كسانى كه اهل دعا و راز و نیاز و اهل شب قدر هستند، نقش خویش را در شب قدر به خوبى دریافتهاند. گاهى این حالات آن چنان ژرف و تاثیرگذار است كه تا شب قدر آینده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در یك خط و سیر معنوى قرار مىدهد. دیگرانى هم كه به این حد از معنویت راه پیدا نمىكنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهای شب قدر بهرهبردارى كرده و فیض معنوى مىبرند. ریشه اصلى این دگرگونىها و حالات، به خود افراد برمىگردد و این كه تا چه حد خود را آماده بهرهبردارى از بركات شب قدر و فضیلتهاى آن كرده باشند. اگر معنویاتى كه در شب قدر نصیب انسان شده و در زندگى آنها تحولى آفریده، هیچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نویسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدیر كنند در این صورت مقتضاى حكمت و مصلحت این است كه یا به هیچ كس هیچ ندهند و یا آنچه مىدهند، به همه یكسان و على السویه بدهند؛ در حالى كه ما مىدانیم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازیر مىگردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مىشود؛ پس نتیجه مىگیریم تنها دلیل این تفاوت، كارها و اعمال و میزان تلاش خود بندگان است و بس. نتیجه این كه یكى از راههاى رسیدن به این كه آیا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند یا نه، این است كه ببینیم چه اندازه دگرگونى در همین شب با بركت در آنان ایجاد گشته است.
2- شناساندن شب قدر
خداوند تبارك و تعالى با نزول سورهاى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آیه این سوره مباركه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود میآیند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر علیه السلام عرض كرد: مراد و مقصود از این كه شب قدر بهتر از هزار ماه است چیست؟ حضرت فرمودند: "والعمل الصالح فیها من الصلاة والزكاة و انواع الخیر خیر من الف شهر لیس فیها لیلة القدر" (1)؛ كار شایسته از قبیل نماز و زكات، صدقات و انفاقات و انواع خوبىها در آن شب برتر از هر كار شایستهاى است كه در مدت هزار ماه كه شب قدر در آن نیست، انجام شود. اگر كارهاى نیك بندگان و چند برابر پاداش آن تاثیرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عاید بندگان مىشود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بیان كردن این مطلب، سود و زیانى را متوجه هیچ كس نمىكند، چه انگیزهاى در اعلام این شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتیجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا باید مردم در جریان آن باشند و دانستن آن چه گرهای از كار بندگان مىگشاید؟ مىدانیم كه كار بیهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسندیده نیست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمین كه هیچ كارى را بدون حكمت و مصلحت انجام نمىدهد. حكمت معرفى شب قدر به عنوان شبى كه قرآن در آن نازل شده و شبى كه مقدرات در آن سامان داده مىشود، این است كه بنده سرنوشت و مقدرات خویش را به قرآن پیوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فكر و عمل خویش قرار بدهد، اگر كردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل كننده به آن سعادتمند است و اگر خداى نكرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.
3- اجماع و سیره مسلمانان
مىدانیم كه همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهمیت شب قدر و احیاى آن تاكید فراوان دارند و به شب زندهدارى آن شب، اهتمام مىورزند. نقل شده كه یكى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى این كه شب قدر را درك كند، یك سال تمام یعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زندهدارى كرد.(2) این همه اقبال و توجه به تشكیل اجتماعات با شكوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نیاز و تضرع و ابتهال، همراه گریه و زارى و استغفار، برخاسته از یك واقعیت انكارناپذیر است و آن دخالت انسانها در سرنوشت خودشان است.
4- سفارش امامان دین بر احیاى شب قدر حتى در حال بیمارى
امام صادق علیه السلام به ابوبصیر مىفرماید: "وصل فى كل واحده منهما مئة ركعه"؛ در هر یك از دو شب بیست و یكم و بیست و سوم صد ركعت نماز بخوان "و احیهما ان استطعت الى النور"؛ تا مىتوانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى كن "واغتسل فیهما"؛ در آن دو شب غسل كن. ابوبصیر عرض كرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.
اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادى ندارد كه سر شب كمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى كه مىتوانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شیطانها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مىشود. از حدیث فوق، مىتوان تاثیر فراوان كارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى كرد. مىبینیم ابوبصیر كه یك راوى زبردست و كار كشته در فن روایت است، با پیش بردن مرحله به مرحله سوالها در صدد آن است كه ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد؛ امام هم، چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مىفرمایند كه رضایت نمىدهند بنده حتى اگر بیمار باشد، از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نكته در خور توجهى كه تاثیر انسان را مشخص مىكند، جمله پایانى امام است كه آن را به عنوان ریشه و علت تاكید و تشویق بر عمل صالح بیان فرمودهاند؛ آنجا كه فرمودند: "و تقبل اعمال المومنین"؛ اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مىشود. (3)
5- تشویق زیاد به دعاهاى ماثور و راز و نیاز
مىدانیم كه دعاهاى شب قدر، از طولانىترین و پر محتواترین دعاهاست؛ دعاهایى مانند "جوشن كبیر"، "ابوحمزه ثمالى" و امثال آنها، كه اگر با حال و توجه خوانده شود، مایه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعیهاى كه انسان را با دریایى از معارف آشنا مىكند. انسان با خواندن دعا از یك طرف، با یادآورى لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بىپایان خداى مهربان او را در كنار و دستگیر خویش مىبیند و نور امید در دلش مىدرخشد و از دیگر سو، با یاد آوردن سختىهاى جان كندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارىهاى عالم برزخ، حساب و كتاب فرداى قیامت، شعلههاى دردناك و سوزان دوزخ و حسابرسى دقیق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گردیده و آنچه عیش و نوش است فراموش كرده و گذشته خود و آنچه بوده و كرده است را با آنچه باید باشد مىسنجد و زیانى كه در گذشته متوجه وى شده است را در مىیابد و علاوه بر شك و تردیدى كه نسبت به راه و روش نامطلوب خویش پیدا مىكند، ندامت سراسر وجودش را پر كرده و تصمیمى سرنوشت ساز مىگیرد و مسیر زندگىاش را دگرگون مىكند. اگر هم به این مرحله نرسد، لااقل بر كردار خود بیشتر مواظبت خواهد داشت؛ زیرا بیم و امیدى كه دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به یارىاش مىشتابد. در مقابل، اگر كسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى كند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پایان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مىباشد. از گفتار فوق، این نتیجه به دست میآید كه در واقع خود انسان وارد مسیر سرنوشت خویش گشته و آن را تغییر مىدهد. گاهى براى پیمودن مسیر مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مىنشیند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مىشود. بنابراین،دعا در شبهاى قدر كه یك كار اختیارى است منشا اثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛به همین دلیل به آن سفارش اكید شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دین و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شبهاى قدر تاكید بیشترى بر این امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه كار لغو و بیهوده از بزرگان سر نمىزند.
