تبليغاتX
هیئت منتظران مهدی (عج)


اين هيئت در استان همدان واقع مي باشد و در هر شب چهارشنبه برگزار ميباشد

(((**آدرس کوتاه وبلاگ www.zohor12.coo.ir می باشد شما می توانید از این آدرس م وارد شوید**)))

دانلود2
فارسی موبایل
رایگان های اینترنت
سیستم وبلاگ شناور
قالب وبلاگ
»شهر دانلود :: صفا سی تی
»هفته نامه دانلود برترین ها
»نشريه الكترونيكي ساعت صفر
»موعود
»گروه اينترنتي مشكان
»سایت رسمی مسجد مقدس جمکران
»سایت درباره امام زمان (عج)
»تابلو گفتمان محبين مهدي
»اینترنت رایگان
»متن کامل کتاب «آرماگدون: تدارک جنگ بزرگ»
»عصـرظهـور
»پخش مستقیم حرم امام حسین
»پخش مستقیم حرم امام رضا
»مداحی
»مثل خدا
»دانلود مداحی
» ماهیگیری و طبیعت
»گل نرگس
»حقایق ناب
»متن قرآن کریم
»دانلود مداحی
»حوزه
»تفسیر المیزان
»آپلود فایل
»براش فتوشاپ
»قالب رایگان میهن بلاگ
»عکس های زیبا
»آموزش 3d max
»ارسال sms رایگان
»سایت امام حسین (ع)
»نقد وهابیت
»طراحی وب
»پـــادشاه امــنــیـت و ترفند در وب
»ارتباط مستقیم با حرم امام رضا
»طراحی
»قرآن شناسی
»برسی قرآن
»یا مهدی (عج)
»ماه من
»منتظران مهدی (عج)
»ساخت هواپیما و هلیکوپتر مدل
»سایت جواد مقدم
»حاج آقا حق
»شگفتکی از اسرار بندگی
»آموزش مایا
»یا مهدی ظهور کن
»هیئت منتظران مقائم سرکان
»آموزش فوتبال
»گالري عكس-تويسركان

بهائيت, مذهب استعمار ساخته براي مقابله با اسلام (3)
ارتباط و تعامل متقابل سران بهائيت با كشورهاي سلطه جو و استعمارگر

بهائيت از ابتداي شكل گيري آلت دست قدرتهاي استعماري بوده و به صورت يك اهرم و ابزار مطمئن به بهره برداري هاي مختلف رسيده است.  اين بهره برداري هاي ابزاري از فرقه هاي مختلف و انشعاب ها و تغيير و تحول هاي متناسب با اهداف و برنامه هاي منطبق با شرايط و مقتضياتي كه استعمارگران را بهتر و بيشتر در تقابل با اسلام و ايجاد تفرقه و تشتت در صفوف متحد شيعيان و ارتباط نزديك و مستحكم شيعيان با مراجع بزرگ تقليد و مراكز علم و فقاهت موفق مي سازد , همواره در بستر زمان و در قطعات مختلف تاريخي تداوم داشته است.
به طور طبيعي, مذهب استعمار ساخته اي چون بهائيت, نمي تواند برخلاف اهداف و نقشه ها و برنامه هاي استعمارگران حركت نمايد و كوچك ترين سرپيچي و تخلفي را بر خويش روا دارد.
بهائيت از ابتداي شكل گيري آلت دست قدرتهاي استعماري بوده و به صورت يك اهرم و ابزار مطمئن به بهره برداري هاي مختلف با تعمق در اوراق تاريخ و رخدادهاي سياسي ديروز و امروز, به خوبي روشن مي شود كه اين مذهب استعمار ساخته در جلوه ها و نمودهاي بابيگري, ازليه و بهائي گري, اولا همواره مطيع محض و تسليم مطلق قدرتهاي خارجي بوده اند.  ثانيا اين سرسپردگي و اطاعت و طفيلي گري در شرايط مختلف و بنا به مصالح ايجاد شده سياسي كه رويدادها و آمد و شد و جابجائي قدرتهاي سلطه جوي جهاني موجب پيدايش آن بوده اند, نسبت به هركدام از كشورهاي بيگانه و استعمارگر به ظهور و عينيت رسيده است. نسل امروز ما به دليل فاصله داشتن از رويدادهاي دوران پيش از انقلاب و ضرورت افزايش بينش هاي سياسي نسبت به نقش كشورهاي بيگانه در «مذهب سازي» براي مقابله با پايگاه قدرتمند تشيع در ايران و وحدت صلابت خيز روحانيت با مردم, لازم است در آنچه به عنوان سندهاي روشن و انكارناپذير از پيوند و ارتباط بهائيت با كشورهاي خارجي و ماموريت هاي استعماري رهبران و عوامل اين فرقه شوم مطرح مي كنيم دقت و تعمق كافي مبذول دارند.  
1 ـ پس از مرگ رهبر بهائيت «ميرزا حسينعلي نوري» معروف به «بهاالله», فرزندش «عباس افندي» معروف به «عبدالبها» به جانشيني و رهبري رسيد و به مرور القابي چون «آقا» ، «سركار آقا» , «ابن الله» و «ابن البها» را به خود اختصاص داد.  عباس افندي در امر سياست, نوكري و سرسپردگي را به حد كمال رساند.  او در وابستگي و جاسوسي و خدمتگزاري به كشورها و دولت هاي بيگانه براساس تغيير اوضاع و شرايط عمل مي نمود و هرگز خيانتكاري هاي خود را به دولت و كشور خاصي محدود نمي نمود. 
عباس افندي ابتدا با توجه به قدرت روسيه تزاري و نقشي كه آن دولت در شكل گيري و رشد و تقويت بهائيت داشت, به ارتباط نزديك و خدمتگزاري خالصانه به اين كشور اهتمام مي ورزيد.  مريدان و پيروان بهائيت در عشق آباد روسيه از جايگاه و احترام ويژه اي برخوردار بودند و آزادانه فعاليت مي كردند و اين حمايت و منزلت تا آنجا اوج گرفت كه به تشويق! و پشتيباني! و كمك! دولت روسيه , معبدي براي بهائيان در آنجا ساخته شد!
عباس افندي توسط يكي از پيروان و عناصر سطح بالاي بهائيت, اين پيام و فرمان را كه متن آن ضرورت حمايت از دولت روسيه تزاري و دعاگويي به جان امپراطور مي باشد , به بهائيان اعلام و ابلاغ مي نمايد: «جمع دوستان به دعاي دوام عمر و دولت و ازدياد حشمت و شوكت اعلي حضرت امپراطور اعظم الكساندر سوم و اولياي دولت قوي شوكتش اشتغال ورزيد, زيرا كه در الواح منيعه كه در اين اوقات از ارض مقدس عنايت و ارسال يافته مي فرمايند آنچه را كه ترجمه و خلاصه آن اين است: بايد اين طايفه مظلومه ابدا اين حمايت و عدالت دولت بهئيه روسيه را از نظر محو ننمايد و پيوسته تاييد و تسديد حضرت امپراطور اعظم و جنرال اكرم را از خداوند جل جلاله مسئلت نمايند»
2 ـ با وقوع انقلاب در روسيه, دولت تزاري سقوط نمود و عباس افندي بيشتر به دامان انگليس درغلتيد و به سرسپردگي و جاسوسي اين قدرت استعماري شتاب بخشيد. عباس افندي و دارودسته اش كه در قلمرو دولت عثماني به سر مي بردند و به جاسوسي براي انگليس اشتغال داشتند, از طرف «جمال پاشا» فرمانده كل قواي عثماني به دليل افشا شدن جاسوسي اش به نفع دولت انگليس به اعدام محكوم مي شود.  دولت انگليس با كسب خبر از اين واقعه به جانبداري از عباس افندي برمي خيزد و بنا به نقل خود بهائيان از اجراي اين حكم جلوگيري به عمل مي آورد: «چون اين گزارش يعني حكم اعدام سركار آقا (عباس افندي) به «لرد بالفور» وزير امور خارجه وقت رسيد, در همان يوم وصول, دستور تلگرافي به جنرال النبي سالار سپاه انگليز در فلسطين صادر و تاكيد اكيد نمود كه به جميع قوا در حفظ و صيانت حضرت عبدالبها, و عائله و دوستان آن حضرت بكوشد»
با ورود قواي انگليس به خاك عثماني , عباس افندي نجات مي يابد و به دليل جاسوسي ها و خدمات بزرگي كه براي دولت استعماري انگليس انجام داده بود نشان عالي «پهلواني» و لقب «سر» دريافت مي دارد!
عباس افندي نيز با دريافت اين نشانه و لقب «لياقت»! براي «خيانت»! و «جاسوسي»! عليه اسلام و امت مسلمان, دست بر دعا برمي دارد و اين گونه براي پادشاه انگليس تقاضاي توفيقات رحمانيه! مي كند: «بارالها, سراپرده عدالت در اين سرزمين برپا شده است و من تو را شكر و سپاس مي گويم... پروردگارا, امپراطور بزرگ ژرژ پنجم پادشاه انگلستان را به توفيقات رحمانيت مويد بدار و سايه بلند پايه او را بر اين اقليم جليل (فلسطين) پايدار ساز»
دولتمردان انگليس پس از مرگ عباس افندي نيز نمي توانند احساسات خود را نسبت به خدمات و ماموريت هاي استعماري اين مهره مطيع و خاضع و گوش به فرمان پنهان دارند و به همين دليل براي تسلي خاطر بازماندگان و تشويق و ترغيب آنان به تداوم راه او , نمايندگان اين دولت از جمله «هربرت ساموئل» حضور يافتند و مرگ او را به اين طريق تسليت گفتند: 
«وزير مستعمرات حكومت اعلي حضرت پادشاه انگلستان مستر وينستون چرچيل... تقاضا نمود مراتب همدردي و تسليت حكومت اعلي حضرت پادشاه انگلستان را به جامعه بهائي ابلاغ نمايد...  و ايكونت النبي نيز...  اعلام نمود به بازماندگان فقيد سر عبدالبها عباس افندي و جامعه بهائي تسليت صميمانه مرالله ابلاغ نماييد...  فرمانده كل قواي اعزامي مصر جنرال كنگرويو نيز تلگراف ذيل را مخابره نمود: متمني است احساسات عميقه مرا به خاندان فقيد سرعباس بهائي ابلاغ نماييد.»
3 ـ بهائيت علاوه بر روسيه و انگليس, در دامان «اسرائيل» نيز رشد و نمو يافت و بدين ترتيب حلقه هاي اتصال به دولت هاي بيگانه و اسلام ستيز را تكميل نمود.  پس از تشكيل دولت غاصب اسرائيل, چهارمين رهبر بهائيت يعني «شوقي افندي» از به وجود آمدن اين دولت غاصب توسط انگليس استقبال نمود و طي تلگرافي در 9 ژانويه 1951 (1330 ه.ش)  مي نويسد: «.... تحقيق به سنواتي كه درباره تاسيس حكومت اسرائيل از فم مطهر شارع امرالهي و مركز ميثاق صادر و حاكي از پيدايش ملت مستقلي در ارض اقدس پس از معني دو هزار سال مي باشد...» شوقي افندي پس از استقبال از تاسيس دولت اسرائيل, چند وظيفه مهم براي شوراي بين المللي بهائيان كه خود بنيانگذار آن بود تعيين مي نمايد كه اولين وظيفه, ايجاد رابطه با اسرائيل است:  «... اول آن كه با اوليا حكومت اسرائيل, ايجاد روابط نمايد.»  او در ابلاغ دومين وظيفه, رابطه و مذاكره با دولت غاصب اسرائيل را از عوامل مهم در ايجاد و گسترش تشكيلات بهائيت معرفي مي كند: «ثالثا با اولياي كشوري (اسرائيل) در باب مسائل مربوطه به احوال شخصيه داخل مذاكره شود و چون اين شورا كه نخستين موسسه بين المللي و اكنون در حال جنين است توسعه يابد , عهده دار وظايف ديگري خواهد شد و به مرور ايام به عنوان محكمه رسمي بهائي شناخته شده سپس به هيئتي مبدل مي گردد كه اعضايش از طريق انتخاب معين مي شوند.»
شوقي افندي به منظور جلب حمايت هاي اسرائيل نسبت به محكمه رسمي بهائيان, شناخت و حقانيت دولت اسرائيل را اعلام مي نمايد و ايجاد رابطه نيكو و قوي با اين دولت را توصيه مي كند! او طي نقش ده ساله اش و به عنوان بيست و چهارمين هدف مهم, حمايت از اسرائيل را بر همه دولت هاي جهان ترجيح مي دهد و به بهائيان فرمان مي دهد كه به تشكيل محافل روحاني و ملي بر مبناي قوانين و مقررات دولت اسرائيل اقدام نمايند:
«در ارض اقدس, بر حسب قوانين و مقررات حكومت جديدالتاسيس... اين گونه محافل را به وجود آوريد.» و حال آن كه در تشكيل همين محافل در كشورهاي ايران, عراق, انگلستان و آلمان, رعايت قوانين و مقررات اين دولت ها را مطرح نمي كند!
اين حمايت هاي آشكار و قوي از دولت اسرائيل, باعث مي شود كه يكي از عناصر مهم سياسي و حقوقي دولت اسرائيل به نام«نرمان نيويج» بهائيت كه يك مسلك و مذهب ساختگي و فاقد حقيقت وحي و بعثت الهي و ارسال پيامبر و كتاب آسماني است را در رديف اسلام و مسيحيت و يهوديت قرار دهد و آن را يك «دين جهاني و بين المللي»! بنامد: «اكنون فلسطين را نبايد في الحقيقه منحصرا سرزمين سه ديانت محسوب داشت, بلكه بايد آن را مركز و مقر چهار ديانت به شمار آورد, زيرا امر بهائي كه مركز آن حيفا و عكاست و اين دو مدينه زيارتگاه پيروان آن است, به درجه اي از پيشرفت و تقدم نائل گشته كه مقام ديانت جهاني و بين المللي را احراز نموده است, و همان طور كه نفوذ اين آئين درسرزمين مذكور روز به روز رو به توسعه و انتشار است, در ايجاد حسن تفاهم و اتحاد بين المللي اديان مختلفه عالم نيز عامل بسيار موثري به شمارمي آيد.»
اين پيوند و رابطه تنگاتنگ باعث گرديد كه اسرائيل در كشورهاي اسلامي از وجود بهائيان حداكثر بهره برداري را عليه اسلام و وضعيت ممالك و سرزمين هاي اسلامي و مسلمانان به عمل آورد, به گونه اي كه در اين كشورها, بهائيان در تشكيلات «موساد» راه يافتند و به صورت عوامل شيفته حاكميت اسرائيل و مخالف و دشمن اسلام و اتحاد مسلمانان به جاسوسي پرداختند!
4 ـ با توجه به نقش تعيين كننده آمريكاي جهانخوار در بهره برداري هاي گوناگون از تمام اهرمها و عوامل براي مقابله با رشد روزافزون «اسلام گرايي» در جهان و محوريت «انقلاب اسلامي» و «نظام جمهوري اسلامي ايران» در گسترش معنويت زلال اسلام و قوانين و تعاليم و ارزشها و هنجاري هاي اسلامي در چهارگوشه جهان , طبيعي و قابل انتظار بود كه آمريكا از بهائيت به عنوان يك حربه و اهرم براي عناد و دشمني با انقلاب و نظام اسلامي بهره برداري كند و با روشهاي گوناگون پيوند خود با اين مذهب استعمار ساخته را استحكام بخشد و به حمايت همه جانبه از بهائيان اهتمام ورزد. 
ارتباط بهائيت با آمريكا به گذشته هاي دور برمي گردد و همين پيشينيه و سابقه, تداوم آن پس از پيروزي انقلاب اسلامي را به همراه داشت.
عباس افندي رهبر بهائيت در سالهاي قبل از 1300 هجري شمسي يعني در اواخر عمر خود سفرهايي به اروپا و آمريكا مي كند و تحت تاثير افكار جديدي كه در اين كشورها عليه دين به وجود آمده بود, عناوين و تعاليم تازه اي به نام تعاليم دوازده گانه بهائيت به وجود مي آورد.  او در ديدار با جمعي از سوداگران آمريكايي ابتدا اعلام مي كند كه: «نور انسانيت را در نهايت جلوه و ظهور در چهره آنان مشاهده مي نمايد.» و سپس خطاب به آنان مي گويد: «از براي تجارت و منفعت ملت آمريكا, مملكتي بهتر از ايران نه , چه كه مملكت ايران مواد ثروتش همه در زير خاك پنهان است.  اميدوارم كه ملت آمريكا سبب شوند كه آن ثروت ظاهر گردد.»
اين اشتياق و تمايل و رابطه و پيوند ادامه داشت و سرانجام پس از پيروزي انقلاب اسلامي با حمايت هاي بي دريغ آمريكا از اين فرقه ضاله استمرار يافت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در فاصله سالهاي 1361 تا 1373 يعني در طول دوازده سال , نمايندگان آمريكا شش قطعنامه به تصويب رساندند كه در آنها به جانبداري و حمايت از بهائيت پرداختند. صدور اين قطعنامه ها عليه جمهوري اسلامي ايران و به حمايت دلسوزانه! و بشردوستانه! از فرقه استعماري بهائيت و دين و مذهب ناميدن آن و خواستار آزادي فعاليت هاي گمراه كننده و انحراف آفرين بهائيان ايران شدن, پس از سال 1373 نيز تداوم يافت. رسانه هاي گروهي آمريكا نيز به حمايت هاي گسترده تبليغي براي بهائيت مي پردازند تا در كنار اقدامات دولت و مجلس نمايندگان آمريكا, زمينه ها و بسترهاي لازم را براي تحقق اهداف سلطه جويانه خود توسط بهائيان فراهم آورند. 
آنچه از نظر گذشت به صراحت و روشني پيوند و ارتباط متقابل و تنگاتنگ بهائيت با كشورهاي استعماري روسيه, انگلستان, اسرائيل و آمريكا را به اثبات مي رساند و از عمق فجايعي كه به دست اين قدرتهاي ضد بشر به نام حمايت از حقوق بشر به وجود آمده است خبر مي دهد و خباثت هاي دروني و ماهيت هاي شيطاني اين قدرتهاي ستمگر و فسادگستر را تا آنجا آشكار و عريان مي سازد كه انسان هاي آزادانديش و صاحبان عقل و خردهاي سالم نيز در مي يابند كه «دين سازي» و «پيامبرآفريني» و جعل آموزه ها و تعاليم و احكام تحت عنوان «وحي» و ارائه آنها به جوامع انساني, يك خيانت و فاجعه دردناك و تلخ و آزاردهنده براي بشريت مي باشد.
منبع: سايت موعود(mouood.org) ، به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي 08/11/1382


