مجموعه ارزشمند الغدیر تالیف علامه امینی (رحمه الله و سلام علیه)
الغدير (جلد 1) علامه شيخ عبدالحسين امينى
الغدير (جلد 2) علامه شيخ عبدالحسين امينى
الغدير (جلد 3) علامه شيخ عبدالحسين امينى
الغدير (جلد 4) علامه شيخ عبدالحسين امينى
الغدير (جلد 5) علامه شيخ عبدالحسين امينى
الغدير (جلد 6) علامه شيخ عبدالحسين امينى
الغدير (جلد 7) علامه شيخ عبدالحسين امينى
الغدير (جلد 8) علامه شيخ عبدالحسين امينى
الغدير (جلد 9) علامه شيخ عبدالحسين امينى

بسم رب الحسین
در یکی از دفعاتی که شیخ جعفر در بیمارستان آیت الله گلپایگانی بستری شدند تمامی اطبا
بالاتفاق به ایشان گفتند:شما اصلا نباید گریه کنید.در غیر اینصورت نابینا خواهید شد.اما از
آنجا که یکی از حالات شیخ جعفر بکاء دائم برای اهل بیت بود در پاسخ گفته بود:
ما بدون گریه بر حضرت امام حسین نمی توانیم زنده بمانیم.
ماطفل مکتبیم و بود گریه درس ما ای دل بکوش تا سبق خود روان کنیم.
دل اسیر چشماته مست صحن زیباته
حاجت دل خستم بوسه بر کف پاته
کاش تو کربلا بودم کاش غلام سیات بودم
کربلا می خام آقا این دلم جه پر درده
کاش تو رو نمی کشتن پیرهنت نمی بردن
بچه هات توی صحرا کاش سیلی نمی خوردن
زینبت پریشونه خواهرت چه دلخونه
تو میری حسین اما یک سه ساله می مونه
بی تو این دلم سرده بی تو دنیا نامرده
بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا کبوتر عشق است وبال وپر دارد
بخوان دعای فرج را وعافیت بطلب
که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را ونا امید مباش
بهشت پاک اجابت هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبج نزدیک است
خدای را شب یلدای غم سحردارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال
مسافر دل ما نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
زپشت پرده غیبت به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بر دارد
معرفی غلط
تا به حال کسی رادیده اید که ازمهربانی ومحبت کردن به دیگران ومهروعطوفت دیدن از دیگران خوشش نیاید؟! یا خودشما آیا دوست داریدهمیشه ازدیگران محبت ومهربانی ببینید یا خشونت؟
وآیا می پسندید که شما را به عنوان چهره ای خشن بشناسند ومعرفی کنند، یا دوست دارید به عنوان فردی مهربان معرفی شوید؟ با این احوال، سبب چیست، شخصیتی که«بقیــــــــــه الله» ودارای صفات حسنه الهی، من جمله مهربانی غیرقابل وصف است ، گاه نابخردانه چهره ای خشن معرفی کنند؟ درحالی که فرمودند:
«امام، مونس وهمدم ورفیق و پدرمهربان وبرادری که هرچه دارد مواسات می کند و مانند مادردلسوزبه کودک است.»
مولای من! آرزو داشتم مراعبدالمهدی می نامیدند. دوست داشتم ازهمان اول اذان عشق تورادرگوشم زمزمه کرده بودند. مهدی جان! دوست داشتم با نام نامی توزبان بازمی کردم.ای کاش آن اوایل که زبان گشودم، نزدیکانم مرا به گفتن «یامهدی» وا می داشتند.
ای کاش مهد کودکم، مهدآشنایی با توبود. کاشکی درکلاس اول دبستان آموزگارم، الف بای عشق تو را برایم هجی می کرد ونام زیبای تورا سرمشق دفترچه تکلیفم قرار می داد.
دردوران راهنمایی،هیچ کسی مرابه خیمه سبزتو راهنمایی نکرد. درکلاس تاریخ، کسی مرا با تاریخ غیبت، غربت وتنهایی توآشنا نساخت. دریغ که درکلاس ادبیات، آداب ادب ورزی به ساحت قدس تو را گوش زدنکردند! افسوس که درکلاس نقاشی، چهره مهربان تورا برایم به تصویرنکشیدند! چرا موضوع انشای ما، به جای«علم بهتراست یا ثروت»، ازتووظهورتو وروش های جلب رضایت تونبود؟! مگرنه اینکه
بی تو،
نه علم خوب است
ونه ثروت؟
گویند که از خدا جدا بود ، نبود
من در عجبم میان این بود و نبود
این بود چه بودی است که هم بود و نبود !!!!!

گویند که از خدا جدا بود ، نبود
من در عجبم میان این بود و نبود
این بود چه بودی است که هم بود و نبود !!!!!

نشانیت را گم کردم*از مادرت پرسیدم......
گفت: قطعه۶۳*ردیف اول*آمدم..................
یادم آمد که می گفتی:
قطعه همان غزل است*اگر سر نداشته باشد!!!!!!!!!
![]()
![]()
توهم غزل بودی قطعه قطعه........!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