6- نكوهش بهره نبردن از شب قدر
پیامبر گرامى اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: "من ادرك لیلة القدر، فلم یغفر له فابعده الله" (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرین بر كسى كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزیده نشود. با این حدیث نقش انسان در تعیین سرنوشت خود واضحتر مىگردد و معلوم مىشود كه بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتیجه كار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پیامبر گرامى صلی الله علیه و آله قابل قبول نیست كه آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن كارى بى اثر و بىخاصیت، سهل انگاران را نكوهش و مذمت فرمایند. "انس بن مالك" از پیامبر اكرم نقل كرده كه فرمودند: "ان هذا الشهر قد حضركم"؛ ماه مبارك به شما رو آورده است. "و فیه لیلة خیر من الف شهر"؛ در این ماه شبى است كه برتر از هزار ماه است. "من حرمها فقد حرم الخیر كله"؛ هر كس از فیض شب قدر محروم گردد، از تمام خیرات بىنصیب مانده است. "ولا یحرم خیرها الا محروم" (5)؛ و محروم نمىماند از بركات شب قدر، مگر كسى كه خویشتن را محروم كرده است. روایات، بعضى از گناهان را مانع بهرهبردارى گناهكار از شب قدر دانستهاند، از جمله آن كارها میخوارگى یا "دایم الخمر" بودن و نیز آزار پدر و مادر است.
7- شب قدر مكمل اعمال صالح
یكى از دلایل تفضل شب قدر به امت اسلام، كامل و پر كردن پیمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران كمبودهاى آنان است، تا با دستى پر، این جهان را ترك كنند. پیش از این گفتیم كه امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه "لیلة القدر خیر من الف شهر" فرمودند: مراد این است كه انجام كار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روایتى نیز از امام باقر علیه السلام وارد شده، در پاسخ به این پرسش كه چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت دیگر فلسفه شب قدر چیست؟ ایشان مىفرمایند: "و لولا ما یضاعف الله للمومنین، لما بلغوا ولكن الله عزوجل یضاعف لهم الحسنات"؛ اگر خداوند كارهاى مومنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمىرسند، اما از راه لطف كارهاى نیكوى آنها را چند برابر مىفرماید تا كاستىهایشان جبران شود. از این روایت و روایت قبلى به خوبى مىتوان فهمید كه مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى كه یك عمل صالح معمولى با زمانى پر بركت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مىشود و گاه همراه شدن یك عمل صالح با ولایت و اعتقاد و امامت مىتواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسانها در شب قدر، عمل اختیارى صالحى است كه با عنایت خداوند، بركت یافته و چند برابر مىشود. در روایات به پارهاى از اعمال سفارش شده كه نتیجه ویژه آن در شب قدر نهفته است.
پینوشتها:
1- اصول كافى، ج 4، ص 158.
2- فوائد الرضویه، ص 10/ قصص العلم، ص 18/ سیماى فرزانگان، ج 3.
3- وسائل الشیعه، ج 10، باب 32، ص 354.
4- بحار الانوار ، ج 94، ص 80، ح 47.
5- كنزالعمال، ج 8 ، ص 534، ح 24028.
شخصیت حضرت علی علیه السلام
از نظر فلسفى مجموعه نفسانیات هر كسى شخصیت او را تشكیل میدهد ولى در اصطلاح عموم، شخصیت اشخاص در نتیجه ظهور و بروز صفت خاصى مشخص و تعیین میگردد مثلا كسى كه شمّ قوى در امور سیاسى داشته باشد شخصیت سیاسى نامیده شده و اگر عالم و دانشمند باشد به عنوان شخصیت علمى از وى نام مىبرند و چون در روانشناسى ثابت شده است كه نفسانیات و صفات جسمانى در همدیگر اثر دارند لذا براى معرفى كامل شخصیت هر فردى باید صفات جسمانى و خصوصیات روحى و اخلاقى او را بررسى نمود.
از طرفى براى مطالعه صفات جسمى و خصال روحى اشخاص باید از روش معمول در علوم طبیعى یعنى از مشاهده و تجربه استفاده نمود زیرا حقیقت نفسانیات مانند خود نفس غیر قابل شناخت و مجهول است و فقط از آثار آنها میتوان به وجودشان پى برد.
موضوع دیگر این كه شناسائى ما درباره شخصیت اشخاص اعم از این كه این شناسائى سطحى و یا علمى باشد منوط به دارا بودن صفات مشابهى از صفات صاحب شخصیت است به عبارت دیگر انسان از طریق حالات درونى خود به كیفیات نفسانى دیگران نیز پى مىبرد و همین روش در مورد آلام و لذایذ جسمانى نیز صادق میباشد. هنگامی كه آدمى از فوت نزدیكان خود متأثر میشود و یا از درد عضوى ناله میكند تأثر و درد سایرین نیز براى او قابل ادراك میباشد.
