تبليغاتX
هیئت منتظران مهدی (عج)
خوش آمدید (اللهم عجل لولیک الفرج )-با دادن نظرات خود ما را راهنمایی کنید...
صفحه نخست ارتباط با ما آرشيو مطالب لينك RSS
كاربر ميهمان خوش آمديد
یکشنبه هشتم آذر 1388
 

دكتر غلامحسين الهام در جمع بسيجيان شهرستان فريدونكنار اظهار داشت: شايسته ترين افراد بايد حكومت كنند و آنچه از حكومت انتظار مي رود حفظ اسلام است.وي فتنه هاي پس از انتخابات اخير را نعمتي از سوي خدا دانست...

 
عضو حقوقدان شوراي نگهبان درباره عدم محاكمه سران اغتشاشات گفت: محاكمه سران اغتشاشات پس از انتخابات دير شده است.
به گزارش خبرگزاري فارس از شهرستان فريدونكنار، دكتر غلامحسين الهام در جمع بسيجيان شهرستان فريدونكنار اظهار داشت: شايسته ترين افراد بايد حكومت كنند و آنچه از حكومت انتظار مي رود حفظ اسلام است.
وي فتنه هاي پس از انتخابات اخير را نعمتي از سوي خدا دانست و افزود: فتنه هايي مشابه فتنه اخير هميشه بوده و هست، بايد از نظام مقدس جمهوري اسلامي نگهداري كرد، بايد از فرصت ها نهايت استفاده را برد چرا كه فرصت هاي ايجاد شده براي ما تكليف و فرصت هاي ايجاد شده براي دشمنان براي ما تهديد است كه در اين راستا بايد همه بدانند كه اگر به وظايف و تكاليف محوطه عمل نكنند شكست خواهيم خورد.
به گفته عضو حقوقدان شوراي نگهبان در غرب و نظام غربي سران هستند كه تصميم مي گيرند و در يك چارچوب تفكر و عمل مي كنند وتفاوت زيادي بين گروه ها و حزب هاي مختلف نيست همانطور كه در سياست اوباما و بوش مي بينيم كه تفاوتي با يكديگر ندارند.
وي تصريح كرد: ما در انتخابات اخير به همه اين فرصت را داديم تا خودشان را عرضه كنند و از اين جهت هيچ گونه ادعايي نمي توانند داشته باشند چرا كه فرصت حضوررا پيدا كرده اند و از تمام فرصت هاي تبليغاتي استفاده كرده اند و هيچ گونه كنترلي بر هزينه هاي آنان نشده است.
الهام ادامه داد: مناظرات انتخاباتي صورت گرفت، دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار شد و همه دستگاه هاي نظارتي پاي صندوق آمدند كه طيف انتخاب نشده بيشترين ناظر را در محل برگزاري انتخابات و شعب اخذ رأي داشتند و در اين شرايط مردم تصميم گرفتند و انتخاب كردند. وي افزود: افراد حق اعتراض داشتند كه اين فرصت تمديد شد كه اين امر تاكنون سابقه نداشت، مردم هم با حضور 85 درصدي بي سابقه به ميدان آمدند و با نهايت نظارت دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ايران برگزار شد.
الهام يادآور شد: هر كدام از نامزدهاي انتخاباتي در صورت آوردن رأي رئيس جمهور مي شد اما هنوز انتخابات تمام نشده اعلام كردند كه ما برنده ايم، اينها نتايج انتخابات را از حفظ مي گويند، مردم در انتخابات شركت كردند و ناظران هم حضور داشتند ولي هنوز آراي ماخوذه شمارش نشده مي گويند كه اگرما برنده نشديم تخلف شده است كه اين يعني ايجاد فتنه و فوراً همه چيز براي آشوب و اغتشاش فراهم شد و گفتند مهندسي انتخابات اشتباه بود و ما اين انتخابات را قبول نداريم كه بزرگ ترين توهين را به مردم كردند كه چرا سفرهاي استاني داشته ايد و چرا مناظرات انتخاباتي اينطوري شد و در نتيجه تهمت ها زدند.
الهام بيان داشت: كارآمدي نظام به خدمتگزاري آن است مردم كه كارآمدي دولت نهم را ديدند مجدد به آن رأي دادند.
وي درباره عدم محاكمه سران اغتشاشات اظهار داشت: محاكمه سران اغتشاشات پس از انتخابات اخير دير شده است كه اگر زودتر همه اين سران محاكمه مي شدند هرگز به اينجا نمي رسيديم.
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:30 AM |
یکشنبه هشتم آذر 1388


نمایش بزرگ


----------

ز ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

عید قُربان (در عربی: عيد الأضحی) یکی از روزهای فرخنده در تقویم اسلامی است.

روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد ابراهیم و فرزندش اسماعیل، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.

عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.

البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران کعبه در مراسم حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند، گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و مستمندان تقسیم می‌کنند.

حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج، حیوانی را ذبح می‏کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام، حرام شده‏ بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال می‏گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می‏آید را عید می‌دانند.

همچنین در روایت‏های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.

ریشه عید قربان

عيد قربان ريشه در دوران قبل از تاريخ بشر دارد. انسان اوليه که از فهم طبيعت عاجز است، برای به دست اوردن ترحم خدايان دست به قربانی کردن حيوانات و انسان ها ميزند. اين سنت در اسلام نيز پذيرفته شده است.


در روایات مختلف دینی آمده است که ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.

او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر می‌روند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود می‌شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می‌یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می‌فرستد.

Lamb 09807-a.jpg

این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضه‌ای برای حجاج می‌گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. دراین روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:12 AM |
یکشنبه یکم آذر 1388
براهيم شفيعي سروستاني
 
متناسب با بررسي نشانه‏هاي ظهور، در اين شمارة مجله، برخي مفاهيم و اصطلاحات مرتبط با اين موضوع را كه معمولاً در كتاب‏ها و آثار مؤلفان اسلامي از آنها ياد مي‏شود، بررسي مي‏كنيم:


1. نشانه‏هاي ظهور

 ظهور مصلح آخرين، حضرت بقيـةالله الاعظم ـ ارواحنا له الفداء ـ با حوادث طبيعي، رويدادهاي اجتماعي و تحولات سياسي و نظامي بسياري همراه است كه همه، از آماده شدن جهان براي ورود به عصري جديد و آغاز دوراني سرنوشت‏ساز از حيات كرة خاك حكايت مي‏كنند. از مجموع اين حوادث، رويدادها و تحولات كه پيش از ظهور يا هم‏زمان با آن رخ مي‏دهند، به نشانه‏ها يا علايم ظهور تعبير مي‏شود. به اين نكته هم بايد توجه داشت كه همة اين نشانه‏ها در يك زمان رخ نمي‏دهند و از نظر دوري يا نزديكي به وقت ظهور، با يكديگر تفاوت دارند.

2. مَلاحِم

اين واژه جمع «مَلْحَمَه» به معناي جنگ و خون‏ريزي بزرگ و رزمگاه است. در مورد ريشه اين كلمه، برخي گفته‏اند: ملحمه از «لُحْمَه» به معناي تار و پود پارچه گرفته شده است و چون معمولاً در رزمگاه طرفين نبرد چون تار و پود پارچه در هم مي‏پيچند، به آن «ملحمه» مي‏گويند. برخي ديگر گفته‏اند: اين كلمه از «لَحْم» به معناي گوشت گرفته شده است و بدان دليل به رزمگاه «ملحمه» مي‏گويند كه در آن گوشت‏هاي كشته‏شدگان به فراواني به چشم مي‏خورد.1

ملاحم در اصطلاح به جنگ‏ها و رويدادهاي مهم سياسي و اجتماعي اطلاق مي‏شود كه پيامبر گرامي اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) از وقوع آنها خبر داده‏اند.

3. فِتَن

كلمه «فتن» جمع «فتنه» به معناي آزمايش، امتحان، شورش، اختلاف آرا، رنج و محنت است. اين واژه در اصل به عملي گفته مي‏شود كه براي پاك كردن طلا و نقره از ناخالصي انجام مي‏گيرد.2 فتن در اصطلاح به معناي حوادث و رويدادهايي است كه وقوع آنها در كلمات پيامبر اكرم(ص) و اهل بيت طاهرينش(ع) پيش‏گويي شده است.

4. اشراط الساعـة

كلمه «اشراط» جمع «شَرَط» به معناي علامت و نشان است.3 «اشراط الساعـ[» يا «اشراط يوم القيامـ[» در اصطلاح عبارت از «نشانه‏هاي برپايي قيامت» است. در منابع روايي، از برخي نشانه‏هاي ظهور به عنوان نشانه‏هاي برپايي قيامت ياد شده است.4

پيامبر گرامي اسلام(ص) از همان سال‏هاي آغازين بعثت، بر اساس دانش ماورايي خود، به پيش‏گويي رويدادهاي مختلف فرهنگي، سياسي و اجتماعي مي‏پرداخت كه در آينده‏هاي دور و نزديك در جامعه اسلامي روي خواهد داد. به تعبير برخي از روايات، ايشان، مسلمانان را از همة حوادثي كه تا آستانة قيامت رخ خواهد داد، آگاه مي‏كرد. آن حضرت گاه مسلمانان را نسبت به رخدادهاي مباركي كه در آينده رخ‏خواهد نمود، مژده و بشارت مي‏داد و گاه آنان را از وقايع شومي كه پيش روي آنهاست، برحذر مي‏داشت. اين رويه مستمر پيامبر اكرم(ص) در مورد پيش‏گويي رويدادهاي مختلف به ويژه رويدادهايي كه در آخرالزمان رخ خواهد داد، موجب شد كه مسلمانان در طول سال‏هاي پربركت حيات رسول گرامي اسلام(ص) از گنجينة ارزشمندي از روايات مربوط به حوادث آينده برخوردار شوند؛ گنجينه‏اي كه از همان سده‏هاي آغازين گسترش اسلام به دست مؤلفان، مورخان و محدّثان، جمع‏آوري و در اختيار نسل‏هاي آينده گذاشته شد.

مؤلفان اسلامي مجموعة روايت‏هايي را كه به ويژه از پيامبر اسلام در زمينه حوادث مختلف اجتماعي و سياسي وارد شده بود، در كتاب‏هايي كه معمولاً با عناويني همچون علامات المهدي، علامات مهدي آخرالزمان، علايم الظهور، أشراط الساعـ[، علامات الساعـ[، علامات يوم القيامه، الفتن، الملاحم، الفتن و المحن، الفتن و... ناميده مي‏شده است، جمع‏آوري كرده‏اند.5

گفتني است كتاب‏شناس بزرگ شيعي، «آقا بزرگ تهراني»؛ از بيش از سي مورد كتاب كه با عناويني نظير «الفتن و الملاحم» نوشته شده‏اند، ياد كرده است.6


5. شرايط ظهور

به مجموعة زمينه‏ها و بسترهاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي كه در صورت فراهم‏شدن آنها ظهور امام مهدي(ع) رخ خواهد داد، «شرايط ظهور» گفته مي‏شود. البته در اينكه با قاطعيت بتوان اموري را از شرايط ظهور برشمرد و ادعا كرد كه با تحقق آنها حتماً ظهور محقق خواهد شد، ترديد وجود دارد، با اين حال، شايد بتوان از برخي روايات چنين استفاده كرد كه اموري مانند آمادگي فكري و عملي مردم براي ظهور امام عدالت‏گستر، عزم جدي آنها براي وفا به پيمان خود در برابر آن امام، وجود تعداد كافي ياران مخلص و وفادار، نااميدي كامل مردم از طرح‏ها و برنامه‏هاي دست‏ساخته بشر براي اصلاح وضع جهان و... از شرايط ظهور به شمار مي‏آيند.

گفتني است برخي افراد، نشانه‏هاي ظهور را با شرايط ظهور اشتباه مي‏گيرند و گمان مي‏كنند ظهور امام مهدي(ع) به تحقق اين نشانه‏ها بستگي دارد و تا زماني كه آنها رخ ندهد، لزوماً ظهور واقع نخواهد شد، در حالي كه نشانه‏هاي ظهور تنها جنبة آگاهي‏بخشي، بيدارسازي و هشداردهي دارند و راه‏هايي براي تشخيص منجي موعود حقيقي از موعودهاي دروغين به شمار مي‏آيند. بنابراين، چه بسا امكان دارد كه اراده خداوند به ظهور امام مهدي(ع) تعلق گيرد بي‏آنكه برخي از نشانه‏هاي ظهور محقق شده باشند. در معارف شيعي، از اين موضوع به «بداء» تعبير مي‏شود.7

ماهنامه موعود شماره 96



پي‌نوشت‌ها:

1. لسان العرب، ج 12، ص 254، ماده «لحم».
2. همان، ج 10، ص 178، ماده «فتن».
3) همان، ج 7، ص 82 .
4. در يكي از اين روايات نشانه‏هاي برپايي قيامت به نقل از پيامبر اكرم‏(ص) چنين بيان شده است: «لا تقوم الساعـ[ حتي تكون عشر آيات: الدجال و الدخان و طلوع الشمس من مغربها، و دابّـ[ الأرض و يأجوج و مأجوج و ثلاثـ[ خسوف: خسف بالمشرق و خسف بالمغرب و خسف بجزير\ العرب و نار تخرج من قعر عدن تسوق الناس إلي المحشر تنزل معهم إذا نزلوا و تقبل معهم إذا أقبلوا.» بحار الأنوار، ج 6 ، ص 303، ح 1 و ج 52، ص 209.
5. ر.ك: نعيم بن حماد بن معاويه، الفتن، تحقيق: مجدي بن منصور بن سيد الشوري، بيروت، دارالكتب العلميه، 1418 ه‍ . ق، ص 11.
6. ر.ك: آقا بزرگ طهراني، الذريعـ[ إلي تصانيف الشيعه، چاپ دوم: بيروت، دارالاضواء، بي‏تا، ج 16، صص 114 - 112، ج 22، صص 190 - 187. برخي از مهم‏ترين كتاب‏هايي كه با عناوين ياد شده به رشته تحرير درآمده‏اند، به اين شرح است:
ابوعبدالله نعيم بن حماد مروزي، معروف به ابن حماد (م 288 ه‍ . ق)، الفتن، 2جلد، چاپ اول: قاهره، توحيد، 1412 ه‍ . ق؛ ابوالقاسم علي بن موسي بن طاووس، معروف به سيد بن طاووس (م 624 ه‍ . ق)، الملاحم و الفتن في ظهور الغايب المنتظر، چاپ پنجم: قم، رضي، 1398 ه‍ . ق. كتاب يادشده با اين نام نيز به چاپ رسيده است: التشريف بالمنن في التعريف بالفتن، تحقيق: مؤسسه صاحب الامر)عج)، چاپ اول: اصفهان، گلبهار، 1416 ه‍ . ق؛ ابوالفداء اسماعيل بن كثير دمشقي، معروف به ابن كثير (م 774ه‍ . ق)، النهايـ[ في الفتن و الملاحم، تحقيق: محمد احمد عبدالعزيز، 2 جلد، بيروت، دارالجيل، بي‏تا؛ ابوالفداء اسماعيل بن كثير دمشقي، معروف به ابن كثير، علامات يوم القيامـ[، چاپ اول: قاهره، مكتبـ[ القرآن، 1408 ه‍. ق؛ علي بن حسام‏الدين متقي هندي (م 975 ه‍ . ق)، البرهان في علامات مهدي آخرالزمان، تحقيق: علي‏اكبر غفاري،تهران، رضوان، 1399 ه‍ . ق؛ سيد شريف محمد بن رسول برزنجي (م 1103 ه‍ . ق)، الإشاعـ[ لأشراط الساعـ[، چاپ چهارم: بيروت، دارالكتاب العلميـ[، بي‏تا.
7. دربارة موضوع «بداء» به مقاله‌اي كه در صفحات 36ـ39 همين شماره مجله آمده است مراجعه نماييد..

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:45 AM |
یکشنبه یکم آذر 1388

---------------------

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:16 AM |
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388
آموزش بهترين روش براي تبيين فرهنگ مهدويت در جامعه است

خبرگزاري فارس: مسئول موسسه فرهنگي آينده ‌روشن گفت: آموزش بهترين روش براي آگاهي‌بخشي، اطلاع‌رساني و تبيين فرهنگ مهدويت در جامعه است كه بايد در اين راستا اقدامات در خور و شاياني صورت گيرد.


مجتبي اميني امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اراك در حاشيه برگزاري هشتمين نمايشگاه قرآن‌كريم اظهار داشت: توجه دادن به فرهنگ سبز انتظار و مهدويت، ضمن اينكه مسلمانان را از ركود و درجا زدن پيراسته مي‌كند، موجب پايداري و پويايي بيش از پيش شيعيان و آمادگي بيشتر آنان براي مقابله با فتنه‌ها و آشوب‌هاي عصر غيبت مي‌شود.
وي با تاكيد بر اينكه گسترش فرهنگ مهدويت در بين ملت ايران به ويژه جوانان لازمه انتظار حضرت‌مهدي (عج) است، تصريح كرد: در شرايطي كه دشمنان اسلام و به ويژه مكتب شيعه تمام تلاش خود را براي زير سئوال بردن فرهنگ ناب مهدويت و تحريف آن آغاز كرده‌اند، لازم است انديشمندان و متخصصان ديني جامعه با ارائه راهكارهاي مؤثر درصدد مقابله با آن برآيند.
مسئول موسسه فرهنگي آينده ‌روشن اظهار داشت: دستگاه‌هاي فرهنگي استكبار با به كارگيري روش‌ها و ابرازهاي هنري مانند فيلم، انيميشن، مقاله و... در پي ايجاد شبهه در اين فرهنگ ناب ديني هستند كه براي مقابله با اين دسيسه بايد با تعهد ديني در راستاي ترويج فرهنگ مهدويت در جامعه و زمينه‌سازي براي ظهور امام زمان(عج) گام‌هاي محكم و مؤثري برداشت.
اميني با بيان اينكه فعاليت‌هاي موسسه فرهنگي آينده ‌روشن در راستاي ترويج مهدويت و ارتباط‌ آن با قرآن‌كريم و ولايت است، بيان داشت: بحث مهدويت در كنار قرآن مطرح است و بدون شك با ايجاد زمينه‌هاي لازم در راستاي ترويج فرهنگ قرآني و ولايت فقيه مي‌توان به اهداف نظام ‌اسلامي پي‌برد.
وي با اشاره به ارائه محصولات فرهنگي در سه بخش قرآني، مداحي و كتب در اين نمايشگاه تصريح كرد: محصولات فرهنگي موسسه آينده ‌روشن شامل نرم‌افزارهاي قرآني و داستان‌ها و شعرهاي قرآني سمعي و بصري براي آشنايي خردسالان و كودكان است.
مسئول موسسه فرهنگي آينده ‌روشن ادامه‌داد: قرآن‌كريم، نهج‌البلاغه، مفاتيح‌الجنان، كتاب‌هايي با موضوعات مهدويت، دستورات قرآن و سيره ائمه از ديگر محصولات اين اين غرفه در نمايشگاه قرآن‌كريم است.
انتهاي پيام/م30.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 9:48 PM |
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388
منبع :بچه های قلم

نویسنده: زهرا باقری

در مقاله قبل اشاره شد که نگاه اسلام نسبت به مرد و زن یک نگاه شایسته‌سالار است و فراتر، پیشروتر و بسیار انسانی‌تر از مردسالاری یا زن‌سالاری است و می‌توان آن را «نگاه انسانی به زن و مرد» یا «نگاه غیر جنسیّتی» نیز نامید،‌و نیز به بحث خانواده از نظر اسلام اشاره شد.
در این مقاله به بیان بحث آموزش و فعالیت‌ زنان در امور سیاسی از منظر اسلام می‌پردازیم:

آموزش

ورود روزافزون دختران به دانشگاه‌ها و در پی آن، مجامع علمی بالاتر، گواهی بر توانایی این قشر در عرصۀ تعلیم و تحصیل است.
آمارها نشان می‌دهند که در کشور ما نسبت دختران شرکت‌کننده در آزمون سراسری و پذیرفته‌شدگان دختر از سال 1362 تاکنون، افزایش چشمگیری یافته است، به طوری‌که تعداد شرکت‌کنندگان زن در کنکور از 42 درصد، به 65 درصد و میزان پذیرفته‌شدگان نیز از 32 درصد به 65 درصد، ارتقا یافته است.(1)

امّا اگر این رویه، بدون برنامه‌ریزی بلندمدّت ادامه پیدا کند، می‌تواند در آینده‌ای نه‌چندان دور، کشور را دچار بحران کند؛ چرا که به نظر می‌رسد ورود به دانشگاه، عملاً به بهترین راه‌ هویت‌یابی‌ دختران در جامعۀ ما تبدیل شده است که می‌تواند به خودی خود، موجب شود که بیشتر دختران، بدون توجّه به علاقه‌ها و استعدادهایشان و نیز زمینه‌های کاری در آیندۀ شغلی‌شان، دست به انتخاب رشته بزنند.

از طرف دیگر، نگاه پسران به دانشگاه نیز تا حدّی منفی است و به دانشگاه، به عنوان مانعی برای ورود به بازار کار، نگاه می‌کنند.

بررسی‌ها نشان می‌دهند که دختران، در انتخاب رشته‌ در دبیرستان، با محدودیت‌های خانوادگی مواجه هستند و به ناچار، بیشتر به سمت رشته‌های نظری هدایت می‌شوند؛
امّا پسران، در دورۀ دبیرستان، با ورود به رشته‌های فنّی و حرفه‌ای، و کار و دانش ـ که بعضاً حمایت خانواده را نیز به همراه دارد ـ، خیلی سریع‌تر وارد بازار کار می‌شوند و به این دلیل، علاقۀ چندانی به ورود به دانشگاه ندارند.

به علاوه، مسئلۀ خدمت سربازی پسران، شرکت‌کردن آنها در کنکور را دچار فاصله می‌کند و امکان شرکت در کنکور (بعد از گذراندن دورۀ سربازی) را کاهش می‌دهد. پسران با این دید، دیگر علاقۀ چندانی به ورود به دانشگاه ندارند!

بر این اساس، مرکز پژوهش سازمان سنجش کشور، طرح سهمیه‌بندی شدن ورود به دانشگاه را مطرح کرد و به تَبَع آن، تحلیل‌های مختلفی از سوی موافقان و مخالفان این طرح، از طریق رسانه‌های عمومی منتشر شد و در نهایت،
در پنجم اسفند1386، رئیس سازمان سنجش، ضمن تأیید اِعمال قانون «پذیرش جنسیتی در آزمون کنکور سراسری 87»، حداقل ورود دختران و پسران را برای سال آینده سی درصد اعلام کرد ـ که در حال حاضر، اِعمال محدودیت برای دخترانْ محسوب می‌شودـ.(2)

در اسلام، علم‌آموزی به عنوان یک کمال، از هیچ جنسیّت یا صنفی دریغ نشده است؛ ‌
بلکه انسانْ با تمام اصنافش، به دانش‌طلبی دعوت شد‌ه ‌است. خداوند، آن جا که دانشمندان را می‌ستاید و جاهلان را نکوهش می‌کند، به صورت عام سخن می‌گوید.(3) همچنین یکی از اهداف پیامبران را تعلیم انسان‌ها می‌داند، بدون آن‌که آن را به جنس خاصی محدود کند.(4)

جز این، در کلام پیشوایان و سیرۀ زندگی آنان نیز تشویق و ترغیب به دانش‌طلبی، بسیار دیده می‌شود.
اگر از تعبیرهای عمومی (چون واجب بودن دانش‌اندوزی بر هر مسلمانی) بگذریم، سخنان بسیاری در خصوص دانشجویی زنان، ‌از آن بزرگواران نقل شده است، مانند «آموختن دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است»(5)
یا «زنان انصار، خوب زنانی هستند؛ چرا که حیا و شرم، مانع فقه‌آموزی آنان نیست».(6)
از طرف دیگر، شواهد بسیاری برای رواج دانش در میان زنان عصر رسول خدا(ص) و ائمّه(ع) می‌بینیم، که حضور زنان را در کنار مردان در عرصۀ علم‌آموزی، نشان می‌دهد.(7)

بر این اساس، به نظر می‌رسد که باید راه‌کارهایی برای گسترش زمینه‌های علم‌آموزی در میان دختران، طرّاحی گردد که در آینده، عدالت جنسیّتی در نظام آموزشی کشور برقرار شود.
در این زمینه، مرکز پژوهش سازمان سنجش، راه‌کارهایی عملی برای خروج از بحران، ارائه کرده است:
افزایش آگاهی عمومی، تقویت اقدامات تعلیم و تربیت اجباری، ایجاد فرصت‌های آموزشی در مناطق محروم، تدارک امکانات مالی برای خانواده‌هایی که در تأمین هزینه‌های تحصیلات دانشگاهی فرزندان خود دچار مشکل هستند،
کاهش بُعد مسافت مراکز آموزش عالی و توسعۀ آموزش‌های از راه دور و پاره‌وقت و کوتاه ‌مدت، توسعۀ مهارت‌آموزی و نظام فنّی و حرفه‌ای در میان زنان و دختران، برقراری کلاس‌های شبانه و آخر هفته که حضور زنان متأهّل و کارمند را در مراکز آموزش دانشگاهی افزایش می‌دهد و نیز بهبود شرایط انتخاب و افزایش تعداد رشته‌های تحصیلی مجاز و مناسب که برای زنان، این امکان را به وجود می‌آورد تا آنها از بین تعداد بیشتری از رشته‌های تحصیلی،
دست به انتخاب رشته بزنند و رشته‌هایی را انتخاب کنند که تناسب بیشتری با جنسیّت، آتیۀ شغلی و شرایط خانوادگی‌ آنها داشته باشد.(8)

کار (عرصۀ اجتماعی) در حالی که زنان، نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، امّا تنها یازده درصد نیروی کار را به خود اختصاص داده‌اند.
در سال 1381، میزان فعّالیت اقتصادی شاغلانِ ده ساله و بیشتر، برای زنان و مردان، به ترتیب 8/11 درصد و 63 درصد بوده و به عبارتی، نیروی کار ایران همچنان با نان‌آوری مرد،
به عنوان یگانه شاغل خانواده در عین محدودیت فرصت‌های بازار کار برای زنان تعریف می‌شده است.

نسبت زنان بیکار به جمعیت زنانِ ده ساله و بیشتر، در سال 1381، حدود 5/12 درصد بوده که از رقم مردان (4/8 درصد)، پنجاه درصد بیشتر است و نیز نسبت زنان جویای کار و کار نیافته به جمعیت فعّال آنها بین سال‌های 1375 تا 1381، از 3/13 درصد به 6/19 درصد افزایش یافته که گویای محدود بودن شانس دختران جوان تازه‌وارد به بازار کار برای کاریابی در سالیان اخیر است.

در سال 1375، از 991 هزار زن شاغل در مناطق شهری، 53 درصد آنها در مشاغل علمی ـ تخصصی و 5/13 درصد، در مشاغل تولیدی فعّالیت داشته‌اند و سهم سایر فعّالیت‌ها (نظیر: مشاغل بازرگانی و خدماتی و مدیریتی و دفترداری در جذب زنان)، محدود بوده است.
از این رو، تنوّع زیادی در فرصت‌های شغلی زنان مشاهده نمی‌شود. 66 درصد زنان و 34 درصد مردان شاغل شهری، در بخش خدمات فعّال‌اند و 64 درصد زنان و 35 درصد مردان شاغل شهری، در استخدام دولت به سر می‌برند.(9)

همان طور که مشاهده می‌شود،
زنان، نسبت به گذشته، بیشتر وارد مشاغل مختلف دولتی و خصوصی شده‌اند؛
امّا از آن جا که سازمان‌ها، از فرهنگ جامعه تأثیر می‌پذیرند، نگرش‌های مرتبط با نابرابری جنسیتی از طریق مناسبات رسمی و غیررسمی در درون سازمان، قبل و بعد از استخدام، به اشکال مختلف،
مانند: وجود معیارهای استخدامی نابرابر، دستمزد نابرابر برای کار یکسان، احتمال بیشتر بیکاری، فرصت نابرابر آموزش‌های جانبی، دستیابی نابرابر به منابع تولیدی، مشارکت نابرابر در تصمیم‌گیری، و امکان نابرابر در ارتقای شغلی زنان، نمودار می‌شود.