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387

                   

اخیرا گروهی از جوانان بهائی که شدیدا تحت تاثیر دستورات محافل بهائیت جهت تبلیغ بر علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و ترویج عقاید پوچ بهائیت اقدام به اغفال کودکان و جوانان مناطق محروم شیراز کرده بودند از سوی نیروهای همیشه هوشیار انتظامی دستگیر شدند. سه نفر از سرکردگان

  فعال این گروه که روشهای تبلیغ بهائیت را در خارج از کشور فرا گرفته بودند راهی زندان شدند. آنها متهم به تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی شده اند.

 به گفته خانواده های این کودکان محروم این گروه علاوه بر تبلیغات سوء بر علیه نظام جمهوری اسلامی به دزدی دین و مذهب کودکانشان آمده بودند. بنابر این در این نوشتار سعی داریم تا " مفهوم دزدی دین و مذهب" و همچنین هدف تشکیلات بهائیت از این اقدام "به ظاهر انسان دوستانه" را برای هموطنان عزیز روشن کنیم.


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:پنجشنبه نهم خرداد 1387 ادامه ي مطلب ...

 

بدنبال اعزام میرزا حسینعلی بهاالله و طرفداران وی از سوی دولت

 عثمانی به نواحی اطراف عکا وحیفا در سرزمین فلسطین بتدریج این

 نواحی به مرکز فعالیت بهائیان تبدیل شد و آنها مبادرت به خرید و تصرف

 املاک متعددی در آن نواحی نمودند. بدنبال مرگ میرزا حسینعلی  وی

 را در عکا دفن نمودند و برای وی زیارتگاهی ساختند.

عباس عبدالبها فرزند و جانشین بهاالله دامنه نفوذ و اقتدار خود در میان

 بهائیان ساکن در خاک فلسطین را گسترش داده و برای خود و

 طرفدارانش تشکیلاتی بوجود آورد.

این وقایع همزمان با گسترش نفوذ دولت استعماری انگلیس در خاک

 عثمانی و تسلط بر سرزمینهای غربی عثمانی یعنی نواحی فلسطین

 بوده است.

در آن زمان روابط میان عبدالبها و بهائیان با نیروهای اشغالگر انگلیسی

 آنچنان صمیمانه بود که حتی انبار آذوقه بهائیان در اختیار نیروهای

 انگلیسی قرار داشت. در همین زمانها است که دولت انگلیس به پاس

 خدمات عبدالبها به دولت استعماری انگلیس به وی لقب ارزشمند و

 انحصاری ( سر ) را اعطا می کند.

حادثه مهم و سرنوشت سازی که در آن دوران در حال شکل گیری بود

 مقدمات تشکیل دولت صهیونیستی و یهودی در خاک فلسطین بود و

 این توطئه با کمک و حضور نیروهای انگلیسی و دولت انگلیس در آن

 منطقه در حال شکل گیری بود.

حوادث و شواهد تاریخی نشان می دهد که سران بهائی نه تنها مخالف

 تشکیل دولت یهودی نبودند بلکه از آن استقبال و بدون درنظر گرفتن

 سرنوشت اعراب مسلمان آن منطقه فقط در فکر کسب امتیازات

 گوناگون از طریق حمایت از نیروهای انگلیسی و سپس دولت تازه

 تاسیس اسرائیل بوده اند.

 

 ( عباس عبدالبها جانشین بهاالله )      


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:چهارشنبه یکم خرداد 1387

هربرت ساموئل نخستین کمیسر عالی ( یا مندوب سامی ) در فلسطین

 به شمار می رود. ساموئل در خانواده ای اشرافی - یهودی ارتدوکس -

 که پیشه بازرگانی داشتند به دنیا آمد.

                         هربرت ساموئل (1870 - 1963)

ساموئل هربرت نخستین وزیر یهودی است که با تحصیلات سنتی و

 مذهبی انگلستان راه یافت. ساموئل هربرت در سال ۱۹۲۴ طرحی را

 مبنی بر تاسیس یک دولت یهودی ارائه داد که در ضمن از منافع

 انگلستان هم در منطقه پاسداری کند از این رو در سال ۱۲۹۴-

 شمسی ( برابر با ۱۹۲۵ -م ) طرحی را در مورد آینده فلسطین به هیات

 وزیران مجلس بریتانیا داد و بلافاصله پیشنهاد دیگری را پیرامون تاسیس

 یک کشور یهودی در فلسطین به پارلمان انگلستان تقدیم داشت. وی

 در آن پیشنهاد متذکر گردید که فلسطین به صورت کشور تحت الحمایه

 انگلستان درآید تا یهودیان بتوانند به خرید زمین و بسط خاک و برپائی

 یهودی نشینان بپردازند. وی ضمنا خواستار الویت هائی برای مهاجرت

 یهودیان به فلسطین گردید. ساموئل به علت داشتن خوی و منش

 صهیونیستی و استعماری بسیار قوی به عنوان اولین کمیسر عالی

 انگلستان در فلسطین برگزیده شد.


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:چهارشنبه یکم خرداد 1387

                                

اکنون نزدیک بیست سال است که سلمان رشدی در نظر مسلمانان و دنیای اسلام طرد و رانده شده است. بنابراین اعطای لقب " سر" (sir ) و منصب شوالیه گری ( knighthood ) به وی از سوی دربار انگلیس چه معنایی می تواند داشته باشد ؟ طبق عرف انگلیس لقب " سر " و نشان " شوالیه گری" به کسانی اعطا می شود که کارها و خدمات برجسته و ارزشمندی برای دولت انگلیس انجام داده باشند. حال این سوال مطرح می شود که عباس عبدالبهاء امام اول بهائیان ( جانشین بهاءالله ) و سلمان رشدی هر دو چه خدمات برجسته ای برای انگلیس انجام داده بودند که از دیدگاه دربار انگلیس باید به عنوان خدمتگزار بزرگ دربار مورد ستایش و تقدیر قرار گیرند ؟

دولت انگلیس با چه انگیزه ای به نویسنده کتاب موهن آیات شیطانی که خشم و اعتراض نه تنها مسلمانان بلکه پیروان ادیان توحیدی را برانگیخت ، چنین القاب برجسته ای را اعطا میکند ؟ آیا تقدیر از توهین کننده به اسلام و پیامبر اکرم (ص) نشانه اسلام ستیزی دربار انگلیس نیست ؟

از آن طرف درحالیکه در بحبوحه جنگ جهانی اول ، قوای استعماری انگلیس در حال لگدکوب کردن دولت مسلمان عثمانی و تسخیر سرزمینهای فلسطینیان هستند تا مقدمات تاسیس دولت اسرائیل را فراهم کنند، چه اتفاقی افتاده که یک رهبر جامعه نه چندان گسترده بهائیت در آن زمان را شایسته دریافت لقب " سر" و نشان نایت هود می نماید.

جالب است برای اینکه بدانید این نشان چه افتخار و اعتباری دارد خوب است بدانیم این نشان به جاسوس دوجانبه ای بنام " اولگ بوردیوسکی" جاسوس دو جانبه ای که هم برای روسیه کار میکرد و هم برای انگلستان جاسوسی میکرد نیز تعلق گرفته است.!

آقای عبدالبهاء که خود را رهبر یک دین جدید و کاملتر از اسلام ؟!؟! معرفی مینماید و مرتب دم از انسانیت و شرافت و دفاع از مظلومان میزد، خوب بود از یک شاعر هنو مذهب بنام " رابیندانات تاگور " عبرت و درس میگرفت. این شاعر آزاده هندی در همان سالی که عبدالبهاء با ذلت و حقارت از دست فرمانده سپاه اشغالگر انگلیس و در کنار پرچم انگلیس نشان نایت هود را دریافت میکرد نامه ای به نایب السلطنه پادشاه انگلیس در هند بنام " لرد چلمس فورد" نوشت و گفت :

" این نشان شوالیه که به من داده اید ، نمی خواهم. بیخ ریش صاحبش بماند" آن نامه از سطر سطرش درد و داغ می جوشد. تارو پودتان را آتش می زند.

 آقای عباس عبدالبهاء و جناب سلمان رشدی ، زانوزدن در برابر ملکه و نماینده  اش و سوگند وفاداری به سلطنت اداکردن کار همان جاسوسهای دوجانبه است. خود شما هم ریگی در کفشتان بوده است.

بی دلیل نیست که عباس آفندی با نگارش نامه ای خطاب به جورج پنجم امپراطور انگلیس دعا میکند خداوند سایه بلند همت انگلیس را بر سر سرزمین فلسطین مستدام بدارد؟؟!!. 