نیرو و انرژى بدن در اثر جذب مواد غذائى صورت میگیرد و اگر نیرو و كالرى حاصله از غذا كمتر از انرژى مصرف شده بدن باشد تن آدمى ضعیف و رنجور گردد و به شهادت عموم مورخین خوراك على علیه السلام منحصر به نان جوینى بود كه سه لقمه بیشتر نمیخورد ولى نیروى بازوى او توانست درب خیبر را از بیخ و بن بر كند و مرحب خیبرى را با ضربتى به خاك افكنده و همگان را به تحیر و تعجب وادارد چنان كه خود آن حضرت فرماید:
آن كس كه نان جوین مرا در سفره دید تعجب كرد كه چگونه با این نان جوین بر لشگرى انبوه حمله میكنم و سپاهى را به تنهائى در هم میشكنم!
از طرفى كیفیات نفسانى هر كسى منحصر به خود او بوده و تشكیل یك سلسله واحدى را میدهند كه در اصطلاح روانشناسى آن را وحدت گویند و این وحدت در طول زمان محفوظ مانده و هویت شخص را نشان میدهد.
با در نظر گرفتن نكات معروضه اگر ما بخواهیم شخصیت على علیه السلام را چه از نظر صفات جسمانى و چه از لحاظ ملكات نفسانى مورد مطالعه قرار دهیم به یك اشكال مهم ولا ینحلى برخورد خواهیم نمود زیرا سجایاى اخلاقى و صفات خجسته و عالیه على علیه السلام كه در روح بزرگ او نهفته بود براى ما مجهول است.
على علیه السلام بشر بود ولى خصوصیات وجود او در هیچ بشرى دیده نشده است، كارهاى آن حضرت شبیه سایر مردم نبود تا مردم بتوانند او را از مقایسه با نفس خود بشناسند بلكه او مظهر العجایب و الغرایب بود كه تمام افراد بشر را در گذشته و آینده مبهوت نموده و خواهد نمود !
اعمال و افعال او كلا خارق العاده و عجیب بود، كسى كه زورمند و توانا باشد تسلیم دیگرى نمیشود و در برابر اجحاف دیگران صبر و تحمل نمیكند زیرا صبر در برابر عجز است نه در برابر توانائى اما على علیهالسلام در كمال قدرت و نیرو نهایت صبر و حلم را داشته است و این عمل را جز اعجاز به چه میتوان تعبیر نمود؟
همچنین كسى كه ادیب و خوش قریحه باشد فاقد صفت رزمجوئى بوده و بدرد صحنه كار زار نمیخورد اما على علیه السلام ادیب و خطیب منحصر به فرد بود و در عین حال دل و زهره شجعان عرب در میدانهاى جنگ از ترس و هیبت او ذوب میگردید.
سید رضى (رحمة الله علیه) در مقدمه نهج البلاغه میگوید اگر كسى در خطبهها و كلمات على علیهالسلام بدون این كه آن حضرت را بشناسد تأمل و اندیشه نماید یقینا چنین تصور خواهد كرد كه گوینده این سخنان باید كسى باشد كه از مردم كناره گرفته و جز عبادت و توجه به امور معنوى و اخلاقى به چیز دیگرى اهتمام نورزد، و هرگز تصور نخواهد كرد گوینده این سخنان كسى است كه از شمشیرش خون چكیده و چه بسا كه یك تنه در میان امواج خروشان دریاى سپاه غوطهور بوده است و این از فضائل عجیبه آن حضرت است كه جمع بین اضداد نموده است.
همچنین ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه مینویسد كه ما هرگز شجاع بخشندهاى ندیدهایم، آنگاه طلحه و زبیر و عبدالله بن زبیر و عبدالملك بن مروان را نام مىبرد كه اینها شجاع بودند ولى بخل و حرص داشتند اما شجاعت و سخاوت امیرالمؤمنین على علیه السلام معلوم است كه به چه مقدار بوده است و این از احوال عجیبه و اوصاف مخصوصه آن حضرت است.
بر همگان معلوم است كه اشخاص فروتن و متواضع فاقد هیبت و وقار بوده و به علت تواضعشان كسى مرعوب آنها نمیگردد ولى على علیه السلام با كمال تواضع و شكسته نفسى كه حتى روى خاكها نشسته و ابوترابش میگفتند چنان هیبت و رعب و شكوهى داشت كه دل شیر را آب میكرد چنان كه روزى معاویه به قیس بن سعد گفت خدا رحمت كند ابوالحسن را بسیار خندان و خوش طبع بود، قیس گفت به خدا سوگند با آن شكفتگى و خندانى هیبتش از همگان فزونتر بود و آن هیبت تقوى بود كه آن جناب داشت نه مثل هیبتى كه اراذل و اوباش شام از تو دارند.
هر چند كه ذو فنونى اما ذو فن ز ذوفنون بسى به
ولى فقط على علیه السلام بود كه با وجود دارا بودن كلیه صفات كمالیه و فضائل نفسانى در هر یك از آنها نیز سرآمد همگان بوده و احدى را یاراى برابرى و مقابله در هیچیك از صفات مزبور با او نبوده است.
نیرو و انرژى بدن در اثر جذب مواد غذائى صورت میگیرد و اگر نیرو و كالرى حاصله از غذا كمتر از انرژى مصرف شده بدن باشد تن آدمى ضعیف و رنجور گردد و به شهادت عموم مورخین خوراك على علیه السلام منحصر به نان جوینى بود كه سه لقمه بیشتر نمیخورد ولى نیروى بازوى او توانست درب خیبر را از بیخ و بن بر كند و مرحب خیبرى را با ضربتى به خاك افكنده و همگان را به تحیر و تعجب وادارد چنان كه خود آن حضرت فرماید:
آن كس كه نان جوین مرا در سفره دید تعجب كرد كه چگونه با این نان جوین بر لشگرى انبوه حمله میكنم و سپاهى را به تنهائى در هم میشكنم!