یکی از مصادیق این نابرابری، در پایین بودن میزان ارتقای زنان به سطوح مدیریتی ـ که به اصطلاح، «سقف شیشه‌ای» نامیده می‌شود ـ است. سقف شیشه‌ای، سقفی است که به زنان اجازه نمی‌دهد از رده‌های خاصی در محیط کارشان بالاتر بروند. به کارگیری لفظ شیشه‌ای در این مورد، به این دلیل است که این سقف، معمولاً دیده نمی‌شود؛
چرا که نه بخشی از قانون است و نه در جایی نوشته شده است؛
امّا در عمل، می‌بینیم که زنان در حین رشد در شرکت، به خاطر جنسیتشان، شانس کمتری برای رسیدن به مراحل بالای کاری دارند.
به طوری که طی سه دهۀ (1345تا 1375)، تعداد مدیران از حدود دوازده هزار نفر در سال 1345، به 91 هزار نفر در سال 1375، (یعنی حدود 7/5 برابر) رسیده است، که در این میان، نسبت مدیران زن از 389 نفر (2/3 درصد) به 2543 نفر (یعنی 7/2 درصد) کاهش یافته است.

این، در حالی است که سهم زنان شاغلِ دارای تحصیلات عالی در کل شاغلان زن، حدود بیست برابر شده است و از حدود ده هزار نفر در سال 1345، به رقم 389 هزار نفر در سال 1375 رسیده است. پس علّت عدم ارتقای شغلی زنان به رده‌های مدیریتی، فقدان تحصیلات عالی آنها نیست.

بررسی دیگری که دربارۀ پنجاه نفر از مدیران سطح بالای سازمان‌ها انجام شده، نشان می‌دهد که بیشتر آنها بر انضباط کاری، وظیفه‌شناسی و تعهّد بیشتر زنان نسبت به مردان، اذعان داشته‌اند و نیمی از آنان از کارمندان زن، راضی‌تر از کارمندان مرد بوده‌اند.
با این حال، در انتخاب افراد برای رده‌های شغلی بالاتر، در میان مردان و زنان با تحصیلات و تجربۀ مساوی، مردها را ترجیح می‌دهند.

البته گاه مشاهده می‌شود که زنان، بر اساس تصوّر ضعیفی که از توانایی‌های خود دارند، از به عهده گرفتن مسئولیت‌های خطیر، امتناع می‌ورزند.

با توجّه به جنبه‌های دیگری از نابرابری جنسیتی‌ای که در نظام اداری و سازمان کار جامعۀ ما وجود دارد، امکان کسب تجربیات شغلی جدید نیز برای زنان، محدودتر است.
برای مثال، امکان بهره‌مندی از فرصت‌های شغلی جانبی، مانند مأموریت‌های شغلی داخل یا خارج از کشور برای زنان، کمتر است.(10)

در سطح سازمان نیز مانند جامعه، مصادیقی از باورهای کلیشه‌ای دربارۀ زنان وجود دارند که می‌توانند همچون یک مانع ذهنی عمل کنند.
برای مثال، گاهی گفته می‌شود: «وقتی کارها سخت می‌شود، زنان تاب نمی‌آورند؛ توانایی دیدن چشم‌انداز وسیع را ندارند و برای کار گروهی، مناسب نیستند».
به این جهت، زنان، همواره مراقب برداشت همکاران مرد خود هستند و این نکته را با انتخاب کارهایی که از آنان انتظار می‌رود، رعایت می‌کنند.
 در نتیجه، از اقداماتی مانند بلندپروازی‌های شغلی، فرصت‌گرابودن، خطر کردن و تلاش برای ایجاد تغییر ـ که اغلب، رفتارهایی مردانه تلقّی می‌شود ـ اجتناب می‌ورزند.

زنان شاغل، تحت تأثیر همین برچسب‌های جنسیّتی، از آن جا که احتمال می‌دهند توسط همتایان مرد خود، به نحو مناسبی به رسمیت شناخته نشوند، از ورود به شبکۀ غیررسمی همکاران ـ که بیشتر، رنگ و بوی مردانه دارد ـ می‌هراسند.
 این وضعیت، بعضی از فرصت‌های کارآفرینی را که از لابه‌لای تعامل و گفتگو با دیگران به دست می‌آید, از بین می‌برد؛ زیرا حضور فعّال در شبکۀ غیر رسمی همکاران، موجب درگیرشدن بیشتر با کار، کسب اطلاعات جدید، شکل‌گیری اندیشه‌های نو و استفاده از همفکری و حمایت کارکنان است.(11)

سیاست

در مورد فعالیت‌های سیاسی زنان، سه برداشت مختلف از اسلام، وجود دارد: ممنوعیّت مطلق (همیشگی و همه‌جایی)، مُجاز بودن یا آزادی مطلق (بدون قید و شرط)، تفکیک قائل شدن بین انواع فعّالیت‌های سیاسی زنان.

1. ممنوعیّت مطلق: در منع مطلق، زن، به خاطر ویژگی‌های روانی، فیزیکی(جسمی) و روحی نباید در هیچ یک از فعالیّت‌های سیاسی شرکت کند.

2. آزادی مطلق: در برابر گروه نخست ـ‌که از طرفداران فراوانی برخوردار است‌ـ گروهی نیز هستند که هیچ گونه منعی در مشارکت سیاسی زنان نمی‌بینند.
این دسته، تمامی عرصه‌های مشارکت سیاسی را برای زن، روا دانسته‌اند و بر این عقیده‌اند که برای اثبات این نظریه، کافی است امکان حضور زنان در عالی‌ترین عرصۀ مشارکت سیاسی (که حاکمیت است) تثبیت شود؛ زیرا با فراهم شدن امکان آن، دیگر عرصه‌ها نیز به روی زنان گشوده می‌شود.
از این رو، این گروه، تمامی سعی‌شان بر آن است که بتوانند مجاز بودن حاکمیت زن و شایستگی زنان برای رهبری و ریاست جمهوری و مرجعیّت دینی را به اثبات  برسانند و دلیل‌های مخالفان را پاسخ گویند.

3.  نظریۀ تفکیک: این گروه، زن را برای منصب حاکمیت، صالح نمی‌دانند؛ امّا حضور وی را در دیگر مناصب و رده‌های سیاسی، بدون اشکال می‌دانند. اِخوانُ المسلمین (حزب اسلام‌گرای مصر)، از جمله گروه‌هایی هستند که بر این رأی تصریح کرده‌اند.

امّا نکتۀ قابل تأمّل، این‌که در جامعۀ ما، طرفداران مشارکت سیاسی زنان، غالباً بر این باورند که:
1. وظیفۀ مادری برای زنان، وظیفۀ اوّل و اَهَم است، و رویکرد زن به دیگر فعّالیت‌ها، پس از این وظیفه، مُجاز است و نباید بدان آسیب رساند. البته این گروه، عقیده دارند که بسیاری از زنان، در بُرهه‌ای طولانی از زندگی می‌توانند به وظایف دیگر خود بپردازند.

2.  حضور سیاسی و اجتماعی زنان، مشروط به آدابی است که دین، معیّن کرده و در رأس آن، رعایت حریم عفاف و حجاب و محدود کردن جنبه‌های اُنوثت (زنانگی) به خانه و زندگی شخصی است.
عرصۀ فعّالیت ‌اجتماعی و سیاسی، عرصۀ بروز و ظهور ویژگی‌های جنسیّتی (چه مردانه و چه زنانه) نیست. البته به نظر این گروه، حجاب، مانع و دست و پاگیر نیست. به سخن دیگر‌، جمع میان حجاب و این چنین فعالیت‌هایی، امکان‌پذیر است.(12)

با این توضیحات، در می‌یابیم که حضور کم‌رنگ زنان در عرصۀ سیاست، ناشی از ذهنیّت و باورهای خود زنان و یا عادت‌های ذهنی و تربیتی و فرهنگی و دیگر مشکلاتی است که در بسیاری از جوامع، در برخورد با حضور زن در صحنۀ سیاسی وجود دارد!
امّا آمارهای منتشرشده در حیطۀ فعّالیت‌‌های سیاسی زنان، حاکی از فعّال‌تر شدن حضور زنان در این عرصه (بویژه در حوزۀ حاکمیّت)، در سراسر جهان و البته جهان اسلام است.

پی‌نوشت‌ها:
1. «سهمیه‌بندی دانشگاه‌ها»، منبع خبر: www.4ghad.com. گفتنی است در سال جاری (1387)، دختران، 55 درصد از برترین رتبه‌های کنکور سراسری را به خود، اختصاص دادند (روزنامۀ ایران، شنبه 5/5/1387).
2.  سهمیه‌بندی جنسیتی در کنکور رسمی شد، منبع خبر: edunews. irwww.
3.  ر.ک: سورۀ مجادله، آیه 11؛ سورۀ زمر، آیه 9.
4.  ر.ک: سورۀ بقره، آیه 151.
5.  بحار الأنوار، ج1، ص177.
6.  زن در اندیشۀ اسلامی، مهدی مهریزی، تهران: وزارت ارشاد، 1385، چهارم، ص46.
7.  زن (از اسلام، چه دانیم/3)، مهدی مهریزی، قم: خرّم، اول، 1377، ص 61.
8. «سهمیه‌بندی دانشگاه‌ها»، منبع خبر: 4ghad.com
9.  ر.ک: وب‌سایت اتّحادیۀ تعاونی‌های خدمات بانوان کشور، www.twcs.ir
10. ر.ک: کتاب توسعه، زیر نظر: جواد موسوی خوزستانی، ش9، ص81 ـ 86.
11. بررسی تأثیر نابرابری جنسیتی بر کارآفرینی زنان در ایران»، فاطمه جواهری و سرور قضاتی، منبع مقاله: www.iransociology.org
12. ر.ک: زن و فرهنگ دینی: نگرشی نو به مسائل زنان، مهدی مهریزی، دفتر اول، تهران: هستی‌نما، اول، 1382، ص76-91.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:25 AM |
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388
منبع :بچه های قلم

نویسنده: زهرا باقری

نگرش، عبارت است از دیدگاه و باوری که یک فرد، در مورد یک موضوع در ذهن خود دارد و از طریق پرسش یا قرار گرفتن در موقعیت مناسب، آن را بیان می‌کند و یا در رفتار خود بروز می‌دهد.(1)

جوامع مختلف، از دیرباز، نگرش‌های گوناگونی نسبت به زنان و توانایی‌ها و استعدادهای آنان داشته‌اند که در بیشتر موارد، آنان را ضعیف‌تر از مردان تلقّی نموده و توانایی‌ها و استعدادهایشان را کمتر از مردان به حساب آورده‌اند.

آمارها، نشانگر تغییر این نگرش، نسبت به زنان در جوامع امروزی است؛ چرا که حتّی نسبت به دهۀ قبل نیز حضور زنان در عرصۀ فعالیت‌های مختلف اقتصادی، آموزشی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... افزایش یافته‌‌است؛
امّا نگاه افراطی در این قضیه، به بحث شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی زنان با نام «فِمِنیسم» منجر شده است که خواهان بیشتر شدن این اختیارات (یا به تعبیری «آزادی‌ها») هستند؛

ولی در این میان، با توجّه به آسیب‌شناسی‌هایی که از این جنبش به عمل آمده، به نظر می‌رسد مناسب‌ترین راه برای تعیین حدود و اختیارات هر یک از زن و مرد در خانواده و جامعه، اصل «عدالت» است، به این معنا که در دادن امتیازات امکانات اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی، نباید براساس برتری فیزیولوژیک (طبیعی) و جنسیّتی حکم کرد؛ بلکه باید مرد و زن را به عنوان «انسان» نگریست و اصل را بر شایستگی‌هایی گذاشت که در محیط یکسان و با فرصت‌های برابر، از خود، نشان داده‌اند؛

شایسته‌سالاری ـ که ما معتقدیم در متون اسلامی نیز بر آن، تأکید شده است ـ، فراتر و پیشروتر و بسیار انسانی‌تر از مردسالاری یا زن‌سالاری است و می‌توان آن را «نگاه انسانی به زن و مرد» یا «نگاه غیر جنسیّتی» نیز نامید.(2)

مسئلۀ برتری پسران و فروتری دختران در عصر جاهلیت، در اثر نگرش‌هایی تاریخی، نامعقول و غیرعلمی، تکوین یافته بود؛
امّا اسلام، با نفی نابرابری میان دختران و پسران، به ارائۀ الگوهای متعالی پرداخت.
قرآن کریم، زنانی چون‌ آسیه(همسر فرعون) را الگویی برای همۀ مسلمانان، چه مرد و چه زن، معرّفی می‌نماید(3)
و پیامبر اسلام(ص) بر این نکته تأکید می‌کند که زنان، در اسلام، دارای ارزش‌ و اعتبار ویژه‌ای هستند و این مهم، در سیرۀ عملی ایشان به خوبی مورد ملاحظه قرار گرفته است.(4)

از طرفی، اساس و زیربنای اسلام، مبتنی بر عدالت اجتماعی و اخلاق است؛(5) یعنی همۀ قوانین و احکام اسلام، در بستر عدالت اجتماعی و اخلاق، شکل گرفته‌‌اند و از آن جا که ما ذات خداوند را عادل می‌دانیم، هر آنچه برخلاف عدالت باشد را باید به صراحت، خلاف اسلام بدانیم.

بر همین اساس، نباید به خاطر جنسیت، فرق بگذاریم و بگوییم چون این فرد، «مرد» است، باید این امتیاز را داشته باشد و دیگری چون «زن» است، باید از آن امتیاز، محروم باشد.
این، برخلاف عدالت است، مگر این که بر اساس وظایفی که به عهدۀ هر کدام گذاشته می‌شود، قوانینی هم برای آنها در نظر گرفته شده باشد؛
 امّا!  اگر قرار باشد بدون ملاک، امتیازاتی برای مرد یا زن قائل شویم، چنین کاری، برخلاف عدالت است.

این، در حالی است که «عدالت جنسیتی» در ادبیات رایج بین ‌المللی، روشی خاص برای دستیابی به برابری مطلق جنسیتی (تشابه نقش‌ها) است. در این نگرش، دستیابی زن و مرد به شرایط برابری و یا دست کم، ایجاد تسهیلات برابر برای زن و مرد، به منظور ایجاد برابری، اصلی مسلّم به حساب می‌آید.(6)

امّا در نگاه دینی، تفاوت‌های زن و مرد، محدود به آنچه در ادبیات فمینیستی، از مقولۀ جنسیّت شمرده می‌شود، نیست؛ بلکه به حوزۀ نگرش‌ها و حسّاسیت‌ها و تمایلات و رفتارها نیز گسترش می‌یابد.

این، بدان معنا نیست که هر آنچه را در جوامع سنّتی، زنانه یا مردانه تلقی شده است، طبیعی تلقّی کنیم و بپذیریم؛ چرا که در بستر تاریخ، مرزبندی‌های جعلیِ زنانه و مردانه‌ای به وجود آمده‌اند که به دلیل این‌که از پشتوانۀ طبیعی‌ای برخوردار نبوده‌اند و بر منطقی صحیح استوار نیستند، محکوم به فنا هستند؛ امّا بر این موضوع، پای می‌فشاریم که خالق هستی، به دلیل انتظارات ویژه‌ای که از زن و مرد داشته (و به همین دلیل، دو جنس مختلف آفریده) است، به هر یک، ویژگی‌های منحصر به فردی موهبت نموه و هر یک را در مسیری خاص، توانمندتر ساخته‌ است.

این ویژگی‌ها نشانگر برتری یک جنس بر دیگری نیست؛ بلکه نمایانگر قابلیت‌های ویژۀ زن و مرد در عرصه‌های مختلف زندگی خانوادگی و حیات اجتماعی است.
از این رو، نظام تربیتی اسلام، با به رسمیت شناختن و ارج نهادن به تفاوت‌ها، بر آن است تا هر یک از دو جنس را در مسیر تحقّق انتظارات خاص، پرورش دهد. البته این مطلب، به معنای نفی برابری زن و مرد در آنچه به ویژگی‌های مشترک انسانی دو جنس بر می‌گردد، نیست.(7)

با این نگاه، عدالت جنسیتی، به معنای زمینه‌سازی مناسب برای احساس ارزشمندی، آرامش، نشاط و دستیابی هر یک از دو جنس، به مراتب کمال خود و ادارۀ خانه و اجتماع، متناسب با انتظارات و ویژگی‌های متناسب با جنس خود است

تفاوت این دیدگاه (دیدگاه اسلامی) با دیدگاه اوّل (فمینیستی)، تفاوتی اساسی است که نتایج شگرفی در پی دارد.

دیدگاه اوّل، تنها تفاوت‌هایی چون تخصیص سهمیه‌ای خاص از کرسی‌های نمایندگی مجلس یا وزارت‌خانه‌ها به زنان و به منظور حضور هرچه بیشتر آنان در عرصه‌های مدیریتی، تفاوت در آیین‌نامه‌های استخدامی، به منظور جذب هرچه بیشتر زنان به بازار اشتغال رسمی و سهمیه‌بندی رشته‌های دانشگاهی به منظور تسریع در حضور برابر در تحصیلات عالی را شامل می‌شود؛

امّا مواردی چون لزوم حمایت از زنان در قالب پرداخت نفقه، ترغیب دختران به انتخاب گرایش‌های شغلی و تحصیلاتی متناسب با شرایط جسمی و روحی‌شان، تشکیل پارک‌های ویژه بانوان و مواردی دیگر از اختلاف را که با هیچ تفسیری در مسیر زدودن مرزهای زنانه و مردانه نیست، شامل نمی‌شود و این موارد را تنها در دیدگاه اسلامی می‌توان یافت.(8)

امّا در ارتباط با فعّالیت‌های سیاسی و اجتماعی زنان در اسلام، طی بررسی کاملی که برخی عالمان بزرگ شیعه(9) انجام داده‌اند، اسلام، به شرط رعایت شدن موازین و ارزش‌های اسلامی، هیچ‌‌گونه محدودیتی برای فعّالیت زنان مسلمان در عرصه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... قائل نشده است.

در موارد جزئی هم، اگر چه محدودیت‌هایی بر اساس مصالح کلّی نظام بشری برای آنها در نظر گرفته، ولی این محدودیت‌ها به زنانْ اختصاص ندارد و برای مردان نیز وضع شده است.

 لذا محدودیت در اسلام برای زنان در موارد جزئی، از باب تبعیض در جنسیت نیست؛ بلکه از باب مصالح کلّی نظام بشری است.

امّا محدودیت‌های افراطی‌ای که در برخی از دوره‌ها برای زنان در وظایف اجتماعی و مسائل سیاسی به وجود آمده است، نه به خاطر جنسیت آنها، بلکه به سبب عوامل دیگری به شرح زیر است:

1. تأثیر ذهنیت‌ها و برداشت‌های نادرست برخی از مقدّس‌مآبان و سطحی‌نگران و جُمودگرایان، دربارۀ زنان، به گونه‌ای که ذهنیات خودشان را بر واقعیات و بر حقایق جامعه و حتّی احکام دین، حاکم قرار داده‌اند.

2.  اقتضای شرایط زمان.

3.  خودناشناسی و کوتاهی کردن زنان دربارۀ حقوق خودشان.

4.  نداشتن شیوۀ مطلوب و عدم درک صحیح شرایط در زندگی اجتماعی، از سوی بعضی از زنان. برخی از زنان، شیوۀ مطلوبی در زندگی ندارند و همواره دنباله‌روِ سنّت‌های محیطی‌اند و به تحوّلات جامعه و شرایط زمان، بی‌اعتنا هستند،
حتّی اگر آن تحوّلات، سبب بروز ناهنجاری‌هایی در وظایف دینی، اخلاقی، اجتماعی و انسانی آنان نیز بشود. پس لازم است که زمان و شرایط را بشناسند و در صورتی که تحوّلی، مطابق ارزش‌ها باشد، خودشان را با آن، هماهنگ کنند.

5.  مردسالاری و بی‌عدالتی مردان و باور به این که زن با ازدواج، به ملکیّت آنان در می‌آید. از این رو، اعتقاد بر این بود که زن، وظیفه‌ای جز خدمت کردن به مرد و انجام دادن کارهای خانه ندارد.

6. عدم آگاهی مردان از حقوقی که برای خانم‌ها در آموزه‌های دینی، اخلاقی و اجتماعی اسلام، معیّن شده است.

7. دید کوتاه افراد جامعه که فکر می‌کنند وظایف اجتماعی و سیاسی، با طبیعت زنانْ تناسب ندارد، و آنها توانایی این گونه فعالیت‌ها را ندارند و نیز ضعف فرهنگی مردم در بُعد دینی و مذهبی که این گونه باورها و عادت‌های ذهنی را، به دین، نسبت می‌دهند.

پس مشاهده می‌شود که ویژگی‌های خاص جسمی، عاطفی و رفتاری، هیچ گاه باعث تفاوت ماهوی، فکری و اداری بین مردان و زنان نبوده و نیست و نمی‌توان آنها را ملاک محدودیت در وظایف آنان دانست.
ملاک، در تصدّی وظایف اجتماعی، توانایی و مدیریت است و نه جنسیت. متأسّفانه این باور غلط و ناروا، در طول تاریخ، دستاویزی برای مردان شده است که زنان را از همۀ مزایای اجتماعی، سیاسی و هنری‌شان محروم کنند.

مرد و زن را نباید در مقابل یکدیگر قرار داد؛ زیرا هر یک، تکمیل‌کنندۀ دیگری است که می‌توانند در تحقّق بخشیدن به جامعه‌ای مفید، پویا و آرام، نقشی مؤثّر داشته باشند.
در اسلام و جامعه‌ای که فرهنگ اسلامی دارد، نه مردسالاری مقبول است و نه زن‌سالاری؛ بلکه شایسته‌سالاری، مورد پذیرش است. پس هیچ یک نباید بدون داشتن شایستگی، خود را از دیگری برتر بداند.(10)

در ادامه و در بررسی عدالت جنسیتی در جامعۀ فعلی، به تحلیل شرایط کنونی و نظر اسلام دربارۀ چهار مقولۀ: خانواده، آموزش، کار و سیاست می‌پردازیم.

خانواده

در ادارۀ امور خانواده، بحثی که فمینیست‌ها مطرح می‌کنند، بیانگر تقسیم کار ناعادلانه میان زوجین است که زنان باید کار خانه را انجام دهند و مردان، کارهای بیرون را و چون کار خانه، همواره تکراری است، زنان، دچار کسالت روحی می‌شوند؛
 امّا تنوّع کاری مردان در بیرون از خانه، آنها را شاد و سرزنده نگه می‌دارد. بر این اساس، آنها برابری کار در خانه و بیرون خانه میان زوجین را مطرح می‌کنند،
در حالی‌که این بحث، در آموزه‌های دینی ما به گونه‌ای دیگر مطرح شده‌است، که مهم‌ترین اصول آن عبارت‌اند از:

1. تنظیم برخوردها، روابط و مناسبات عمومی و خصوصی هر یک از زوجین با یکدیگر، براساس آموزه‌ها و حقوق تبیین شدۀ دینی در مورد خانواده
2. مراجعه به داوری داور مقبول طرفین برای رفع اختلافات و ایجاد رضایت قلبی و عملی و تلاش برای بهبود روابط. قرآن، در آیۀ 35 سورۀ مبارکه نساء، برای حلّ اختلافات میان زوجین، راه‌کاری ارائه کرده است
که نشان‌دهنده موافق نبودن دین، با هر دو پدیدۀ مردسالاری و زن‌سالاری در خانواده است و در موارد نزاع و عدم توافق زوجین، جانب سخن هیچ یک را به صرف این که مرد یا زن است، تقویت نکرده است؛
بلکه ایجاد توافق و مسالمت را نخست به خواست و ارادۀ قلبی خود آنان و سپس به میانجیگری عادلانۀ دو نفر از افراد عاقل و دلسوز (از خانوادۀ دو طرف) منوط دانسته است.
جالب است که ترکیب این هیئت، به صورتی ‌است که باید حقّ هر یک از زن و مرد، کاملاً رعایت شده باشد و هیچ شائبه‌ای از مقدّم داشتن بی دلیل یکی از آن دو، حتّی در ترکیب هیئت هم در میان نباشد.

3.  ایجاد فضایی مناسب در خانواده برای تربیت دینی و اخلاقی اعضای آن(بویژه فرزندان) و نیز ایجاد بستر مساعد برای انجام دادن هر چه بهتر وظایف دینی و از بین بردن موانع آن.

4.  آگاهی کامل زوجین، نسبت به حقوق متقابل یکدیگر، به این صورت که هر یک از زن و مرد، هم آشنا به حقوق خود و هم آگاه به حقوق دیگری باشند. بنابراین، همچنان که عدم آگاهی نسبت به حق خود، می‌تواند منشأ ایجاد اختلاف در برخورداری از حقوق اساسی برای آن دو باشد، بی‌اطّلاعی از حقّ همسر نیز می‌تواند موجب چنین انحرافی در ساخت خانواده گردد.
برای مثال، چنانچه مرد، به حقوقی که نسبت به همسرش دارد، واقف باشد، ولی از حقوقی که زن نسبت به او دارد، آگاهی نداشته یا نسبت به آن، بی‌توجّه باشد، در آن خانواده، مردسالاری پدید خواهد آمد که متأسّفانه در بسیاری از موارد، این  پدیده، در خانواده‌‌ها به چشم می‌خورد.

5.  گفتگو و مراقبت از شیوۀ برخورد نسبت به یکدیگر. بسیاری از مرزشکنی‌ها، حرمت‌ستیزی‌ها و سلطه‌طلبی‌ها، از عدم برقراری ارتباط و گفتگوی صحیح بین زن و شوهر و ناشناخته ماندن عواطف، احساسات و خواسته‌ها و انتظارات زوجین از همدیگر ناشی می‌شود.

6. راه‌کار دیگر برای ایجاد عدالت در خانواده، بهره‌گیری از اصل اخلاقی‌ای است که به وفور در کلمات معصومان(ع) در مورد زن و مرد، توصیه شده است و در حقیقت، نسخۀ شفابخشی برای بسیاری از مشکلات و مسائل اجتماعی، روانی و اخلاقی موجود در روابط با دیگران در سطح جامعه است و آن، «خود را به جای دیگری گذاشتن» است.(11)

امّا در بحث سرپرستی خانواده ـ که یکی دیگر از بحث‌های اساسی‌ای است که در میان طرفداران فمنیسم مطرح است ـ، نظر اسلام بر این است که از آن جا که خانواده نیز مانند هر اجتماع دیگری، به سرپرست و رهبری واحد نیازمند است. 
مردان، به خاطر بعضی ویژگی‌های طبیعی‌ای‌شان (مثل: قوّۀ تحمّل شداید و توان انجام دادن کارهای سخت) و نیز بعضی مسئولیت‌هایشان (مثل: پرداخت نفقه و مهریه)، باید سرپرستی خانواده را برعهده داشته باشند؛

امّا این، منشأ هیچ امتیازی نیست و سرپرستی مرد، به گونه‌ای نیست که اراده و آزادی زنان را در خانۀ خویش از بین ببرد و استقلال و حقوق فردی و اجتماعی آنها را محدود کند؛
بلکه به زنان، توصیه شده است که در مقابل این وظیفۀ سنگین مرد، سزاوار است که زن نیز وفادار و پاک‌دامن باشد و در غیاب او مرتکب هیچ خیانتی (اعم از: مالی، ناموسی، حفظ اسرار خانه، حفظ شخصیت شوهر و ...) نشود و به مردان نیز توصیه شده است که نسبت به زنان، باید قدر‌شناس و مهربان باشند و حقوق آنها را رعایت کنند و به هیچ وجه، حق ندارند مانع رشد علمی و اجتماعی آنها شوند.