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:چهارشنبه یکم خرداد 1387

( عبدالبهاء جانشین بهاالله )

در بحبوحه جنگ جهانی اول که قشون غاصب انگلیس برای درهم کوبیدن دولت مسلمان عثمانی در خاورمیانه و هرگونه مقاومت خلق ستمدیده فلسطین ( که در آن زمان جزئی از امپراطوری عثمانی بود ) به حیفا وارد میشود با کمبود آذوقه روبرو شده و در خطر شکست قرار میگیرد. عباس عبدالبهاء که این موضوع را متوجه می شود پس از گفتگو با افسران ارشد انگلیسی آنها را از نگرانی خارج میکند و میگوید : " من به اندازه ارتش شما آذوقه دارم و درب انبارهای خویش را که از قبل آذوقه زیادی در آن پنهان کرده بود برروی سپاهیان انگلیسی میگشاید " و این موضوع باعث پیروزی سپاهیان انگلیس در فلسطین میشود ( کتاب معروف لیدی بلامفیلد بنام  " the chosen highway  "  صفحه 210 ناشر این کتاب در پاورقی همین صفحه اضافه میکند که خانم بلامفیلد اکثرا یادآوری میکرد که این مخازن گندم عبدالبهاء در زمان سلطه قشون عثمانی مخفی گاه خوبی برای حفظ گندم ها بوده است!) و بدین ترتیب راه برای تحکیم تسلط ارتش انگلیس و مقدمات حمایت از تشکیل یک دولت یهود در منطقه فلسطین هموار میگردد. جالبتر آنکه عبدالبهاء این سلطه غاصبانه دولت استعمارگر انگلیس را بر سرزمین فلسطین به " برپا شدن خیمه های عدالت " تعبیر نموده و بر این نعمت عظمی خدای را سپاس میگذارد و تاییدات جرج پنجم امپراطور انگلستان را مسئلت و جاودانگی سایه این امپراطور تجاوزگر را بر آن سرزمین آرزو میکند!!! ( به نقل از کتاب مکاتیب جلد 3 صفحه 347 نامه به شرح متن زیر خطاب به امپراطور انگلیس صادر نموده است :

"الهم اید الامبراطور الاعظم جرج الخامس عاهل انکلترا بتوفیقاتک الرحمانیه و ادم ظلها الضلیل علی هذا الاقلیم الجلیل " ( مکاتیب جلد 3 ص 347 نوشته عبدالبها ) یعنی خداوندا جرج پنجم پادشاه انگلستان را بتوفیقات رحمانی خویش تایید کن و سایه اش را بر این سرزمین ( فلسطین ) همیشگی و جاودانه دار ...

این موضوع اثرات فراوانی بر مبارزان فلسطینی میگذارد بطوریکه جمال پاشا حاکم دولت عثمانی که در مقابل سپاه انگلیس مقاومت مینمود آنقدر از این موضوع عصبانی میشود که میگوید : " هرطور میل عباس افندی باشد بین دارزدن و کشتن مختار است هرکدام را خواست او را مجری کنم ( خاطرات حبیب جلد 1 صفحه 446 )

عبدالبهاء مراحم عالیه خویش را نثار یهودیان میکند بلکه پیشگوئی میکند که : " اینجا فلسطین است اراضی مقدسه است عنقریب قوم یهود باین اراضی بازگشت خواهند نمود سلطنت داودی و حشمت سلیمانی خواهند یافت. این از مواعید صریحه الهیه است و شک و تردیدی ندارد قوم یهود عزیز میشود در ظل امر وارد میشود و تمام این اراضی بایر آباد و دائر خواهد شد تمام پراکندگان یهود جمع میشوند و تردیدی در آن نیست مقام اعلی به بهترین طرزی ساخته خواهد شد، دعا و مناجات انبیای الهی به هدر نمی رود و وعده های الهی تماما تحقق خواهد یافت. اسارت و دربدری و پراکندگی یهود مبدل به عزت ظاهری آنها میشود حتی بحسب ظاهر عزیز خواهند شد" ( خاطرات حبیب جلد1 صفحه 20 ) و سپس زمانی که پیروزی اسرائیل مسجل میشود عبدالبهاء دست به آستان الهی برداشته برای عزت اسرائیل و شوکت یهودیان که توانسته اند مردم فلسطین را آواره و دربدر نمایند دعا میکند و میگوید : اسرائیل عنقریب جلیل گردد و این پریشانی بجمع مبدل شود، شمس حقیقت طلوع نمود و پرتو هدایت بر اسرائیل زد تا از راههای درو با نهایت سرور به ارض مقدس ورود یابند " و سپس از صمیم قلب بزرگی یهود را از خداوند بزرگ مسئلت دارد که : " ای پروردگار وعده خویش آشکار کن و سلاله حضرت جلیل را بزرگوار فرما توئی مقتدر و توانا و توئی بینا و شنوا و دانا "( خاطرات حبیب جلد1 صفحه 53 ) در مقابل دولت اسرائیل بسیار نمک ناشناس خواهد بود اگر به این  الطاف پاسخ نگوید این است که وظیفه خویش را عمل نموده همه گونه وسائل راحتی و آسایش اهل بهاء را فراهم میآورد شوقی افندی می گوید : " دولت اسرائیل وسائل راحتی ما را فراهم کرد " ( اخبار امری سال 107 بدیع شماره 8 صفحه 2 ) و سپس درحالیکه در اغلب کشورهای اسلامی شعائر امر بهائی ممنوع اعلام گردیده دولت اسرائیل همه گونه آزادی را به ابهائیان ارزانی داشته حتی آنها را از مالیاتهای گزاف معاف میکند : " در ارض قدس شعائر امریه بی پرده و حجاب مجری گشت و تسجیل عقدنامه بهائی در دوائر حکومتی و معافیت مقامات و توابع آن از رسوم دولت از طرف اولیای امور تصویب گردید گ ( توقیعات مبارکه نوروز 101 بدیع صفحه 159 ) میدانید که برای کشوری که در حال جنگ است کمک های مالی بسیار حیاتی است تا بتواند دشمن را از پای درآورد، دولت اسرائیل هم که در آن زمان با ملت محروم فلسطین در حال جنگ بوده به این کمک های مالی بسیار محتاج بوده و در پی جمع آوری اعانات مختلف از یهودیان و دول اروپائی بوده است، اما یادش نمیرود که هرگز به " دوستان خودش" فشاری وارد نیاورد و " متحدانش " را در مضیقه نگذارد به این خاطر تمام مصالح ساختمانی سنگین قیمت بهائیان را که از خارج ( بخصوص ایتالیا ) برای ساختن مقام اعلی ( مقبره علی محمد باب ) و دیگر ساختمانهای مقر بهائیان در حیفا و عکا وارد میشود از گمرکی های سرسام آور بکلی معاف میکند : " دولت اسرائیل برای مصالح ساختمانی مقام اعلی گمرک نمی گیرد " ( اخبار امری شهریور 1330 شماره 5 ص 11 ستون دوم )

و از همه جالبتر ، سخنان خانم روحیه ماکسول، همسر آمریکائی شوقی ربانی است که الحق در مقام کنیز بهاالله ( امه البها ء) حرف آخر را در مورد رابطه بهائیت با اسرائیل و صهیونیسمادا کرده است و ابراز داشته که : " من ترجیح می دهم که جوانترین ادیان ( بهائیت ) از تازه ترین کشورهای جهان ( اسرائیل ) نشو و نما نماید و در حقیقت باید گفت آینده ما ( یعنی بهائیت و اسرائیل ) چون حلقه های زنجیر بهم پیوسته است " ( اخبار امری دیماه 1340 شماره 10، شماره صفحات مسلسل 601، ژانویه 1962، آخرین پاراگراف )

واقعا چشم خلق های مستضعف جهان بویژه ملت آواره فلسطین به این کلمات روشن باد!!! حتما شایسته است که تمامی محافل بهائی جهان این جمله سرکارخانم را بر سر در ورودی مراکز خویش نصب کنند تا خیلی صریحتر " متحدان اسرائیل " شناسائی شوند و آرمانهای بهائیت واضح گردد و معلوم شود که اهداف بهائیت چیست. که با اهداف دولت اسرائیل چون حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است؟

دقت کنید : " حلقه های یک زنجیر" یعنی ایندو همراه و همگام ، با تمامی قوا از اهداف خویش دفاع می کنند و بسوی یک آرمان گام برمیدارند!!!


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:چهارشنبه یکم خرداد 1387

بهائیت و اسرائیل

از فصول بسیار مهم در پرونده بهائیت ، روابط صمیمانه و همکاری تنگاتنگ سران آن با صهیونیسم به طور عام ، و رژیم اشغالگر قدس به طور خاص ، است. سرزمینی که بیش از نیم قرن است صهیونیسم بر آن چنگ افکنده ، از دیرباز قبله بهائیان محسوب می شود و افزون بر این ، سالها است مرکزیت جهانی بهائیت (بیت العدل اعظم) در آن کشور قرار دارد. ضمنا این روابط حسنه ، اختصاص به امروز و دیروز نداشته و از بدو تاسیس رژیم اسرائیل وجود دارد. بلکه اگر با تتبع و عمق بیشتری به موضوع نگاه شود، می توان رد پای این روابط را با آژانس یهود و سران صهیونیسم جهانی در دهها سال پیش از تاسیس رژیم اشغالگر قدس یافت. پس از سقوط و تجزیه امپراطوری عثمانی ، فلسطین تحت قیمومت بریتانیا قرار گرفت تا چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس که خود را «یک صهیونیست ریشه دار» می خواند) به عنوان کمک به ایجاد «کانون ملی یهود» در فلسطین ، مقدمات تاسیس دولت اسرائیل را فراهم سازد. در دوران قیمومت نیز تشکیلات بهائیت در فلسطین از تسهیلات و امتیازات ویژه ای برخوردار بود. به نوشته شوقی افندی : در آن دوران ، «شعبه ای به نام موقوفات بهائی در فلسطین دایر گشت» و «هر چیزی که به نام مقام متبرکه بهائی از اطراف عالم به اراضی مقدسه می رسید، از پرداخت عوارض و حقوق گمرکی معاف بود و همچنین موقوفات بهائی از پرداخت مالیات معاف بودند...».

پیدا است که استعمار «سوداگر و فزونخواه » بریتانیا این امتیازات را رایگان در اختیار بهائیت قرار نمی دهد. طبعا سران بهائیت خدمت شایان توجهی برای انگلستان و صهیونیسم انجام داده بودند که مستحق این همه عنایت و توجه ویژه شده بودند. برای درک بیشتر این خدمات باید کمی به عقب برگردیم : هرتزل می کوشد که موافقت سلطان عبدالحمید را برای ایجاد یک مستعمره نشین صهیونیستی در فلسطین جلب کند، ولی او مخالفت می کند و حتی از پذیرش هیئت صهیونیستی به ریاست «مزراحی قاصو» که به همین منظور (همراه پیشنهادهای جذاب و فریبنده) عازم باب عالی است تن می زند. او «همچنین یهودیان را مجبور می سازد که به جای اجازه نامه های معمولی ، اجازه نامه های سرخ رنگ حمل کنند تا از ورود قاچاقی آنان و سکونتشان در سرزمین فلسطین جلوگیری شود».و سرانجام به دلیل همین مخالفتها است که به قول صلاح زواوی (سفیر سابق فلسطین در تهران): «سلطان عبدالحمید... تخت خود را به بهای موضع خویش در قبال فلسطین از دست داد».

سالها بعد در اواخر جنگ جهانی اول با شکست عثمانی ، زمینه رخنه صهیونیسم به فلسطین فراهم شد و لذا در اواخر جنگ (نوامبر 1917) جیمز بالفور، وزیر خارجه لندن ، مساعدت بریتانیا به طرح تشکیل کانون ملی یهود در فلسطین را به صهیونیستها می دهد (اعلامیه مشهور بالفور به روچیلد). در این حال فرمانده کل قوای عثمانی که از نقشه های بریتانیا و صهیونیسم در مورد منطقه فلسطین اطلاع دارد و عباس افندی و یاران وی را نیز در شامات و عراق و... دست اندر کار کمک به ارتش بریتانیا می بیند، تصمیم به قتل وی و انهدام مراکز بهائی در حیفا و عکا می گیرد، چرا که از نقش این فرقه و رهبر آن در تحقق توطئه ها آگاه است.شوقی افندی رهبر بهائیان در این زمینه در کتاب قرن بدیع به صراحت خاطرنشان می سازد که : جمال پاشا (فرمانده کل قوای عثمانی) تصمیم گرفت عباس افندی را به جرم جاسوسی اعدام کند.

دولت انگلستان نیز متقابلا به حمایت جدی از پیشوای بهائیان برمی خیزد و لرد بالفور تلگرافی به ژنرال آللنبی فرمانده ارتش بریتانیا (در جنگ با جمال پاشا در منطقه فلسطین ) دستور می دهد که در حفظ و صیانت عبدالبها و عائله و دوستانش بکوشد. و امپراتوری بریتانیا، در تکمیل این اقدامات ، توسط همین ژنرال آللنبی به عباس افندی لقب سر (sir) و نشان شوالیه گری (Knighthood) اعطا می کند.

 چندی بعد عباس افندی از دنیا می رود و در حیفا به خاک سپرده می شود. با انتشار خبر مرگ او سفارتخانه ها و کنسولگریهای انگلیس در خاورمیانه اظهار تاسف و همدردی کرده و چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس) تلگرامی برای سر هربرت ساموئل (صهیونیست سرشناس و کمیسر عالی انگلیس در فلسطین) صادر می کند و از او می خواهد مراتب همدردی و تسلیت حکومت انگلیس را به خانواده عباس افندی ابلاغ کند.