على علیه السلام بشر بود ولى خصوصیات وجود او در هیچ بشرى دیده نشده است، كارهاى آن حضرت شبیه سایر مردم نبود تا مردم بتوانند او را از مقایسه با نفس خود بشناسند بلكه او مظهر العجایب و الغرایب بود كه تمام افراد بشر را در گذشته و آینده مبهوت نموده و خواهد نمود !
و باز كسانى كه شجاع و خونریز و مرد جنگ و شمشیر باشند فاقد غریزه ترحم و عاطفه بوده و قلب آنان را تیرگى و قساوت فرا میگیرد جز على علیه السلام كه ابطال و شجعان عرب را طعمه شمشیر خود میكرد و در عین حال چنان رقت قلب و عاطفه داشت كه از مشاهده حال بینوایان اندوهگین میشد و از دیدن طفل یتیمى اشگ چشمش جارى میگشت، چه خوب گفته گوینده این شعر:
اسد الله اذا صال و صاح ابو الایتام اذا جاد و بر
(موقعى كه حمله میكرد و صیحه میزد شیر خدا بود و هنگام جود و احسان پدر یتیمان بود) .
و از اینجا است كه آن حضرت را اعجوبة العجایب گفتهاند كه وجود مباركش مجمع اضداد و صفات متباین بوده و این خود معجزه بزرگى است زیرا كه به ظاهر از نظر منطق اجتماع ضدین و نقیضین محال است.
دانشمندان طبیعى و علماى علم النفس ثابت كردهاند كه مغز آدمى مركز اداركات و تعقلات بوده و چنانچه به ناحیهاى از آن آسیب برسد در طرز تعقل و ادراك و به خصوص در قوه حافظه و بایگانى ذهن اختلالاتى پدید میآید كه منجر به فراموشى و هذیان و پرتگوئى و امثال آنها میشود، با قبول این مطلب چه اعجازى از این بالاتر كه وقتى فرق مبارك على علیه السلام از شمشیر زهرآلود ابن ملجم علیه اللعنة شكافته گردید مغز متلاشى و مسموم شده و اصلا مغزى باقى نمانده بود تا مركز ادراكات و تعقلات باشد ولى آن حضرت با همان حال میفرمود: سلونى قبل ان تفقدونى! و سخنان گهربارى كه در وصیتهاى خود فرمود حاوى نكات علمى و اخلاقى بوده و با خطبههاى دیگر او كه در حال سلامت و تندرستى ایراد نموده است كوچكترین فرقى ندارد و باز عجب این كه ضمن موعظه و وصیت گاهى به حالت اغماء و بیهوشى میافتاد و پس از به هوش آمدن دنباله مطلب را بیان میفرمود بدون این كه كوچكترین تغییرى در اسلوب كلمات و الفاظ و یا در ارتباط معانى و مضامین آنها به وجود آمده باشد!!
شرح و توصیف شخصیت على علیه السلام از عهده تقریر همگان خارج بوده و اعمال و رفتار او با قیاسات ما قابل تفهیم نمیباشد. لذا به قول مولوى باید كار پاكان را قیاس از خود نگیریم و بلكه بعجز و ناتوانى خود از درك هویت و شخصیت على علیه السلام اقرار كنیم كه افكار كوچك ما قابلیت درك واقعیت آن را نخواهد داشت.
پیغمبر صلى الله علیه و آله به على علیه السلام خطاب فرمود كه خدا را سزاوار معرفتش كسى جز من و تو نشناخت و ترا نیز چنان كه باید و شاید كسى جز خدا و من نشناخت:
یا على ما عرف الله حق معرفته غیرى و غیرك و ما عرفك حق معرفتك غیر الله و غیرى. (1)
یكى از متكلمین مشهور به نام نظام است كه در حق آن حضرت چنین میگوید:
كار امیرالمؤمنین علیه السلام سخت مشكل است چه اگر بخواهیم در مدح و ثناى او به اقتضاى حق و مقام سخن گوئیم غالى میشویم، و اگر قصور ورزیم كافر گردیم، و یك حالت میانه میان این دو حال است كه بسیار لطیف و دقیق، و ادراك آن منوط به توفیق است. (2)
پىنوشتها:
(1) مناقب ابن شهر آشوب جلد 2 ص 51
(2) ناسخ التواریخ زندگانى امام باقر علیه السلام جلد 7 ص 127
سلام
سلامی به بوی خوش آش های افطار به شیرینی بامیا زولبیا به خوشمزگی سحری های پرملات
ماه رمضان ماه عشق و ایمان ماه نور و شور وشادی ماه شعف ماه بخشش و رحمت ومهربانی بر همه ی مسلمانان جهان
مبارک باد.
ای روح دعا سلام مهدی
1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0
عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0
آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0
بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0
بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0
بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0
نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0
آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0
کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000
میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0
حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0
خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0
پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0
محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟
یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0
بنفسی أنت!
به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0
آقا جان!
دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟
بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0
یاس سفیدم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000
دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0
ای پیدا ترین پنهان من!
تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0
ای آفتاب عمر!
تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0
به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0
کاش می شد که خدا
اجازه ظهورت می داد
کاش می شد
که در این دیار غربت
ومیان موج غمها
به سکوت سرد وسنگین
رخصت خاتمه می داد
کاش می شد
جمعه ما
شاهد ابروی زیبای تو می شد
دیده نا قابل ما
فرش کیسوی تو می شد
کاش می شد
انتظار منتظر بپایان رسد
وهوا میزبان یاسها و
نسترنها
خاک پای مهدی زهرا شود
کاش می شد
تو هم از انتظار خسته شوی و
برای فرج دعا کنی
کاش می شد000
تفسیر سوره حمد از لسان نبی اکرم (ص)
در روایتی از پیامبر اکرم (ص) پیرامون تفسیر سوره
حمد چنین آمده است که رسول اکرم (ص) فرمودند :
خداوند می فرمایند هر گاه بنده بگوید :
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند می فرمایند بنده ام به نام من شروع کرد، بر
من است که کارش را به انجام برسانم و احوال او
را پر برکت بسازم و هر گاه شخص بگوید:
الحمد الله رب العالمین
خداوند می فرمایند بنده ام مرا ستایش کرد و دانست
که نعمت هایش همه از جانب من است و بلا ها را
من با قدرت خویش از او دفع می کنم من شما ملائک
را شاهد می گیرم که علاوه بر نعمت های این جهان
نعمت های آن جهان دیر را نیز به او ارزانی دارم و
همان طور که بلاهای این جهان را از او دفع می کنم
بلا های جهان آخرت را از او دفع خواهم کرد
و هر گاه شخص بگوید:
الرحمن الرحیم
خداوند می فرمایند: بنده ام گواهی داد که من رحمن
و رحیم هستم شما را گواه می گیرم که رحمت
فراوانی به او عطا کنم و از عطای خود سهمی به او
خواهم داد و هر گاه بگوید:
مالک یوم الدین
خداوند می فرمایند همانطور که او اعتراف مالکیت
من در روز جزا کرد من هم در آن روز، حساب را
بر او آسان می گیرم و کار های نیک او را می پذیرم
و از کردار بد او صرف نظر می کنم . و هنگامی که
از روی صداقت بگوید:
ایاک نعبد
خداوند می فرمایند : بنده ام راست گفت، او تنها
مرا می پرستد . شما را نیز گواه می گیرم به عبادت
او پاداشی عطا کنم که هر کسی مخالف اوست
به حال او غبطه بخورد . و هر گاه بگوید :
ایاک نستعین
خداوند می فر مایند : بنده ام از من یاری طلبید و به
من پناه آورد شما را گواه می گیرم که وی را در
کارهایش یاری کنم و در مشکلات فریاد رس او
باشم و در سختی دستگیر او باشم و زمانی که بگوید:
اهدنا الصراط المستقیم
خداوند می فر مایند : در خواست او پذیرفته شده هر
چه بخواهد پذیرفته است من خواسته او را اجابت
می کنم و هر چه آرزو کند به او خواهم داد و از هر
چیز وحشت داشته باشد وحشت او را بر طرف
کرده و به اوامنیت خواهم بخشید.
در زندگانی رسول اکرم (ع) دیده می شود که برای انعقاد نطفه حضرت زهرا (ع) به امر خداوند چهل روز از حضرت خدیجه فاصله گرفت و پس از چهل روز عبادت و روزه داری ، با غذایی که از بهشت آورده شد افطار کرد ، آنگاه نطفه حضرت زهرا (ع) منعقد شد .
● آمیزش زن و شوهر لازم است در هنگام ازدواج فکر کنند برای چه ازدواج می کنند ؟ برای چه فرزند می خواهند ؟ چگونه فرزندی می خواهند ؟آتش افروز وجانی یا روشن بخش و ایجاد کننده صلخ و تفاهم ؟ پس بهتر است در حیات جنسی هم قصد قربت و کسب زضای خدا را فراموش نکنند و طمانینه و آرامش در نظر داسته باشند که آمیزش توام با طمانینه باعث می شود گردش خون ، طبیعی بوده و در نتیجه نسلی طبیعی و بهنجار پدید آید . در دین مقدس اسلام ، غذا هم از لحاظ مادی بررسی می شود و هم از لحاظ معنوی . درست است که غذای حرام تاثیر بدتر در روح و روان فرزند می گذارد . از این رو بسیار سفارش شدهد که والدین از غذای حرام و حتی غذای مشکوک پرهیز نمایند . در زندگانی رسول اکرم (ع) دیده می شود که برای انعقاد نطفه حضرت زهرا (ع) به امر خداوند چهل روز از حضرت خدیجه فاصله گرفت و پس از چهل روز عبادت و روزه داری ، با غذایی که از بهشت آورده شد افطار کرد ، آنگاه نطفه حضرت زهرا (ع) منعقد شد . شاید با تاسی از همین سمت حسنه باشد که عدهای از بزرگان سفارش می کنند که والدین پیش از بچه دار شدن روزه بگیرند یا عبادت خاصی را انجام دهند. در اینجا به برخی از این توصیه ه اشاره می شود :
۱) تلاوت آیه نور توسط والدین ، قبل از بارداری و توسط زن در ایام بارداری ضروری است
. ۲) خوردن گلابی ▪ خوردن گلابی توسط پدر ، سبب زیبایی فرزند می شود . ▪ به زنان باردار گلابی بدهید که فرزندان را نیکو و زیبا می کند . ▪ به زنان باردار گلابی بدهید که اخلاق فرزندانتان را نیکو می کند . ▪ خوردن گلابی مایه قوت قلب ، پاکی معده ، صفای دل ، دلیری و زیبایی بچه می شود . ▪ گلابی قلب را جلا می دهد و دردهای درون را به اذن حق شفا می بخشد. در کتاب کافی از امام صادق (ع) نقل شده : ایشان در حالی که به کودکی زیبا می نگریست فرمود : باید پدر این پسر بچه ، گلابی خورده باشد همچنین روایت شده است که پیامبر (ع) گلابی اش را تکه کرد و به جعفر بن ابی طلالب داد و به او فرمود : بخور ! همانا گلابی رنگ را جلا می دهد و فرزند را نیکو می گرداند .