اسلام، در عین حال، به هیچ یک از زوجین، اجازه نمی‌دهد که با رفتارها یا تصمیم‌گیری‌های خود، کیان خانواده و حیات و دوام آن را به مخاطره بیندازند و در راه رشد و تعالی خویش!  به همسر یا فرزند خود، ظلم کنند.(12)

پی‌نوشت‌ها:

1.  نگرش روان‌شناسی ـ آزمایشی، ابراهام اوپنهایم، مترجم: مرضیه کریم‌نیا، مشهد: برهان، 1369.
2. تصویبی ستودنی و موجی از مخالفت: ‌در حاشیۀ حذف عدالت جنسیتی از برنامۀ چهارم توسعه»، رضا متمسّک، ماه‌نامۀ حوراء، شمارۀ 7، مهر 1383.
3.  سورۀ تحریم، آیۀ 11.
4.  ر.ک: سیرۀ نبوی، مصطفی دلشاد، ج2، ص249 ـ 321.
5.  ر.ک: حکمت‌نامۀ پیامبر، محمّد محمّدی ری‌شهری و دیگران، ج14.
6.  ر.ک: فمینیسم(مجموعه مقالات)، به کوشش: مهدی مهریزی، تهران: سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، 1387، مقدّمه.
7. ر. ک: کتاب زن، زیر نظر: محمّد حکیمی، تهران: امیرکبیر، 1381. اهل عرفان، معتقدند که انسان نیز مانند دیگر جانداران، نر و ماده آفریده شده است تا رغبت و عشق در میانشان شکل بگیرد و زایش و کمال، اتفاق بیفتد و انسان کامل که میوۀ خلقت است، زن و مرد نمی‌شناسد. اگر زن بود، همچون فاطمه(س) مظهر نَفس کُل و جمال الهی است و اگر مرد بود، همچون پیغمبر و علی و حَسَنین(ع) مظهر عقل کل و جلال الهی. در این باره، ر.ک: فُصُّ حکمة عصمتیة فی کلمة فاطمیه، [آیة الله] حسن حسن‌زادۀ آملی، مترجم: حسین نائیجی، تهران: سروش، 1376، ص36 ـ 37.
8. البته مقصود، دیدگاه روشن‌فکران مسلمان (نه مسلمانان افراطی یا سنّت‌گرایان متعصب) است. این دیدگاه، خود به دو بخش سنّتی‌تر (مثل: زن در فرهنگ اسلامی، مهدی مهریزی، تهران: هستی‌نما، 1382) تقسیم می‌شوند.
9. نه زن‌سالاری، نه مردسالاری؛ بلکه شایسته‌سالاری» (گفتکو با آیة الله محمّد ابراهیم جنّاتی)، حیدر ضیغمی: منبع مقاله: Tebyan.net؛ دنیای زنان (گفتگو با آیة الله سید حسین فضل الله)، عادل القاضی، مترجم: مجید مرادی، قم: بوستان کتاب؛ مشارکت سیاسی زنان در اسلام، [آیة الله] محمّد مهدی شمس الدین، مترجم: مرتضی آیة الله‌زاده شیرازی، تهران: بعثت.
10.  شخصیت و حقوق زن در اسلام، مهدی مهریزی، تهران: علمی و فرهنگی، 1383، ص198.
11. ر.ک : «عدالت‌سالاری در خانواده»، سیّد مهدی موسوی کاشمری، ماه‌نامۀ پیام زن، سال 11، ش3، ص42.
12.  ر.ک: «نظام تعالی در خانواده و اجتماع»، محمّد رضا زیبایی‌نژاد، فصل‌نامۀ ریحانه، ش 12، پاییز 1384؛ خلاصۀ تفاسیر قرآن مجید: المیزان و نمونه، تحقیق و تلخیص: عباس یوسف‌پور، تهران: شاهد، چهارم، 1383، ص 173.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:24 AM |
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388

فَاَسْئَلُكَ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ، فَلَكَ‏الْحَمْدُ وَلَكَ الشُّكْرُ، وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى‏، وَاَنْتَ الْمُسْتَعانُ، فَاَسْئَلُكَ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ، بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ‏مُحَمَّدٍ،وَاَنْ تَكْشِفَ عَنّى‏ غَمّى‏ وَهَمّى‏ وَكَرْبى‏ فى‏ مَقامى‏ هذا، كَما كَشَفْتَ عَنْ نَبِيِّكَ هَمَّهُ وَغَمَّهُ وَ كَرْبَهُ، وَكَفَيْتَهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ، فَاكْشِفْ‏ عَنّى‏ كَما كَشَفْتَ عَنْهُ، وَفَرِّجْ عَنّى‏ كَما فَرَّجْتَ عَنْهُ، وَاكْفِنى‏ كَما كَفَيْتَهُ،وَاصْرِفْ عَنّى‏ هَوْلَ ما اَخافُ هَوْلَهُ وَمَؤُنَةَ ما اَخافُ مَؤُنَتَهُ، وَهَمَّ مااَخافُ هَمَّهُ بِلا مَؤُنَةٍ عَلى‏ نَفْسى‏ مِنْ ذلِكَ، وَاصْرِفْنى‏ بِقَضآءِحَوائِجى‏، وَكِفايَةِ ما اَهَمَّنى‏ هَمُّهُ، مِنْ اَمْرِ آخِرَتى‏ وَدُنْياىَ.

خدا خدایش آسمان را به لرزه آورد، حمد و شکر می‌گفت و در واویلای بی‌یاوری تنها از او کمک می‌خواست و شکوه‌های درد و رنج و ستم این ایام را برای او می‌گفت.

غم امروز او غم همه، سختی کشیدنش سختی برای همه و دشمنش دشمن همه است پس دعا کرد برای همه، که تنها کفایت کننده امور خداست و خواست غزه او و غزه وجود همه انسانها، از محاصره گرگ‌های نفسانی نجات یابند.

 يا اَميرَالْمُؤْمِنينَ [وَيا اَبا عَبْدِ اللَّهِ‏]، عَلَيْكُما مِنّى‏ سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ‏اللَّيْلُ وَالنَّهارُ، وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيارَتِكُما، وَلا فَرَّقَ اللَّهُ‏ بَيْنى‏ وَبَيْنَكُما، اَللّهُمَّ اَحْيِنى‏ حَيوةَ مُحَمَّدٍ وَذُرِّيَّتِهِ، وَاَمِتْنى‏ مَماتَهُمْ،وَتَوَفَّنى‏ عَلى‏ مِلَّتِهِمْ، وَاحْشُرْنى‏ فى‏ زُمْرَتِهِمْ، وَلا تُفَرِّقْ بَيْنى‏ وَبَيْنَهُمْ‏‏ طَرْفَةَ عَيْنٍ اَبَداً فِى الدُّنْيا وَالْأخِرَةِ، يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَيا اَبا عَبْدِ اللَّهِ، اَتَيْتُكُما زآئِراً وَمُتَوَسِّلاً اِلَى اللَّهِ رَبّى‏ وَرَبِّكُما، وَمُتَوَجِّهاً اِلَيْهِ بِكُما، وَمُسْتَشْفِعاً بِكُما اِلَى اللَّهِ تَعالى‏ فى حاجَتى‏ هذِهِ، فَاشْفَعا لى‏، فَاِنَّ لَكُما عِنْدَاللَّهِ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ، وَالْجاهَ الْوَجيهَ، وَالْمَنْزِلَ الرَّفيعَ وَالْوَسيلَةَ.

و حالا از راه دور سلامی می‌داد به اول مظلوم حقیقی تاریخ، علی...

این روزها همه محب او شده‌اند و می‌دانند انتصار و ظلم ستیزی را از مکتب او آموخته‌اند.

سلام به او، سلام بر حق است که نهایت تجلی‌اش کربلای حسینی پسرشان بود.

و حالا از راه دور چه خوش زیارتی بود که باز آرزوی آن را داشت و می‌گفت اگر غزه‌اش آزاد شود، به پابوس امام عدل می‌آید چه در حیات چه در لحظه بعد از ممات می‌خواست اسمش در زمره ملت محمد و آل محمد باشد.

این روزها همه شیعه‌اند، کاش شیعگی‌شان پایدار بماند تا امام مقام محمود از جایگاه رفیع بیاید تا همه زائر کوی او باشند.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:23 AM |
پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388

مصاحبه باسعدالله زارعى‎/كارشناس سياسى خاورميانه

اگر بخواهيم درباره عماد مغنيه صحبت كنيم بايد مرورى بر دوران جوانى او داشته باشيم.

مغنيه در دوره نوجوانى اش شاهد تحميل شكست اسرائيل بر اعراب بوده است كه در خاطراتش مى باشد. از طرف ديگر در سال ۱۹۷۳ كه ۱۱ يا ۱۲ سالش بوده در خاطراتش اشغال لبنان در ذهنش نقش بسته است و بعد از آن انقلاب اسلامى در ايران اتفاق افتاد كه اميدى را براى يك نسل بوجود آورد.

در اين مقطع دو اتفاق مهم مى افتد. يكى حزب الله است كه مقدمات تأسيس آن در ۱۹۸۲ است ولى در سال ۱۹۸۴ رسماً اعلام مى شود در سال ۱۹۸۸ هم در فلسطين انتفاضه اتفاق افتاده است و فاصله تأسيس حزب الله تا انتفاضه ۴ سال است و كاملاً به هم مربوط است.

يك نسل شيعه در لبنان و يك نسل سنى در فلسطين پاى مى گيرد و اينها در كنار هم بر ضد اسرائيل جنگى را آغاز مى كنند و به اين ترتيب جغرافياى مبارزه با اسرائيل را تغيير مى دهند.

تا آن زمان جغرافياى مبارزه با اسرائيل از كمونيسم، ناسيوناليسم و جنگ هاى چريكى برخوردار بوده است به اين معنا كه ارتباطى با توده ندارد، مشكل ياسر عرفات هم همين بود. اما در نسل مغنيه ها و ديگر شهيدان نسل، روش مبارزه تغيير مى كند.

در ترسيم اين روش ها عماد مغنيه ها نقششان بسيار كليدى بوده است. امثال عماد مغنيه بينش مبارزه خود را از امام و انقلاب اسلامى ايران اخذ كرد.

در لبنان و فلسطين، انقلاب اسلامى را بومى سازى كردند و با مختصات فلسطين و لبنان به پيروزى هايى رسيده اند. در اين ماجرا مى توان مختصات عملكرد مغنيه ها را ذكر كرد. يك مطلب اين است كه اينها كار را از شخص محور ى بيرون بردند و جريان محور شدند. در گذشته اگر يك چهره فلسطينى ساقط مى شد يك افت بزرگ در مبارزه اتفاق مى افتاد.

هر وقت اسرائيلى ها يك ضربه به جنبش فتح زدند يك ضربه بزرگ به جنبش و تشكيلات بود و اصلاً گاهى رويكردهاى جنبش فتح را تغيير مى داد.

در اثر اين ضربات، عرفات در تونس مجبور بود تشكيلات خود را جمع كند و به اردن برود. يك ضربه از اردن مى خورد، جمع مى كرد، مى رفت لبنان، در لبنان ضربه مى خورد، مى رفت كويت و جنبش عرفات دائماً در حال اين افت و خيزها بود، درحالى كه حزب الله و يا بعداً حماس حركات خود را طورى طراحى كردند تا ضرباتى كه به اينها وارد مى شد، اصلاً ايجاد بحران نمى كرد.

حماس هرقدر ضربه خورد، در فلسطين ماند، حتى بارها مصرى ها دعوت كردند و گفتند در اينجا امنيت داريد، اما گفتند همين جا خوب است، بر خلاف عرفات.

بنابراين مشخصه جنبش هاى منطقه كه مغنيه تأثير زيادى در آنها داشت، اين بود كه از شخص محورى، سازمان محور شدند. كار دوم اين بود كه روى خلوص سازمان خيلى تأكيد كردند. در زمان عرفات گفته مى شد هر كس مرا قبول دارد، بيايد در اين چارچوب فعاليت كند.

فرد ملعبه اى بود از ناسيوناليست ها و كمونيست ها. هر كسى مى توانست وارد عرصه شود، فقط كافى بود كه بگويد من مبارزات ياسر عرفات را قبول دارم و اين براى او و سازمانش بس بود. اما حزب الله اين طور نبود كه بگويد چه كسى ما را قبول دارد. آمد گفت چه كسى اهل مبارزه خالصانه است. چه كسى اهل اين است كه تحمل سختى كند و براى خدا مبارزه كند و مقاومت كند. اينها آمدند جمع شدند.

در سيستم عرفات به محض اين كه تغييرى روى مى داد فرد اعتراض كرده و جدا مى شد تا اين كه عرفات روشش را تغيير بدهد. اما حزب الله لبنان بارها روشش را تغيير داد و اتفاقى نيفتاد.

يك بار بر مبارزه مسلحانه تأكيد مى كرد، يك بار روى مبارزه پارلمانى و بعد آمد تلفيق كرد مبارزه پارلمانى را با مبارزه چريكى، در تمام اين مدت حزب الله نيروهايش را حفظ كرد، يعنى سيستم باقى ماند. بر خلاف عرفات در تمام صحنه ها نيروها با سيد حسن نصرالله آمدند و رهبرى او را قبول كردند. يك نكته ديگرى كه مى توانيم اضافه كنيم، اين است كه نسل جديد بر رهبرى جمعى تن داد.

برخلاف جنبش هاى قبلى كه در مبارزه به دنبال سمبل بودند، روش حزب الله سمبليك نيست، بلكه به صورت تشكيلات جمع گرا حركت مى كند و از اين زاويه بود كه توانستند حركتشان را بدون آسيب جلو ببرند و لذا رهبران عوض شدند و هيچ اتفاقى نيفتاد و هيچ كاستى به وجود نيامد. در حماس نيز اين اتفاق رخ داد.

الآن شيخ احمد ياسين نيست، خالد مشعل در سوريه است و در فلسطين نيست، شاخه عملياتى حماس در غزه مستقر است وبقيه در جاهاى ديگرند، اين پراكندگى بايد اين جنبش را از بين مى برد، عملاً اين اتفاق نيفتاد. تمام اين سرشاخه ها در رهبرى حركت نقش دارند، هيچ كس مزدور كسى نيست و هيچ كسى براى هنيه كار نمى كند، ولى قبلاً همه در خدمت ياسر عرفات بودند و لذا اينها ماندند. همين حالت در حزب الله لبنان اتفاق مى افتد. اسرائيلى ها آرزو كردند كه يك انشعاب در حزب الله اتفاق بيفتد و واقعاً خيلى تلاش كردند و خيلى شايعه كردند، اما موفق نشدند.

مسلماً سيدحسن نصرالله شخصيت بسيار مهمى در حزب الله است، اما اگر شهيد شود حزب الله آسيب جدى نمى بيند آسيبى كه اسرائيل فكر كند حزب الله تمام مى شود، همان طور كه سيدعباس موسوى شهيد شد و هيچ اتفاقى نيفتاد. سيدحسن اين واقعه را خوب تفسير كرد و گفت شما شيخ راغب را زديد تا رود ليتانى عقب رفتيد و سيدعباس را شهيد كرديد و مجبور شديد خاك لبنان را ترك كنيد. الان هم عماد مغنيه را زديد و با موجوديت خود بازى كرديد، حرفش خيلى جالب و مهم است. به تعبير ديگر هيچ آدم مهمى در لبنان نيست.

مهم به اين معنا كه اسرائيل او را ترور كند و كار تمام شود. پس لبنان و حماس اينها از شخص محور رفتند روى سازمان محور. لذا تا زمانى كه سازمان هست اين مسئله هم وجود دارد. نكته ديگر اين جنبش ها كارهاى اطلاعاتى دقيقى است كه انجام مى دهند يعنى حزب الله لبنان كنترل اطلاعاتيش و حفاظتيش بسيار بسيار بالاست. حزب الله در مواجهه اطلاعاتى با اسرائيل حرف اول را زد و اشراف اطلاعاتى حزب الله بسيار بالاست. كما اين كه حماس هم تا حدودى همين طور است.

همين كه اينها توانستند در جنگ ضربات مهمى را به اسرائيل بزنند و خودشان از لحاظ درز اطلاعات هيچ آسيبى نبينند نشان مى دهد كار حفاظت اطلاعاتيشان بسيار قوى بود. همين كه ۲۵ سال مغنيه با خصوصيات بارز عملياتى در ميدان عمليات حفظ شد خيلى مهم است. نكته ديگرى كه در كار حزب الله بسيار مهم است چابكى در عمليات است. البته اين نكته در رسانه هاى بين المللى منعكس شد كه حزب الله لبنان در كارهاى چريكى حرف اول را مى زند. در رسانه هاى غربى نوشتند كه ما گروهى ورزيده تر از حزب الله لبنان نداريم و اين خصوصيات حزب الله از خصوصيات آقاى مغنيه است.

نكته ديگرى كه وجود دارد اين است كه قابليت تغيير تاكتيك حزب الله بسيار بالاست. جنگ حزب الله جزو جنگ هاى چريكى است، در جنگ چريكى طبيعتاً خيلى از تاكتيك ها لو مى رود، حزب الله لبنان اين قابليت را دارد كه قبل از عمليات تاكتيك خود را عوض كند، اين هم نكته خيلى مهمى است دشمن واقعاً نتوانسته رفتار حزب الله لبنان را پيش بينى كند، الان هم نمى تواند پيش بينى كند و نمى توانند بگويند كه سيدحسن چه كارى مى خواهد انجام دهد. اسرائيل از اين جمله سيدحسن كه گفت حالا شما شروع كرديد ما هم ادامه مى دهيم، گيج است.

اسرائيل بعد از ترور مغنيه در هراس است كه اين سيد مى خواهد چه كار كند و مى دانند كه سيد به خاطر حفظ اعتبار حزب الله هم كه شده حتماً بايد يك كارى بكند چون آدمى است كه هر چه گفته تا الان عمل كرده است. حالا منتظرند حزب الله مى خواهد چه كند و كار بزرگش چيست. سيدحسن نصرالله مثل آدمى است كه وسط يك كشتى خيلى بزرگى نشسته، عقب و جلو و طرفين را مى بيند، به زمين و آسمان اشراف دارد و دريا را هم مى شناسد.

اگر بخواهيم مرورى بر شرايط لبنان داشته باشيم بايد گفت تنها مذهبى كه دچار دو دستگى نيست شيعه است. فقط شيعيان با هم اتفاق دارند. و منسجم هستند در حالى كه ۳۰ سال پيش بدترين وضعيت را شيعيان داشتند. اما الآن سيد حسن كه حرف مى زند گويى شيعه حرف مى زند البته شيعيان با مسيحيان خيلى خوب هستند.

در جنگ ۳۳ روزه، مسيحيان از يك ميليون شيعه پذيرايى كردند. تعداد ميهمان ها از صاحبخانه ها بيشتر بود و چهار ماه از شيعيان پذيرايى كردند. تمام اينها از افتخاراتى است كه نصيب حزب الله شده است.اما در خصوص جنگ ۳۳ روزه هم بايد بگويم به رغم تمام جنگ هاى روانى كه صورت گرفت، جنگ را حزب الله و مغنيه ها پيش بردند شما وقتى مى گوييد عماد مغنيه بايد ببينيد كه دان حالوتس چه كسى بوده است.

ما ببينيد كه ژنرال هاى اسرائيل چه كسانى بودند كه عماد مغنيه و دوستانش توانستند بر اينها پيروز شوند اين اهميت قضيه است وقتى مى گوييم على بن ابى طالب عليه السلام در جنگ خندق پيروز شد بايد ببينيم كه عمرو بن عبدود چه كسى بوده عماد مغنيه سازمان اطلاعاتى بسيار پيچيده اسرائيل را از پاى درآورد. اين خيلى مهم است و خيلى طول مى كشد تا اين عماد مغنيه، شناخته شود.

در واقع اسرائيل در جنگ هيچ محدوديتى نداشت. اسلحه، نيروى انسانى، امكانات هوايى و دريايى هرچه مى خواست آماده بود. با وجود اين در اين جنگ شكست خوردند. يك موقع هست كه شكست هايى مى خوريم كه زياد مهم نيست و مى توانيم از آن بگذريم اما شكست در جنگ ۳۳ روزه بر اسرائيل بسيار سنگين بود و پيروزى حزب الله آنقدر سنگين بود كه اسرائيل با اين كه در دروغ گفتن استاد است نتوانست آن را مخفى كند. ديديم كه كميته وينوگراد اعلام كرد اسرائيل شكست خورده است، اما مى گويد اين شكست اسرائيل نيست، شكست دولتمردان اسرائيل است و اگر خوب مديريت مى شد حتماً پيروز مى شديم. مى گويند اگر بجاى اولمرت، شارون بود پيروز مى شديم اين هم دروغ بزرگى است. چون همين افراد يك زمانى در دولت اسرائيل بودند و عقب نشينى اسرائيل از لبنان در زمان شارون بود. سال ۲۰۰۵ شارون از غزه رفت. اينها از كارهاى عماد مغنيه هاست به نظر من از طريق آثار جنگ ۳۳ روزه مى توان نقش عماد مغنيه و امثال او را تعيين كرد.

ريشه هاى جنگ ۳۳ روزه
آمريكا، اسرائيل و خيلى از نيروهاى داخل لبنان يك مشكل مشترك داشتند. يك جريان مذهبى مردمى آمده و روند گذشته را به ضرر همه قدرتهاى استكبارى تغيير داده است. اين مشكل بزرگ اين هاست، لذا در يك روند تاريخى تصميم گرفتند جريان مقاومت را در منطقه از بين ببرند. اين جريان شامل تمام روندهاى مخالف آمريكا است اعم از جنبش هايى مانند حزب الله يا دولت هايى مانند ايران، تلاش كردند كه اين مسئله را حل و فصل كنند. چند روش را براى رسيدن به اين هدف شروع كردند. گفتند از ايران شروع كنيم، زيرا اگر از ايران شروع كنيم ديگران هم حساب كار خود را مى كنند و همه از بين مى رود، پس آمدند سراغ ايران اما به اين نتيجه رسيدند كه نمى شود با ايران درگير شد اگر با ايران درگير شوند تمام جنبش هاى منطقه فعال مى شوند و مجبورند در يك جبهه گسترده وارد جنگ شوند.

يكى از سران اعراب به آمريكا گفت ايران يك طيف وسيعى از شمال آفريقا تا منتهى اليه خاورميانه نيرو دارد، اگر با ايران درگير شويد كل منطقه آتش مى گيرد، لذا طرح مقابله مستقيم با ايران حدوداً تا سال ۲۰۰۵ كنار گذاشته شد. اواسط ۲۰۰۵ ديگر برخورد مستقيم با ايران در دستور كار نبود. در روش دوم طراحى كردند و گفتند بايد ريشه هاى ايران را اول قطع كنيم كه در اين صورت كشورهاى ديگر با آمريكا بيشتر همكارى مى كردند، گفتند سرشاخه هاى اصلى را بزنيد حال چه كسى در اولويت است. حزب الله لبنان در اولويت قرار گرفت. هدف از جنگ ۳۳ روزه ريشه كن كردن حزب الله بود. زمانى كه علامت گذارى كرده بودند، اكتبر سال ۲۰۰۶ بود و با پايتخت هاى عربى هماهنگ كردند كه با حزب الله بجنگند.

حزب الله با عنايت الهى آمد جنگ را سه ماه جلو انداخت. جنگى كه قرار بود آخر شهريور شروع شود ۲۱ مرداد شروع شد. حزب الله پيش دستى كرد. حرفش هم كاملاً منطقى بود. اسرائيلى ها تعهد كرده بودند كه در جريان يك كميته سه جانبه بين لبنان، اسرائيل با وساطت آلمانى ها اسراى لبنانى را آزاد كنند. دو، سه بار هم سيد حسن در سخنرانى هايش تذكر داد اما نپذيرفتند و سيد حسن هم در ۲۱ مرداد اقدام كرد. يعنى منطق و قانون داشت. بالاخره جنگ شروع شد اينها اول خوشحال شدند، گفتند قرار بود كه اول ما جنگ را شروع كنيم حالا كه حزب الله پيش دستى كرد بهتر مى شود آن را نابود كرد. اسرائيلى ها را تحريك كردند كه حزب الله را بزنيد، به اين اميد بودند كه حزب الله محدوده مشخصى دارد و ريشه كن مى شود.

حدود ۳۱ نقطه را براساس نقشه عملياتى بمباران كردند. تحليل اين بود كه اگر اين نقاط را بزنيد حزب الله از بين مى رود، همه را زدند و بعد گفتند كه سيد حسن نصرالله را كشتيم و تلويزيون اسرائيل خبر كشته شدن سيد حسن را داد. بعداً معلوم شد كه تمام اين مراكز قبلاً تخليه شده و هيچ كدام از افراد شاخص حزب الله كشته نشده است.

اسرائيل فهميد كار به اين سادگى ها نيست و در روز چهارم جنگ كه حزب الله ناو اسرائيلى ها را زد، اسرائيلى ها روحيه شان را از دست دادند و به آمريكايى ها گفتند كه بايد جنگ را تمام كنيم. آمريكا به آنها جواب نه داد و اعلام كرد كه بايد ادامه دهيد تا به شكست حزب الله بينجامد، تعبيرى به كار بردند و گفتند در اين جنگ عقب نشينى پيش بينى نشده و بايد برويد جلو. عمليات هوايى شروع شده بود و حزب الله هم موشك بارانش را شروع كرد. روز نهم جنگ اسرائيلى ها زمينى حمله كردند. اسرائيل متزلزل بود، هر كسى شم تحليلى داشت مى فهميد كه اسرائيل متزلزل است.

با توجه به كاركردشان معلوم بود كه ترديد دارند بنابراين مى خواستند حزب الله را بزنند اما دست خودشان قطع شد.
جنگ ۳۳ روزه نتيجه عكس داد، اين اتفاق افتاد. آمريكايى ها در شوك اين برخورد فشل شدند تا اين كه جورج بوش آمد و گفت ما بايد مسئله را با عراق مطرح كنيم. فلسطين و لبنان را موقتاً رهاكرد و رفت سراغ عراق و گفت دو مسئله را در عراق حل كنيم. يكى اين كه دولت شيعه را برداريم واگر هم بخواهد شيعه باشد بايد يك شيعه لائيك باشد. كار دوم؛ گفتند بايد عمليات ترور را در عراق متوقف كنيم. همه به آمريكا مى گفتند با ۱۳۰ هزار نظامى چه كار مى كنيد، اوضاع كه بدتر شده، كشتار چهار برابر شده است، اين استراتژى را به طور رسمى جورج بوش در اول سال ۲۰۰۷ اعلام كرد، كه بزودى اوضاع را با عراق حل خواهيم كرد. نيروهاى آمريكايى در عراق افزايش يافت و در حال حاضر ۱۷۰ هزار نيروى آمريكايى درعراق است. بوش يك دوره ۶ ماهه را علامت گذارى كرد. قرار شد كه تا آخر شهريور ۲۰۰۷ اين كار را انجام دهد. اين ها عمليات ترور را تا حدودى متوقف كردند اما نتوانستند حكومت نورى مالكى را عوض كنند.

خيلى هم از طرف عرب ها تحت فشار قرار گرفتند. در شهريورماه بوش استراتژى خود را اصلاح كرد و گفت سياست ما حفظ دولت نورى مالكى است. با توجه به اين حوادث است كه پروژه برخورد با ايران كنار گذاشته شده است و روش هاى سياسى آغاز شد. هم در مورد حماس و هم در مورد حزب الله دارند اين روش را پياده مى كنند. مسئله انتخابات لبنان در اين چارچوب است، سفرهايى كه فرانسوى ها به لبنان مى كنند در اين چارچوب است و برخورد باجمهورى اسلامى را نيز از فاز نظامى به فاز سياسى بردند.