ساموئل خود با دستیارانش در تشییع جنازه عبدالبها حاضر شده و مقدم بر همه شرکت کنندگان حرکت می کند. تاسیس اسرائیل و منافع مشترک «بهاء صهیون» تشکیل رژیم اشغالگر قدس سال 1948در زمان حیات شوقی افندی اتفاق افتاد. قبل از آن در سال 1947، سازمان ملل کمیته ای را برای رسیدگی به مسئله فلسطین تشکیل داد. شوقی در 14 جولای 1947 ، طی نامه ای به رئیس کمیته مزبور بر مطالب جالب توجهی از منافع مشترک بهائیت و صهیونیسم تاکید ورزید و ضمن مقایسه منافع بهائیت با مسلمانان و مسیحیها و یهودیها در فلسطین نتیجه گرفت که : «تنها یهودیان هستند که علاقه آنها نسبت به فلسطین تا اندازه ای قابل قیاس با علاقه بهائیان به این کشور است زیرا که در اورشلیم ، بقایای معبد مقدسشان قرار داشته و در تاریخ قدیم ، آن شهر مرکز موسسات مذهبی و سیاسی آنان بوده است...».

14می 1948 انگلستان به قیمومت فلسطین پایان داد و همان روز شورای ملی یهود در تل آویو تشکیل شد و تاسیس دولت اسرائیل را اعلام کرد. پس از آن شوقی افندی در پیام نوروز سال 108 بدیع (1330 ش) نظر مثبت خود و قاطبه بهائیان را پیرامون تاسیس اسرائیل این چنین تصریح کرد: «...مصداق وعده الهی به ابنائ خلیل و وارث کلیم ، ظاهر و باهر ، و دولت اسرائیل در ارض اقدس ، مستقر و به استقلال و اصالت آیین» بهائی «مقر و به ثبت عقدنامه بهائی و معافیت کافه موقوفات» بهائی در عکا و جبل کرمل و لوازم ضروریه بنای» مرقد باب «از رسوم» یعنی عوارض و مالیات «دولت» و «اقرار به رسمیت ایام» تعطیلی بهائیان «موفق و موید» شده است... وی همچنین در تلگراف مربوط به تشکیل هیئت بین المللی بهائی (بیت العدل بعدی) مورخ 9 ژانویه 1951 (1329 ش) تاسیس اسرائیل را تحقق پیشگویی های حسینعلی بهاء و عباس افندی شمرد. و سپس بین ایجاد این هیئت و تاسیس اسرائیل ارتباط مستقیم برقرار کرد و سه علت برای تاسیس این هیئت بیان داشت که در راس آنها، تاسیس اسرائیل بود. این مطلب بسیار عجیب و قابل توجه است ، زیرا چه رابطه ای است میان موسسه ای که قرار است به عنوان بیت العدل ، رهبری بهائیان را بر عهده گیرد با تاسیس یک رژیم نامشروع و جعلی؟! شوقی سه وظیفه را برای آن هیئت برمی شمارد که در راس آنها: ایجاد روابط با اولیای حکومت اسرائیل قرار دارد و وظیفه سوم نیز «ورود در مذاکره با اولیای امور کشوری در باب مسائل مربوط به احوال شخصیه» است.

او در جای دیگر «استحکام روابط با امنای دولت جدیدالتاسیس [= اسرائیل] در این ارض» را جزء وظایف هیئت بین المللی بهائی می داند و عنوان می کند که این هیئت «مقدمه تشکیل اولین محکمه رسمی... و منتهی به تاسیس دیوان عدل الهی... خواهد گشت.» بدین ترتیب ، شوقی افندی به عنوان «مبتکر ارتباط صمیمانه با اسرائیل» پس از تاسیس این رژیم ، روابطی را با آن بنا می نهد که فصل مشترک آن ، حمایت و اعتماد دوجانبه می باشد زیرا او تاسیس اسرائیل را «مصداق وعده الهی به ابناء خلیل و وراث کلیم ، ظاهر و باهر» می خواند. هیئت بین المللی بهائی (جنین بیت العدل) در نامه ای که 1 ژوئیه 1952 برای محفل ملی بهائیان ایران ارسال کرد به رابطه صمیمانه شوقی با دولت اشغالگر صهیونیستی اذعان می کند: «روابط حکومت [اسرائیل] با حضرت ولی امرالله [= شوقی افندی] و هیات بین المللی بهائی ، دوستانه و صمیمانه است و فی الحقیقه جای بسی خوشوقتی است که راجع به شناسایی امر [= بهائیت] در ارض اقدس [= فلسطین اشغالی] موفقیتهایی حاصل گردیده است».

اما بشنوید از بن گوریون (نخست وزیر اسرائیل ، و رئیس جناح تندرو و به اصطلاح «بازها»ی آن کشور). بن گوریون این صمیمت را میان رژیم اسرائیل و قاطبه بهائیان ، گسترده می داند.در نشریه رسمی محفل ملی بهائیان ایران می خوانیم : «با نهایت افتخار و مسرت ، بسط و گسترش روابط بهائیت با اولیای امور دولت اسرائیل را به اطلاع بهائیان می رسانیم و در ملاقات با بن گوریون نخست وزیر اسرائیل ، احساسات صمیمانه بهائیان را برای پیشرفت دولت مزبور به او نمودند و او در جواب گفته است : از ابتدای تاسیس حکومت اسرائیل ، بهائیان همواره روابط صمیمانه با دولت اسرائیل داشته اند».

در همین راستا، اسرائیل امکانات ویژه ای در اختیار فرقه ضاله قرار می دهد که شوقی در پیام آوریل 1954 (1333) گوشه ای از آن را برشمرد. از جمله اینکه ، دولت اسرائیل شعبه های محافل ملی بهائیان بعضی کشورها (نظیر انگلیس و ایران و کانادا) در فلسطین اشغالی را نیز به رسمیت شناخت تا امکان فعالیت مستقل داشته باشند. وی سپس مطالبی را بیان داشت که نشانگر آن است که شاید رژیم صهیونیستی برای هیچ گروه دیگری این قدر اهتمام نداشته و این از ارزش و اهمیت بهائیت برای آنان حکایت دارد: «با رئیس جمهور اسرائیل و نخست وزیر و 5 تن از وزرای کابینه و همچنین رئیس پارلمان آن کشور تماس و ارتباط حاصل گردید و در نتیجه اداره مخصوصی به نام اداره بهائی در وزارت ادیان تاسیس گردید و وزیر ادیان بیانات رسمی در پارلمان ایراد [کرد] و جنبه بین المللی امرو اهمیت مرکز جهانی بهائی را تصریح نمود و در اثر این جریانات ، رئیس جمهور اسرائیل مصمم گردید در اوایل عید رضوان رسما مقام مقدس اعلی را زیارت نماید».

بتدریج نتایج ملاقاتهای سیاسی ، جنبه های ملموس و عینی خود را نشان داد. یکی از نزدیکان شوقی پس از ذکر حمایتهای حاکم انگلیسی فلسطین از بهائیان ، به عنایات صهیونیستها اشاره کرده و می گوید: «الان هم دولت اسرائیل همان روش را اتخاذ نموده و دستور رسمی داده شده است که از کلیه عوارض و مالیاتها معاف باشند». البته دامنه حمایتها تنها بدینجا محدود نمی شد، بلکه معافیت از مالیات ، «بعدا شامل بیت مبارک حضرت عبدالبهاء و مسافرخانه شرقی و غربی نیز گردید... عقدنامه بهائی به رسمیت شناخته شد، وزارت ادیان ، قصر مزرعه را تسلیم نمود و وزارت معارف اسرائیل ، ایام متبرکه بهائی را به رسمیت شناخت». گفتنی است که حکومت اسرائیل قصر مزرعه را برای سازمانهای دیگری در نظر گرفته بود، اما با پیگیریهای شوقی و مراجعه مستقیمش به روسای حکومت اسرائیل ، به این فرقه اختصاص یافت. در تقویت بهائیت ، البته سران رژیم صهیونیستی نیز نقش داشتند و مثلا پروفسور نرمان نیویچ ، از شخصیتهای سیاسی و حقوقی دولت اسرائیل و دادستان اسبق حکومت فلسطینی ، در زمان مسئولیتش ، بهائیت را در شمار سه دین ابراهیمی (اسلام مسیحیت و یهودی) به رسمیت شناخت.

در 30 سال اخیر نیز بهائیان و رژیم صهیونیستی روابط خود را ادامه داده و نسبت به گذشته ، عمق و گستردگی بیشتری بخشیده اند که بحث از آن مجال دیگری می طلبد. شواهد فراوان فوق ، بروشنی و به نحوی غیر قابل تردید ، از ارتباط عمیق و گسترده میان بهائیت و صهیونیسم ، بویژه رژیم اشغالگر فلسطین ، حکایت دارد. عجیب است که بهائیان در سایتها و رسانه های مربوط به خویش ، در مقابل سوال (یا اعتراض) نسبت به پیوند این فرقه با اسرائیل ، با جسارت «کبک وار»! ادعا می کنند که هیچ رابطه ای بین این فرقه با صهیونیسم و اشغالگران فلسطین وجود ندارد و تمرکز بیت العدل اعظم بهائیان در اسرائیل پدیده ای کاملا تصادفی است ! و هیچ ارتباطی به علائق و منافع مشترک طرفین ندارد! این شواهد بیش و پیش از همه ، حجت را بر افراد عادی بهائیت تمام می کند که حکم پیاده نظام ، سپر، خاکریز و گوشت دم توپ را برای سران فرقه بازی می کنند. آنان باید بدانند که رهبران آنها چه وابستگی و پیوستگی عمیقی با صهیونیستهای غاصب و خون آشام دارند؟ و از تشکیلات خود بخواهند که بابت این همه وابستگی به جنایتکاران اشغالگر ، توضیح قانع کننده بدهند.با توجه به روابط وسیع و صمیمانه و اعتماد مشترکی که میان صهیونیسم و بهائیت وجود دارد ، طبیعی است که جهان اسلام و آزادگان عالم ، به حضور عناصر این تشکیلات در بین خود با دیده سوءظن نگریسته و با آنان برخورد طردآمیز پیش بگیرند و متقابلا بدیهی است که وقتی بهائیت ، کاکل خود را این گونه محکم به زلف صهیونیسم گره می زند، نمی تواند ادعا کند که استقرار مرکزیت این تشکیلات در اسرائیل ، صرفا به دلیل قرار داشتن قبور سران فرقه در فلسطین اشغالی بوده و به این دلیل است که اسرائیل به عنوان قبله اهل بهائ برگزیده شده است.با وجود این پیوند عمیق ، بدیهی است که بهائیان باید در هزینه هایی که اسرائیل و صهیونیسم جهانی (در برابر خروش انقلابی مظلومان و محرومان جهان(می پردازند، سهیم و شریک باشند.

منبع : ویژه نامه ایام - شماره 29 (ضمیمه روزنامه جام جم)


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:چهارشنبه یکم خرداد 1387

 

"شیمعون پرس" یا همان شیمون پرز ، دو بار در اسرائیل به نخست وزیری رسید. او یکی از عوامل اصلی و محوری کشتار مسلمانان فلسطینی بویژه در فاجعه اردوگاههای " صبرا" و " شتیلا" می باشد. او در معرفی " مئیر عزری" – اولین سفیر اسرائیل در ایران (1352-1337) – می گوید :

از سالهای بسیار دور، شاید هم از نسل پیش به این سو، آقای مئیر عزری یکی از سران یهودیان ایران و سفیر بی سیلیندر و فراگ اسرائیل در ایران بوده که برای همگان چهره ای شناخته شده است. دشوار بتوان میان ما اسرائیلیها کسی را یافت که مانند وی از پیچ و خمهای تاریخ و سیاست ایران آگاه باشد... مئیر هم زبان ایرانیان را خوب می داند، هم با فرهنگ آنان به خوبی آشناست. آنچه ما در آینه می بینیم او در خشت خام می بیند. او با منش و بینش ویژه خویش این هنر دارد که گروههای گوناگون را از رده های رنگارنگ گرد خود بیاورد، چون استادی روان شناس ریشه یکایکشان را دریابد تا شاهکاری بی تا بیافریند.(1)

" مئیر عزری" که نام کامل او " ربی مئیر عزری" است در دوم مارس 1923-11 اسفند 1302 ش – از " صیون" و "خانم حنا" در محله یهودیان شهر اصفهان، به دنیا آمد. پدرش از نخستین شاگردان مدرسه " آلیانس" بود، که توسط یهودیان فرانسوی، در اصفهان برپا شده بود. او هنگام تولد مئیر، کارمند اداره مالیه – دارایی – اصفهان بود. صیون عزریصیون که تربیت شده دستگاههای اطلاعاتی انگلستان بود، به مقتضای ماموریت پس از چندی اداره مالیه را رها کرد و معلمی فرزندان فرمانده بریگارد قزاق در اصفهان را بر عهده گرفت و پس از چندی هم به دانشکده افسری رفت و درجه سلطانی – سروانی – گرفت و به همکاری با فرانسویان در ژاندارمری پرداخت. او زمانی هم مترجم " آرمیتاژ اسمیت" – نماینده انگلستان در وزارت اقتصاد – شد. او که از زمان حضور آرمیتاژ در میان بختیاریها در خصوص مسئله نفت با وی دوستی کرده بود، مصطفی فاتح، همکلاس و همکار دیرینش را به انگلیسیها معرفی کرد. مئیر عزری   در این باره می نویسد : پدرم، شادروان فاتح را با سر سیدنی (آرمیتاژ) و مستر فلی آشنا کرده بود و این آشنائیها در داد و ستدهای نفتی میان ایران و اسرائیل، سرانجام سودمند افتاد.(2)

پدر مئیر عزری که چون دیگر هم کیشان خود، در کار عتیقه جات و خروج آن از کشور فعالیت داشت و از این رهگذر سرمایه ای نیز به هم زده بود، پس از پایان ماموریتهایش در اصفهان و هم زمان با خاتمه جنگ دوم جهانی به تهران آمد و پس از چندی درحدود 9-1328، به سرزمین اشغالی فلسطین مهاجرت کرد و در آنجا ماندگار شد.

