالفضل شيرين تر از جان حسين
ميگن كه پادشاه عشق اسير چشم مستشه ، گره گشاي عالمه دل همه تو دستشه
ميدرخشه اشك ستاره تو سينه ي تار امشب ، بيرق عزا رو بياريد رضا عزاداره امشب
مهدي مختاري:
سينه زنا گريه كنا ديوونه هاي كربلا ، هيئتيا حسينيا خونه به دوشاي آقا
عموي سقام اي بي قرينه ، بر گرد به خيمه جون سكينه دلم غمينه ، عموي سقا
محمد رضا طاهري:
بدون عشقت كارم تمومه ، نفس كشيدن بي تو حرومه
حسينيا با هم ديگه نوحه بخونيم ، به پاي آقاي غريبمون بمونيم
شور ماتم به پا كن اي دل اي دل ، خيمه ي غم به پا كن اي دل اي دل
رسيده همراه اشك و آه ، حسين زهرا كند صدا ، رسيده زينب ز راه ، عزيز مادر حسين غريب مادر حسين
عشقا دروغن به خدا تو اين زمونه ، عشق يكي فقط براي من ميمونه
بارون اندوه و محن از ابر ماتم ميباره ، روي قلب خسته ي من غم و بلا پا ميذاره
دارم اشك خجالت در اين مصيبت نشستم از پاي ، زينب اي هوادارم يار و غمخوارم بيا تماشا
سيد جواد ذاكر:
من بي مايه كه باشم كه خريدار تو باشم ، حيف باشد كه تو يار من و من يار تو باشم
منابع:آويني ساقي ذاكرين ديوانگان رقيه
کدی برای ستاره باران کردن وبلاگ شما(هدیه مینوس به وبلاگ شما)
Highlight all the code then right-click on it to copy it
لطفا کد را هایلات کرده و سپس کپی کنید و در بین تگهای بادی و یا در انتهای کدهای قالب وبلاگتون پست کنید:
--------------------
۱-كد اول انفجار ستاره در وبلاگ يا سايت هستش كه باعث ايجاد جلوه زيبايي در صفحه ميشه . درضمن به نظر من بهتره وبلاگ ها يا سايت هايي كه پس زمينه شون تيرست از اين كد استفاده كنند :
۲-كد دوم انفجار توپ در وبلاگ يا سايت هستش كه شبيه آتيش بازي ميمونه . درضمن به نظر من اينم بهتره در وبلاگ ها يا سايت هايي استفاده بشه كه پس زمينه شون تيرست :
--------------------
کد بستن راست کلیک با هشدار<<شما میتونید جمله پیام داده شده رو که من گذاشتم پاک کنید و جمله مورد علاقه ی خودتون رو بزارید>>.
------------------------------------------------------
برای قرار دادن این فالنامه در وبلاگ" شما باید این کد را در جای مناسبی در ویرایش قالب وبلاگتون کپی کنید