البته بايد گفت سياست ها تغيير مى كند نه اين كه مخالفت ها از بين برود. بنابراين هم سياست ها تغيير كرده، هم نقش كشورهاى عربى. در اين مدت كشورهاى عربى در كنار آمريكا بودند، چه در زدن بازو و چه در زدن كانون. وقتى بوش اعلام كرد كنار گذاشتن نورى مالكى از دستور خارج شده اختلاف پايتخت هاى عربى شروع شد.

لذا شاهد بوديد در كنفرانس ميامى رسماً به رابرت گيتس اعتراض كردند. خيلى بى معنى بود كه كسى در حد وزير خارجه معترض تند رابرت گيتس باشد.لذا شما هم شاهد بوديد كه اين روند سبب شد مصرى ها هم در منطقه تا حدودى نظرشان تغيير كند و يك روند تغيير در روابط ايران و مصر انجام شد و مصرى ها در ماجراى غزه همكارى كردند.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:21 AM |
چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388
قبل از عمليات والفجر مقدماتي بود، شب جمعه برادران درخواست كردند كه براي خواندن دعاي پر فيض كميل در مسجد پادگان جمع شويم. يكي از دوستان نابينا بود و جايي را نمي‌ديد. قبل از اعزام، هرچه تلاش كردند تا مانع از آمدنش به جبهه شوند موفق نشدند. مي‌گفت: «مي‌توانم لااقل آب براي رزمندگان بريزم».

آن شب در اواسط دعا بلند شد. مدام صدا مي‌زد: «يابن‌الحسن (عج)، مهدي جان كجا مي‌روي؟ من نابينا هستم. من نابيناي چشم بسته را از اين گرفتاري و فلاكت نجات بده». در حال گريه به راه افتاد و 20 متري جلو رفت و فرياد زد: «خدا را شكر، خدا را شكر، چشمانش باز شد، بچه‌ها دورش حلقه زدند و او را غرق بوسه كردند. آن شب همگي خدا را شكر كرديم كه امام زمان (عج) به مجلسمان عنايت نمودند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

راوي: جلال فلاحتي 
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 6:31 PM |
چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388

گره وا شده

نام شفا یافته : اکرم پاکدل

نوع بیماری : عفونت کلیه ها و درد پا .

تاریخ شفا : پانزدهم مرداد 1376

پریشان و مشوش از خواب بیدار شد , نگاه پرسانش را به اطراف چرخی داد و چشمان گرد و درشتش را بر روی من خیره نشاند . خودش را به کنارم کشاند , سرش را بیخ گوشم آورد و آرام پرسید :

 - کجا رفت؟

- کی؟

- اون آقا .

- کدوم آقا ؟

 - همون آقایی که لباس سفید به تن داشت و شال سبزی به گردنش انداخته بود . همون آقايي كه قدش بلند بود ،اونقدر که  تا آسمون می رسید وصورتش پر از لبخند مهربونی بود  .

- خواب دیدی دخترم . خیره انشااله .

- آره خواب دیدم . چه خواب خوبی مادر. کاش هرگز بیدار نشده بودم .

او را بغل گرفته و به سینه چسباندمش . پیشانی صاف و بلندش را چندین بار بوسیدم و گفتم :

 - خب حالا برام تعریف کن. بگو چه خوابی دیدی دخترم ؟

-  تو خواب دیدم که آقایی با صورتی نورانی و پر لبخند , به بالینم اومد و پرسید :

- از ما چی می خوای دختر کوچولو ؟

 گفتم :

-  پهلویم آقا. پهلوهام تیر می کشه و پاهام به شدت درد می کنه . اومدم شفا بگیرم .

آقا دستش را از آستین بلند و سفیدش بیرون آورد و به پهلو و پایم کشید و گفت :

- حالا برو . تو دیگه خوب شدی .

با خوشحالی از جا برخاستم و همینکه خواستم دامنش را بگیرم و از او بپرسم :

- تو کی هستی و از کجا می دونی که من خوب شده ام ؟

دیدم او رفته است .

گریه امانم را برید و اشک بی مهابا به پیشواز نگاهم آمد . شوهرم که تا آن موقع دورتر از ما نشسته بود و با دلواپسی به حرفهای اکرم گوش می داد , جلو آمده و پرسید : چی شده ؟

خواستم چیزی بگویم , اما حرف میان لبانم خشکید و بیرون  نیامد . شوهرم خم شد و اکرم را به آغوش کشید , ریسمانی  که به دست اکرم بسته شده بود و شوهرم ساعتی پیش آنرا به ضریح پنجره فولاد محکم گره زده بود , به آرامی باز شد و جلوی پای او بر زمین افتاد . شوهرم با تحیر به گره باز شده ریسمان و نگاه شگفت زده من خیره شد و لحظاتی همانطور بی حرف , در سکوت و ناباوری ماند . سپس اکرم را بر زمین گذاشت و بار دیگر ریسمان را بر دست اکرم و ضریح پنجره فولاد محکم بست  . اکرم اعتراض کرد و در حالیکه دستهایش را تکان می داد , گفت :

 - داری چیکار می کنی بابا ؟چرا دستامو می بندی ؟ من خوب شدم. دیگه به این گره ها نیازی نیست .

با تکانهای آرام دست اکرم , گره های محکم طناب به آسانی باز شد و ریسمان دوباره جلوی پای شوهرم  بر زمین افتاد . او که از شدت تحیر در جا خشکش زده بود , با چشمان بهت زده در من نگریست و گفت :

- یعنی ممکنه ...؟

اما حرف در گلویش سکته کرد و ماند و او جرات نکرد صحبتش را ادامه دهد. شاید دوست داشت آنچه که در ذهنش می گذرد , واقعیت باشد . به این لحظه و این حادثه ایمان داشت و شک را گناه بزرگی می دانست .  من نیز باورش را با نگاهم مهر تایید زدم و با اشک خندیدم .

***

شکوفه های بهاری درختان را مثل عروس آراسته بودند . قیافه سرد و ساکت وعبوس زمستان , جای خود را به آواز چلچله ها و لبخند سبز بهاران داده بود . در آشپزخانه  مشغول کار بودم و گاه گاه از پنجره , اکرم را می پاییدم که در وسط حیاط بازی می کرد , و در دنیای شاد کودکی اش غرق بود . از دیدن شادمانی او,احساس لذت کردم و اندیشیدم که حضور او در زندگی ما , مثل حلول  بهار در طبیعت , پر از رویش بوده وباغ زندگیمان را پر از شکوفه های شادی کرده است . از این اندیشه شاد , یک نوع خوشی درونی توی دلم ورجه ورجه کرد . سرم را به آسمان دادم و با نگاهم , قدردانی خود را با خدا واگویه کردم .

خورشید تمام آغوش خود را توی حیاط خانه انداخته بود و انگاری از گونه هایش خون می چکید که سقف آسمان را سرخ کرده بود . همیشه در این هنگامه روز , شوهرم از سر کار به خانه برمی گشت و من در حالیکه با چایی داغ از او پذیرایی می کردم , او نیز با به آغوش گرفتن دخترش , خستگی روزانه اش را از تن بیرون می کرد . به خود آمدم و تندی کتری را پر از آب کرده و آنرا بر روی گاز گذاشتم . خواستم شعله گاز را روشن کنم که فریاد جیغ مانند اکرم همه حواسم را به خود خواند و آتش کبریت دستم را سوزاند . فریاد من و ناله دردآلود اکرم در هم آمیخت . به سرعت خودم را به حیاط و به بالین اکرم که بر پله ای نشسته و پهلویش را می فشرد و از درد به خود می پیچید, رساندم  و او را به آغوش گرفتم :

- چی شده اکرم ؟

- پهلویم مادر. پهلویم تیر می کشه .

***

زردی آفتاب بر بام و دامنه دیوارها ماسیده بود و خورشید نارنجی می رفت تا در پس کوههای مغرب گم شود که ما از خانه بیرون زدیم . من , همسرم و اکرم که همچنان در آغوش پدر می نالید . شوهرم از شدت ترس , رنگ بر چهره نداشت و آشکارا می لرزید . قدمهایش آنچنان تند و بلند بود که  من مجبور بودم چادر به دندان گرفته , در پی اش هروله بروم.

 زردی های خورشید عصر آرام آرام محو می شد و آبی روشن و زلال ماه جایش را پر می کرد که ما بهمطب دکتر رسیدیم  . دکتر پس از معاینه او , نگاهی به هر دوی ما انداخت و پرسید :

- چند وقته به این درد مبتلاس ؟

من پیشدستی کردم و جواب دادم :

- تا امروز هیچ خبری از درد نبود .

و شوهرم نگران پرسید :

- مگه چی شده دکتر ؟ بلایی سرش اومده ؟ خطرناکه ؟

دکتر عینکش را بر روی بینی اش جابجا کرد و گفت :

- این درد , مربوط به کلیه است و متاسفانه کلیه های دخترتون دچار عفونت شده .

از شنیدن این خبر در خود مچاله شدم و شوهرم نیز بی حرف بر صندلی ای که در کنارش بود , نشست و سرش را میان هر دو دستانش فرو برد . دکتر دستور بستری شدن اکرم را در بیمارستان صادر کرد و من که  می اندیشیدم بیماری او , خیلی زود درمان خواهد شد و او به خانه بر خواهد گشت و محیط خانه را از خنده های کودکانه اش پر از شادی خواهد کرد , بر بالینش ماندم  . اما درد در وجود اکرم پیچید و ماند و بیشتر شد . مدتی بعد , با زاری از درد پا هم نالید:

 - پاهام مادر . پاهام مث چوب خشک شدن .

دکتر پس از معاینه او, با تاسف سری تکان داد و گفت :

 - متاسفانه پیشرفت بیماری باعث شده که عفونت کلیه ها به پاهای دخترتون سرایت کنه  .

- چاره چیه ؟ باید چیکار کرد ؟

- توکل به خدا کنین . ما درمان رو ادامه می دیم . اگه جواب نداد , باید به فکر پیوند کلیه باشین .

همه وجودم فریادی از درد شد . سرم گیج رفت , بطوریکه همه جا را سیاه و کدر می دیدم . در خود شکستم و بر نیمکتی نشستم . شوهرم بالای سرم آمد و سعی کرد با حرفهایش دلداری ام دهد :

 - غصه نخور . هیچ دردی بی درمان نیست . دعا کن . دعای مادر زود جواب میده . دستهای لرزانم را به آسمان دادم و از ته دل نالیدم :

- خدایا من سلامتی بچه مو از تو می خوام .

***

بهار رو به تمام شدن بود و گرمای تابستان زودتر از موعد مقرر , خودش را نمایان کرده بود . چند روزی بود که اکرم را به خانه آورده بودیم و همه کارمان مراقبت از او شده بود. در این مدت چند ماه , هیچ نشانی از بهبودی در وجود او مشاهده نشد و شوهرم تکیده و رنجور, مدام در خود می گریست و مثل تکه یخی در آفتاب , لحظه به لحظه آب می شد و از وجودش می کاست . سایه غمی عمیق چنان بر چهره اش سایه افکنده بود , که او را سالها پیرتر از سنش نشان می دا د . من نیز در زیر فشار اندوهی که درونم را به تلاطم کشانده بود , چنان نحیف و لاغر شده بودم که به زحمت می توانستم چهره خود را در آینه تشخیص دهم .

لحظه ای کنار پنجره نشستم و با گریه در چهره چروکیده اکرم خیره شدم . نگاه خسته اش را به چشمانم داد و پرسید :

- داری گریه می کنی مامان ؟

- نه مادر . چیزی نیست .

- چرا چیزی هست . تو خسته شدی مامان . خیلی اذیتت کردم .

نگاهم را از اکرم کندم, تا او بارش اشک را از چشمه چشمانم نبیند . نگاه بارانی ام بی اختیار بر گنبد امام رضا (ع) ثابت ماند . ناخودآگاه صدای فریاد استغاثه مانندم از گلو بیرون آمد :

- یا امام رضا (ع) ادرکنی .

تمام وجودم توسل شد . نگاهم را چنان از تصویر حرم اشباع کردم که حالتی تصعیدی در من بوجود آمد و احساس خوشی در وجودم غلیان کرد , دست به دعا برداشتم و شفای اکرم را از امام (ع) طلب کردم .

- یا امام رضا (ع) مددی . اکرم کودک است . طاقت تحمل اینهمه درد و رنج را ندارد . او زندگی را دوست دارد و من زندگی را با او . پس یاری ام کن . از خدا شفایش را بخواه . اونو دخیل عنایت تو بستم . حاشا به کرمت اگه ناامید برگردم .

***

 ماه صفر بود و هیئتهای عزاداری زیادی به مشهد آمده بودند .

شب 28 صفر بود که اکرم را به زیارت بردم و در شلوغی پشت پنجره فولاد به زحمت جایی برای نشستنش پیدا کردم . هیئتها از سویی می آمدند و بر سر وسینه زنان از سوی دیگر می رفتند . از سوز نوای حزین نوحه خوانان , چنان دلم شکست که چشمه چشمانم جوشید و اشک بر پهنای صورتم دوید .

 – یا امام رضا (ع) نیومدم که بی جواب برگردم . از همه جا مونده ام که در خونه تو رو کوبونده ام . اینجا آخرین درگاه امید منه . بگو چیکار کنم ؟ به کجا التجا کنم ؟می دونم که پنجره فولاد تو , دریچه ای گشوده شده به سوی خداست , پنجره ای که هیچوقت بسته نیست . صدامو , استغاثه مو , گریه هامو , آرزومو تا خود خدا برسون .

چشمهایم را بستم و به خیال شفا هر آنچه دعا و ذ کر بلد بودم , زیر لب زمزمه کردم . چه زمانی در این حالت بودم ؟ نمی دانم .

وقتی به خود آمدم که اکرم از خواب بیدار شده و پریشان و مشوش , نگاه پرسانش را به اطراف دوخته و سپس چشمان گرد و درشتش را بر روی من ثابت کرد . به آرامی خودش را به کنارم کشاند , سرش را بیخ گوشم آورد و پرسید :

 - کجا رفت؟.....
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 6:28 PM |
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388

نمایش بزرگ

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 2:45 AM |
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388
ه عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد. درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمين است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ماقرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان  معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیابر را مسلمان کرده. اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرای بسیاری داشته اند در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند. از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوشهایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند. گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

۱- سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴
و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏توانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.
۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸
بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.
۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴
يا مى‏گويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد ده سوره برساخته‏شده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مى‏توانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم مي‏شويد؟
۴- سوره ۱۰ آیات ۳۸ و ۳۹
يا مى‏گويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مى‏توانيد فرا خوانيد.بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تاويل آن برايشان نيامده است كسانى [هم] كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند.
۵- سوره ۵۲ آیات ۳۳ و ۳۴
مى‏گويند آن را بربافته [نه] بلكه باور ندارند. پس اگر راست مى‏گويند سخنى مثل آن بياورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وریشان و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند. آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند. اکنون که قرنها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک تکرده اند بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل  سوره های قرآن کاری ساده است. بعضیها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر میسروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده. قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد. وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالیکه جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند  و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند. چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.
برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] كوثر و فراوانی تعمت داديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ :  پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت‏ خودبى‏تبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند. در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام  و فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه  تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توایم از قرآن استفاده کنیم و با توصل به خدا قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:7 AM |
سه شنبه بیست و ششم آبان 1388

دلائل طب قرآنی

نوشته شده در تاریخ 26 مهر 84

۱- وَلَا رَطْبٍ وَ لَا يَابِسٍ اِلّا فِي كِتَابٍ مُبينٍ . ( انعام ۵۹ ) .
۲- وَ نَزّلنَا عَلَيكَ الكِتَابَ تِبيَاناً لِكُلِ شَي هُدي و رَحْمَة وَ بُشْرَي لِلْمُسْلِمِينَ . ( نحل ۸۹) .
۳- وجود ۱۶۰ آيه در مورد تغذيه در قرآن كريم .
۴- وجود چهار كلمه‌ فلينظر در قرآن كريم .
۵- اختصاص دو كلمه فلينظر به غذاي انسان .
۶- وجود چهار كلمه شفا در قرآن .
۷- شِفا يعني درمان، بهبودي و سلامتي.
۸- شَفا يعني بيماري و كسالت و از دست دادن سلامتي.
۹- اختصاص شفا به يكي از مواد غذائي ( عسل ).
۱۰- اختصاص شفا به قرآن در سه مورد ديكر .
۱۱- بدون غذا زندگي و ادامه حيات مفهومي ندارد = مرگ .
۱۲- غذاي انسان داروي او و داروي او غذايش بايد باشد .
۱۳- نوع تغذيه در رفتار و اعمال انسان تاثير بسزائي دارد .
۱۴- از اهميت غذا اين كه در زندگي اخروي به انسان آن را به عنوان پاداش مي دهند

توضيح چهارده مورد فوق

۱- هيچ تر و خشكي نيست كه در قرآن نباشد، اين آيه جامع و كامل بودن اين كتاب را ميرساند و بيان كننده كليه امورات زندگي و هر چيزي كه در زندگي انسان به آن نياز پيدا مي كند. اين آيه يكي از معجزات بزرگ الهي در قرآن كريم است. (دقت شود).

۲- خداوند متعال كتابي را براي ما انسانها فرستاد كه بيان كننده تمام مطالب در كليه زمينه ها است، علاوه بر آن مايه هدايت و رحمت و بشارت براي كل مسلمين بوده و در صورت درك و فهم اين كتاب و بكار گيري آن به سعادت و سلامت و موفقيت عظيمي خواهند رسيد.

۳- وجود (۱۶۰ ) آيه در زمينه غذا، اهميت غذا را مي رساند كه خداوند متعال چقدر به انسان ارزش قائل است و چقدر به سلامت و سعادت او علاقمند است.

۴- چهار كلمه فلينظر در قرآن كريم نشان دهنده اهميت موضوع است كه معمولاَ ما مسلمين از اين نكات با عظمت هشداري بي بهره ايم! چرا در مورد قرآن تفكر و تدبر نداريم.

توجه :
فلينظر از نظر دستوري فعل امر بوده و انسان را ملزم به تحقيق و تدبر دراين زمينه مي كند.
دو مورد از فلينظرها را خداوند به غذاي انسان اختصاص داده است. (دقت شود).

الف : يك مورد به نوع غذاي انسان اختصاص داده شده است. (سوره مباركه عبس آيه ۲۴).
ب : يك مورد به كيفيت غذاي انسان اختصاص داده شده است. (سوره مباركه كهف آيه ۱۹).
ج : يك مورد به خلقت انسان اختصاص داده شده است. (سوره مباركه ‌طارق آيه ۵).
د : يك مورد به اعمال انسان اختصاص داده شده است. (سوره مباركه حج آيه‌ ۱۵).

از اين چهار كلمه فرمول رياضي زير بدست مي آيد:

( خلقت انسان + اعمال انسان = غذاي انسان )

نتيجه:
الف :
اختصاص كلمه فلينظر دو بار به غذاي انسان نشانگر اهميت بالاي غذا ست!
ب :
در صورت حذف غذا، خلقت مفهوم خود را از دست خواهد داد!
ج :
غذاي انسان برابر با خلقت و اعمال اوست!

۵- در قرآن كريم چهار بار كلمه شفا بيان شده است .
الف : سوره مباركه آل عمران آيه ‌۱۰۳
ب : سوره مباركه‌ توبه آيه‌ ۱۰۹
ج : سوره ‌مباركه اسراء آيه ۸۲
د : سوره مباركه نحل آيه ۶۹

نتيجه:
اختصاص شفا به مواد غذائي مانند عسل كه حقيقتاً جاي تامل و بررسي است.
اختصاص سه مورد ديگر به قرآن كه در واقع ِشفا به اين چهار مورد است.
(غذا و كلام الهي است).
حقيقتاَ براي هيچ موجودي زندگي بدون غذا ممكن نيست. بدون غذا امكان ادامه حيات امر محالي است.

۶- در حقيقت غذاي انسان داروي اوست و داروي او غذاي اوست!
در جهان خلقت مي بينيم و پر واضح است كه حيواناتي كه در نقاط مختلف جهان زندگي مي كنند نياز به دارو ندارند و معمولاَ بيمار نمي شوند.

توجه:
همه موجودات در جهان هستي طبق غريزه و فطرت خود غذا مي خورند. به جز انسان كه از غريزه و فطرت خود عدول مي كند و هرج و مرج را اشاعه مي دهد. (روم ۳۰)

۷- نوع تغذيه در رفتار و كردار آدمي اثر بسزائي دارد و مي تواند او را سخي و يا شقي كند.
خداوند متعال در اين زمينه بيان زيبائي دارد، كه مي فرمايد:

يَا اَيّهَا الرّسُلِ كُلُوا مِنَ الطّيّبَاتِ وَاعْمَلوا صَالِحاً اني بِمَا تَعْمَلونَ عَليمٌ. ( سوره مباركه مومنون آيه‌ ۵۱).

يا در جاي ديگر خداوند متعال چنين مي فرمايد:

مَيْتَهً اَوْ دَمَاً مَسْفوحاً اَو لَحْمِ خِنزير فَانّه رِجْسٌ. ( سوره‌ مباركه انعام آيه‌ ۱۴۵).

نتيجه: از دو آيه‌ فوق چنين مي گيريم كه غذاي روزمره انسان چقدر در زندگي تاثير بسزائي را دارد!
الف : مي تواند او را سعادتمند كند و به سرچشمه‌ نور و حكمت سوق دهد. (پيامبر اسلام).
ب : همچنين انسان شقي و پليدي ببار آورد. (نوع تغذيه).

۸- خداوند كريم به انسانها در سراي آخرت بر مبناي اعمالي كه انجام داده اند پاداش و جزا مي دهد، از جمله:
به نيكو كاران چنين پاداشي را در نظر گرفته است:

وَ فَاكِهَةٌ مِمّا يَتَخَيّرُونَ . وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهونَ . وَ حُورٌ عين . كَاَمْثَالِ الّلُولُوِ المَكْنُون . جَزَاٌ بِمَا كَانُوا يَعْمَلونَ . ( سوره مباركه واقعه آيات ۲۰ تا ۲۴).


نتيجه
: در اين آيات مي بينيم كه خداوند عظيم الشان به انسانهاي نيكو كار ابتدا غذا را پاداش مي دهد، سپس نعمتهاي ديگر را ارزاني مي دارد. (دقت شود).
اما خداوند كريم به بد كاران چنين جزائي را مي دهد .

لَآكِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زُقّوم. (سوره مباركه واقعه آيه ۵۲).

نتيجه
: باز در اين آيه مي بينيم كه خداوند به بدكاران به عنوان جزا غذا (زقوم) مي دهد.
باز هم به اهميت غذا پي مي بريم كه چه در بهشت و چه در جهنم و چه در اين جهان غذا حرف اول را مي زند و بدون غذا در هيچ جهاني زندگي امكان پذير نيست!

البته دلائل قرآني بسيار زياد است، اگر بخواهم همه را بيان كنم نياز به كتاب مستقلي دارد!
در آينده نزديك اين كتاب را به دوستاران طب قرآني تقديم خواهم كرد انشاالله.

ضمناً ياد آور شوم كه ممكن است افراد ناآگاه و مغرض چنين مطلبي را عنوان كنند كه چرا صحبتي از ائمه معصومين به ميان نيامده است و آن را مستمسك قرار دهند و از آن استفاده سوء نمايند!
در جواب اينگونه افراد بايد عنوان كنم كه وقتي صحبت از قرآن مي شود در حقيقت عترت در دل قرآن نهفته است، زيرا پيامبر گرامي در اين مورد مي فرمايد:

(اِنّي تَاركٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتي وَ اَهْلَ بَيتي لَنْ يَفْتَرِقَا … )

در حقيقت كلمه ( لَنْ ) نفي ابد است. يعني قرآن و عترت تا ابد از يكديكر جدا شدني نيستند. (دقت شود).

جالب توجه اينكه ائمه معصومين (ع) چقدر در مورد غذا و بهداشت آن توصيه كرده اند و ما انسانها را به رعايت آن تشويق نموده اند.

حضرت علي (ع) در اين مورد كلام گهر باري دارد كه مي فرمايد: ( وصيتي است براي فرزندان خويش) در حقيقت توصيه ايست براي ما انسانها، با رعايت اين نسخه از طبيب بي نياز خواهيد شد.

(نسخه حضرت علي (ع) براي پيشگيري از بيماريها)
¤ تا زماني كه گرسنه نشده ايد سر سفره ننشينيد.
¤ كمي قبل از سير شدن دست از غذا برداريد.
¤ هنگام خواب اجابت مزاج كنيد.
با رعايت سه مورد بالا در عمل مي بينيم كه پيشگيري از بيماريها به راحتي انجام مي گيرد.

توجه: در عمل مي بينيم كه ائمه معصومين (ع) براي پيشگيري و درمان غذا را توصيه مي كنند و دقيقاً با قرآن كريم سنخيت كامل دارد!

اين دلائل مختصري بود از اين كتاب. شگفتيهائي در طب قرآني وجود دارد كه در هيچ طبي وجود ندارد.

جمشيد خدادادي

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:5 AM |
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388

پديده بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود. هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسيارى از عوامل ديگر قرآن بغير از محتوياتش، همگى داراى ترکيبى خاص هستند. سيستم رياضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء رياضى، و(۲) ساختمان رياضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آيات است. بخاطر اين کد رياضى جامع، کوچگترين تغيير در متن يا ساختمان ترکيبى قرآن، بلافاصله آشکار ميشود.

بسادگى قابل درک

غير قابل تقليد

براى اولين بار در تاريخ، ما کتابى داريم با اثبات نويسندگى الهى_ ترکيب رياضى ماوراء انسانى.

خوانندگان اين کتاب به آسانى ميتوانند معجزه رياضى قرآن را بررسى کنند. کلمه خدا (الله) در سراسر قرآن با حروف بزرگ و پر رنگ نوشته شده است. در گوشه سمت چپ پايين هر صفحه، مجموع تعداد دفعاتى که کلمه "خدا" از ابتداى قرآن تا آن صفحه تکرار شده است، نوشته شده. شماره نوشته شده در گوشه سمت راست پايين صفحه، مجموع شماره آياتى است که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است. آخرين صفحه کتاب، يعنى صفحه ۶۰۴، جمع کل تعدد تکرار کلمه "خدا" را در قرآن نشان ميدهد که ۲۶۹۸ مرتبه است، يا ۱۴۲۱۹. مجموع شماره آياتى که دارى کلمه "خدا" است، ميشود ۱۱۸۱۲۳، اين عدد هم بر ۱۹ قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=۱۹۶۲۱۷).

عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سيتم رياضى قرآن است.

اين پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است که نشان ميدهد قرآن پيغام خدا است به دنيا. هيچ بشرى نميتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه "خدا" و تعداد شماره آياتى را که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است، داشته باشد. اين پديده خصوصا غير ممکن است وقتيکه در نضر داشته باشيم (۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند. ترتيبى که سوره ها و آيات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرين ترتيب قرار گرفتن شان (ضميمه ۲۳) فرق داشت. اما، سيستم رياضى قرآن تنها به کلمه "خدا" محدود نيست؛ بلمه بسيار گستره، بسيار پيچيده، و کاملا جامع است.

حقايق ساده

مانند خود قرآن، کد رياضى قرآن از بسيار ساده تا بسيار مشگل تغيير ميکند. حقايق ساده مشاهداتى است که بدون هيچ وسايلى ميتوان آنها را بررسى کرد. حقايق پيچيده به کمک ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است. بررسى حقايق زير به هيچ وسيله اى احتياح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشيد که همه اينها به متن عربى اصلى اشاره دارد:

۱. اولين آيه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل......................۱۹ حرف است.

۲. قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که ميشود................................۱۹۶ .

۳. مجموع آيات در قرآن ۶۳۴۶ است که ميشود......................۱۹۲۳۴ .

[۶۲۳۴ آيه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آيه (بسم الله) شماره گذارى نشده است که ميشود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنيد که ۶+۴+۳+۶ ميشود...........۱۹ .

۴. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غيبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است ) و ۱۱۴ = ..................................۱۹۶ .

۵. از غيبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقيقا.......... ۱۹ سوره است.