مئیر عزری که در چنین خانواده ای پرورش یافته بود با تحصیل در دبیرستانهای آلیانس یهودی – فرانسوی و " ادب" انگلیسی در 1322 دیپلم گرفت و از همان زمان به ترغیب و تشویق یهودیان برای مهاجرت به سرزمین اشغالی فلسطین پرداخت. وی درخصوص انگیزه این فعالیتها می گوید : " رشته نیرومند صیون دوستی در اندرونم مانند هر یهودی دیگری از پیشینیانم آغازیده، در خانواده ام پرورش یافته و شیره جانم شده بود."(3)

مئیر عزریمئیر عزری نیز پس از مهاجرت خانواده اش به اسرائیل، به آنها ملحق شد و چندی در فعالیتهای مختلف حزبی و غیر حزبی مشغول بود. با تثبیت قدرت حکومت پهلوی و جابه جائی آمریکا و انگلیس، به ایران بازگشت تا با بهره گیری از شناخت گسترده اش نسبت به فرهنگ و آداب و رسوم مردم ایران به ماموریتهای پنهانی خویش مشغول گردد. مئیر عزری از سال 1337 تا 1352 در ایران هر آنچه خواست کرد و پس از آن به اسرائیل بازگشت تا ضمن فعالیتهای متعددش در وزارت دارایی، مشاور ویژه مسائل نفتی با ایران باشد.

او پس از پیروزی انقلاب اسلامی یادداشتهای خود را از فعالیتهای دوران حضورش در ایران منتشر گرد و در طلیعه آن نوشت :

ناچارم از گشودن پاره ای نکته ها چشم بپوشم، زیرا گمان می کنم زمان برخی فاش گوئیها هنوز فرا نرسیده است. دیگر اینکه برخی دستگاههای دولتی و دستگاههای امور امنیتی (اسرائیل) برتر می بینند بر پاره ای رویدادها، سرپوش نهند که به ناچار بخشهای ارزشمندی از این نوشته خود به خود ناگفته می ماند.(4)

ربی مئیر عزری در بخش بیست و پنجم یادداشتهایش به موضوع "بهائیها و اسرائیل" می پردازد. از آنجا که این فرقه یکی از بازوان اصلی صهیونیست در ایران بوده است، عزری با سرپوش نهادن به بسیاری از مسائل، ضمن جانبداری از این فرقه به برخی ارتباطات دوجانبه نیز اشاراتی دارد که جالب توجه است :

ایران زادگاه کیش بهائیت است که چند میلیون تن در جهان پیرو دارد (!) میرزا علی محمد، پیشوای این کیش در سال 1844 میلادی در شهر شیراز چشم به جهان گشود و پیروانش او را باب ( دروازه) نامیدند. شیعیان آنان را بی دین ( کافر) می خوانند، همانگونه که مسیحیان، یحیی تعمید دهنده را بشارت دهنده آمدن عیسی مسیح می نامند، باب نیز خود را دروازه ای برای آمدن پیامبری رهاننده می دانست که با بینش شیعه همسو نبود به همین انگیزه او در سال 1850 دستگیر و در سن 31 سالگی در تبریز از دارش آویختند.

در سال 1863 یکی از پیروان وفادار باب به نام بهاالله با پشتیبانی گروههایی از مردم و چندی از پیشوایان شیعه گفت : " من همانم که باب گفته بود، آمده ام تا جهان را از زشتی برهانم و ..." !! چنین گویه ای را پیشوایان شیعه با داستان امام دوازدهم ناهماهنگ انگاشتند و از ناصرالدین شاه خواستند فتنه تازه را هرچه زودتر خاموش کند. بهاالله دستگیر و پس از رنجهای فراوان همراه گروهی از پیروان وفادارش به خاک عثمانی تبعید شد. سران سنی عثمانی نیز نگرش چندان خوشی به وی نداشتند، پس از سرگردانیهای آزارنده در بغداد و ادرنه ( آدریانوپول) و استانبول، بهاالله و پیروانش ناچار در شهر عکا، نزدیکی حیفا جای گرفتند. بهاالله پس از چندی درگذشت و در باغ زیبای ایرانی به خاک سپرده شد که امروز یکی از بزرگترین نمایشگاههای بهائیان است. عباس افندی ( عبدالبها) جانشین بهاالله توانست با خردمندی و دانش سازماندهی بینش بهائیت را جهانگیر نماید و یکی از بزرگترین نمایندگیهایش را درعبدالبها و شوقی افندی شیکاگو بر پا سازد. عبدالبها در سال 1921 درگذشت و پیروانش آرامگاه زیبایی در بلندیهای کرمل حیفا برپا ساختند. شوقی افندی به جانشینی وی نشست و سپس گروه نه تنی از برجستگان کیش بهائی به رهبری این کیش برگزیده شدند که " بیت العدل اعظم" است و تاکنون نیز همانگونه مانده است.

روز هفدهم ماه می 1961 ( 27 اردیبهشت 1340) نخست وزیر ، اسدالله علم، در پارلمان گفت که به استانداران و فرمانداران دستور داد دکانهایی که برای تبلیغ بهائیت باز کرده اند، ببندند. بهائیان در گوشه و کنار هنوز محافل خود را داشتند و با بخششهایی که به نیازمندان می توانستند گروهی را به سوی خود بکشانند. آنها در دهه های پیشین توانستند بسیاری از خانواده های یهودی را در همدان و کاشان به آئین خویش بخوانند. یکی از یهودیانی که با گرایش به بهائیت به آب و نانی رسید و نامی برای خود ساخت، ثابت پاسال همدانی بود که در کشاکش جنگ جهانی دوم راننده ساده ای بیش نبود و توانست در دوره کوتاهی یکی از توانگران کشور گردد.

با همه دشواریهای ریز و درشت دست و پاگیر، روشهای گسترش کیش بهائی، رفته رفته رو به پیش بود و هر روز با شیوه هایی کاراتر از میان لایه های گوناگون مردم ایران یارگیری می کرد. آمارهای پیروان این کیش که روزی از ده ها هزار سخن می گفتند، امروز گویای صدها هزار بود و هر از گاه شنیده میشد افزون بر میلیونها شده اند(!) آزادی در بده بستانهای کیش مدارانه و برپایی انجمنها ( اجازه قانونی تبلیغات مذهبی) و یاری به نیازمندان ( ایجاد صندوقهای تعاونی) بویژه برای جوانانی که برای گزینش همسر و برپایی خانواده دشواریهای مالی داشتند، ابزاری کارساز بودند. پشتیبانیهای سازمان یافته گروهی در ورود به دستگاههای دولتی و بالا کشیدن دیگر هویداهم کیشان، راه را برای یارگیریهای بیشتری باز می کرد. بسیار شنیده شده بود که هویدا و برخی از سران لشکری و کشوری در دولت به کیش بهائی پیوسته اند.

هویدا بارها این داستان را نادرست و ساختگی خوانده و برای اثبات گفته هایش به مکه رفت. در این سفر هویدا مانند دیگران، همه کارهایی را کیش مداران در این شهر انجام می دهند، به نیکی انجام داد. ولی فراموش نکنیم که چند تن از بستگانش در عکا و حیفا زندگی می کردند و در بخشهای پیشین گفتم، در دوره ای که وزیر دارایی بود، روزی از من خواست برای گشایش پاره ای دشواریهای آنان در اسرائیل یاری اش بدهم.

یکی دیگر از سرشناسان کیش بهائی، سرلشکر دکتر ایادی، پزشک ویژه شاه بود. ایادی افسری خوش نام بود و به چشم و گوش شاه می مانست. او بهداری ارتش و بیمارستانها، اداره خرید دارو و ابزار پزشکی برای یگانهای ارتش را سرپرستی می کرد و با همه توان به هم کیشانش یاری می داد.

پروانه ورود داروهای خریداری شده از کشورهای بیگانه که باید به بازارهای ایران می رسید، در کمیته ای در وزارت بهداری، که از گروهی پزشکان و کارشناسان کارکشته برپا شده بود، ارزیابی می شد. دکتر ایادی یکی از کارشناسان این کمیته بود. روزی به دیدارش رفتم تا در زمینه برگزاری کنگره داروسازان ارتشها که باید روز بیست و پنجم آوریل 1960 (5 اردیبهشت 1339) در تهران انجام می شد و درباره سرهنگ دوم ایسرائل ماهاریک، که فرماندهی گروه اسرائیلی را داشت با وی گفتگو کنم . گو اینکه ایادی از برخی موش دوانیهای نمایندگان کشورهای تازی در واکنش به بودن نماینده اسرائیل در کنگره آگاه بود، ولی دلاورانه و با خوشرویی سرهنگ ماهاریک را در این کنگره پذیرفت. یکی از ویژگیهایی که ایادی را نزد همه یگانه ساخته بود، وفاداری و سرسپردگی او به شاه بود. کسی باور نمی کرد او از شاه درخواستی بکند و پذیرفته نشود. شاید همین پیوند ایادی با شاه بود که هرگاه سران کشور با شاه به نکته دشواری بر می خوردند، دست به دامن ایادی می شدند و او می توانست گره گشایی کند. ایادی به یهودیان مهری ناگسستنی داشت و آنها را مردمی درددیده و شایسته بی پیرایه ترین یاریها می دانست. افزون بر آن ارزنده ترین و والاترین نیایشگاههای بهائیان در کشور اسرائیل بود و این پدیده روشن تر از آفتاب را ایادی نمی توانست نادیده بگیرد.

روزی در میانه های سال 1962(1341) نخست وزیر علم در دیداری با تدی کولک، شهردار اورشلیم، در تهران پیشنهاد او را پذیرفت و مهدی شیبانی را به سرپرستی دستگاه جهانگردی کشور برگزید. همسر شیبانی دختر سناتور نمازی از دوستان نزدیک ایادی بود. در یکی از دیدارهای خانوادگی شیبانی، کنار ایادی نشسته بودم و پیرامون همکاریهای کارشناسان اسرائیلی با زمینه های سرپرستی او گفتگو می کردم. چند روز پس از همان دیدار بود که ایادی کارشناسان مارا به ایران فرا خواند و با آنها پیمان بست تا میوه، مرغ و تخم مرغ ارتش را فراهم کنند و برای ارتش مرغداری و دهکده های نمونه بسازند. وایادی به بازرگانان و کارشناسان اسرائیلی یاری داد تا میوه ارتش ایران را فراهم آورند و برای یگانهای گوناگون مرغداری و دهکده های نمونه کشاورزی بسازند.

یکی از روزهایی که سران بهایی در ایران بر آن شده بودند تا پیروانشان از نیایشگاههایشان در اسرائیل بازدید کنند، سرلشکر ایادی از من خواست، از میان بردن دشواریهای دریافت روادیدهای همگانی نه روزه برای بهائیان را بررسی کنم ( یک ویزا برای نود تن دیدار کننده). شماره نه و نوزده در فرهنگ کیش بهایی نشانه ای آسمانی است. بهائیان در روش گاه شماریشان (تاریخ) ماه را نوزده روز و سال را نوزده ماه می شمارند. با دریافت روادیدهای همگانی نه تنها دیدارکنندگان هزینه کمتری می پرداختند و از رفت و آمدهای بسیاری کاسته می شد، که گروههای بازدید کننده نیز فزونی می یافت.

درخواست سرلشکر ایادی را با وزارت امور خارجه اسرائیل در میان نهادم و روش پیشنهادی را به آگاهی اش رساندم. کمی دشوار بود ولی چاره ای نبود. مسئول کمیته اجرایی امور بهائیان در ایران به هر ویزای همگانی باید نامه ای الصاق می کرد و ضمن نامه تعهد می نمود که مسئولیت همه آسیبهای احتمالی زیارت کننده را از نخستین روزی که به اسرائیل وارد می شود تا روزی که از این کشور خارج می شود به عهده می گیرد. پس از آنکه ریزه کاریهای امنیتی و نیاز به چنین روشی را برای چنان رویدادهایی برای تیمسار ایادی و چند تن از همکیشانش روشن کردم، آن را پذیرفتند و سالها از همین شیوه پیروی کردیم و هرگز به هیچ گونه گرفتاری برنخوردیم. در سایه دوستی با ایادی، با گروهی از سرشناسان کشور آشنا شدم که هرگز باور نمی کردم پیرو کیش بهایی باشند. بسیاری از آنها در باور خود چون سنگ خارا بودند، ولی به خوبی می توانستند در برابر دیگران باور خود را پنهان نمایند. آنها همه دریافته بودند که در برابر من نیازی به پنهان کاری ندارند.

روزی ایادی مرا برای چاشت به خانه اش فرا خواند.می خواست از رازی شگفت برایم سخن بگوید که گفت و گو در این زمینه شایسته نشستهای اداری نبود. خوش و بشهای گرم پایان یافت و سرانجام با چهره ای افسرده افزود :

حضرت بهاالله در یکی از بازدیدهایشان از شیراز به دست مبارک خویش بوته نهال نارنجی در خانه محل سکونتشان کاشته اند که تا دوسال پیش درخت سرسبزی بود. ولی شوربختانه از چندی پیش به این طرف درخت بیمار شده و به تدریج برگهایش می خشکند. شنیدیم که ژاپنیها در شناسایی درختهای مرکبات بویژه نارنج بهترین کارشناسان دنیا هستند، که دو نفر از بهترین کارشناسان ژاپنی آمدند و چهار ماه درخت را معاینه کردند و نتوانستند راه حلی برایش پیدا کنند. هیچ کس نمی تواند بفهمد چرا درختی که به دستهای مبارک حضرتشان کاشته شده، باید بخشکد.