۳) خوردن کاسنی : ▪ کاسنی برای افزایش فرزند مفید است . ▪ خوردن کاسنی آب کمر را افزایش داده و فرزند را نیکو و ذکور بودن را ولد زیاد می کند . ▪ خوردن کاسنی باعث زیبایی فرزند و ازدیاد در پسر آوردن می شود ▪ زیاد خوردن کاسنی سبب افزایش دارایی و تولد فرزند پسر خواهد شد
۴) خوردن قاووت به پدر و مادر توصیه شده است : ▪ خوردن سویق توسط والدین موجب قوت در فرزند و نبودن کودنی و سبک مغزی و نادانی در او می شود ▪ خوراندن سویق به کودک جهت تقویت و رویاندن گوشت و مجکم کردن استخوان بسیار مفید است در روایت آمده است ، مردی به امام صادق (ع) عرض کرد : ای پسر رسول خدا ، فرزندی به دنیا می آید که در او ضعف و سبک سری است . حضرت فرموند : چرا قاووت نمی خوری ؟ آن را بخور و خانواده ات را هم به ان سفارش کن . به درستی که قاووت ، گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند و فرزندی از تو به دنیا نمی آید مگر اینکه قوی باشد
۵) سفارش به خوردن انار: خوردن انار شیرین فرزند را نیکو می کند.
۶) کندور خوردن کندور توسط زن باردار باعث زیادی عقل بچه ، باهوش ، پاکدل ، دانا و شجاع شدن پسر و خشخو و نیکو شدن دختر می شود . در حدیثی آمده است : به زنان حامله کندر بخورانید ، بدرستی که طفل در شکم مادر کندر غذای او می شود ، دلش محکم و تحملش زیاد می شود.
● دعا برای فرزندار شدن ۱) نقل شده که امام صادق (ع) که فرموده اند درسجده این دو آیه را بخوانید : رب هب لی لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعا ، رب لا تذرنی فردا و انت خیرو الوارثین . ۲) در صبح و شام هفتاد مرتبه سبحان الله ، ده مرتبه استغفرالله ربی و اتوب الیه و سپس نه مرتبه سبحان الله و یک مرتبه استغفرالله ربی و اتب الیه گفته شود . البته دعاهای دیگری است که می توانید به کتاب کلیدهای بهشت مراجع کنید
● در حین آمیزش ▪ تغذیه در حین آمیزش هیچ یک از یا مرد مست نباشد و الکل مصرف نکرده باشند ؛ چون موجب کمبود ویتامین D می شود و در نتیجه استخوان بچه نرم می گردد. دکتر وازن معتقد است اگر طفل خرفت و کم هوش پیدا کردید و توانستید در اطراف وضع پدری یا مادری او اطلاعات صحیحی کسب کنید ، به این نتیجه خواهید رسید که یکی از والدین هنگام تشکیل نطفه مست بوده است. همچنین نوع غذا (از نظر حرام یا حلال بودن ) اثر فراوانی در فرزند دارد که لازم است در این زمینه نیز نیز توجه کافی صورت گیرد .
● حالات پدر و مادر درپی روایاتی که بیانگر تاثیرات ، به پدران و مادران سفارش شده است که در حین نزدیکی با وضو بوده و به یاد خدا باشند. بدیهی است یاد خدا موجب آرامش قلب می شود و در فرزند اثر مثبتی خواهد داشت . همچنین رغبت و میل قوی جنسی زوجین ، در زیایی جنین و هوشمندی وی اثری قطعی خواهد نهاد . ترس و اظطراب والدین به هنگام عمل زناشویی ، بدترین تاثیر را بر روی طفل می گذارد ؛ همانگونه که آرامش خاطر پدر و مادر ، تاثیر بس نیکو در فرزند می نهد . تاثیر خستگی زیاد ، روی جنین کاملا محسوس است و او را ضعیف و رنجور می کند .در حدیثی از معصومین (ع) نقل شده است که فرموده اند : در شبی که از مسافرت بر کی گردید و همینطور در شبی که می خواهید به مسافرت بروید ، نزدیکی نکنید . در ساعات اولیه شب با جسمی خسته و شکمی پر ، آمیزش صورت نگیرد ، بلکه در ساعات پایانی شب که خستگی جسم تا حد زایل و شکم نیز خالی شده انجام شود . تجربه نشان داده است فرزندانی که نطفه آنها در ساعات پایانی شب منعقد می شود از هوش بیشتری برخوردارند. از امام صادق نقل شده که فرمودند: در شب ، زفاف کنید و در روز ولیمه دهید . عوامل طبیعی و تاثیر آنها بر روی بدن
۱) اشعه گاما : جنس اشعه گاما از زرات انرژی بوده و از این رو خاصیت نفوذ آن بسیار زیاد است . این اشعه مضر ، در نور خورشید وجود دارد و اثرات منفی زیادی بر سلولهای اولیه دارد که تقریبا بعد از سی سال ظاهر می شود . نقل شده که حضرت رسول اکرم (ع) به علی (ع) فرمودند : یا علی در مقابل نور خورشید مجامعت مکن مگر اینکه پردهای بیاویزی که شما را بپوشاند ؛ زیرا اگر در آن جال فرزندی به وجود آید ؛ همیشه در حال پریشانی و فقر است تا بمیرد .
۲) اشعه ماورا بنفش :این اشعه دارای فوائد و مضراتی است . از آن جمله تغییراتی است که بر روی نسل و نژاد ایجاد می کنند .
۳) اشعه مجهول : این اشعه از کرات دیگر به زمین می رسد ؛ البته بنا به موقعیت فصول سال؛ فشارهوا ؛ رطوبت ، خشکی ، کسوف ،خسوف و غیره . در روایات هم بدست می آید که از جمله اوقات مکروه برای جماع ، هنگام کسوف و خسوف و بادهای تند و زلزله است .