۶. مجموع شماره سوره ها از ۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۹) = ۳۴۲ يا ............۱۹۱۸.

۷. اين مجموع (۳۴۲) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =.................................۱۹۱۸.

۸. اولين آيات معروفى که اول وحى شد (۵-۱:۹۶) شامل ...........۱۹ کلمه است.

۹. اين اولين وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است ..................۱۹ ۴.

۱۰. سوره ۹۶ که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است، داراى ..........۱۹ آيه است.

۱۱. اين اولين سوره از نظر ترتيب زمانى، از آخر قرآن ...............۱۹ همين است.

۱۲. سوره ۹۶ شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ ميشود............۱۹۱۶.

۱۳. آخرين سوره فرستاده شده(سوره ۱۱۰) شامل................۱۹ کلمه است.

۱۴. اولين آيه از آخرين سوره وحى شده (۱:۱۱۰) شامل ........۱۹ حرف است.

۱۵. ۱۴ حرف مختلف عربى، ۱۴ "پاراف قرآنى" مختلف (مانند ا . ل. م، از ۲:۱) را تشکيل ميدهند که در ابتداى ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع اين اعداد ميشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ يا ۱۹۳.

۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود:

۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا ۱۹۴۴.

۱۷. بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................۱۹۳۸.

۱۸. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.

۱۹. ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است: ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲، ۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰، مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود ......۱۹۸۵۳۴.

اين خلاصه فشرده اى بود از معجزات ساده
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:40 PM |
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388


خداوند عزوجل در آیه ۴۴ سوره اسراء می فرماید:(تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا) " آسمانهای هفتگانه و زمین و همه کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او را می گویند، هر موجودی تسبیح و حمد او را می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است. بیائیم در ماه مبارک رمضان بروی آیات خداوند کمی تامل کنیم
                   در مورد حرکت تسبیح وار الکترونها  اتم  فکر کنیم
 

 

 بیائیم در مقیاس بزرگتر به حرکت تسبیح وار کهکشانها و کرات فکر کنیم

دوش مرغی به صبح می‌نالید       عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

 یکی از دوستان مخلص را              مگر آواز من رسید به گوش

گفت باور نداشتم که ترا                بانگ مرغی چنین کند مدهوش

 گفتم این شرط آدمیت نیست       مرغ تسبیح گوی و ما خاموش

 

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:35 PM |
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388


خداوند عزوجل در آیه ۴۴ سوره اسراء می فرماید:(تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَوَاتُ السَّبْعُ وَالْأَرْضُ وَمَنْ فِیهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلَکِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کَانَ حَلِیمًا غَفُورًا) " آسمانهای هفتگانه و زمین و همه کسانی که در آنها هستند، همه تسبیح او را می گویند، هر موجودی تسبیح و حمد او را می گوید ولی شما تسبیح آنها را نمی فهمید. او بردبار و آمرزنده است. بیائیم در ماه مبارک رمضان بروی آیات خداوند کمی تامل کنیم
                   در مورد حرکت تسبیح وار الکترونها  اتم  فکر کنیم
 

 

 بیائیم در مقیاس بزرگتر به حرکت تسبیح وار کهکشانها و کرات فکر کنیم

دوش مرغی به صبح می‌نالید       عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش

 یکی از دوستان مخلص را              مگر آواز من رسید به گوش

گفت باور نداشتم که ترا                بانگ مرغی چنین کند مدهوش

 گفتم این شرط آدمیت نیست       مرغ تسبیح گوی و ما خاموش

 

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:35 PM |
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388


شياطين از جنس لطيف آتشند ، آنها عمل انسان‌ها را مي‌بينند و به همين خاطر اخلاص مؤمن هميشه در خطر است. چون خود مؤمن هنوز به شهود نرسيده است، نمي‌داند نمازي را كه مي‌خواند به چه صورت درآمد و كجاي آن نقص داشت ولي شياطين بلافاصله حاضر مي‌شوند. وقتي عبد صالحي نماز شبي مي‌خواند همان موقع اين نماز صورت ملكوتي پيدا مي‌كند و ممثّل به صورتي مي‌شود. ملائكه آن را برمي‌دارند و تا مقام قرب الهي بالا مي‌برند ولي شيطان بلافاصله خودش را مي‌رساند ببيند آيا مي‌تواند عمل مؤمن را مخدوش كند و به اخلاص مؤمن آسيب بزند و عملش را از بين ببرد؟ آيا مي‌تواند مؤمن را به عجب و ريا مبتلا كند؟ وقتي مؤمن دچار عجب و ريا شد آن صورت ممثل مخدوش مي‌شود و قدرت ارتقا و طيّ طريق تا مقام قرب را نخواهد داشت. شيطان اين مسئوليت را به عهده خودش و ابنائش گذاشته است. شيطان همانند خون در رگ و ريشة بني‌آدم در سريان و جريان است. اصلاً ديدن شيطان كار هر كسي نيست. ديدن شيطان كه  از اجسام مجرد به شمار مي‌آيد، كار اولياي شيطان است. چنانكه فرعون شيطان را مي‌ديد و شيطان سراغ او مي‌آمد و يا كار انبيا و كساني است كه اهل شهود باشند. آنها هستند كه مي‌توانند او را و خراب‌كاري او را ببينند.

شياطين خوب مي‌دانند كه چگونه عمل مؤمن را خراب كنند. بالاخره شيطان مسيري را طي كرده و به فرمايش اميرالمؤمنين سجده‌هاي شش هزارساله داشته است. شما ببينيد كه در ابتداي خلقت وقتي شيطان وقت و فرصت از خداوند خواست، خداي متعال فرمود تو را تا «روز وقت معلوم» فرصت خواهيم داد درحالي كه او تا  قيامت فرصت خواسته بود ولي خداي متعال تا زمان ظهور حضرت بقيه‌الله ـ روحي‌له‌‌الفداء ـ به او فرصت داد و او قسم ياد كرد كه « فبعزّتك لأغوينّهم أجمعين إلّا عبادك منهم ‌المخلَصين؛ خدايا من به عزت و جلال تو اينها را گمراه خواهم كرد مگر بندگان مخلَصت را»3 آن زمان كه هنوز بندگان مخلَص به دنيا نيامده بودند. ابتداي خلقت حضرت آدم بود ولي او به كار خودش و كيفيت كارش احاطه داشت. او مي‌داند هر عمل صالحي وقتي از مؤمن صادر مي‌شود قابل خدشه‌ است مگر عملي كه از روي اخلاص صادر شود. كه آن عمل در زاويه‌اي صادر خواهد شد و ارتقا پيدا خواهد كرد كه شيطان نمي‌تواند آن عمل را ببيند لذا از همان اول آن عمل خالص و عمل مخلصين را استثنا كرد. به دليل اينكه آن عمل براي او نامريي خواهد بود و او نمي‌تواند بر آن احاطه داشته باشد. شياطين احاطة زيادي به كار دارند و كيفيت خراب كردن را خوب بلد هستند. آنها جنس و مواد كارشان مواد ديگري است.4

شيطان مواد كار خودش يعني حلم، ايمان، نماز و ... را مي‌تواند ببيند و به آنها آسيب وارد كند از آن طرف كسي كه اهل شهود شده و چشمان او آن قدر لايق و پاك شده است كه موجودات مجرد‌ ملكوت را مي‌تواند درك كند، يا به فضل خدا مي‌تواند اعمال خود را از آفت نگه دارد.

برگرفته شده از گفت‌وگو با حجت‌الاسلام‌والمسلمين شيخ‌جعفر ناصري

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:32 PM |
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388
مباحث بهداشت روانى در قرآن به نحو بسيار گسترده اى مطرح شده‌اند. اين مباحث شامل موضع قرآن نسبت به مقوله بهداشت روان، روان‌شناسى شخصيت سالم (psychology of healthy personality), انحراف از سلامت روانى و مكانيسم‌هاى بروز و روش‌هاى اصلاح آن و نيز شيوه‌هاى ارتقاء سلامت روانى (mental health promotion) و رشد عاطفى و عقلانى است.
در اين مقاله عنوان اول يعنى موضع قرآن نسبت به بهداشت روان، و عنوان دوم يعنى روان‌شناسى شخصيت سالم در قرآن به استناد آيات كريمه و با استفاده از تفاسير معتبر مورد بحث قرار گرفته‌اند.

موضع قرآن نسبت به مقوله بهداشت روانى
حتى يك نگاه اجمالى و سطحى به آيات قرآن نشان مى دهد كه سلامت روانى انسان يك موضوع بسيار اساسى در سراسر اين كتاب الهى است. اما براى اثبات اين كه هدف گيرى اصلى قرآن, بهداشت روانى است لازم است به نكات زير توجه شود:

1. شرط رستگارى اخروى بهداشت روانى است:
يوم لا ينفع مال ولا بنون الا من اتى الله بقلب سليم (شعراء:89); روز جزا آن روزى است كه مال و فرزندان سودى نمى بخشد و تنها آن كس كه با سلامت روانى به نزد خدا آمده باشد اين امر به حال او فايده خواهد داشت.
يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضيه مرضيه فادخلى فى عبادى وادخلى جنتى(فجر: 27 تا30 ); اى روان آرام به سوى پروردگار خود بازگرد در حالى كه راضى هستى و از تو رضايت وجود دارد و به جمع بندگان خاص من و به بهشت من داخل شو.
قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها (شمس: 9و10); هركس كه جان خود را از انحراف پيراست رستگار شد و هركس كه آن را بيالود زيان كار شد.

2 . قرآن فلسفه ايمان و هدف آن را (رشد عاطفى و عقلانى) معرفى مى‌كند و خلاف آن را قرين عقب‌افتادگى عاطفى و عقلانى مى‌داند:
فليستجيبوا لى و ليؤمنوا بى لعلهم يرشدون(بقره:186); بندگان بايد مرا اجابت كنند و به من ايمان بياورند تا رشد يابند.
و من يرغب عن مله ابراهيم الا من سفه نفسه(يقره: 130); چه كسى از آيين ابراهيم روگردان مى شود جز آن كه جان خود را به ورطه بى خردى انداخته باشد.

3 . سرشت انسان الهى است، لذا به پرستش خداوند نياز دارد و اين نياز در طول زمان تغيير نمى‌كند. ناديده گرفتن نيازهاى سرشتى نيز به سلامت روانى آسيب مى زند. از اين رو فلسفه پرستش خدا پاسخ به يك نياز سرشتى و حفظ و ارتقاء بهداشت روانى است:
فاقم وجهك للدين حنيفا فطره الله التى فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله(روم: 30); پيوسته رو به سوى دين پاك خداوند داشته باش كه انسان ها را بر آن سرشته است و خلقت خدا مبدل نخواهد شد.

4 . حتى دستوراتى مانند بخشش به ديگران نيز داراى فلسفه بهداشت روانى است:
الذين ينفقون امولهم ابتغاء مرضات الله و تثبيتاً من انفسهم(بقره: 265); آنان كه اموال خود را براى خشنودى خدا و ثبات روانى خويش انفاق مى كنند.

5 . از آن جا كه انسان و حيات او يكى از محورهاى اساسى بحث در قرآن كريم است, لذا نمى تواند نسبت به روان شناسى و بهداشت روانى انسان فاقد موضع باشد. در واقع قرآن را بايد كاتالوگ انسان دانست كه از سوى خالق انسان فراهم شده است. به زبان علوم بهداشتى, اين كتاب يك راهنماى اسلوب زندگى (life style) براى دست يابى به سلامتى به طور اعم و سلامت روانى به طور اخص مى‌باشد:
لقد انزلنا اليكم كتاباً فيه ذكركم افلا تعقلون (انبياء:10); به واقع كتابى را به سوى شما فرو فرستاديم كه ياد شما در آن است آيا تعقل نمى‌كنيد؟

6 . علم به كليه حقايق در نزد خداست و اگر مبحث بهداشت روانى شاخه اى از علوم و معارف است لاجرم به طور اكمل و به نحو صحيح در نزد خدا موجود است:
قل انما العلم عند الله و انما انا نذير مبين(ملك:26 ); بگو حقيقت آن است كه تمامى دانش در نزد خداست و من ترساننده اى هستم و بس.

ادامه دارد ....

نویسنده مقاله : دکتر سید علی مرعشی
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:31 PM |
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388
عجاز عددى و نظم رياضى قرآن



 پديده بى نظيرى که در قرآن وجود دارد، در هيچ کتاب نوشته دست بشر يافت نميشود. هر يک از عناصر قرآن داراى ترکيبى است رياضى: سوره ها، آيات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود يا تغيير عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسيارى از عوامل ديگر قرآن بغير از محتوياتش، همگى داراى ترکيبى خاص هستند. سيستم رياضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء رياضى، و(۲) ساختمان رياضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آيات است. بخاطر اين کد رياضى جامع، کوچگترين تغيير در متن يا ساختمان ترکيبى قرآن، بلافاصله آشکار ميشود.

کلمه خدا (الله) در سراسر قرآن با حروف بزرگ و پر رنگ نوشته شده است. در گوشه سمت چپ پايين هر صفحه، مجموع تعداد دفعاتى که کلمه "خدا" از ابتداى قرآن تا آن صفحه تکرار شده است، نوشته شده. شماره نوشته شده در گوشه سمت راست پايين صفحه، مجموع شماره آياتى است که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است. آخرين صفحه کتاب، يعنى صفحه ۶۰۴، جمع کل تعدد تکرار کلمه "خدا" را در قرآن نشان ميدهد که ۲۶۹۸ مرتبه است، يا ۱۴۲۱۹. مجموع شماره آياتى که دارى کلمه "خدا" است، ميشود ۱۱۸۱۲۳، اين عدد هم بر ۱۹ قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=۱۹۶۲۱۷).
عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سيستم رياضى قرآن است.


 


اين پديده بتنهايى اثبات غير قابل تقليدى است که نشان ميدهد قرآن پيغام خدا است به دنيا. هيچ بشرى نميتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه "خدا" و تعداد شماره آياتى را که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است، داشته باشد. اين پديده خصوصا غير ممکن است وقتيکه در نظر داشته باشيم :(۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آيات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسيارى داشتند. ترتيبى که سوره ها و آيات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرين ترتيب قرار گرفتن شان (ضميمه ۲۳) فرق داشت. اما، سيستم رياضى قرآن تنها به کلمه "خدا" محدود نيست؛ بلکه بسيار گستره، بسيار پيچيده، و کاملا جامع است.
حقايق ساده


مانند خود قرآن، کد رياضى قرآن از بسيار ساده تا بسيار مشکل تغيير ميکند. حقايق ساده مشاهداتى است که بدون هيچ وسايلى ميتوان آنها را بررسى کرد. حقايق پيچيده به کمک ماشين حساب يا کامپيوتر قابل رويت است. بررسى حقايق زير به هيچ وسيله اى احتياح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشيد که همه اينها به متن عربى اصلى اشاره دارد:

۱. اولين آيه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل......................۱۹ حرف است.

۲. قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که ميشود................................۱۹*۶ .

۳. مجموع آيات در قرآن ۶۳۴۶ است که ميشود......................۱۹*۲۳۴ .

[۶۲۳۴ آيه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آيه (بسم الله) شماره گذارى نشده است که ميشود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنيد که ۶+۴+۳+۶ ميشود...........۱۹ .

۴. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غيبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است ) و ۱۱۴ = ..................................۱۹*۶ .

۵. از غيبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقيقا.......... ۱۹ سوره است.

۶. مجموع شماره سوره ها از ۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۹) = ۳۴۲ يا ............۱۹*۱۸.

۷. اين مجموع (۳۴۲) همچنين مساوى است با مجموع کلمات بين دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =.................................۱۹*۱۸.

۸. اولين آيات معروفى که اول وحى شد (۵-۱:۹۶) شامل ...........۱۹ کلمه است.

۹. اين اولين وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است ..................۱۹* ۴.

۱۰. سوره ۹۶ که از نظر ترتيب زمانى اولين سوره است، داراى ..........۱۹ آيه است.

۱۱. اين اولين سوره از نظر ترتيب زمانى، از آخر قرآن ...............۱۹ همين است.

۱۲. سوره ۹۶ شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ ميشود............۱۹*۱۶.

۱۳. آخرين سوره فرستاده شده(سوره ۱۱۰) شامل................۱۹ کلمه است.

۱۴. اولين آيه از آخرين سوره وحى شده (۱:۱۱۰) شامل ........۱۹ حرف است.

 ۵. ۱۴ حرف مختلف عربى، ۱۴ "پاراف قرآنى" مختلف (مانند ا . ل. م، از ۲:۱) را تشکيل ميدهند که در ابتداى ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع اين اعداد ميشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ يا

۱۹*۳.

۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است ميشود:

۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) ميشود ۸۳۶، يا ۱۹*۴۴.

۱۷. بين اولين سوره پاراف دار(۲) و آخرين سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................۱۹*۳۸.

۱۸. بين اولين و آخرين سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.

۱۹. ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است: ۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲، ۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰، مجموع اين اعداد ميشود ۱۶۲۱۴۶، که ميشود ......۱۹*۸۵۳۴.
پاراف قرآنى " ق "

اصلاعات کامپيوترى نشان داد که تنها سوره هايى که پاراف "ق" دارند، ۴۲ و ۵۰، هر دو داراى تعداد مساوى "ق" هستند، ۵۷ و ۵۷. اين اولين اشاره بود که نشان ميداد سيستم رياضى سنجيده اى در قرآن وجود دارد.

اسم سوره ۵۰ "ق" است و با "ق" شروع ميشود، و اولين آيه اينطور خوانده ميشود، "ق و قرآن مجيد." اين نشان ميدهد که "ق" نمانيده "قرآن" است و مجموع "ق" ها در هر دو سوره پاراف دار "ق" نشان دهنده ۱۱۴ سوره قرآن است (۶۱۹ = ۱۱۴ = ۵۷+ ۵۷). اين عقيده با اين واقعيت که کلمه "قرآن" در قرآن ۵۷ مرتبه تکرار شده است محکم تر شد.

قرآن در سوره "ق" بعنوان "مجيد" توجيه شده است، و کلمه عربى "مجيد" مقئار عدديش ميشود : ۵۷ = (۴)د + (۱۰) ى + (۳) ج + (۴۰) م.

سوره ۴۲ داراى ۵۳ آيه است، و ۵*۱۹ = ۹۵ = ۵۳ + ۴۲.

سوره ۵۰ داراى ۴۵ آيه است، و ۹۵= ۴۵+۵۰ ، همان مجموع در سوره ۴۲ است. با شمردن "ق" ها در همه آيات شماره "۱۹" در سراسر قرآن، مجموع ميشود ۷۶ يا ۴*۱۹. خلاصه اصلاعات مربوط به "ق" در زير نوشته شده است:


۱. تعداد تکرار "ق" در سوره "ق" در سوره "ق" (شماره ۵۰) ۵۷ مرتبه است، ۳*۱۹.

۲. حرف "ق" در سوره ديگر پاراف دار-ق ميشود ۱۱۴ که مساوى تکرار شده است، ۵۷.

۳. مجموع تکرار "ق" در دو سوره پاراف دار-ق ميشود ۱۱۴ مه مساويست با تعداد سوره هاى قرآن.

۴. "قرآن" در قرآن ۵۷ مرتبه تکرار شده است.

۵. توجيه قرآن بعنوان "مجيد"، به تعداد تکرار حرف "ق" در هر يک از سوره هاى پاراف-ق مربوط ميشود، مقرار عددى کلمه "مجيد" ۵۷ است.

۶. سوره ۴۲ داراى ۵۳ آيه است، و ۴۲+۵۳ ميشود ۹۵، يا ۵ *۱۹.

۷. سوره ۵۰ داراى ۴۵ آيه است، و ۵۰+۴۵ هم ميشود ۹۵، ۵ *۱۹.

۸. تعداد "ق" ها در همه آيات شماره "۱۹" در سراسر قرآن ميشود ۷۶، يا ۴*۱۹.


نشانه هايى از انشاء رياضى قرآن پديدار شد. براى مثال، مشاهده شد که مردميکه به لوط کافر شدند، در آيه ۱۳:۵۰ آمده است و در همه قرآن ۱۳ مرتبه تکرار شده است- ۷:۸۰؛ ۸۹، ۷۴، ۱۱:۷۰؛ ۲۱:۷۴؛ ۲۲:۴۳؛ ۲۶:۱۶۰؛ ۵۶، ۲۷:۵۴؛ ۲۹:۲۸؛ ۳۸:۱۳؛ ۵۰:۱۳؛ و ۵۴:۳۳. همه جا به آنها بعنوان "قوم" اشاره شده است، بجز يک استثناء در سوره پاراف دار-ق ۵۰، جاييکه به آنها بعنوان "اخوان" اشاره شده است. واضح است که اگر کلمه ق- دار "قوم" استفاده شده بود، شمارش حرف "ق" در سوره ۵۰ ميشد ۵۸، و اين پديده بکلى از بين ميرفت. صحت و دقت مطلق رياضى طورى است که تغيير تنها يک حرف، اين سيستم را بکلى از بين ميبرد. مثال ديگرى در همين رابطه اشاره به مکه است در آيه ۳:۹۶ بعنوان "بکه"! ديکته عجيب اين شهر معروف، قرنها مساله طلاب مسلمان بوده است. اگر چه مکه در قرآن آيه ۴۸:۲۴ درست ديکته شده است، بجاى حرف "م" در آيه ۳:۹۶ حرف "ب" بکار برده شده است. معلوم ميشود که سوره ۳ با پاراف "م" شروع ميشود، و اگر "مکه" در آيه ۳:۹۶ صحيح ديکته شده بود، شمارش حرف "م" با کد رياضى قرآن مغايرت پيدا ميکرد.

نکته اى تاريخى

اين کشف مهم که عدد "۱۹" مضرب مشترک قرآن است، در ژانويه سال ۱۹۷۴ حقيقت گرفت که مصادف شد با ذيحجه سال ۱۳۹۳ هجرى. قرآن در سال ۱۳ قبل از هجرت وحى شد. به اين نتيجه ميرسيم که تعداد سالهاى از تاريخ وحى قرآن، تا تاريخ وحى معجزه قرآن، ميشود ۱۴۰۶=۱۳+۱۳۹۳. همانطوريکه در بالا اشاره شد، معجزه قرآن در ژانويه سال ۱۹۷۴ آشکار شد. نکته جالب اینجاست که حاصلضرب ۱۹*۷۴ برابر با ۱۴۰۶ می شود. اين مساله بخصوص زمانی قابل توجه است که متوجه شويم عدد "۱۹" در سوره ۷۴ آمده است .

جهت کسب اطلاعات جامعتر به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://www.efarsi.org/quran/apx01.html
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:30 PM |
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388

وَجَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْيًا وَعَدْوًا حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ (٩٠)آلآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ (٩١)فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ عَنْ آيَاتِنَا لَغَافِلُونَ (٩٢)    سوره یونس

« و بني اسرائيل را از دريا عبور داديم. فرعون و سپاهيان وي بيدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتي که داشت غرق ميشد گفت: ايمان آوردم به اينکه خدائي غير از خدائيکه بني اسرائيل (فرزندان يعقوب) به او ايمان اوردند وجود ندارد و هميشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حاليکه تا پيش از اين از سپردن بني اسرائيل سرباز زدي و هميشه نيز مفسد بودي ـــ امروز فقط بدن تو را نجات ميدهيم تا براي افراد پس از خودت درسي باشد. هر چند خيلي از مردم از آيات ما غافلند».

واژه فرعون در لغت بمعني: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروايان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمني و تلويحي بوده به ساختمانهاي بلند بالا و باشکوه آنها. تصويري که ميبينيم تصويرهمان فرعوني است که در زمان موسي بوده و از سپردن بني اسرائيل به موسي سرپيچي کرده و موسي و همراهانش را تعقيب کرده و در دريا غرق شده. او رامسز دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقيمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و موميائی ميکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانيان است. چيزی که 1400 سال پيش قرآن آن را پيش بينی کرده است

صدق الله علی العظيم

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:28 PM |
سه شنبه دوازدهم آبان 1388

نمایش بزرگ

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:6 AM |
چهارشنبه ششم آبان 1388
از پنجشنبه وصال تا غروب سرخ جمعه
همین که هفته ی غربت ورق می خورد به پنج شنبه ی وصال می رسد ساعت قلبم تندتر از همیشه می زند و شوری دوباره دارد که امشب میزبانی خوب برای میهمانیش باشد. شب که می شود پنجره ی غبار گرفته ی قلبم را با گلاب اشک می شویم و راهروهایش را با سلام و صلوات از اغیار و ناپاکی ها جارو می کنم. بعد با اسفند و صلوات شروع به آذین بندی قلبم با کمیل می کنم «اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا» تا راحت تر صدایت کنم. بعد به «الهی من لی غیرک » که می رسم برمی خیزم و تمام پرده های قلبم را می کشم، که فقط تو شاهد و ناظر باشی و فقط نام تو در او دمیده شود.

شب از نیمه که گذشت زمان احیاست، قرآن کوچک اتاق آرام بر سر گذاشته می شود و قلبم خدا را به تمام معصومین، تمام یاسهای هستی قسم می دهد که او را ببخشد، ببخشدش که غبار کینه و حسد پنجره هایش را سیاه کرده، از این که نگهبانان قلعه ی قلبم، خواب بوده اند و در غفلت آنان اغیار راه ورود یافته اند، از این که دست از حضرت دوست شسته و دست به دامن مردمان هزار نیاز شده.

تند تند اشک قلبم جاری می شود و قصد بند آمدن ندارد، می خواهد سیلی شود و بر خانه های عنکبوتی آنان چنگ زده، آوار شود و همه را یکجا از سرزمینش بیرون کند. بعد از این که تمام سرزمینش شسته شد، رنگین کمانی با ردپای نرگس ها نقش می بندد، نفس آرامی می کشد و بانگ «یا ا... تعالیت یا رحمن، أجرنا من النار یا مجیر» را سر می دهد، خدا را به اسماء حسنایش قسم می دهد که او را از آتش غضب، خشم و بغض و نفرت نجات دهد تا گلستان امید و گذشت جوانه زند.

بعد دستانش قامت نماز عشق می بندد، نماز حضرت عاشق آغاز می شود و دعای قنوتش فرج مولا و سلامش درود و تحیت بر مولای خوبیها می شود و بعد صبر برای صبح فرج. ولی همین که سپیده ی صبح نمایان می شود و انعکاس نور را می شود از پنجره دید، زانوانش سست می شود و کنار جانمازش به ندبه می نشیند.

باز هم جمعه شد و مولای خوبیها نیامد، هر چند انعکاس نگاه همیشه حاضرش قلب مرا از همه ی ناپاکیها شست. جمعه به نیمه می رسد، باز بغض کشنده ای گلویش را می فشرد نمی داند با این بغض چه باید کرد؟! با بغضی که راه نفس را بر او بسته. پس از سمات مدد می گیرد تا بغض فروخورده ی خود را در اشک نشان دهد، اما همه چیز در غروب سرخ جمعه گم می شود.

کاش این زلالی انتظار و بغض و اشک تا پنجشنبه ی دیگر ادامه داشته باشد و قلبم مجبور نباشد برای پاک کردن تاریکی ها پنجشنبه ی دیگر با گردنی کج دوباره احیا بگیرد.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:29 PM |
چهارشنبه ششم آبان 1388
نامم را زهرا گذاشتند

سلحشور:عاشورای ما عاشورای خمینی است

امام مظاوم و غریب ما

آیت الله بهجت زنده است

السلام علیک یا بنت موسی ابن جعفر علیه السلام

عرشیان

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 11:2 PM |
شنبه بیست و یکم شهریور 1388
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:1 AM |
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 7:26 PM |
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388

اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".

3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .

4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.