پیشنهاد من بر پایه فروش خانه و فراموش کردن داستان، تیمسار ایادی را ناخرسند و پریشان کرد. با دستپاچگی از من خواست هر چه زودتر برای زنده کردن درخت نیمه مرده کاری بکنم. داستان را با کارشناسان کشاورزی در اسرائیل در میان نهادم. آنها پیش از همه چیز از اینکه ژاپنیها نتوانسته اند بیماری درخت را دریابند، شگفت زده شده بودند. روزی همراه عزرا دانین و دو تن از کارشناسان وزارت کشاورزی برای بازدید درخت به شیراز رفتیم. آنها پس از بازبینیهای نخستین دریافتند که ریشه های درخت در زیر زمین جایی به رگه های گچ، سنگ یا نمک برخورده و ریشه ها فرسوده شده اند . گرداگرد درخت را به آرامی شکافتند، گمانشان درست از کار درآمد. رگه های سنگ و گچ را چند متر کندند و با خاک شایسته پر کردند. چیزی نگذشت که درخت  بهاالله جانی تازه گرفت و شادی را به چشمان ایادی و دوستانش بازگرداند. نه تن از سران کمیته رهبری بهائیان در ایران مرا برای مراسم زیارت درخت به شیراز فراخواندند. از خرسندی چنان می نمود که گویی خداوند دنیا را به آنان ارمغان داشته است.

پانوشتها :

1-     یادنامه مئیر عزری ص 5و 6

2-     همان، ص19

3-     همان،ص 15

4-     همان، ص 7


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:چهارشنبه یکم خرداد 1387

 به ياران بشارت دهيد که کليدهای قصر (باغ) توسط حکومت اسرائيل تسليم بیت العدل گرديد . اين مکان مقدس که حضرت بها الله پس از خروج از عکا در آن اقامت فرمودند، اکنون مفروش می گردد تا هنگام افتتاح باب تشرف برای زائران مهيا باشد. شوقی. "!!

 

مجله "اخبار امری" ، "ارگان رسمی محفل ملی بهائيان ايران" ، شماره 8_9 ، آذر_دی 1329 ه. ش.

 

" هر چه ساختمان مقام اعلی پيشرفت می کند، به همان اندازه شهرت و آوازه آن زيادتر می شود، و نه تنها اهالی حيفا، بلکه همه مردم کشور اسرائيل به آن مباهاتی می کنند، و چون از تعاليم امر می شنوند، از منظور ما و همچنين از عملی که در کشور آنها انجام می دهيم، بی نهايت تمجيد می کنند. "!!

 

نامه اول ژانويه 1952 ، هيات بين المللی بهائی، حيفا، اسرائيل

 

 " مقارن با ليله صعود حضرت عبد البها، بر حسب توصيه شهردار حيفا، وزير ماليه اسرائيل، سندی امضا نمود که به موجب آن از قطعه زمينی به مساحت 1300 متر، خلع يد فوری به عمل آمد. اين اقدام تاريخی مقدمه آنست که به زودی سند مالکيت زمين مزبور، از طرف حکومت اسرائيل به جامعه بهائی که حال مشغول تاسيس و تحکيم مرکز اداری خويش در آن ارض مقدس می باشد، انتقال يابد. "!!

 

نامه 27 نوامبر 1954 برابر با 6 آذر 1333 ، هيات بين المللی بهائی، حيفا، اسرائيل

 

 " ... جالب و مهم است که هر قدر اشخاص در دوائر دولتی، مقامشان بالاتر است، ادب و احترام و اطاعتشان نسبت به امر بهائی بيشتر است، به همين طريق، مقامات عاليه در انجام امور نظر مساعد تری داشته و در موارد لازم از کمکی دريغ نمی نمايند. "!!

مجله "اخبار امری" ، "ارگان رسمی محفل ملی بهائيان ايران" ، شماره 5، شهريور 1331 ه. ش.

 

 سران غير محترم بيت العدل :

 

        اگر چه رهبران فرقه شما، آنقدرها بلند نظر نبودند که بتوانند با يک درايت و آينده نگری، از همان ابتدای ورود بها الله (حسينعلی نوری) به فلسطين اشغالی، به فکر جايگزين کردن دولت اسرائيل با ساير دول غربی که تا آنزمان گاه مخفی و گاه علنی به حمايت از تشکيلات بهائی پرداخته بودند، بيفتند، اما اين فکر در دوره های بعد در ذهن سران بهائی نقش بست. من در اين قسمت اسنادی را مشاهده کرده ام که ثابت می کند قبل از اينکه اين فکر به مغزهای آقايان بهائی خطور کند، فکر سوء استفاده از اين رهبران در سازمان های جاسوسی اسرائيل به تصويب رسيده بود. ملاقاتهای مکرر با رئيس جمهوران مختلف اسرائيل که از زمان عبد البها (عباس افندی) به شدت رواج يافت، قراردادهای مشترک همکاری جامعه بهائی و دولت کثيف اسرائيل، و صدها مورد ديگر نشان از اين طرز فکر دارند، ليکن از آنجائيکه حرف بی سند، آن هم وقتی بحث دين به ميان می آيد، مانند دروغ، بی پايه و اساس است، لذا در اينجا نيز فقط متون اسنادی را که از همکاری سران بهائيت (همان اعضای اصلی بيت العدل) و رهبران اصلی اين ديانت قلابی و استعماری، صرفا از منابع مستند خودتان به دست آورده ام (با ذکر منبع دقيق) می نويسم، و صدها و شايد هزاران سندی را که مطمئنا پشت پرده اين اسناد امضا شده، چون هنوز اسناد کامل را جمع آوری نکرده ام، به بعد می سپارم، اگر چه اسناد بالا مشتی است نمونه خروار! به همين منظور کتابی را تحت عنوان بهائيت و اسرائيل در سايت قرار می دهم که در آن اسناد اسکن شده به همراه سير کامل ادغام بهائيت و صهيونيزم را خواهيد ديد. پس ادامه بحث را به کتابخانه و خواندن اين کتاب موکول می کنم. باشد تا با ايمان به حمايت بی قيد و شرط دولت اسرائيل از تشکيلات بيت العدل، چه در قديم و چه در حال حاضر، به اين واقعيت پی ببريد که فرقه ساختگی بهائيت که روزی ادعای جهانی شدن دين و نسخ اسلام و ظهور منجی بشريت را داشت، تا چه حد بازيچه دست جلادان و خونخواران تاريخ قرار می گيرد و در آغوش همين رژيم غاصب بدنام ماوی می گيرد، و سران آن که ادعای تقدس و عصمتشان به آسمان هفتم بلند است، با همين جلادان جلسات می گيرند، همفکری می کنند، نقشه می کشند، برنامه ده ساله امضا می کنند!!، و هر طرح مهم جهانی خود را با ضد انسانی ترين رژيم حاضر در جهان يعنی دولت اشغالگر اسرائيل هماهنگ می کنند، و به اراجيف بی معنا و شعارهای عوام فريبانه کتب پر از غلط و تناقض و دروغ خود نيز عمل نمی کنند. پس چه شد تساوی انسانها، چه شد حقوق بشر، چه شد وحدت عالم انسانی، چه شد صلح عمومی؟ این ها بود آنهمه شعارهای دروغين؟ همه بشر به جهنم؟ فقط و فقط کاخ کرمل بايد با شکوه ترين کاخ باشد!؟ به قيمت خون همه مظلومان جهان؟ بدبخت ها از فقر می ميرند، شماها دلتان را فقط به ساختمان مقام اعلی خوش کرده ايد!! تو ايران جوونهای پسر و دختر بهائی رو سر کار گذاشتيد، همه زندگيشون و جوونيشون رو برای شما دارند فدا می کنند، به شماهائی دل خوش کردند که فکر می کنند به وحی الهی متصل و معصوم از خطا و گناهيد، و داريد همه زندگيتون رو برای حل مشکلات جهان بشری فدا می کنيد؟! آنقدر مسخشون کرديد که بدبخت ها جرات نمی کنند سؤال کنند که شما اونجا چه غلطی تا حالا کرديد جز دفتر زدن و کاخ ساختن! سؤال نمی کنند شما تو اسرائيل چيکاره ايد؟ چرا هر چی حکومت که با هر چی دين و آزادی و انسانيت در جهان هست دشمنه و مثل آب خوردن داره قتل عمومی انجام ميده، یعنی آمريکا، انگليس و اسرائيل بايد از بهائيت حمايت کنند؟ چرا فقط همين دولتها، هيچ کاری که بهتون ندارند بماند، "در موارد لازم از کمکی به امر مبارکتون دريغ نمی نمايند."!!!  اينجوری داريد به داد بشريت می رسيد؟! ... باشه. هر جور امر مبارکتونه! ما که از اول ميدونستيم کارتون به اينجا می کشه . دينی که پيغمبرش و خداش بجای اينکه الگوی جهانيان باشه، آنقدر خل باشه که بعد از 160 سال، سوژه پايان نامه روانشناس ها قرار بگيره ( اينجا را ببينيد )، و امام زمانی که به جای حمايت از منافع ملی و مبارزه با فقر و فساد و جنگ و خونريزی، به سفارت روسيه پناهنده بشه و به جای دوستی با ملل مظلوم آنزمان، دست دوستی به سوی بريتانيا که به شهادت همه تاريخ، بزرگترين استعمارگر آنزمان بوده دراز کنه و برای دوام حکومت روسيه کثيف و بريتانيا و آمريکای استعمارگر، لوح ادعيه صادر کنه!! معلومه که از نوکری و وطن فروشی به اسرائيل سر در می آره! شماها که آدم نمی شيد، دعا می کنيم بچه های معصومی که خانواده هاشون مسخ شعارهای دروغ محض شماها شدند، زودتر نجات پيدا کنند و مثل شماها جاسوس بالفطره از آب در نياند. سران بيت العدل : (فانتظروا، انا معکم من المنتظرين) ادامه بديد تا ببينيم با اين کارها کجا رو می گيريد!

 

منبع : سایت ایران سهراب

 


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:چهارشنبه یکم خرداد 1387

مشهور اين است كه «محمّد بن عبدالوهّاب» پيشواى مذهب وهّابى در سال 1115 در شهر كوچك «عُيَينه» از شهرهاى حجاز ديده به جهان گشود و در سال 1207 وفات كرد. پدرش از قضات حنبلى بود و در كودكى به او درس مى داد. نويسنده كتاب «ازالة الشبهات» مى نويسد: او در كودكى علاقه شديدى به مطالعه كتاب هاى «ابن تيميّه» و «ابن قيم جوزى» كه هر دو در قرن هشتم مى زيستند، داشت و خميرمايه افكار خود را از آن دو گرفت. بسيارى نوشته اند كه پدرش در همان سنين جوانى فهميده بود كه او اشتباهات فكرى فراوانى دارد، و از آينده او نگران بود و پيوسته او را سرزنش مى كرد و برحذر مى داشت. او سفرهاى زيادى كرد، مدّتى به مكّه و مدينه و سپس به بصره رفت و از آنجا به ايران آمد و مدّتى در اصفهان نزد دانشمندى به نام ميرزاجان اصفهانى درس خواند، سپس به قم رفت و مدّت كمى در آنجا ماند و بعد به قلمرو حكومت عثمانى و شام و مصر رفت سپس به جزيرة العرب (نجد) بازگشت و به اظهار عقايد خود پرداخت.

لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ادامه ي مطلب ...

اين فرقه منسوب به «محمدبن عبدالوهاب » ازمردم «نجد»  مى باشد. «محمدبن عبدالوهاب » به مكتب «ابن تيميه » گرايش داشت . نام اين فرقه از پدر «محمد» كه «عبدالوهاب » بود، گرفته شده است . «عبدالوهاب » كه از علماى عينيه از بلاد نجد بود. محمد فقه هنبلى رانزد پدرش «عبدالوهاب » كه از علماى هنابله بود، فرا گرفت .

لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 ادامه ي مطلب ...

اساس ایمان وهابی

شاهزاده ی سعودی و دوست آمریکاییش

بن جبرین رأس وهابیتجنایت وهابی

مطلب زیر استفتایی از بن جبرین وهابی است که به اختصار ترجمه شده است:

جناب عبدالله بن جبرین، عکسی که مقابل شما است از شاهزاده محمد بن فهد بن عبد العزیز آل سعود و دوست دختر آمریکایی او کریستین در جشن شبانه است. با دقت در تصویر متوجه خواهید شد که ایشان با یکدیگر دست داده اند و... این دختر و امثال او شب را با دوستان آمریکایی خود رایگان می گذرانند. اما با شاهزاده ی خادم الحرمین! با بیش از یک ملیون دلار میگذرانند. چرا که شاهزاده برای او خانه ای بسیار مجلل و اتومبیل و هدایای دیگر می خرد.

حکم شرعی این فاسد چیست؟ آیا این کفر محسوب نمی شود؟ از شما تقاضا داریم بر همان اساس شرعی که برضد رافضه و حزب الله داده اید و موجب قطع سر های ده ها هزار نفر با شمشیر حکم شما شده است، فتوا دهید.

مأجور باشید. منتظر پاسخ هستیم!

http://www.alnajafnews.net/najafnews/news.php?action=fullnews&showcomments=1&id=6873

 


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:شنبه پنجم آبان 1386

اخباری از وهابيت

به نام خدا

سلام دوستان

با اظهارات ضد اسلامی پاپ کم کم ارتباط و هماهنگی صهیونیست مسیحی و یهودی با وهابیت در دنیای استکبار داره روشن میشه. حالا معلوم میشه که انتخاب پاپ جدید - که چیزی از اسلام بجز افکار تند و خشن امثال ابن حزم اندلسی (یکی از سران سلفی گری و وهابیت) نمی دونه یا نمی خواد بدونه – برچه اساسی بوده:

ضدیت با اسلام!