● مکروهات حین آمیزش ۱) نگاه کردن به فرج زن که سبب کوری فرزند می شود . ۲) سخن گفتن غیر از ذکر خدا که سبب لال شدن بچه می شود . ۳) خصاب کردن که موجب می شود فرزند مخنث شود. ۴) به همراه داشتن انگشتری که در آن ذکر خدا یا چیزی از قرآن باشد . ۵) آمیزش با همسر خود اما با شهوت زنی دیگر که موجب دیوانگی فرزند می شود . و غیره ...
● اوقاتی که عمل جماع مطلوب است
۱) شب دوشنبه که در پی آن ، فرزند حافظ کتاب خدا و راضی به آنچه خداوند برایش قرار داده ، می شود .
۲) شب سه شنبه که در اثر آن بعد از سعادت اسلام ، شهادت روزی او می شود ، خداوند او را با مشرکین عذاب نمی کند ، دهانش خوشبو ، دلش رحیم و جوانمرد خواهد بود و زبانش از دروغ و غیبت و تهمت پاک می ماند .
۳) شب پنج شنبه که در پی آن ، حاکمی از حکما و یا عالمی از علما خواهد شد.
۴) روز پنج شنبه هنگام زوال که در پی آن شیطان به او نزدیک نگردد تا پیر شود و سلامتی دین ودنیا روزی اش خواهد بود .
۵) شب جمعه که در پی آن ، بچه خطیب و سخنگو خواهد شد .
۶) روز جمعه بعد از نصر که آن فرزند از دانایان مشهور خواهد شد .
۷) شب جمعه بعد از نماز عشا که امید است آن فرزند شبیه والدین باشد
۸) شب اول ماه رمضان ● اوقاتی که عمل جماع مکروه است ۱) در میان طلوع فجر و طلوع خورشید ۲) بعد از غروب تا رفتن سرخی طرف مغرب ۳) شب خسوف و رو کسوف ۴) شب و روزی که در آن بادهای سیاه ، سرخ یا زرد بوزد . ۵) هنگام زلزله ۶) در اول ماه (غیر از ماه رمضان ) ، نیمه ماه و آخر ماه . ۷) هنگامی که آفتاب طلوع می کند و زرد باشد . ۸) بعد از ظهر ؛ که آن فرزند لوچ خواهد شد. ۹) بین اذان واقامه ؛ که فرزند ، حریص بر خونریزی خواهد بود ۱۰) شب عید فطر که فرزند الکثیر الشر خواهد بود .
● و غیره
▪ دوران بارداری در حدیثیاز رسول اکرم (ع) نقل شده که فرمودند : ای حولا قسم به کسی که مرا به حق پیامبر و فرستاده و بشارت دهنده و بیم دهنده ، برانگیخته ، هیچ زنی نیست که از همسرش باردار گردد مگر اینکه در سایه خداوند عزوجل باشد تا اینکه درد زایمان به او برسد که به ازا هر دردی خداوند به او ثواب آزاد کردن بنده مومنی را می دهد . انسان برای زن دنیایی بسیار زیبا ایجاد کرده است ، دنیایی که همه افراد آن ، باید به مادر احترام گذاشته و تعظیم کنند . حتی احترامی فرات از پدر چرا که پیامبر (ع) سه بار دستور به احترام به مادر داد و سپس احترام پدر را امر فرمود و برای اینکه بانوی خانه به شغل مادری سرگرم باشد در سنت اسلامی توصیه شده است که تهیه معاش خانواده به عهده شوهر باشد و زن عهده دار تربیت اطفال که شخصیت های فردای جامعه اند . از نظر پاداش اخروی نیز در روایات آمده است که زن در دوران حمل همچون مجاهد فی سبیل الله است و اگر در حین زایمان بمیرد اجر شهید را دارد و یا اینکه ((بهشت زیر پای مادران است )) .
● نا مگذاری ما های جنین خداوند در سوره مومنون می فرماید : و به یقین انسان از عصاره ای از گل آفریدیم . سپس او را نطفه ای در جایگاهی استوار قرار دادیم . آنگاه نطفه را به صورت عقله در آوردیم . پس آن عقله را مضغه گردانیدیم ، و آنگاه مضغه را در استخوانهایی ساختیم ، بعد استخوانها را با گوشتی پوشاندیم ، آنگاه (جنین را در ) آفرینشی دیگر پدید آوردیم . آفرین با بر خدا که بهترین آفرینندگان است . ماههای جنینی عبارتند از : ۱) ماه اول : ماه قلب است ۲) ماه دوم : ماه چهره خوب است مادر همیشه با وضو باشد . با کوشش تمام گناهان بپرهیزد . آرامش خود را حفظ کند و عصبانی نشود . از خوردن غذاهای حرام پرهیز کند ۳) ماه سوم : ماه تارهای صوتی است ۴) ماه چهارم : ماه رویش مو است ۵) ماه پنجم : ماه حرکت است ۶) ماه ششم : ماه عظلات است ۷) ماه هفتم : ماه اعصاب است . ۸) ماه هشتم : ماه زیبایی است ۹) ماه تهم : ماه تولد است بیشتر کودکان مبتلا به امراض رئحی ، بیماری خود را از مادرشان به ارث برده اند ، پس از آنجا که تمام خصوصیات مادر در فرزند اثر خوب و بد خود را می گذارد و خوشبختی یا بد بختی کودک را در رحم پی ریزی می کند ضرورت دارد مادران بیشتر مراقب رفتار و کردار خود باشند تا بتوانند فرزندانی صالح و نیکو داشته باشند . در این زمینه پیامبر(ع) نیز نقل شده که فرموده اند ک سعدت و شقاوت انسان در شکم مادر پایه ریزی می شود . ▪ نامگذاری کودک: بهتراست قبل از تولد یعنی قبل از چهار ماه و ده روز انتخاب شود. از زمان حاملگی دو نام برای جنین باید انتخاب شود که اگر دختر بود یکی از نام ها و اگر پسر بود نام دیگر به وی داده شود. پیامبر فرمود : بچه ها را در شکم نامگذاری کنید اگر نمی دانید پسر است یا دختر دو نام برای او بگزادرید اگر سقط شود و نامی نداشته باشد در قیامت از پدر مواخذه کند پیامبر جنین حضرت فاطمه را پیش از تولد محسن نامید.