شب بیست و یکم:

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 7:22 PM |
سه شنبه دهم شهریور 1388
فایل ها برای دانلود در سایت قرار داده شده اند

امر به معروف و نهی از منکر نکردن مردم در این زمانه

آشنایی با امام زمان از درون

نام بردن اسامی 12 امام در غدیر توسط پیامبر اسلام

دعا برای فرج

در کنار امام حسین مسلمان شدن

حرف اسرار پیامبر

خوردن مال یتیم در مورده خوری

نا امیدی از درگاه خداوند

همش به خاطر کینه به مولا علی بود

سفارش رسول الله در امر رساندن خطبه قدیر به فرزندان

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:34 AM |
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
چهل حديث پيرامون باورداشت مهدويت
چهل حديث:
1 - قال رسول الله (صلى الله عليه و آله):

«المهدى منا اهل البيت، يصلحه الله فى ليلة‏».

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمودند:

«مهدى از ما اهل بيت است‏خداوند امر او را در يك شب اصلاح خواهد فرمود».

2 - قال رسول الله (صلى الله عليه و آله) يقول:

«المهدى من عترتى، من ولد فاطمة‏»

رسول الله (صلى الله عليه و آله) فرمودند:

«مهدى (عليه السلام) از سلاله من است، از فرزندان فاطمه (سلام الله عليها)»

3 - قال رسول الله (ص):

«نحن سبعة ولد عبد المطلب سادة اهل الجنة: انا، و حمزة و على و جعفر و الحسن و الحسين و المهدى‏»

رسول خدا (ص) فرمودند:

«ما هفت نفر از فرزندان عبدالمطلب سروران اهل بهشت هستيم: من و حمزه و على و جعفر و حسن و حسين و مهدى‏».

4 قال رسول الله (ص):

«لو لم بيق من الدنيا الا يوم لطول الله ذلك اليوم حتى يلى المهدى‏»

رسول خدا (ص) فرمودند:

«اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نماند خداوند آن روز را آن قدر طولانى مى‏كند كه مهدى (عليه السلام) در پى آيد».

5 - قال رسول الله (ص):

«امنا المهدى ام من غيرنا يا رسول الله؟» قال:«بل منا بنا يختم الله كما بنا فتح و بنا يستنقذون من الشرك و بنا يؤلف الله بين قلوبهم بعد عداوة الشرك‏».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«بلكه از ماست‏خداوند همچنانكه به ما آغاز فرمود به ما هم ختم خواهد كرد به وسيله ماست كه مردم از شرك نجات مى‏يابند به وسيله ماست كه خداوند بين دلهاى مردم الفت و پيوند ايجاد مى‏كند بعد از آنكه دشمنى حاصله از شرك بينشان جدايى افتاده باشد.»

6 - قال على (عليه السلام)

«قلت: يا رسول الله امنا آل محمد المهدى، ام من غيرنا؟» فقال: «لا بل منا يختم الله به الدين كما فتح بنا ينقذون من الفتنة كما انقذوا من الشرك و بنا يؤلف الله بين قلوبهم و بنا يصبحون بعد عداوة الفتنة اخوانا فى دينهم‏».

حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) فرمودند:

«گفتم: اى رسول خدا آيا مهدى (عليه السلام) از بين ما آل محمد (صلى الله عليه و آله) است‏يا از بين غير ما؟ فرمود: « نه، بلكه از بين ماست‏خداوند دين را همچنانكه گشود به وجود او ختم خواهد كرد مردم به وسيله ما از فتنه نجات مى‏يابند چنانكه از شرك نجات يافتند و به وسيله ماست كه خداوند بين دل‏هاى مردم الفت و پيوند ايجاد مى‏كند و به وسيله ماست كه مردم بعد از دشمنى برخاسته از فتنه بايكديگر برادر شدند».

7 - قال رسول الله (ص):

«لتملان الارض ظلما و عدوانا ثم ليخرجن رجل من اهل بيتى حتى يملاها قسطا و عدلا كما ملئت عدوانا و ظلما».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«زمين پر از ستم و دشمنى مى‏شود وبه درستى مردى از اهل بيت من قيام خواهد كرد تا زمين را از عدل و داد پر كند چنانكه پر از دشمنى و ستم شده باشد.»

8 - قال رسول الله (ص):

«يخرج رجل من اهل بيتى، يواطى اسمه اسمى و خلقه خلقى، يملاها قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا»

رسول خدا (ص) فرمودند:

«مردى از اهل بيت من قيام خواهد كرد اسمش همانند اسم من و اخلاقش همانند اخلاق من است او زمين را پر از عدل و داد كند چنانكه پر از ظلم و جور شده باشد».

9 - قال رسول الله (ص):

«و يح هذه الامة من ملوك جبابرة، يقتلون و يخيفون المطيعين الا من اظهر طاعتهم; فالمؤمن التقى ليصانعهم بلسانه و يفر منهم بقلبه و جنانه فاذا اراد الله تعالى ان يعيد الاسلام عزيزا قصم كل جبار عنيد و هو القادر على ما يشاء ان يصلح امة بعد فسادها. يا حذيفة! لو لم يبق من الدنيا الا يوم لطول الله ذلك اليوم حتى يملك من اهل بيتى رجل تجرى الملاحم على يديه و يظهر الاسلام لا يخلف وعده و هو سريع الحساب‏»

رسول خدا (ص) فرمودند:

«واى بر اين امت از پادشاهان ستمگر مردم را مى‏كشند و اطاعت كنندگان پروردگار را مى‏ترسانند مگر كسى را كه فرمانبرى و اطاعت از آنان را اظهار كند پس انسان با ايمان و پرهيزگار بايد با زبانش با آنان بسازد اما در قلب و با جوارحش از آنان بگريزد پس اگر خداى بزرگ بخواهد اسلام را عزيز گرداند هر ستمگر عناد پيشه‏اى را در هم خواهد شكست و او بر آنچه بخواهد تواناست و مى‏تواند امت را بعد از تباهى اصلاح فرمايد - و حالشان را نيكو گرداند - اى حذيفه: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خداوند همان يك روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از اهلبيت من به حكومت رسد به دست او پيشامدهايى عجيب به وقوع مى‏پيونند و خداوند - به دست او - اسلام را پيروز مى‏كند و در وعده‏هايش خلاف نمى‏كند و او محاسبه‏گرى سريع است‏».

10 - قال رسول الله (ص):

«لو لم يبق من الدنيا الا ليلة، ليملك فيها رجل من اهل بيتى‏»

رسول خدا (ص) فرمودند:

«اگر از عمر دنيا جز يك شب باقى نمانده باشد خداوند در همان يك شب مردى از اهل بيت مرا به حكومت‏خواهد رسانيد».

11 - قال رسول الله (ص):

«المهدى رجل من ولدى، لونه لون عربى، و جسمه اسرئيلى على حده الا يمن خال كانه كوكب درى، يملا الارض عدلا كما ملئت جورا و ظلما يرضى فى خلافته اهل الارض و اهل السماء و الطير فى الجو».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«مهدى (عليه السلام) مردى از فرزندان من است زنگ رخساره‏اش رنگ عربها و اندامش اندام اسرائيلى‏هاست #(1) برگونه راستش خالى هست كه مانند ستاره‏اى درخشان است زمين را از عدالت پر مى‏سازد چنانكه از ستم و حق كشى پر شده باشد در زمان خلافت و رهبرى او زمينيان و آسمانيان و پرندگان فضا راضى و خشنود خواهند بود.»

12 - ان النبى (صلى الله عليه و آله)قال لفاطمة سلام الله عليها:

«يا بنية: المهدى من ولدك‏»

همانا پيامبر (ص) به حضرت فاطمه (س) فرمودند:

«اى دخترك من! مهدى، از فرزندان توست‏».

13 - قال رسول الله (ص):

«ابشرى يا فاطمة! المهدى منك‏»

رسول خدا (ص) فرمودند:

«اى فاطمه: تو را بشارت باد، كه مهدى (عليه السلام) از نسل تواست.»

14 - ان النبى (صلى الله عليه و آله)قال لفاطمة سلام الله عليها:

«والذى بعثنى بالحق، منهما - يعنى الحسن و الحسين - مهدىّ هذه الامة. اذا صارت الدنيا هرجا و مرجا و تظاهرت الفتن و تقطعت السبل و اغار بعضهم على بعض فلا كبير يرحم صغيرا و لا صغير يوقر كبيرا يبعث الله عند ذلك منهما من يفتح حصون الضلالة و قلوبا غفلا; يقوم بالدين فى آخر الزمان، كما قمت‏به فى اول الزمان، و يملا الدنيا عدلا كما ملئت جورا»

همانا پيامبر (ص) به حضرت فاطمه (س) فرمودند:

«سوگند به آنكه مرا به حقيقت مبعوث گردانيد كه مهدى اين امت از نسل اين دو نفر است‏» - اشاره به حسن (عليه السلام) و حسين (عليه السلام) «زمانى كه دنيا آشفته گردد و فتنه‏ها ظاهر شوند و راه‏ها كوتاه گردند و برخى مردم بر برخى ديگر هجوم آورند نه بزرگسالان به خردسالان رحم كنند و نه خردسالان به بزرگسالان احترام نهند در آن زمان خداوند از نسل اين دو كسى را بر مى‏انگيزد كه حصارهاى گمراهى را مى‏گشايد و دل‏هاى غفلت زده را بيدار مى‏كند و در آخر الزمان دين را به پا مى‏دارد چنانكه من در ابتدا آن را به پا داشتم و دنيا را از عدالت پر مى‏سازد چنانكه از ستم پر شده باشد.»

15 - قال رسول الله (ص):

«المهدى رجل من عترتى يقاتل على سنتى كما قاتلت انا على الوحى‏».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«مهدى، مردى از خاندان من است. او بر طبق سنت من - با مخالفين - مى‏جنگد، چنانكه من بر طبق وحى الهى مى‏جنگم‏».

16 - قال على (عليه السلام)

«المهدى رجل منا، من ولد فاطمة‏».

«مهدى (عليه السلام) مردى از نسل - ما از فرزندان فاطمه (عليه السلام) است‏».

17 - قال رسول الله (ص):

«يجى‏ء فتنه غبراء مظلمة تتبع الفتن بعضها بعضا حتى يخرج رجل من اهل بيتى يقال له المهدى فان ادركته فاتبعه و كن من المهتدين‏».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«فتنه‏اى سخت، تيره و تاريك فرا مى‏رسد فتنه‏ها پشت‏سر هم - بر مردم - وارد مى‏شوند تا اينكه مردى از اهل بيت من قيام كند كه «مهدى‏» خوانده مى‏شود. اگر او را دريافتى پيروش باش، تا از دايت‏يافتگان باشى.»

18 - محمد بن على (عليه السلام) قال:

«انا نرجو ما يرجو الناس، و انا نرجو لو لم يبق من الدنيا الا يوم لطول الله ذلك اليوم حتى يكون ما ترجوه هذه الامة; و قبل ذلك فتن شر فتنة يمسى الرجل مؤمنا و يصبح كافرا; و يصبح مؤمنا و يمسى كافرا فمن ادرك ذلك منكم فليتق الله و ليكن من احلاس بيته.»

امام محمد بن على (عليه السلام) فرمودند:«همانا ما به همان چيزى كه مردم اميد دارند اميد بسته‏ايم. و اميدواريم كه اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد خداوند همان يك روز را آنچنان طولانى كند كه آنچه را اين امت‏به آن اميد بسته‏اند، تحقق پذيرد و قبل از بدترين فتنه‏ها پديد مى‏آيد، چنانكه شخصى از برخى مردم در شب مومن است و صبح كه مى‏شود كافر شده‏است‏يا در صبح مومن است و شب كه مى‏رسد كافر گرديده است پس اگر كسى از شما به چنين فتنه‏اى گرفتار شد بايد تقواى الهى پيشه كند و بايد كناره گزينى و خانه نشينى اختيار كند».

19 - قال عمار ياسر:

«اذا قلت النفس الزكيه، و اخوه تقتل بمكه ضيعة، نادى مناد من السماء: ان اميركم فلان، وذلك المهدى، الذى يملا الارض حقا و عدلا».

عمار ياسر فرمودند:

«زمانى كه نفس زكيه كشته شود و برادرش در مكه به نبردى شديد پردازد ندا دهنده‏اى از آسمان ندا دهد كه امير و فرمانرواى شما فلانى است و او همان مهدى است كسى كه زمين را از حقيقت و عدالت آكنده سازد».

20 - قال رسول الله (ص):

«ستكون فتنه لا يهدا منها جانب الا جاش منها جانب حتى ينادى مناد من السماء: ان اميركم فلان.

رسول خدا (ص) فرمودند:

«فتنه‏اى خواهد بود هنوز طرفى از اين فتنه آرام نگرفته كه طرف ديگرى بر مى‏شورد - قسمتى از آن آرامش نيابد مگر آنكه قسمتى ديگر از آن بر مى‏آشوبد - تا آنكه ندا دهنده‏اى از آسمان ندا در مى‏دهد همانا امير و فرمانرواى شما فلانى است.»

21 - قال رسول الله (ص):

«يخرج المهدى و على راسه ملك ينادى: ان هذا مهدى فاتبعوه‏».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«مهدى قيام مى‏كند در حالى كه بالاى سر او فرشته‏اى ندا مى‏دهد اين مهدى است از او پيروى كنيد».

22 - قال على (عليه السلام)

«اذ نادى مناد من السماء: ان الحق فى آل محمد فعند ذلك يظهر المهدى على افواه الناس، و يشربون حبه و لا يكون لهم ذكر غيره‏».

حضرت على (عليه السلام) فرمودند:

«زمانى كه ندا دهنده‏اى از آسمان ندا مى‏دهد كه حق در خاندان محمد (صلى الله عليه و آله) است در آن هنگام نام مهدى بر زبانهاى مردم آشكار مى‏گردد و محبت او را به دل مى‏گيرند و از غير او ياد نمى‏كنند».

23 - قال رسول الله (ص):

«فى المحرم ينادى مناد من السماء: الا ان صفوة الله من [خلقه فلان]، فاسمعوا له اطيعوه فى سنة الصوت المعمعة‏».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«در ماه محرم، ندا كننده‏اى از آسمان ندا مى‏دهد: آگاه باشيد كه برگزيده خدا - از ميان خلايق - فلانى است، پس فرمانش را گوش كنيد و از او اطاعت كنيد در سالى كه جنگ‏ها و فتنه‏ها فراوان است و سال صداى آسمانى است‏».

24 - قال على (عليه السلام)

«تختلف ثلاث رايات: راية بالمغرب و راية بالجزيرة و راية بالشام تدوم الفتنة بينهم سنة‏» -ثم ذكر خروج السفيانى و ما يفعله من الظلم والجور ثم ذكر خروج المهدى و مبايعة الناس له بين الركن و المقام، و قال: «يسير بالجيوش حتى يسير بوادى القرى فى هدوء و رفق و يلحقه هناك ابن عمه الحسنى فى اثنى عشر الف فارس، فيقول له: يا ابن عم انا احق بهذا الجيش منك انا ابن الحسن و انا المهدى. فيقول له المهدى بل ان المهدى فيقول له الحسنى: هل لك من آية فابايعك؟ فيومى المهدى الى الطير فيسقط على يديه و يغرس قضيبا فى بقعة من الارض فيخضر و يورق. فيقول له الحسنى: يا ابن عمى هى لك‏».

حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمودند:

سه پرچم به مخالفت‏با يكديگر برافراشته شود پرچمى در «مغرب‏» و پرچمى در «عربستان‏» و پرچمى در «شام‏» فتنه و جنگ بين آنها يك سال طول مى‏كشد» سپس از قيام سفيانى و ظلم و ستمى كه بر مردم روا مى‏دارد ياد كرد و پس از آن از ظهور و قيام حضرت مهدى (عليه السلام) و بيعت كردن مردم با او در بين ركن و مقام ياد نمود- و فرمود «لشكريان خويش را حركت مى‏دهد تا در كمال آرامش به «وادى القرى‏» مى‏رسند در آنجا پسر عمويش #(2) «سيد حسنى‏» همراه با دوازده هزار سوار به او مى‏رسد و مى‏گويد اى پسر عمو من به فرماندهى اين لشكر سزاوارتر از تو هستم زيرا من فرزند امام حسن هستم و مهدى من هستم حضرت مهدى به او مى‏فرمايد بلكه من «مهدى‏» هستم. حسنى مى‏گويد آيا تو را نشانه و معجزه‏اى هست تا با تو بيعت كنم؟ پس حضرت مهدى (عليه السلام) به پرنده‏اى اشاره مى‏نمايد و پرنده در دستهايش قرار مى‏گيرد و نى خشكى را مى‏گيرد و در زمين مى‏كارد، بلافاصله - سبز مى‏شود و برگ مى‏دهد آن زمان «سيد حسنى‏» به او عرض مى‏كند اين پسر عموى من اين مقام سزاوار توست.»

25 - قال رسول الله (ص):

«يكون عند انقطاع من الزمان و ظهور من الفتن رجل يقال له المهدى يكون عطاؤه حثيا».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«هنگامى‏كه آخر الزمان شود - و ياس و ناميدى رخ نمايد - و فتنه‏ها ظاهر شود، مردى خواهد بود كه مهدى ناميده مى‏شود و بخشش و عطايايش ريزان و سرشار است.»

26 - قال رسول الله (ص):

«يكون عند انقطاع من الزمان ليبعثن الله من عترتى رجلا افرق الثنايا، اجلى الجبهة، يملا الارض عدلا يفيض المال فيضا».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«هنگامى كه آخر الزمان شود - ياس و نا اميدى و قحطى رخ نمايد - به تحقيق خداوند مردى از خاندان مرا بر خواهد انگيخت دندان‏هاى پيشين فاصله دار و جبينش گشاده است. زمين را از عدالت پر مى‏سازد و مال فراوان مى‏بخشد.»

27 - قال رسول الله (ص):

«يكون فى آخر الزمان خليفة يقسم المال و لا يعده‏».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«در آخر الزمان خليفه‏اى خواهد بود كه مال را بدون اينكه بشمارد تقسيم مى‏كند».

28 - قال رسول الله (ص):

«و جبرئيل على مقدمته و ميكائيل على ساقته، يفرح به اهل السماء و الارض و الطير والوحش و الحيتان فى البحر».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«جبرئيل در راس پيشاهنگان لشگر و ميكائيل در راس دنباله داران لشگر او قرار دارند آسمانيان و زمينيان و پرندگان و حيوانات وحشى و ماهيان دريا همگى به ظهور او شاد مى‏شوند.»

29 - قال رسول الله (ص):

«بشراكم بالمهدى، رجل من قريش من امتى على اختلاف من الناس و زلازل، فيملا الارض قسطاو عدلا كما ملئت جورا و ظلما و يرضى عن ساكن السماء و ساكن الارض و يقسم المال صحاحا بالسويه بين الناس و يملا قلوب امه محمد غنى و يسعهم عدله حتى انه يامر مناديا فينادى من له حاجة؟ فما ياتيه احد الا رجل واحد، ياتيه يساله فيقول: ائت السادن، يعطيك. فياتيه فيقول: انا رسول المهدى اليك لتعطينى مالا فيقول احث فيحثى فلا يسطيع ان يحمله فيلقى حتى يكون قدر ما يستطيع ان يحمله فيخرج به و يندم فيقول انا كنت اجشع امه محمد نفسا كلهم دعى الى هذا المال فتركه غيرى فيرده عليه فيقول انا لا نقبل شيئا اعطيناه فيلبث فى ذلك ستا او سبعا او تسع سنين و لا خير فى الحياة بعده.

رسول خدا (ص) فرمودند:

«شما را به مهدى بشارت باد مردى از قريش، از بين امت من، در زمانى كه مردم با هم به مخالفت و ستيز بر مى‏خيزند و زلزله‏ها روى مى‏دهد; او زمين را از عدالت و برابرى پر مى‏سازد چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد آسمانيان ساكنان زمين از او راضى و خشنود مى‏شوند او مال را به درستى و برابرى بين مردم تقسيم مى‏كند و دل‏هاى امت محمد (صلى الله عليه و آله) را از بى نيازى مى‏آكند و عدالت او همگان را شامل مى‏شود تا آنجا كه فرمان مى‏دهد ندا دهنده‏اى ندا در دهد كيست كه نيازى داشته باشد؟ پس هيچكس جز يك مرد به نزد او نمى‏آيد مرد نزد او مى‏آيد و درخواست مى‏كند مى‏فرمايد به نزد نگهبان پرده دار برو به تو [نيازت را] مى‏دهد به نزد او مى‏رود و مى‏گويد من فرستاده مهدى هستم نزدت آمده‏ام كه مالى به من عطا كنى پس مى‏گويد: بريز آنقدر ازمال به دامنش مى‏ريزد كه نمى‏تواند آن را حمل كندپس مال را بيرون مى‏برد در حاليكه پشيمان است و مى‏گويد من طمعكارترين و حريص‏ترين فرد از امت محمد (صلى الله عليه و آله) بودم همه آنان به اين مال فرا خوانده شدند اما جز من كسى آن را قبول نكرد پس باز مى‏گردد و پول‏ها را به نگهبان پس مى‏دهد او مى‏گويد ما چيزى را كه به كسى بخشيديم باز پس نمى‏گيريم پس آن حضرت در چنان حكومتى شش يا هفت‏يا نه سال درنگ مى‏كند و بعد از او خيرى در زندگانى نيست.»

30 - قال رسول الله (ص):

«المهدى منا، اجلى الجبهة، اقنى الانف‏».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«مهدى از نسل ماست گشاده پيشانى است و وسط بينى او قدرى بر آمده است‏».

31 - قال رسول الله (ص):

«ستكون بعدى فتن; منها فتنة الاحلاس يكون فيها حرب و هرب ثم بعدها فتنة اشد منها ثم تكون فتنة. كلما قيل انقطعت تمادت حتى لا يبقى بيت الا دخلته و لا مسلم الا ملته حتى يخرج رجل من عترتى.»

31 - قال رسول الله (ص):

رسول خدا (ص) فرمودند:

«پس از من فتنه‏هايى رخ خواهد داد. يكى از آن فتنه‏ها فتنه تنگدستى و بيچارگى و خانه نشينى خواهد بود در آن فتنه، جنگ و گريزها به وقوع مى‏پيوندند و بعد از آن فتنه‏اى سخت‏تر و پس از آن فتنه‏اى ديگر خواهد بود هرچه گفته مى‏شود ديگرفتنه به پايان رسيد گسترش بيشتر مى‏يابد تا جائى كه هيچ خانه‏اى نمى‏ماند مگر آنكه فتنه‏اى آن را در مى‏گيرد و هيچ مسلمانى نيست مگر آن كه فتنه‏ها او را دلزده و دلتنگ ساخته باشد تا اين كه مردى از خاندان من قيام كند.»

32 - قال على (عليه السلام)

«لا يخرج المهدى حتى يقتل ثلث، و يموت ثلث، و يبقى ثلث‏».

حضرت على (عليه السلام) فرمود:

«مهدى قيام نخواهد كرد تا زمانى كه يك سوم مردم كشته شوند يك سوم ديگر بميرند و - تنها - يك سوم آنها باقى بمانند».

33 - اخرج ابن ابى شيبة عن مجاهد، قال: حدثنى فلان - رجل من اصحاب النبى (صلى الله عليه و آله) :

«ان المهدى لا يخرج حتى تقتل النفس الزكيه فاذا قتلت النفس الزكيه غضب عليهم من فى السماء ومن فى الارض; فاتى الناس، فزفوه كما تزف العروس الى زوجه ليلة عرسها و هو يملا الارض قسطا و عدلا و تخرج الاض نباتها و تمطر السماء مطرها و تنعم امتى فى ولايته نعمة لم تنعمها قط‏».

ابن ابى شيبه از مجاهد نقل كرده است كه گفت: فلانى - مردى از اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله) برايم روايت كرد كه:

«همانا مهدى (عليه السلام) قيام نخواهد كرد تا آن زمان كه «نفس زكيه‏» كشته شود وقتى «نفس زكيه‏» كشته شد هركس در آسمان و هر كس در زمين است‏بر كشندگان او خشمگين مى‏شوند پس مردم مى‏آيند و شادمانه گرداگردش مى‏چرند. چنانكه در شب عروسى شادمانه گرد عروس مى‏چرخند. و مهدى (عليه السلام) زمين را از عدل و داد پر مى‏كند و امت من در زمان ولايت و حكومت او از چنان نعمتى برخوردار مى‏شوند كه هرگز در گذشته از آن بهره‏مند نبوده‏اند».

34 - قال رسول الله (ص):

«يلتفت المهدى و قد نزل عيسى بن مريم كانما يقطر من شعره الماء فيقول المهدى: تقدم، صل بالناس. فيقول عيسى: انما اقيمت الصلاة لك فيصلى خلف رجل من ولدى‏».

رسول خدا (ص) فرمودند: «مهدى (عليه السلام) متوجه مى‏شود كه عيسى بن مريم نازل شده است و چنان است كه گويا از موهايش آب مى‏چكد مهدى (عليه السلام) به او مى‏فرمايد: بفرما، پيش برو و با اين مردم نماز بگزار. عيسى گويد: اين نماز براى اقتداى به تو بپا داشته شده پس پشت‏سر مهدى (عليه السلام) كه مردى از فرزندان من است نماز مى‏خواند.»

35 - قال رسول الله (ص):

«يبايع الرجل بين الركن و المقام عدة اهل بدر فياتيه عصائب اهل العراق و ابدال اهل الشام فيغزوه جيش من اهل الشام حتى انتهوا بالبيداء خسف بهم.»

رسول خدا (ص) فرمودند:

«عده‏اى به تعداد لشكريان بدر با آنمرد - مهدى (عليه السلام) - بين ركن و مقام كعبه بيعت مى‏كنند پس جمعى از بزرگان اهل عراق و صالحين اهل شام به يارى او مى‏آيند پس لشگرى از اهل شام با او و يارانش مى‏جنگند تا به منطقه‏اى به نام «بيداء» مى‏رسند زمين آنان را (لشكر شام)را در خود فرو مى‏برد».

36 - قال اميرالمؤمنين على (عليه السلام):

«ذلك يخرج فى آخر الزمان و اذا قيل للرجل الله الله قيل; فيجمع الله له قوما قزع كقزع السحاب يؤلف بين قلوبهم لا يستوحشون على احد و لا يفرحون لاحد دخل فيهم على عدة اصحاب بدر لم يسبقهم الاولون و لا يدركهم الاخرون و على عدد اصحاب طالوت الذين جاوزوا النهر معه‏».

حضرت اميرالمومنين على (عليه السلام) فرمودند:

«هيهات، چقدر دور است!» سپس با دستش نه عدد شمرد #(3) وبعد فرمود:«او در آخر الزمان ظهور خواهد كرد و در زمانى كه درباره‏اش گفته‏شود خدا را، خدا را، كه او كشته شده است #(4) پس خداوند براى او، از جاى جاى زمين گروهى را كه همچون قطعه‏هاى ابر پراكنده‏اند گرد هم مى‏آورد و بين دلهايشان الفت و پيوند ايجاد مى‏كند به گونه‏اى كه از هيچكس نمى‏هراسند و به هيچ كس شادمان نمى‏شوند به تعداد اصحاب بدر در اين گروه وارد مى‏شوند كسانى كه پيشينيان بر آنان سبقت نگرفته و پسينيان توفيق درك و وصول به آنان را نمى‏يابند وآنان به تعداد اصحاب «طالوت‏»اند كه با او از «نهر» گذشتند.»

37 - قال رسول الله (ص):

«يخرج ناس من المشرق فيوطئون للمهدى سلطانه‏».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«مردمى از مشرق زمين قيام مى‏نمايند و براى سلطنت و حكومت‏حضرت مهدى زمينه سازى مى‏كنند.»

38 - قال اميرالمؤمنين على (عليه السلام):

«ويحا للطالقان فان لله بها كنوز ليست من ذهب و لا فضة و لكن بها رجال عرفوا الله حق معرفته و هم انصار المهدى فى آخر الزمان‏».

حضرت اميرالمؤمنين على (عليه السلام) فرمودند:

«آه از طالقان - رحمت‏باد بر طالقان - خد را در آن شهر گنجينه‏هايى است از طلا و نقره نيستند بلكه در آن مردانى هستند كه خدا را به حقيقت معرفت‏شناخته‏اند و آنان در آخر الزمان ياوران مهدى (عليه السلام) خواهند بود».