یادداشت ایندفعه که یک مقدار طولانی شده، به فهرست کوچکی از اخبار وهابیت داره. این اخبار از جستجو در سایت بازتاب به دست اومده.

محبوبيت بي‌سابقه شيعه در سودان و قتل مشکوک يک روزنامه‌نگار


سفارت عربستان و سرمايه داران برجسته وهابي در خرطوم سالانه ميليون ها دلار صرف تبليغات براي ترويج وهابيت در سودان مي کنند و در اين راستا حتي کتابهاي خاصي را در دانشگاه ها توزيع مي کنند.
 http://www.baztab.com/news/47664.php

شهيد مظلوم سودان، عاشق امام خميني(ره) بود


وي به دليل دفاع از ايران و تشيع در مقالاتي تحت عنوان «لله والحريه»، به شيعه شدن متهم شد و در جواب دشمنانش گفت: شيعه شدن افتخار بزرگي است که ضعيفاني همچون من نمي‌توانند داشته باشند، مگر اين‌که در جنوب لبنان و به همراه سيدحسن نصرالله در جنوب لبنان مجاهد باشند.

«محمد طه» يکي از عاشقان پاکباخته امام خميني(ره) بود و به همين دليل نام پسرش را «خميني الصغير» گذاشت و چند بار نيز به ايران سفر کرد و به زيارت حرم محبوب خود رسيده بود. او در باره ی علت این نامگذاری گفته بود: مي‌خواستم به او بگويم هنگامي که بزرگ شدي و به هر درجه‌اي رسيدي، يادت باشد تو «خميني الصغير» هستي و «خميني الکبير» يکي بيشتر نيست و آن امام خميني(ره) است.
«محمد طه» حق‌طلب و حقجو بود و در اين راه، بهاي سنگيني پرداخت که سرانجام به شهادت، به دست افرادي که ذره‌اي از انسانيت بويي نبرده‌اند؛ نايل شد.

اينچنين عاشق دلباخته ايران و خميني کبير در کمال مظلوميت ربوده مي‌شود و سر از تنش جدا مي‌شود و هيچ کس نه در ايران و نه در هيچ جاي ديگر هيچ حرکتي نمي‌کند. راستي چرا و چگونه و کي مي‌توانيم اين مواضع با اراده و استوار را پاسخ دهيم؟
http://www.baztab.com/news/47806.php

كمك‌هاي ميليوني شيوخ وهابي به ملاعمر ادامه دارد

 

وي در بازگشت از عربستان در جمع شوراي عالي طالبان حضور يافته و با مثبت ارزيابي كردن سفر خود، اظهار كرده كه در طول آن، ملاقات‌هاي متعددي با شيوخ و تجار سعودي داشته و... اين مبلغ تحويل ملاعبيدالله، معاون ملاعمر شده است.
بين الملل / ۱۱ شهريور ۱۳۸۵ / کد خبر: ۴۷۰۹۳

http://www.baztab.com/news/47093.php

تجربه لبنان، بار ديگر اسلام محمدي برابر اسلام اموي

 

طي يک دهه اخير، و به خصوص پس از قدرت گرفتن ملک عبدالله، تصور مي شد که اسلام وهابي بر آن است تا خود را تعديل کرده و با جهان اسلام تعامل بهتري داشته باشد. اما داستان لبنان سبب شد تا در اين زمينه ترديدهاي جدي پديد آيد. تنها اگر خيلي خوشبين باشيم بايد اين زمينه‌ها را ناشي از فشارهاي بيروني بدانيم و نه مواضع شخص ملک عبدالله. هرچند برخي رسانه‌ها مدعي قرينه‌هاي جدي بر...
فرهنگي / ۱۶ مرداد ۱۳۸۵ / کد خبر: ۴۴۹۵۶

خشم وهابيت از اتحاد مسلمانان پشت سر حزب‌الله

 

«شيخ صفر الحوالي»، مفتي وهابي در وب‌سايت خود اعلام نموده است: حزب‌الله كه معني آن حزب خداست، در حقيقت حزب شيطان است و همچنين گفته كه براي حزب‌الله دعا نكنيد.
بين الملل / ۱۵ مرداد ۱۳۸۵ / کد خبر: ۴۴۸۰۸

رايس به دنبال مقابله سياسي با تروريست‌هاي وهابي

  

بين الملل / ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۵ / کد خبر: ۳۸۳۵۹

قتل علماي رده بالاي اهل سنت، برنامه تازه تروريست‌هاي وهابي

  

هر دو گروه ياد شده با جريان وهابيت به شدت مخالفند و به رغم خواست آنان که مراسم مولودي براي رسول خدا (ص) را بدعت مي‌دانند، اينان هر ساله و با حضور ميليون‌ها نفر آن را برگزار مي‌کنند. امسال مانند سال‌هاي گذشته مراسم مولودي در محل «نشتر پارک» با حضور دست کم دو ميليون نفر برگزار شد. کشته‌شدگان روي سکويي نماز مي‌خواندند که زير آن بمب كار گذاشته بودند.
بين الملل / ۵ ارديبهشت ۱۳۸۵ / کد خبر: ۳۷۹۶۲

سرمايه‌گذاري امارات براي ترويج وهابيت در ايران

  

اين اقدام، در حالي صورت مي‌گيرد كه دانشگاه «رأس‌الخيمه» امارات كه پيش از اين به القاي تفكرات وهابي به دانشجويان اهل سنت ايراني مي‌پرداخت، تعطيل شده است.
فرهنگي / ۷ اسفند ۱۳۸۴ / کد خبر: ۳۵۵۷۵

كشف كتاب‌هاي تبليغ وهابيت در خرمشهر

  

فرهنگي / ۲۷ آذر ۱۳۸۴ / کد خبر: ۳۲۱۳۶

وهابيون و توزيع يك ميليون كتاب ضدشيعه دربين حجاج

  

فرهنگي / ۱۶ مهر ۱۳۸۴ / کد خبر: ۲۹۹۸۱

حمله گروهي از وهابيون به حوزه علميه لار

  

گروهي از وهابیون افراطي كه طي سالهاي گذشته در مناطق لامرد و لار استان فارس تحركات وسيعي داشته‌اند، به حوزه علميه شهرستان لار حمله كردند و درب اين حوزه را به آتش كشيدند.

ماجراي حمله وهابيون به كربلا و كشتار پنج‌هزار عزادار حسيني

 بين الملل / ۴ اسفند ۱۳۸۳ / کد خبر: ۲۱۸۷۲

  

علماي معتدل اهل سنت، قربانيان جديد وهابيت

 بين الملل / ۱۱ خرداد ۱۳۸۴ / کد خبر: ۲۴۹۴۲

  

ديدار محرمانه هيئت وهابي با خاخام‌هاي يهودي آمريكا

  

بين الملل / ۱۲ اسفند ۱۳۸۳ / کد خبر: ۲۲۱۱۲

فتواي سايت‌هاي وهابي: اول سيستاني را بكشيد، بعد بوش

  

 

استمداد از شيخ الازهر براي ياسين خواندن در گوش تروريست‌هاي وهابي

  


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:شنبه پنجم آبان 1386

علمای وهابی از ارتباط با ما می‌ترسند

«حجة الاسلام و المسلمین عبدالكریم كاظم الحبیل» در شهر «طاروت» از منطقه شیعه‌نشین شرق عربستان سعودی متولد شد. وی پس از پایان تحصیلات ابتدائی و متوسطه، برای تحصیل در علوم حوزوی راهی ایران و حوزه علمیه قم شد.


ایشان پس از طی مدارج ترقی، در سال 1366 به موطنش بازگشت و به تبلیغ معارف اسلامی و تدریس تعالیم شیعی پرداخت؛ همچنین امور مذهبی مردم این منطقه را مدیریت نمود.


حبیل پس از تشدید سخت گیری‌های دولت وهابی عربستان دستگیر و به مدت 9 سال زندانی شد كه دو سال و نيم از اين مدت را به شكل مستمر زنداني بود؛ اما پس از آزادی از زندان فعالیتهای خود را از سر گرفت و حتی دامنه گسترده‌تری همچون « اقامه نماز جمعه در قطیف» و « مدیریت و اعزام كاروان‌های حج » را نیز به آنها افزود.


با وی در سفر كوتاهی كه به جمهوری اسلامی ایران داشت مصاحبه‌ای اختصاصی انجام دادیم تا با اوضاع شیعیان عربستان بهتر و از نزدیك آشنا شویم.

 

 


اخبار شیعیان: شیعیان عربستان به لحاظ جغرافیايی بیشتر در چه مناطقی از عربستان ساکن هستند؟


- بیشتر شیعیان در منطقه شرقی عربستان در حاشیه خلیج فارس ـ از قطر تا نزدیک کویت ـ ساکن هستند و نواری شیعه نشین را شكل داده‌اند كه شامل استان «احساء» تا «قطیف» می‌گردد. بعضی از شیعیان نیز در «مدینه منوره» ساکن هستند و بعضی هم در شهر مهم «جده».


در جنوب عربستان در منطقه نجران و در مرز یمن هم برخی شیعیان اثنی‌عشری و اسماعیلی زندگی می كنند.


اخبار شیعیان: با این تفاصیل، چند درصد از جمعیت عربستان شیعه هستند؟


- نسبت شیعه در عربستان تقریباً یک دهم جمعیت می‌باشد؛ یعنی حدود دو ميليون و هفتصد هزار نفر هستند.


اخبار شیعیان: آیا برای مدیریت شیعیان در عربستان، سازماندهی و سیستم مشخصی وجود دارد؟


- با توجه به وضعیت سیاسی و اجتماعی عربستان اداره امور شیعیان این كشور به طور رسمی تحت اشراف جمعیت، حزب یا تشکل خاصی ـ مثل مجلس اعلی ـ نیست؛ بلکه علمای بزرگ، شیوخ و شخصیت‌های علمی متکفل اداره امور شیعیان هستند.


اخبار شیعیان: آیا طرح یا برنامه‌ای هم برای این كه سازمان خاصي براي اين كار به وجود بيايد نداريد؟


- البته این مطالبه وجود دارد که یک اداره مشخصی تأسیس گردد تا به طور منظم‌تری به امور شیعیان رسیدگی شود؛ اما به دلیل اوضاع خاص سیاسی و اجتماعی عربستان، اجازه فعالیت رسمی به تشکلات و احزاب شیعی داده نمی‌شود.


اخبار شیعیان: با شرایطی كه گفتید آیا رسیدگی به امور اجتماعی و خدماتی شیعیان دشوار نیست؟


- امور شیعیان تحت اشراف علما و شخصیت‌های علمی مدیریت می‌شود و در بخش خدمات اجتماعی و فعالیت‌هاي اجتماعی هم كارها با مباشرت جمعی از معتمدین و زیر نظر علمای بزرگ صورت مي‌گيرد.


اخبار شیعیان: نقش شما در ساماندهی امور شیعیان عربستان چیست؟


- ما رفته رفته در صدد تشکیل شورای علمای عربستان ـ یا همان «مجلس العلماء»‌ ـ هستیم. هم اكنون مقدمات تشكيل این شورا فراهم شده و تعدادی از علمای بزرگ عربستان، هر دو هفته یک بار تشکیل جلسه می‌دهند و به بررسی مهمترین مسائل مرتبط  با شیعیان عربستان می‌پردازند. بنده هم در چارچوب همين فعالیت‌ها، به سرپرستی امور شیعيان در داخل کشور می‌پردازم.


اخبار شیعیان: آیا این شورا در مسایل بین‌المللی هم موضع‌گیری می‌كند؟


- بله؛ شورای علما در زمینه مسايل و امور مهم مرتبط با اسلام و شیعیان در سرتاسر جهان فعالیت و اعلام موضع می‌کند. مثل جنگ لبنان که بیانیه صادر شد و حجم زیادی از کمک‌های شیعیان عربستان را جمع آوری و به لبنان ارسال كردیم.


اخبار شیعیان: وضعیت آزادی شیعیان در امور اجتماعی و مذهبی چگونه است؟


- برخورد دولت سعودی با فعالیت‌های شیعه دو گونه است: در مناطقی که اکثریت جمعیت با شیعیان است آزادی‌ها و فعالیت‌ها زیاد است و امور دینی و مذهبي مثل نماز جماعت و جمعه، فعالیت‌های ماه مبارک رمضان، جلسات قرآن، دوره‌های کوتاه مدت برای جوانان شیعه در رشته‌های مختلف، حلقات قرائت و تفسیر قرآن و فعالیت‌های دیگر مشمول این آزادی‌ها هستند؛ هر چند که اگر احساس شود که این فعالیت‌ها در حال گسترش است از آنها جلوگیری می‌نمایند. مثلاً اگر شهرک جدیدی در همان مناطق شيعه‌نشين ایجاد شود و شيعيان بخواهند حسینیه‌ای ایجاد نمایند، دولت سعودی اجازه نمی‌دهد.


اما در مناطقی که شیعیان در اقلیت هستند، محدودیت‌ها زیاد است و اجازه فعالیت‌های خاص دینی داده نمی‌شود؛ مثل منطقه «دمام» که اجازه برپایی عزاداری حضرت سید‌الشهداء (ع) ـ به این بهانه که این شهر شیعه‌نشین نیست و برای اهل سنت است ـ داده نمی‌شود.