● مشکلات دوران بار داری خداوند در سوره لقمان می فرماید : و ما به هر انسانی سفارش کردیم که در حق پدر و مادر خود نیکی کن چون با حمل فرزند برداشته ، سستی بروی سستی .. زن بعد از باردار شدن ، با مسائلی از قبیل افسردگی ، تنبلی و تن سنگین ، تنگی نفس ، دل به هم آمدن ، آروغ ترش ، سردرد ، سر گیجه ، تاریکی در چشم و تپش قلب روبرو می شود . ممکن است بعد از یک ماه یا دو ماه ویار داشته ویارش چیزهای غیر طبیعی باشد.
● توصیه هایی که مخصوص هر ماه بیان شده ▪ ماه اول : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره یس و الصالف بخواند وبه شکم بدمد .و روزهای جمعه از قبل از صبحانه انار میل کند و قبل از طلوع آفتاب ، اندکی از تبت سیدالشهدا بخورد. و هر روز بر ۲ عدد خرما سوره قدر بخواند و آن را ناشتا بخورد . ▪ ماه دوم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره الملک بخواند. روز پنجشنبه ۱۴۰ مرتبه و روز جمعه صد مرتبه صلوات با عجل فرجهم بگوید .هر روز ۲ عدد عناب سوره توحید بخواند و آن را ناشتا بخورد. ▪ ماه سوم : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره آل عمران بخواند. هر روز بعد از نمازها ۱۴۰ مرتبه صلوات بفرستد. هر روز بر ۱ عدد سیب آیه الکرسی بخواند و آن را ناشتا بخورد . ▪ ماه چهارم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره الدهر بخواند در تمام نمازها در یک رکعت سوره قدر تلاوت کند و هر روز بر دو انجیر سوره والتین بخواند و آن را ناشتا بخورد. ▪ ماه پنجم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره الفتح را تلاوت کند . و در یک نماز سوره النصر بخواند و هر روز یک عدد تخم مرغ سوره حمد بخواندو آن را ناشتا بخورد ▪ ماه ششم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره واقعه بخواند . شبها در یک نماز سوره التین تلاوت کند و هر روز بر یک انار را پس از خواندن سوره فتح ناشتا بخورد ▪ ماه هفتم : : روزهای پنج شنبه و جمعه سوره یس و تبارک بخواند. روزی ۱۴۰ مرتبه صلوات بفرستد. و هر روز بر یکعدد به سوره یس بخواند و آن را ناشتا بخورد. ▪ ماه هشتم: ـ روزهای شنبه بعد از نماز صبح سوره قدر ، ده مرتبه ـ روزهای یک شنبه بعد از نماز صبح سوره والتین ، دو مرتبه ـ روزهای دوشنبه سوره یس ـ روزهای سه شنبه سوره فرقان ـ روزهای چهار شنبه سوره دهر ـ روزهای پنجشنبه سوره محمد ـ روزهای دوشنبه سوره الصافات از خوردن ماست شیرین و عسل کوتاهی نکند . هر روز جمعه ناشتا انار شیرین میل کند . در صورتی که ضرر ناشته باشد ، هفته ای یک بار سرکه بخورد. ▪ ماه نهم : بهتر است غذای او کباب باشد . ادویه نخورد . خرما میل کند . برای سلامتی امام زمان (ع) گوسفندی را ذبح کرده از آن بخورد . در نماز ظهر یا عصر سوره والعصر و الذاریات بخواند . در روزهای پنجشنبه سوره حج و در روزهای جمعه سوره فاطر را تلاوت کند . هر روز مقداری را برود . به عکس و آینه کمتر نگاه کند . هر روز بر مقداری شیر و خرما سوره دهر بخواند و آن را ناشتا بخورد. کلیه مطالب مربوط به کتاب ریحانه بهشتی می باشد.
لطفا در مورد مداحی های هیئت منتظران مهدی (عج) سرابی نظر خود را بدهید
برای دانلود بر روی هر یک از لینک های زیر کلیک کنید
برای دانلود بر روی هر یک از لینک های زیر کلیک راست کنید و کزینه
Save target as را لنتخاب کنید
ای شاه حریم غصه و غم ((مداح برادر مجتبی قمری))
**********************************************
کرببلات بهشتمه آب و گل و سرشتمه ((مداح برادر مجتبی قمری))
**********************************************
یاد اون نگاه اول منو باز بیچاره کرده((مداح برادر محسن جهانگیری))
**********************************************
ساقی میخانه ها مست رقیه است((مداح برادر مجتبی قمری))
**********************************************
باب المراد باب العشق باب الادب ((مداح برادر احمد الوندی))
**********************************************
منم عباس حسین اباالفضل عشق و احساس حسین ابوالفضل((مداح برادر مجتبی قمری))
**********************************************
>>>>>>>به نام عشق به نام بین الحرمین ((مداح برادر احمد الوندی)) <<<<<<<<
**********************************************
>>>>پر شکسته نشستم من روی بامت مزن سنگم خوت عشق و نگات عشقه (مداح برادر محسن جهانگیری)<<<<
**********************************************
کیست زهرا آن که ختم الانبیا را کوثر است (مداح برادر جواد الوندی))