39 - قال رسول الله (ص):

«منا الذى يصلى عيسى بن مريم خلفه‏»

رسول خدا (ص) فرمودند:

«از نسل ماست آنكسى كه عيسى بن مريم پشت‏سر او نماز مى‏خواند.»

40 - قال رسول الله (ص):

«من كذب بالدجال فقد كفر و من كذب بالمهدى فقد كفر».

رسول خدا (ص) فرمودند:

«كسى كه‏«دجال‏» را تكذيب كند كافر شده و كسى كه «مهدى (عليه السلام)» را تكذيب كند كافر شده است.»

منبع: كتاب امامت و مهدويت قسمت‏سوم صفحه 30 ، حضرت آيت الله العظمى صافى گلپايگانى؛

پى‏نوشتها:

(1) (يعنى از نظر جثه و طول قامت مثل آنهاست)

#(2) از اينكه در اين روايت چند مورد تصريح شده است كه سيد حسنى - كه از نسل امام حسن (عليه السلام) است - حضرت مهدى (عليه السلام) را به عنوان پسر عمو خطاب مى‏كند، مى‏توان استفاده كرد كه قائم آل محمد (عليه السلام) از نسل امام حسين (عليه السلام) مى‏باشد، چنانكه عقيده همه علماى شيعه وبسيارى از بزرگان اهل سنت است و در كتاب‏هاى مختلف ازجمله منتخب الاثر مجموعه‏اى از روايات اهل تسنن و تشيع در اين باره نقل شده‏است.

(3) درباره اينكه اين نه بار باز و بسته كردن دست‏يا شمردن نه عدد با دست (عقده بيده تسعا) چه مفهومى دارد گفته شده است كه حضرت على (عليه السلام) به اين وسيله خواستند اشاره‏اى داشته باشند به اينكه تعداد امامان معصوم از نسل حسين (عليه السلام) نه نفر است كه نهمين آنان مهدى (عليه السلام) است ازاين رو وقتى به نهمين شماره رسيدند فرمودند «ذلك يخرج فى آخر الزمان‏».

(4) عبارت متن كتاب عبارتست از «الله الله قيل‏» يعنى خدا را، خدا را، گفته شده است لكن ظاهر اينست كه عبارت صحيح به اينگونه باشد «الله الله قتل‏».

يعنى خدا را خدا را او كشته شده است‏با اين همه در كشف الاستار به گونه‏اى ديگر آمده است: «اذا قال الرجل الله تعالى قتل‏» يعنى مردى گويد كه خدا او را كشته است.

و افزوده است كه حافظ ابو عبدالله حاكم در كتاب مستدرك خود آن را نقل كرده و گفته است كه اين حديث‏بر مبناى بخارى و مسلم صحيح شمرده مى‏شود اگر چه خود آن دو ذكرى از آن ندارند.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:26 AM |
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
مهدی (عج) در آینه کلام نورانی قرآن مجید
در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، درباره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است. 

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض»(11) درباره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.» 
در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، درباره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است. 
در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهره گيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام)، نقل شده است. 
در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مى كنيم: 

1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون»(1) فرمود: «به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمى ماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مى شمارد.»(2) 

2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً» (3) فرمود: 

«زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.»(4) 

3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور من بعدالذكر أن الأرض يرثها عبادى الصّالحون»(5) فرمود: 

«تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مى باشند.» (6) 

4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»(7) فرمود: 

«اين آيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مى دهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مى ميراند.»(8) 

5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» (9) فرمود: 

«به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در باره اش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.»(10) 

6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض»(11) درباره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درمانده اى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.»(12) 

پي نوشت: 
1ـ سوره توبه، آيه 33 اوست خدايى كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرو فرستاد تا آن را بر همه اديان پيروز گرداند اگرچه ناخوشايند كافران باشد. 

2ـ كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق ، ج 2 ،ص 670. 

3 ـ سوره اسراء، آيه 81 ، بگو حق آمد و باطل از بين رفت، همانا باطل نابود شدنى است. 

4 ـ الروضة ، ص 287. 

5ـ سوره انبياء ، آيه 105،به راستى بعد از ذكر، در زبور نوشتيم كه بندگان صالح من وارثان زمين خواهند بود. 

6ـ تفسير على بن ابراهيم، ج 2، ص 77. 

-7سوره حج، آيه 41، كسانى كه اگر آنان را در زمين قدرت بخشيم نماز به پا مى دارند و زكات مى دهند. 

8ـ تأويل الآيات الظاهرة ، كتاب خطى. 

9 ـ سوره نور، آيه 55 ،خدا به مؤمنان و شايستگان شما وعده داده كه آنان را در زمين همچون پيشينيان خلافت بخشد و دين مورد رضايت خود را براى آنان تمكين و اقتدار دهد و ترس آنان را به امنيّت تبديل كند تا مرا بپرستند و شرك نورزند. 

10 ـ تفسير عياشى، ج 3، ص 136. 

11 ـ سوره نمل، آيه 62 ، جز خدا كيست كه دعاى درمانده واقعى را اجابت كند و بلاء را رفع نمايد و شما را خلفاى زمين قرار دهد؟ 

12 ـ تفسير قمى ـ ج 2 ص 129.
 

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:22 AM |
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
عصر ظهور در کلام امام باقر عليه‏السلام
امام پنجم عليه‏السلام در مورد استقامت و استوارى ياران حضرت مهدى عليه‏السلام به آيه‏اى از قرآن استناد کرد و در تفسير آيه «هنگامى که نخستين وعده فرا رسد، گروهى از بندگان پيکارجوىِ خود را بر ضد شما برمى‏انگيزيم [تا شما را سخت درهم کوبند و براى به دست آوردن مجرمان [خانه‏ها را جستجو مى‏کنند و اين وعده‏اى است قطعى.» فرمود: «اين بندگان پيکارجو و مقاوم که به طرفدارى از حق به پا مى‏خيزند، همان حضرت قائم و ياران وفادار او هستند.»

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:18 AM |
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
مهدي موعود(ع) ،ماية فيض و بركت [22.12.87]امام، واسطة فيض است. همواره توجه او به سوي آدميان است و بهارآفرين و زندگي‌بخشي است. در زيارت شريف آن حضرت غايب از نظر، مهدي موعود(ع) مي‌خوانيم: «السّلام علي ربيع الأنام و نضرة الأيّام؛ سلام بر بهار مردم و خرّمي روزگاران».1

به سبب وجود گرامي او، خداوند به جهانيان روزي مي‌دهد و آسمان و زمين، به احترام او بر پاست: «و بيمنه رزق الوري و بوجوده ثبتت الْارض و السَّماء».2

دل او، دل بيداري است كه همواره به ياد دوستان است و درد و رنج آنان را احساس مي‌كند. او تجلّي رحمت واسعه خداوندي است: «همانا رحمت پروردگارتان بر هر چيزي وسعت دارد و من، همان رحمت پروردگارم».3

وجود مقدس حضرت حجت(ع) ميان انسان‌ها، منبع بركت، دانش، درخشندگي، زيبايي و همه خيرات است. بركات وجود او و پرتو انوار وجود او، در همة دوران به بشر مي‌رسد. اين خورشيد معنوي و الهي، واسطة زمين و آسمان است. او هرگز شيعيان خود را از ياد نمي‌برد و در رفع مشكلات فردي و اجتماعي مؤمنان كوتاهي نمي‌كند. از سخنان ملكوتي حضرتش كه نشان دهندة همراهي خالصانة ايشان با بندگان خداست، اين است كه: « ما از شادماني‌تان، شاد مي‌شويم و در اندوهتان غم‌گساريم».4

چه بسيارند افرادي كه هنگام گرفتاري‌ها به ايشان توسل جسته‌اند و مشكلشان حل شده است. ايشان در غيبت، همچون خورشيدي است كه پشت ابرها پنهان است، ولي مردم از نور وجودش هماره بهره‌مندند. در سخني نغز از امام زمان(ع) روايت شده است:«چگونگي سودرساني من در زمان غيبتم، مانند سودرساني خورشيد است زماني كه ابرها آنها را از چشم‌ها پنهان سازند و من ايمن‌دهندة اهل زمينم، همچنانكه ستارگان، ايمن دهندة اهل آسمانند».5

سيّد حسن اسحاقي
ماهنامه موعود شماره 97

پي‌نوشت‌ها:
1. بحارالانوار، ج 99، ص 11 و زيارت صاحب‌الامر./ 2. همان، ج 1، ص 94./ 3. همان، ج 52، ص 289./ 4. مفاتيح الجنان، دعاي عديله./ 5. همان.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:16 AM |
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
هميشه منتظرت هستم
مرحوم صفارزاده در سال 1315 در شهرستان سيرجان متولد شد و پس از كسب مدرك ليسانس در رشته زبان و ادبيات انگليس براي ادامه تحصيل به خارج از كشور رفت. 
وي در سال 1371 از سوي وزارت علوم و آموزش عالي، استاد نمونه اعلام شد و در سال 80 پس از انتشار ترجمه قرآن كريم به افتخار "خادم القرآن " نايل آمد. 
مرحوم صفارزاده در ماه مارس 2006 همزمان با بر پائي روز جهاني زن از سوي سازمان نويسندگان آسيا و افريقا به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه دانشمند مسلمان برگزيده شد. 

هميشه منتظرت هستم 
بي آن كه در ركود نشستن باشم 
هميشه منتظرت هستم 
چونان كه من 
هميشه در راهم 
هميشه در حركت هستم 
هميشه در مقابله 
تو مثل ماه 
ستاره 
خورشيد 
هميشه هستي 
و مي درخشي از بدر 
و مي رسي از كعبه 
و ذوالفقار را باز مي كني 
و ظلم را مي بندي 
هميشه منتظرت هستم 
اي عدل وعده داده شده. 
اين كوچه 
اين خيابان 
اين تاريخ 
خطي از انتظار تو را دارد 
و خسته است 
تو ناظري 
تو مي داني 
ظهور كن 
ظهور كن كه منتظرت هستم 
ظهور كن كه منتظرت هستم

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:15 AM |
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
زن و جامعه مهدوي ؛ وظايف و مسئوليّت‌ ها
عمده سوالاتي که در اين زمينه مطرح است، عبارتند از:
1. وجوه ارتباط مباحث مهدويت با زنان در كدام عرصه‌ها ممكن و قابل طرح است؟
2. وجوه تمايز و تشابه نقش زنان در عرصه مباحث مهدويت با مردان در جامعه امروز چيست؟
3. وظايف خاص زنان در باب مباحث مهدويت در شرايط كنوني كدام است؟
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:12 AM |
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
مدت حکومت امام عصر (عج) چند سال است؟ [23.1.88]يكي از پرسش‌هايي كه ذهن بسياري را به خود مشغول داشته، اين است كه حكومت امام زمان(ع) يا به طور كلي حكومتي كه پس از ظهور مستقر مي‌شود، چند سال به طول مي‌انجامد؟ در اين مقاله ابتدا روايت‌هاي موجود در اين زمينه، بررسي و در ادامه نتيجه به دست آمده از جمع روايات بيان شده است

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:8 AM |
پنجشنبه پنجم شهریور 1388
متن کامل بیانات دکتر قنبری در همایش تحلیلی اندیشۀ جوان [28.6.86]صدها سال از ماجرای پنهان شدن وجود مبارک و مقدس قطب عالم وجود و واسطۀ به عین علم شهود امام زمان حضرت مهدی موعود (عج) می گذرد و عاشقان و علاقمندان و ارادتمندان وجود مبارک او همه ساله با امید سلامت و تعجیل در فرج آن بزرگوار هم به جشن می نشینند ، هم به دعا و نیایش و عرض حاجت بردن به در گاه رب الارباب شبها را زنده نگه می دارند و روزها را به مناجات می نشینند . البته قبل از ظهور رسالت پایانی هم موضوع ظهور منجی از مهمترین و اصلی ترین آموزه های ادیان الهی بوده و بشر همیشه در انتظار هدایتگر نجات بخشی بوده است که به اعتبار امامت و زعامت او و هدایت ناب و الهی او هم در عالم ناسوت طعم زندگی مؤمنانه را بچشد وهم آن هویت و حیثیت گمشدۀ خودش را بدست آورد . براستی موضوع چیست ؟ فلسفه ی مهدویت چه می تواند باشد ؟
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:3 AM |
یکشنبه یکم شهریور 1388
مجموعه اس ام اس های ماه رمضان





به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟ می گه والا خیلی خوبه فقط یه ذره زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه

——————————–

ماه رمضانه یه وقت جایی نری که پیدات نکنم . آخه دارم دنباله ۶۰ تا گدا میگردم !!! روتو حساب کردم!!!!!

———————————

مناجات غضنفر باخدا : خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر ۴ سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن

——————————–

به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, ماه رمضان تا پایان مهرماه تمدید گردید

——————————–

توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره چرا وقتی نوبت ماست آسمون جایی نداره

——————————–

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم. *** سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

——————————–

عید فطر مبارک ( رصد خانه ی اردبیل )

——————————–

به غضنفرمیگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم

——————————–

کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن

آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه

——————————–

غضنفر ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه

دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟

غضنفر می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره

——————————–

شب عید فطر حاجی میره رو پشتبام که ماه رو ببینه شلوارش پاره بوده از پایین داد می زنند حاجی ما دیدیم میگه هر کی دیده بخوره ما که هنوز ندییدم !
——————————–

خدایا

یادم بده

یادم باشه

یادت باشم

به حیف نون میگن تو که روزه نمی گیری،

چرا سحری می خوری؟ می گه نماز که نخونم،…

روزه که نگیرم… سحری هم نخورم؟ بابا مگه من کافرم؟

——————————–

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی…
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام…
دوباره صبح، ظهر، غروب شد نیامدی
اللهم عجل لولیک الفرج.

——————————–

آمد رمضان هست دعا را اثری
دارد دل من شور و نوای دگری
ما بنده عاصی و گنهکار توییم
ای داور بخشنده بما کن نظری

——————————–

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت

کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز

باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت

——————————–

امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت،

خاموشی او تسبیح،

عمل وی پذیرفته شده

و دعای او مستجاب است.”

——————————–

فرا رسیدن ماه ضیافت الهی بر شما و خانواده محترم مبارک باد

——————————–

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران مبارک باد.

——————————–

آمد گه آمرزش و شهرُ الله عظمی

توفیق خدایا، تو ز ما سلب مفرما

——————————–

شد باز در رحمت خالق به روی خلق

چون ماه مبارک ز افق گشت هویدا

مژده که شد ماه مبارک پدید

——————————–

به عاصیان وعده ی رحمت رسید

ماهی سرشار از برکت و رحمت و عبادت های پذیرفته شده

برایتان آرزومندم

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:4 AM |
یکشنبه یکم شهریور 1388
سلوک امام خمینی ره در ماه رمضان
اندیشه - حضرت امام، رضوان‌الله علیه، توجه ویژه‏ای نسبت‏به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقات‏های خودشان را در ماه رمضان تعطیل می‏کردند و به دعا و تلاوت قرآن و.‌.‌. می‏پرداختند. 

حضرت امام، رضوان‌الله علیه، توجه ویژه‏ای نسبت‏به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقات‏های خودشان را در ماه رمضان تعطیل می‏کردند و به دعا و تلاوت قرآن و.‌.‌. می‏پرداختند. و خودشان می‏گفتند: «خود ماه مبارک رمضان، کاری است‏». 

در این ماه، ایشان، شعر نمی‏خواندند و نمی‏سرودند و گوش به شعر هم نمی‏دانند‌، دگرگونی خاصی متناسب با این ماه در زندگی خود ایجاد می‏کردند، به گونه‏ای که این ماه را سراسر به تلاوت قرآن مجید و دعا کردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپری می‏کردند.

حضرت امام رحمه‌الله درباره رمضان چنین می‏سرایند: 
ماه رمضان شد، می‌‌و میخانه بر افتاد / عشق و طرب و باده به وقت‏سحر افتاد. افطار به می‌ کرد برم پیر خرابات / گفتم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد. 
با باده وضو گیر که در مذهب رندان / در حضرت حق این عملت‏بارور افتاد.

از جمله برنامه‏های ویژه‏ حضرت امام، رضوان‌الله علیه، در ماه مبارک رمضان، عبادت و تهجد بود. امام، عبادت را ابزار رسیدن به عشق الهی می‏دانستند و به صراحت‏بیان می‏کردند که در وادی عشق، نباید به عبادت به چشم وسیله‏ای برای رسیدن به بهشت نگاه کرد.
اکثر آشنایان امام نقل می‏کنند که از سن جوانی، نماز شب و تهجد، جزو برنامه‏هایشان بود. 
بعضی از نزدیکان ایشان می‏گفتند که وقتی در ظلمت و تاریکی نیمه‏ شب، آهسته وارد اتاق امام می‏شدند، می‏دیدند که با خضوع و خشوعی خاص، نماز می‏خواندند و قیام و رکوع و سجود را به‏جا می‏آوردند که حقاً وصف ناپذیر بود. 
یکی از اعضای دفتر ایشان، در این باره می‏گوید: پنجاه سال است که نماز شب امام، ترک نشده است. امام در بیماری و در صحت و در زندان و در خلاصی و در تبعید، حتی روی تخت‏بیمارستان قلب هم نماز شب خواندند.

امام، توجه خاصی به نوافل داشتند و هرگز، نوافل را ترک نمی‌‏کردند. نقل شده است که امام، در نجف اشرف، با آن گرمای شدید، ماه مبارک رمضان را روزه می‏گرفت و با این که در سنین پیری بودند و ضعف بسیار داشتند، تا نماز مغرب و عشا را به همراه نوافل به‏جای نمی‏آوردند، افطار نمی‏کردند! و شب‏ها تا صبح، نماز و دعا می‏خواندند و بعد از نماز صبح، کمی استراحت می‏کردند و صبح زود برای کارهایشان آماده می‏شدند.

خانم زهرا مصطفوی می‏گوید: 
راز و نیاز امام و گریه‏ها و ناله‏های نیمه شبش، چنان شدید بود که انسان را بی‌اختیار به گریه می‏انداخت. 

یکی از اساتید قم نقل می‏کرد: شبی مهمان حاج آقا مصطفی بودم. ایشان خانه‏ جداگانه‏ای نداشتند و در منزل امام زندگی می‏کردند. نصف شب از خواب بیدار شدم و صدای آه و ناله‏ای شنیدم، نگران شدم که مگر اتفاقی افتاده است؛ حاج‌آقا مصطفی را بیدار کردم و گفتم: «ببین چه خبر است!». ایشان نشست و گوش داد و گفت: «صدای امام است که مشغول تهجد و عبادت است‏» 
در ماه مبارک رمضان، این شب زنده‌داری و تهجد، وضعیت دیگری داشت. یکی از محافظان بیت می‏گوید در یکی از شب‏های ماه مبارک رمضان، نیمه شب، برای انجام کاری مجبور شدم از جلوی اتاق امام گذر کنم. حین عبور، متوجه شدم که امام زار زار گریه می‏کردند! هق‌هق گریه‏ امام که در فضا پیچیده بود، واقعاً مرا تحت‌تأثیر قرار داد که چگونه امام، در آن موقع از شب با خدای خویش راز و نیاز می‏کند.

آخرین ماه مبارک رمضان دوران حیات امام، به گفته‏ ساکنان بیت، از ماه مبارک رمضان‏های دیگر متفاوت بود! به این صورت که امام، همیشه، برای خشک کردن اشک چشم‏شان دستمالی را همراه داشتند، ولی در آن ماه مبارک رمضان، حوله‏ای را نیز همراه بر می‏داشتند تا به هنگام نمازهای نیمه شب‏شان، از آن استفاده کنند! 

امام خمینی، رضوان‌الله علیه، توجه خاصی به قرآن داشتند، به‏طوری که روزی، هفت‏بار قرآن می‏خواندند! 
امام در هر فرصتی که به‏دست می‏آوردند، ولو اندک، قرآن می‏خواندند. بارها دیده شد که امام حتی در دقایقی قبل از آماده شدن سفره - که معمولاً به بطالت می‏گذرد - قرآن تلاوت می‏کنند! امام، بعد از نماز شبش تا وقت نماز صبح، قرآن می‏خواند.

یکی از اطرافیان امام می‏گوید: 
امام در نجف چشم‏شان درد گرفت و به دکتر مراجعه کردند. دکتر بعد از معاینه‏ چشم امام گفت: «شما باید چند روزی قرآن نخوانید و به چشم‏تان استراحت‏بدهید». امام، خندیدند! و فرمودند: «دکتر، من چشم را برای قرآن خواندن می‏خواهم! چه فایده‏ای دارد که چشم داشته باشم و قرآن نخوانم؟ شما یک کاری کنید که من بتوانم قرآن بخوانم.»
و در ماه رمضان یکی از همراهان امام در نجف اظهار می‏کرد که امام خمینی در ماه مبارک رمضان هر روز ده جزء قرآن می‏خواندند؛ یعنی در هر سه روز یک بار قرآن را ختم می‏‌کردند.
علاوه بر آن، هر سال چند روز قبل از ماه مبارک رمضان دستور می‏دادند که چند ختم قرآن برای افرادی که مد نظر مبارک‏شان بود، قرائت‏شود.

امام در ماه رمضان توصیه‏ می‌کردند: 
از کردار و رفتار ناشایسته‏ خود، استغفار کنید. اگر خدای نخواسته، گناهی مرتکب شده‏اید، قبل از ورود به ماه مبارک رمضان توبه کنید. زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید. مبادا در ماه مبارک رمضان از شما غیبتی، تهمتی و خلاصه گناهی سر بزند و در محضر ربوبی با نعم الهی و در مهمانسرای باری تعالی آلوده به معاصی باشید.



ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:53 AM |
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388
-- چگونه از کبد خود مراقبت کنیم؟ --
 
 

 
 

بزرگترین و پیچیده ترین ارگان بدن كبد است. كبد بزرگترین غده بدن نیز محسوب می گردد. كبد در قسمـت راسـت شكم و زیر قفسه سینه درست زیر دیافراگم قرار دارد. كبد مخروطی شكل بوده و سطحی صاف، نرم و لاستیك مانند دارد. رنگ آن قهـوه ای متـمـایل بـه قـرمز تـیـره است. كبد از دو بخش بنام لوب بزرگ وكوچك تشكیل یافته است. وزن آن از ۱.۲ تا ۲.۵ كیلوگرم متغیر بوده و با ابعاد ۲۰ سانـتـی مـتـر طـول در ۱۷ سانتی متر عرض و ضخامت ۱۲ سانتی متر است. قسمت اعظم كبد از سلول هایی موسوم به هپاتوسیت ها تشكیل یافته است. كاركردها و وظایف متعدد كبد آن را به یك عضو بسیار حیاتی و مهم تبدیل ساخته است.
● وظایف كبد را میتوان اینچنین برشمرد:
۱) كبد مسئول بیش از ۵۰۰ كارد كرد حیاتی در بدن است.
۲) بیش از یك لیتر خون در هر دقیقه از طریق كبد فیلتر میشود.
۳) تفكیك مواد مغذی از مواد زاید. سم زدایی، تجزیه مواد شیمیایی و یا تبدیل مواد شیمایی سمی و غیر قابل دفع به مواد غیر سمی و قابل دفع. (متابولیزه كرده و غیر فعال كردن سموم)
۴) یك كبد سالم قادر است ۱۰۰ درصد باكتریها و سموم را پیش از آنكه به جریان عمومی خون بدن راه یابند، از بدن دفع كند.
۵) در حفظ تعادل و تنظیم هورمونهای بدن نقش دارد.
۶) در ذخیره سازی و متابولیسم چربیها، كربوهیدراتها و پروتئینها نقش دارد.
۷) محل ذخیره گلوكز (قند) خون است. كبد گلوكز را تبدیل به گلیكوژن كرده و در خود ذخیره میكند. در صورت نیاز مجددا گلیوكوژن را تبدیل به گلوكز كرده و به جریان خون وارد میسازد.
۸) محل ذخیره چربیها، ویتامینها (به ویژه ویتامینهای A,D,E,K,B۱۲)، املاح معدنی (آهن، فولات، مس) و سایر مواد مغذی.
۹) كبد یك كارخانه بیوشیمایی است:
▪ سنتز آلبومین: پروتئینی كه تبادل آب میان خون و بافتهای بدن را تنظیم میكند.
▪ سنتز كلسترول: كبد تمام كلسترول مورد نیاز بدن را میسازد.
▪ سنتز فاكتورهای انعقاد خون.
▪ ساخت گلوگز از برخی آمینو اسیدهای خاص، گلیسرول و لاكتات.
▪ سنتز گلوبین: بخشی از هموگلوبین خون.
▪ سنتز فاكتورهای ایمنی سیستم ایمنی بدن.
▪ سنتز فسفولیپیدها و لیپوپروتئینها-سنتز تریگلیسیریدها از اسیدهای چرب و گلیسرول.
۱۰) كـبد صفرا را ترشح میكند. صفرا مایعی زرد متمایل به سـبـز اسـت. صفرا وظیفه كمك به گوارش و جذب چربیها و دفـع مــواد زاید را بر عهده دارد. تركیبات عمده صفرا شامل كلـسترول، فسـفولیپـیـدها، بـیـلی روبـیـن و املاح صفراوی اسـت. صـفـرا از طـریـق مجاری متعدد صفراوی كبد ابتدا در كیسه صفرا ذخیره شده و پس از مصرف مواد غذایی حاوی چــربی به روده كوچك تخلیه میگردد. كیسه صفرا یك ارگان گلابی شكل بوده كه به كبد متصل است.
۱۱) زدودن بیلی روبین از خون. طحال مسئول انهدام گلبولهای قرمز فرسوده و پیر است. از انهدام هموگلبوبین گلبولهای قرمز ماده ای زرد رنگ بنام بیلی روبین پدید می آید. اما این بیلی روبین نا محلول در آب در كبد به بیلی روبین قابل دفع تبدیل میگردد.
۱۲) دفع آمونیاك. آمونیاك حاصل از تجزیه پروتئینها یك ماده سمی خطرناك است كه كبد با تبدیل آمونیاك به اوره این ماده سمی را از طریق ادرار از بدن دفع میكند.
۱۳) كبد تصفیه خانه و پالایشگاه بدن است. هر چیزی كه مامیخوریم، میاشامیم، تنفس میكنیم و یا با پوستمان تماس می یابد سرانجام به كبد مان میرسد. كبد وظیفه تصفیه آلایندهای هوا، آفت كشها، دود سیگار، مواد شیمایی، الكل، مواد مخدرو تمام داروهای مصرفی ما را بعهده دارد. اگر كبد وجود نداشت داروها برای همیشه در بدنمان باقی میماندند و الكل هیچگاه از بدن دفع نمیگردید.
۱۴) در ۳ ماه نخست بارداری تولید گلبولهای قرمز در جنین منحصرا توسط كبد صورت میگیرد. از هفته ۲۴ بارداری به بعد مغز استخوان این وظیفه را بعهده میگیرد.
▪ بد كاركردن، سوء تغذیه و استرس بیش از حد به كبد ریشه اكثر بیماریهاست.
▪ تمام خون برگشتی از دستگاه گوارش كه حاوی مواد غذایی است ابتدا به كبد میرود. بنابراین تمام غذایی كه ما میخوریم توسط كبد پردازش میشود.
● یك مطلب جالب درباره كبد:
كبد از مقاومت، قدرت بازسازی و ترمیم خارق العاده ای برخوردار است. هرگاه كبد ۸۰ تا ۹۰ درصد سلولهایش را نیز از دست بدهد باز هم قادر است به وظایفش عمل كند. همچنین كبد قادر است خودش را بطور كامل احیاء و باز سازی كند. حتی اگر بخش عمده كبد با عمل جراحی برداشته شود، كبد پس از چند هفته قادر است كاملا خودش را بازسازی كند. از این رو در پیوند كبد تنها لوب بزرگتر كبد فرد سالم به بدن فرد دریافت كننده پیوند زده میشود كه پس از چند هفته هم اهدا كننده و هم دریافت كننده كبدشان بازسازی میگردد. اما كبد فنا ناپذیر هم نیست. سمومی مانند الكل، برخی داروها و ویروسهایی همچون هپاتیت B و C میتوانند آسیب دائمی به كبد وارد سازند.
● بیماریهای شایع كبد:
۱) هپاتیت:
هپاتیت به التهاب كبد اطلاق میگردد. عامل این التهاب میتواند ویروسی، باكتریایی، برخی داروها و یا ضربه مكانیكی باشد. اما از این میان هپاتیت ویروسی از همه شایع تر و خطرناكتر است. هپاتیت A وE از طریق آب و غذا، هپاتیت B از طریق خون- مایعات بدن-رابطه جنسی محافظت نشده-سوزن و سرنگ مشترك-مادر آلوده به جنین انتقال می یابد. هپاتیت B مانند ویروس HIV انتقال می یابد اما بسیار آسانتر از آن بطوری كه ویروس هپاتیت B از طریق بزاق دهان نیز به آسانی انتقال می یابد. اگر بر حسب تصادف سوزن سرنگ فرد مبتلا به ویروس HIV در پوستتان فرو رود احتمال مبتلا شدن شما به این ویروس ۱ در ۲۰۰۰ (۰.۲ درصد) میباشد اما اگر فرد مذكور مبتلا به هپاتیت B باشد احتمال مبتلا شدن شما به، ۱ در ۴ (۲۵ درصد) كاهش مییابد. هپاتیت C نیز عمدتا از طریق خون انتقال می یابد.
۲) كبد چرب:
به تجمع سلولهای چربی در كبد اطلاق میگردد. كبد چرب در افراد چاق و دیابتی بیشتر مشاهده میگردد.
۳) سرطان كبد:
در این حالت تكثیر سلولهای كبدی سریعتر از حالت معمول انجام میگیرد. هپاتیت B و C شانس ابتلا به سرطان كبد را افزایش میدهند.
۴) سیروز كبدی(تنبلی كبد):
آسیب پیشرفته به كبد سیروز كبدی نامیده میگردد. در این حالت بافت طبیعی كبد به یك بافت جوشگاهی تبدیل میگردد. سیروز كبدی موجب میگردد تا كبد دیگر نتواند خودش را ترمیم و بازسازی كند به همین خاطر كبد بتدریج از كار می افتد. پیوند كبد تنها راه درمان سیروز كبدی میباشد. مصرف زیاد مشروبات الكلی، هپاتیت B و C، و بیماریهای خود ایمنی از عوامل ایجاد كننده سیروز كبدی میباشند. در زیر میتوانید تصویر كبد سالم (راست) و سیروز كبدی(چپ) را مشاهده كنید.
۵) سنگ كیسه صفرا:
به وجود سنگ در كیسه صفرا اطلاق میگردد. سنگ كیسه صفرا عمدتا ازبلورهای كلسترول تشكیل یافته است اما در این سنگها املاح صفراوی و كلسیم نیز مشاهده میگردد. رژیم غذایی پر چرب و كم فیبر، اضافه وزن و چاقی و قرصهای ضد بارداری از عوامل بروز سنگ كیسه صفرا میباشد.
۶) یرقان(زردی):
به افزایش غلظت بیلی روبین خون اطلاق میگردد. یرقان موجب زرد شدن پوست، سفیدی چشمها و غشاء مخاطی دهان میشود. این رنگ زرد در موارد شدید تر به قهوه ای میگراید. انسداد مجاری صفراوی، بیماریهای خونی (مانند كم خونی)، نارسایی های كبدی، نقصهای ژنتیكی و هپاتیت ویروسی از عوامل بوجود آورنده یرقان میباشند. مصرف غذاها و مواد شیمایی حاوی مقادیر زیاد بتا كاروتن مانند هویج نیز باعث زردی پوست میشود اما سفیدی چشم در این حالت زرد نمیشود. یرقان فیزیولوژیك در نوزادان تازه متولد شده یك امر طبیعی و بی خطر میباشد. این زردی از روز دوم و پنجم تولد در نوزاد بروز كرده و حداكثر تا دو هفته باقی میماند. علت زردی فیزیولوژیك تغییرات خونی و عدم تكامل كامل كبد نوزاد می باشد. اگر زردی پس از هفته نخست تولد در نوزاد بروز كند ممكن است بعلت شیر مادر باشد كه میبایست شیر مادر برای چند روز قطع و سپس مجددا آغاز گردد. (البته زردی نوزادان را حتما با پزشك متخصص خود در میان بگذارید) زردی نشانه بیماریست است و نه یك بیماری.
● علایم خوب كار نكردن كبد به قرار زیر میباشد:
۱) عدم تحمل غذاهای چرب و ادویه دار.
۲) افزایش وزن.
۳) سردرد تكرار شونده.
۴) سوء هاضمه.
۵) یبوست مزمن.
۶) ضایعات پوستی: اگزما، پسوریازیس و جوش دانه ها.
۷) طعم فلزی در دهان.
۸) تورم و یا درد شدید شكم.
۹) اختلالات رود ه ای، سینوسی و آلرژیك.
۱۰) سیستم ایمنی ضعیف.
۱۱) پیری زود رس.
۱۲) خستگی مزمن.
۱۳) خونریزی و یا كبود شدن سریع پوست.
۱۴) ادم(خیز) پاها. (تجمع پاها از مایعات)
۱۵) مدفوع آغشته به خون و یا قیر مانند و یا مدفوع كم رنگ.
۱۶) ادرار خیلی تیره.
۱۷) خارش طولانی مدت پوست.
۱۸) بیاشتهایی، تهوع و استفراغ و علائم شبیه آنفلوانزا.
● راههای محافظت از این ارگان حیاتی:
۱) از مصرف مشروبات الكلی و مواد مخدر اجتناب ورزید.
۲) هرگز داروها و مواد مخدر را با الكل نیامیزید. مصرف همزمان استامینوفن و الكل برای كبد بسیار سمی بوده و به آن آسیب جدی وارد میسازد.
۳) مصرف بی رویه استامینوفن و سایر مسكنهای درد مانند TYLENOL (به غیر از آسپرین) برای كبد مضر میباشد.
۴) حتما خود را در مقابل ویروس هپاتیت B واكسینه كنید.
۵) داروها نیز سم محسوب میشوند. بنابراین از مصرف خود سرانه آنها بپرهیزید. داروها را با تجویز پزشك مصرف كرده و میزان دوزمصرفی انها را افزایش ندهید.
۶) از مصرف بیش از حد ویتامین های محلول در چربی مانند A,D,E,K بپرهیزید.
۷) از مصرف غذاهای پر چرب بپرهیزید. كبد تمام كلسترول مورد نیاز بدن شما را میسازد.
۸) وزن خود را كنترل كنید. چاقی شما را مستعد بیماریهای: كبد چرب، هپاتیت و سیروز كبدی میكند.
۹) بهداشت فردی را رعایت كنید.
۱۰) از مصرف داروهای غیر ضروری اجتناب ورزید. از مصرف همزمان چند دارو با هم خودداری كنید مگر با تجویز پزشك.
۱۱) مصرف ویتامین C و چای سبز برای سلامتی كبد مفید است.
۱۲) مصرف غذاهای سرخ كرده، آماده(فست فود) و روغنهای جامد را به حداقل برسانید.
۱۳) از غذاهای پرچرب،خیلی شیرین و یا شور بپرهیزید.
۱۴) از روبوسی افراد غریبه خودداری كنید.
۱۵) بطور منظم ورزش كنید.۲ تا ۳ روز در هفته فعالیت بدنی داشته باشید.
۱۶) مصرف غذاهای پر فیبر را افزایش دهید مانند: سبزیجات، میوه ها، برنج، غلات و دانه های كامل.
۱۷) هرگز به سرنگ و سوزنهای دور انداخته شد دست نزنید.
۱۸) بخارات حاصل از رنگها، حلالها، تینرها، چسبها، اسپری های رنگ، اسپری های آفت كش و حشره كش همگی سمی هستند. بنابراین هنگام سمپاشی، استفاده از اسپری حشره كش ورنگ كردن حتما از ماسك استفاده كرده و از تهویه مناسب اتاق مطمئن گردید. همچنین برای جلوگیری از تماس یافتن این گونه مواد شیمایی با پوست حتما از دستكش، كلاه و ماسك استفاده كنید.
۱۹) از آمیزش جنسی محافظت نشده و به اشتراك گذاشتن سرنگ و سوزن اجتناب ورزید.
۲۰) هپاتیت B و Cدرمان نشده منجر به سیروز كبدی، سرطان كبد و سرانجام پیوند كبد میگردند. بنابراین چنانچه جزو آن دسته از افرادی میباشید كه در معرض این بیماریها قرار دارید حتما واكسن هپاتیت B را تزریق كنید و بطور منظم هم تست هپاتیت را انجام دهید. افراد زیر بیشتر در معرض ابتلا به هپاتیت میباشند:
▪ افرادی كه از داروهای داخل وریدی استفاده میكنند.
▪ معتادانی كه از سوزن و سرنگ مشترك استفاده میكنند.
▪ زنان و مردانی كه شریك جنسی متعدد دارند.
▪ كاركنان آمبولانسها، پرستاران، آتش نشانان، افسران پلیس و غسالها.


 

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 9:26 AM |
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388

مناجات امام زمان(عج) - شنیده ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت - حسن خلج

مناجات امام زمان(عج) - مرا نه سر نه سامان آفریدند ، پریشانم پریشان آفریدند - حسن خلج

مناجات امام زمان(عج) - چو بخت نیست که شایسته وصال تو باشم - حمید علیمی

مناجات امام زمان(عج) - خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم - حمید علیمی

مناجات امام زمان(عج) - گویند تویی ماه دلم یوسف زهرا  - حمید علیمی

مناجات امام زمان(عج) - بی ارزشم و جز تو خریدار ندارم - حمید علیمی

مناجات امام زمان(عج) - تا عمر بود در هوس روی تو باشم - حمید علیمی

ما که افسرده حالم چون ننالم ، شکسته پر و بالم چون ننالم...

امشب دل بیدارم دارد سحری دیگر‌ ، و ز زمزمه‌ام بر دل ماند اثری دیگر

امید آخر دلهای داغ دیده بیا ، بیا تو ای شب اندوه را سپیده بیا...

در راه رسیدن به توگیرم که بمیرم ، اصلاً به تو افتاده مسیرم که بمیرم

اگر ز کوی تو بویی به رساند باد ، تمام هستی خود را به باد خواهم داد

بخت امروز حلقه بر در زد - میلاد امام زمان (مهدی میرداماد)

دعای فرج به همراه دکلمه

دعای فرج ویژه غدیر به صورت همخوانی با نوایی بسیار زیبا و دلنشین

تو جان جهانی فدایت شوم ، تو بهتر ز جانی فدایت شوم

مهدی بیا ، مهدی بیا ، گل باصفاست اما بی تو صفا ندارد

بی تو در محفل ما شور و صفایی نبود

درد دلی با امام زمان(عجل الله) - حمید علیمی

اذان انتظار

آقام آقام آقام کجایی - حسن خلج

میلاد امام زمان(عج) - باور نداری دلبر من میاد یک روزی - محمود کریمی

میلاد امام زمان(عج) - شبیه حیدر آمود از ره ، طبیب قلبم آمد از ره - محمود کریمی

میلاد امام زمان(عج) - چشمهامو می‌دوزم به جاده انتظار - محمود کریمی

میلاد امام زمان(عج) - شب شبه عشقه ، شبه نوره - محمود کریمی

میلاد امام زمان(عج) - خودت می‌دونی با نسیم نفس تو جون می‌گیرم - محمود کریمی

میلاد امام زمان(عج) - ذکر امن یجیب سرود هر فرشته - محمد رضا طاهری

میلادامام زمان(عج) - بی تو هوای زمونه سرده ، باغ آرزوها زرده  - مجید بنی فاطمه

مناجات با امام زمان(عج) - آقاجونم، مهربونم، کی میای دردت به جونم

روز جمعه شد و دلبر نیومد ، ای خدا کاسه صبرم سر اومد - حمید رضا علیمی

دکلمه : گل همیشه بهارم خدا کند که بیایی

دعای فرج به صورت بسیار زیبا و همخوانی

ای دل طوفانیم آرام باش (مناجات با امام زمان(عج) ) - حاج محمود کریمی

ای غائب از نظر به خدا می سپارمت (مناجات با امام زمان(عج) ) - حاج محمد رضا طاهری

دیده را وقف تماشای کسی باید کرد (مناجات با امام زمان(عج) ) - حاج منصور ارضی

کاش صاحب برسد ، این جوانان همه را در ره خود پیر کند (مناجات با امام زمان(عج) )

ابا صالح بیا دردم دوا کن...  (مناجات با امام زمان(عج) ) - حاج منصور ارضی

فراز منبر گل ، بخوان یک خطبه بلبل - محمدرضا طاهری

العجل یوسف زهرا(س) سیری کنم در شهردل تا بنگرم جای تو را... - محمدرضا طاهری

ماه تموم تو دامن نرگس دمیده، سر میزارم به پای قدم نو رسیده - محمود کریمی

فرشته ها، ستاره ها می ریزن از آسمون - محمود کریمی

مه نرگس آمده، به جمالش صلوات، ز خدای ذوالجلال، به جلالش صلوات - سعید حدادیان

عطش عشق... - حمید رضا علیمی

ای هر دو عالم بنده ات، صبح آیتی از خنده ات (میلاد امام زمان(عج) ) - حسین سیب سرخی

ای نغمه همه دلها، زیباترین گل زهرا (میلاد امام زمان(عج) ) - حسین سیب سرخی

آقام آقام آقام آقام مهدی... کجایی (میلاد امام زمان(عج) ) - حسن خلج

ای مظهر آدینه ام، من عاشق دیرینه ام، عشقت شفای سینه ام، مهدی بیا مهدی بیا

دعای فرج به صورت همخوانی

مناجات با امام زمان(عجل الله) - ما که از دلبرم رویی ندیدم

آهای خدای مهربون تنگه دلامون، برای صاحب الزمان تنگه دلامون - عبدالرضا هلالی

یک مناجات بسیار زیبا با امام زمان(عجل الله) به صورت دکلمه

ای قلم سوزلرین دَ اثر یوخ...(مناجات با امام زمان(عج)به زبان ترکی) - حاج ابراهیم رهبر

دکلمه و همخوانی در فراق امام زمان(عج) - (تمنا) سید هادی گرسویی

همخوانی ترکی در فراق امام زمان(عج) - (تمنا) سید هادی گرسویی

گل نرگس آبروی دوعالم، خیالت کی می رود ز خیالم - (تمنا) سید هادی گرسویی

یا صاحب الزمان(عج) تو دلم یک دنیا حرفه که می خواهم بگم برا تو - (تمنا) سید هادی گرسویی

بیا یاابن الحسن دورت بگردم، بیا تا دست خالی برنگردم - (تمنا) سید هادی گرسویی

ابا صالح یا ابا صالح، فضای این دل دیوانه، گرفته بوی گل نرگس - همخوانی

مناجات با خدا و مناجات با امام زمان(عج) - محمود کریمی

مناجات با امام زمان(عج) و امام علی(ع) شب 21 ماه رمضان 83 - محمود کریمی

دعای فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

غم عشقت بیابون پرورم کرد ... هوای وصل بی بال و پرم کرد - محمد رضا طاهری

تو دلم یه دنیا حرفه که می خواهم بگم براتون - میرداماد

فرازهایی از زیارت عاشورا همراه با درد دلی با امام زمان (عج) - سعید حدادیان

به زیر زلفت این، ماه است و یا رو - حمید علیمی

ای ساربان آهسته ران، کارام جان گم کرده ام - حمید علیمی

سایتون سنگینه مولا، کجا رفته اون چشمهاتون - عبدالرضا هلالی

دل پریشونم، پریشونم که اربابم نیومد - عبدالرضا هلالی

نمی دونم دلم دیونه کیست، اسیر نرگس مستونه کیست... - طاهری - حدادیان

اگر آن ماه نمونه، رخ خود را بنمونه - محمدرضا طاهری

یا ابن الزهراء یا ابا صالح... - محمد رضا طاهری

عزیز بی قرینه کی می آیی، صفای زخم سینه کی می آیی... - محمود کریمی

وا شده گل در چمن، آمده جانان من، سیدی یا ابن الحسن...- همخوانی

ای تو روح و روانم، یادت آرام جانم، با غم دوری تو، تا کی زنده بمانم... - همخوانی

برگرفته از سایت بچه های قلم

12 قطعه فیلم و کلیپ امام زمان (عج)

منو جدا شدن از ...                                      گل نرگس ...

گل نرگس آبروی دو عالم ...                           گوش بکنید ...

آن سفر کرده ...                                         اباصالح اباصالح ...

حلاوت هدایت قسمت اول                             حلاوت هدایت قسمت دوم

دعای فرج 1                                              دعای فرج 2

زیارت آل یاسین                                          سلام الله کامل التام ...

10 قطعه فیلم و کلیپ امام زمان (عج)

مهدی طاووس اهل الجنه                              نور آل محمد علیهم السلام

یک عمر دویدیم و به کویت نرسیدیم                  یا صاحب الزمان علیه السلام

یامهدی علیه السلام                                    گل نرگس

بر تو درود یا امام زمان علیه السلام                  خدا کند که بیایی

روح و ریحان پیامبر                                       طول عمر

8 قطعه مولودی صوتی امام زمان (عج)

دلبر من سرور من...                                    نیمه شعبان تو شد ... 

ندای جاء الحق...                                        امشب جمال یارم ...

اباصالح اباصالح ...                                       بیا بیا یابن الزهراء

تو پاره جگر فاطمه ای                                   ز تماشای رخت ای گل ارغوانی

7 قطعه مدح امام زمان (عج)

قیمت گل نشناسند ...                                 مولای من ...

چه شبهایی که من با یاد روی تو ...                 آب و آیینه بیارید ...

الا که ذکر خدایی خدا کند که بیایی                 ای تو روح و روانم

عاشق سرگشته ایم ...

23 قطعه سرود امام زمان (عج)

مژده یاران، مژده یاران ...                               صبح دم پیک مسیحا...

من که امشب واله و شیدایم ...                      مهدی آمد ...

مولام مهربونه، یار شیعیونه ...                         مولای من مهدی جان ...

چه خوش است من بمیرم ...                          نگار من ...

یا ابن الزهراء بیا بیا ...                                  گل نرگس آبروی دو عالم ...

آمدی جان عالم فدایت                                  ای همه جستجوی من ...

ای دل شیدای ما ...                                    ای دلبر یکتا بیا ...

اباصالح یا اباصالبح ...                                    از زمین و زمان به گوش جان می رسد ...

اشرف کل عالم خوش آمد                             به دم عیسی ...

بیا یاابن الحسن ...                                      بیا که مرغ خسته دلم ...

جان جانانم ...                                            جز در خانه تو در نزنم جای دگر

شوق نگاه

2 قطعه صوتی دکلمه امام زمان (عج)

این شهر، اون شهر، این کوچه، اون کوچه           در انتظار ظهور

4 قطعه کلیپ فلش امام زمان (عج)

آقا تموم کن جدایی ...                                  آنان که خاک را ...

اگر آن ماه نمونه...                                       عاشق سرگشته ایم

11 قطعه ادعیه و زیارات امام زمان (عج)

دعای فرج                                                 دعای عهد

دعای ندبه                                                اللهم ارزقنا توفیقه الطاعه...

اللهم اصلح ...                                            اللهم اعرفنی...

الهی عظم البلاء ...                                    سلام الله کامل التام ...

زیارت آل یاسین                                         زیارت امام عصر در روز جمعه

صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی

1 قطعه توسل

بر تو درود، بر تو سلام ...

6 قطعه صوتی تشرف خدمت امام زمان (عج)

مردی در بیابان                                           اسماعیل هِرقَلی

شیخ مرتضی انصاری                                    علامه حلی

علامه سید مهدی بحرالعلوم 2                        علامه سید مهدی بحرالعلوم1

13 قطعه صوتی سخنرانی

وظایف منتظران - حاج مهدی قاسمی منفرد

امام زمان علیه السلام واسطه فیض - حاج مهدی قاسمی منفرد

وعده های الهی درباره حضرت مهدی علیه السلام 1

وعده های الهی درباره حضرت مهدی علیه السلام 2

گفتمان اصالت مهدویت 1

گفتمان اصالت مهدویت 2

گفتمان اصالت مهدویت 3

گفتمان اصالت اندیشه نجات بخشی در جهان 1

گفتمان اصالت اندیشه نجات بخشی در جهان 2

گفتمان اصالت اندیشه نجات بخشی در جهان 3

آیت الله وحید خراسانی 1

آیت الله وحید خراسانی 2

امام مهدی علیه السلام - آقای دکتر دولتی

25 مقاله پیرامون امام زمان (عج)

ولادت حضرت مهدی علیه السلام                     خبر ولادت حضرت مهدی علیه السلام

چگونگی ولادت حضرت مهدی علیه السلام          پنج سالگی حضرت مهدی علیه السلام

امام مهدی علیه السلام در روایات                     بشارت به موعود در کتاب تورات

بشارت به موعود در زرتشت                             خصایص و ویژگى هاى حضرت

خورشید پشت ابر                                         مسجد کوفه

مسجدسهله                                              سرداب سامرا

طول عمر حضرت مهدی علیه السلام                  اسامى ، اوصاف و القاب حضرت

عقیده به ظهور حضرت از نظر اقوام و ادیان 1         عقیده به ظهور حضرت از نظر اقوام و ادیان 2

عقیده به ظهور حضرت از نظر اقوام و ادیان 3         عقیده به ظهور حضرت از نظر اقوام و ادیان 4

حضرت مهدی در آیات قرآن                              حضرت مهدى (علیه السلام) در احادیث قدسى

اباصالح! بیا درمانده ام من!                              به ما نگفتند

چرا دعای فرج را نمی خوانی؟                          شب نیمه شعبان است، برخیز ای محمد!

امام مهدى علیه السلام در منابع اهل سنت

برگرفته از سایت کانون اسلامی انصار

عکس ، اسکرین سیور و مجموعه مولودی امام زمان (عج)

تصاویر ویژه متحرک ::: تصاویر ویژه میلاد امام زمان (عج)  ::: Screensaver ::: مجموعه مولودی

18 قطعه مدیحه و مولودی حضرت زهراء به مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهراء (س)

چشم کوثر                               دل سرمست                      گل احمد

روی خورشید محمد                    یا زهرا                               زمین معطر شد

آمده دخت پیغمبر                       گوهر ز گوهر آفرید                 عطر محمدی

خاک پایت سرمه چشم ملک         مادر سادات آمده                 مژده مستان ساغر آمد

نغمه علی علی در گوش او           ستاره بریزید آمد مادر حسین   سوره کوثر مادر مهدی

تو کوثری تو اطهر                        یا زهرا دل به تو بستم            زهرا زهرا ا زهرا

تصاویر و مقالات و اسکرین سیور ویژه ولادت حضرت زهراء (س)

تصاویر پس زمینه متحرک  :::  القاب حضرت زهرا علیها السلام  :::  تصاویر ویژه  :::   screen saver


ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 2:46 AM |
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388
اس ام اس (پيامك) ميلاد امام زمان(ع)
تهیه کننده : مرضیه عاقبت بخیر
منبع: راسخون



این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود
مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود
بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند
هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

برخيز! كه حجّت خدا مى‏آيد
رحمت زحريم كبريا مى‏آيد
از گلشن عسكرى گذر كن، كامروز
بوى گل نرگس از فضا مى‏آيد

دلها ز هجر روی مهت چون شکسته اند
چشمان به راه آمدنت بس که خسته اند
خیل عظیم منتظــران با تمــام عشـــق
از عمق دل به یـاد ظهــورت نشستـه اند

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 2:37 AM |
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388

مولودی ها و شعرخوانی میلاد امام زمان (ع) 1387 کربلایی جواد مقدم را كه در هیئت محبان الحسین (ع) - تهران اجرا شده است را مي توانيد به صورت صوتی و تصویری از طريق ادامه مطلب دريافت كنيد.

دریافت فایل تصویری :

ساقی بیا در بزم ما از باده پر کن ساغری ( شعر خوانی )

هر کسی که یاری داره بره یارشو بیاره

یه ذوالفقار تو دستشه خدا همیشه مستشه

دریافت فایل صوتی :

ساقی بیا در بزم ما از باده پر کن ساغری ( شعر خوانی )

هر کسی که یاری داره بره یارشو بیاره

یه ذوالفقار تو دستشه خدا همیشه مستشه

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 2:30 AM |
پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388
میلاد امام زمان

نمایش بزرگ

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 2:2 AM |
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 7:25 PM |
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388

دانلود ۴ کتاب الکترونیکی :

۱ . کتاب backdoors (آموزش هک)

۲ . کتاب ۱۴۰۰ لغت کاربردی انگلیسی با معنی

۳ . مجموعه جوک و اس ام اس های فارسی

۴ .  کتاب آموزش ۱۰۰ ترفند ویندوز

http://pic.bestpatogh.com/hack.JPG

http://pic.bestpatogh.com/dl.gif دانلود با حجم ۱/۹۶ مگابایت

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 2:7 AM |
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388

۴۰۰ styles  زیبا برای فتوشاب

دانلود با لینک مستقیم

لینک کمکی

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 2:1 AM |
دوشنبه دوازدهم مرداد 1388

دانلود۵ کتاب الکترونیکی :

۱/ کتاب آموزش اتوکد ۱۴

۲/ آموزش ترفندهای رجیستری ویندوز

۳/ کتاب *یلتر شکن (روشهای گذر از *یلتر)

۴/ خلاصه ای از تاریخ ایران

۵/ همسران رضاشاه

http://pic.bestpatogh.com/book.jpg

http://pic.bestpatogh.com/dl.gif دانلود با حجم ۱/۳۸ مگابایت


ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 1:58 AM |
پنجشنبه هشتم مرداد 1388

عيد نيمه شعبان، بهانه اي براي توجه به اين حقيقت است كه « لو بقيت الارض بغير امام لساخت » و « من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية » اين مساله در منابع و مصادر فكري شيعه در قالب ابوابي چون: « باب الاضطرار الي الحجة » ، « باب وجوب معرفة الامام » ، « باب انه لا تقبل الاعمال الا بالولاية » و ...  منعكس شده است.

در حقيقت درك نيمه شعبان ، درك مهم ترين پايه ي اعتقادي اسلام است. آيت الله جوادي آملي مي نويسند: « از خود امام عصر (عليه‌السلام) نيز رسيده است كه: من مايه‌ي‌ امنيت اهل زمين هستم چنان‌كه ستارگان مايه‌ي‌ امنيت براي اهل آسمان هستند: "إنّى لأمان لأهل الأرض كما أنّ النجوم أمان لأهل السماء"(بحار، ج 52، ص 92.). بنابراين، در تمام اعصار ـ از جمله اين عصر ـ حجت الهي در ميان بندگان او حضور دارد، از اين رو شيعه معتقد است كه مهدي موعود متولد شده و زنده و حجت عصر است. اين كه گاهي تعبير به "مهدي موعود موجود" مي‌كنيم، سرّش همين است وگرنه اصل موعود بودن مهدي مورد قبول بسياري از فِرَق است. آنچه كه شيعه‌ي‌ اثناعشري را از ديگران ممتاز مي‌كند اعتقاد به موجود بودن مهدي موعود است. ... »

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 8:23 PM |
چهارشنبه هفتم مرداد 1388

نمایش بزرگ

-------------------------------------------------------------------

نمایش بزرگ

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:34 AM |
جمعه دوم مرداد 1388

این عکس ها با سایز یزرگ می باشند آنها را ذخیره کنید تا با سایز ۱۰۲۴*۷۶۸ پیکسل باشند

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 0:24 AM |
× تبليغات