اخبار شیعیان: معمولاً در محافل دینی و سیاسی ایران این تلقی وجود دارد كه «ملك عبدالله» نسبت به «ملك فهد» آزادی بیشتری به شیعیان داده است و در مجموع نگاه مثبت‌تری به شیعیان و تشیع دارد. آيا این حرف درست است؟


- نحوه برخورد دولت عربستان با شیعه به اشخاص مربوط نیست؛ یعنی ارتباط مستقیمی به ملک فهد یا ملک عبدالله ندارد. براي دولت عربستان، پیروی از اوضاع سیاسی جهان و منطقه‌ای مهم است. بعد از وقایع 11 سپتامبر شاهد تحولاتی در منطقه بودیم و با ورود نیروهای چند ملیتی به رهبری آمریکا به منطقه و افغانستان و عراق، اوضاع سیاسی منطقه تغییرکرد. عکس‌العمل منطقی دولت عربستان هم اين بود كه همگام با این تحولات، یک سری آزادی سیاسی در داخل کشور اعطا کرد و طبعاً شیعیان نیز از آزادی های سیاسی برخوردار شدند. لذا نحوه تعامل دولت عربستان با شیعیان، بازخورد اوضاع و احوال جهانی و منطقه‌ای است و به اشخاص مربوط نمي‌شود.


اخبار شیعیان: آیا شیعیان در عربستان اجازه تبلیغ برای گرایش اهل تسنن به تشیع را دارند؟


- برای فعالیت‌های تبلیغی ممانعت چندانی وجود ندارد و ما با آزادی نسبی فعالیت‌های خودمان را انجام می‌دهیم. در موارد جزئی و تبلیغ چهره به چهره باید بگویم اگر زمینه وجود داشته باشد این کار را انجام می‌دهیم. در منابر و خطابه‌ها هم عقاید وهابیت را مستدلاً رد می‌کنیم. همچنين نقدهایی نیز بر وهابیت می‌نویسیم و از شیعه دفاع می‌کنیم و از آنها هراسی نداریم.


اخبار شیعیان: با توجه به نگاه منفی وهابیت به شیعه، آیا تلاشی هم جهت تغییر این دیدگاهها در بین خواص علمای وهابی و نیز تغییر دیدگاه عموم مردم وجود دارد؟


- توسط بنده و برخی از علمای دیگر تلاش صورت گرفته تا با علمای میانه‌رو عربستان ارتباط برقرار شود و سعی در تغییر نگاه آنها به تشیع داشته باشیم؛ اما با کمال تأسف حتی علمای معتدل آنها اگر با ما رابطه حسنه ایجاد كنند مورد تعرض و هجمه علمای وهابی واقع و حتی طرد می‌شوند و اعتبارشان را از دست می‌دهند. مثلاً وقتي از «سلمان العودة» دعوت شد تا از مناطق شیعه‌ نشین بازدید نماید پاسخ داد: «از بازتاب این امر در میان وهابی‌ها واهمه دارم»!


اخبار شیعیان: موقعیت اقتصادی شیعيان در عربستان چگونه است و آیا دارای مناصب و پست های دولتی هم هستند؟


- درمناصب رسمی و سیاسی هیچ شیعه‌ای حضور ندارد و هیچ وزیر، سفیر، نماینده مجلس و استانداري از شیعیان نمی‌باشد؛ اگر چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی وجود داشت.


اما در امر تدریس، ریاست بیمارستان، دبیری و مديريت خیریه مسؤولان شیعه وجود دارند. در شرکت‌ها و مؤسسات اقتصادی مثل مدیر بانک ـ چون بانک‌ها غیر دولتی هستند ـ هم مدیران ارشد شیعه وجود دارند. وضع شیعیان در مناطق شرق عربستان بهتر است چون شرق عربستان، منطقه پول عربستان است و نفت آنجاست.


اخبار شیعیان: به نظر شما بهبود روابط ایران و عربستان در بهبود اوضاع شیعیان عربستان تأثیرات مثبتی دارد؟


- بهبود روابط ایران و عربستان به نفع شیعیان در کل منطقه است. هرگاه روابط متشنج است به نفع شیعه نبوده و بازتاب منفی دارد و هرگاه این روابط دوستانه می‌شود اثر مستقیم بر اوضاع شیعیان داشته دارد.


اخبار شیعیان: این مسأله که تشیع به عنوان تهدیدي برای منطقه مطرح مي‌شود از کجا نشأت می‌گیرد؟


- البته اصل این ذهنیت وجود دارد و کشورهای عربی از قدرتمند شدن شیعه در هراسند. مطرح کردن مسایلی نظیر «هلال شیعی» و ترس از شیعه، تبلیغات بازوهای تبلیغی و فرهنگی آمریکا و اسرائیل است.


اخبار شیعیان: به عنوان سؤال پایانی، رفت و آمد شما و دیگر علماي شيعه و نيز شهروندان شيعه سعودي به ایران مشکلاتی برای شما ایجاد نمی‌کند؟


- بنده 9 سال در زندان‌های عربستان بوده‌ام. 10 سال نیز ممنوع الخروج بودم و این اولین سفر بنده به ایران بعد از آن ده سال است. البته معلوم نیست بعد از اینكه به عربستان برگردم اوضاع چگونه خواهد بود. اما در خصوص رفت و آمد مردم عادی مشکل خاصی وجود ندارد.


اخبار شیعیان: از اینکه در این گفتگو شرکت کردید کمال تشکر را داریم.


...............................................................................


مصاحبه ازسید حسن ابوصالح و محمد بیدارمنش


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:شنبه پنجم آبان 1386

وهابی ها در ایران چه می کنند؟
اسناد و مدارکی وجود دارد که نشان می دهد در برخی استان های مرزی کشور ، برخی مدارس دینی که به نام اهل سنت تاسیس شده ، نسبتی با آموزه های نحله های شناخته شده اهل سنت نداشته و تعالیم آنها صددرصد وهابی است و عمدتا" متمرکز بر آموزش عقاید ضد شیعی هستند.


 
 
یکی از اصلی ترین حامیان مالی مدارس وهابی ایران فردی در کشور امارات است که تمام دارایی اش از طریق تجارت سیگار «وینستون لایت» به دست آمده است.

اگر چه اهل سنت ایران، صدها سال است در کنار اهل تشیع تعامل متقابل احترام آمیزی دارند، اما طی چند سال اخیر تحرکاتی در برخی مناطق سنی نشین برای ایجاد تقابل با شیعه از طریق آموزه های وهابیت آغاز شده که اخیرا" این تحرکات رشد فزاینده ای گرفته است. نکته جالب اینکه همزمان با این حرکت های افراطی گرایانه به نام اهل سنت، هر از چند گاهی، جزوات و کتب حاوی اهانت به باورهای اهل سنت از جانب برخی گروه های خاص که اتفاقا" با نظام شیعی ایران در تقابل هستند توزیع می شود که این دو حرکت به صورت مکمل یکدیگر در ایجاد تقابل سنی و شیعه عمل می کنند.

تاسیس مدارس وهابی به نام اهل سنت
اسناد و مدارکی وجود دارد که نشان می دهد در برخی استان های مرزی کشور، برخی مدارس دینی که به نام اهل سنت تاسیس شده، نسبتی با آموزه های نحله های شناخته شده اهل سنت نداشته و تعالیم آنها صددرصد وهابی است و عمدتا" متمرکز بر آموزش عقاید ضد شیعی هستند. دانش آموزانی که دوره راهنمایی را پشت سر می گذارند، با مدرک سیکل وارد این مدارس که دوره ای 4 ساله دارند، می شوند. این مدارس به صورت شبانه روزی با امکانات رفاهی عالی اداره می شوند. دانش آموزان از صبح تا بعد از ظهر در این مدارس به سر می برند و برای اینکه از مدارک رسمی تحصیلی نیز عقب نمانند، در دبیرستان های شبانه دولتی ثبت نام می کنند و تا اخذ مدرک دیپلم ادامه تحصیل می دهند.

در این 4 سال، عقاید و تفسیرهای عقیدتی وهابیت را به عنوان عقاید صحیح به دانش آموزان تزریق می شود و بعد از چهار سال فازغ التحصیل می شوند. چون دراین مدارس بنیه دروس عربی دانش آموزان قوی می شود، عده ای پس از 4 سال به مدارس تربیت معلم و رشته دبیری می روند، اما عده ای دیگر از این دانش آموزان به مدارس بالاتر وهابیت - بعضا" در خارج ایران- اعزام می شوند تا مدارج عالی تر را کسب کنند.

در کنار مدارس دینی وهابی ها، این گروه توانسته اند دبیرستان هایی غیرانتفاعی نیز ایجاد کنند تا بهتر بتوانند دانش آموزان را کنترل کنند.

نتیجه فعالیت این مدارس وهابی طی چند سال اخیر این بوده که توانسته اند در دانش آموزان و طلاب استحاله و دگرگونی ایجاد کرده و سنی های اشعری و شافعی را به وهابی های دو آتشه تبدیل کنند.

مدارس وهابی ازکجا تامین می شوند؟
وهابی ها داخل ایران از نظر مالی پیوند محکمی با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خصوصا" عربستان سعودی و امارات متحده عربی دارند. آنها احساسات مردم این کشورها را نیز را نسبت به شرایط اهل تسنن در جمهوری اسلامی ایران تحریک می کنند و با مظلوم نمایی عنوان می کنند که ما تحت فشار هستیم و عقاید اهل سنت ایران درتنگنا قرار دارد. یکی از بزرگ ترین کشورهای حامی این تفکر، عربستان سعودی است.

یکی از بزرگترین پشتوانه های مالی وهابیون ایران در کشور امارات متحده عربی، فردی است که تمام دارایی هایش از طریق خرید و فروش سیگار«وینستون لایت» کسب کرده است. جالب است که برخی روحانیون وهابی اصولا" کشیدن سیگار را حرام می دانند.

تفاوت اهل سنت با وهابیون
بی انصافی است اگر فرقه افراطی و تکفیری وهابیت را به اهل سنت نسبت دهیم. وهابیت یک مرام عقیدتی است و هیچ ارتباطی به مذاهب شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی ندارد. اینها مذاهبی فقهی هستند در حالی که وهابیت، یک مرام تکفیری عقیدتی است.

اغلب اهل سنت ایران در استان های کردستان و هرمزگان و سیستان و بلوچستان شافعی و اشعری بوده و شدیدا" از فعالیت وهابی ها نگرانند. حتی اهالی برخی از مناطق اهل سنت از نظام جمهوری اسلامی ایران انتظار دارند که با وهابی ها برخورد کند. برهمین مبنا، عده ای ازعلمای اهل سنت نیز نگرانی خود را از تحرکات این گروه اعلام کرده اند و گفته اند که عقاید خود را از جانب آموزه های افراطی آنها در خطر می بینند.


مسائل فراروی جمهوری اسلامی ایران
متاسفانه برخی مسئولین کشور هنوز شناخت دقیقی از فرقه وهابی ندارند و فرق یک روحانی سنی و وهابی را تشخیص نمی دهند. نکته دیگر اینکه هنوز خط مشی مشخصی در برخورد با این گروه تندرو دیده نمی شود. گاهی اوقات میان امام جمعه شهرستان و مقامات کشوری نظیر فرماندار در برخورد با فعالان این گروه، رفتار دوگانه ای را شاهد هستیم.

به طورکلی درعقیده وهابی، شیعه کافر و مشرک است و مال و جانش حرمت ندارد. در همین راستاست که فردی مثل عبدالمالک ریگی ده نفر را می کشد و عین خیالش هم نیست. با این روند انتظار فاجعه های بزرگ تری در آینده دور از ذهن نیست.

یا اینکه چند سال پیش، وهابی ها وارد قبرستان اهل سنت بندرعباس شدند و تمام سنگ قبرها را خراب کردند و بهانه اشان این بود که سنگ قبر مظهر بت پرستی است و در مسلک ما حرام است. این در حالی است که در عقیده تشیع، حتی وهابی هم مشرک تلقی نمی شود و مسلمان قلمداد می گردند.


منبع خبر: جهان نیوز 


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:یکشنبه هشتم مهر 1386

مساله بنای مسجد در کنار قبور اولیای الهی 
عموم مسلمين ساختن مسجد در كنار قبور اولياي الهي را جايز شمرده و بدان عمل مي كنند.منتها به اين نيت كه زمين و بقعه اي كه ولي خدا در آن مدفون است متبرك مي باشد.اما وهابيان همان گونه كه ساختن گنبد و بارگاه بر قبور اولياي الهي را حرام مي دانند ساختن مسجد در كنار قبور اوليا را نيز حرام مي دانند و آن را راهي به سوي شرك مي دانند ....

لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

خداوند وهابیت هروله می کند(دویدن) 

از لجنه افتاى سعودى در باره صفت هروله سؤال شده و پاسخ داده اند كه صفت هروله (دويدن) خدا در حديث قدسى كه بخارى و مسلم نقل كرده اند آمده كه خداوند فرموده:  اگر بنده اى يك وجب به من نزديك شود، من يك ذراع (نيم متر) به او نزديك خواهم شد و اگر او يك ذراع به طرف من بيايد، من به قدر فاصله دو كف دست (بيش از يك متر) به او نزديك خواهم شد، اگر او قدم زنان به طرف من بيايد، من دوان دوان به طرف او خواهم رفت

 

 (( سألت عن اللجنة الدائمة للبحوث العلميّة والإفتاء:  هل للّه صفة الهرولة؟


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

نقد نظر وهابی ها در مورد اعتقاد به رویت خدا 

باسمه تعالي

 

      منشأِ اعتقاد به رؤيت خداوند متعال - چه در دنيا و چه در آخرت- تعدادي حديث جعلي است كه در كتب اهل سنّت وجود دارند لذا وهابيان و بيشتر اهل سنّت بر آن معتقد بوده و مدّعي هستند كه ما به ظواهر آيات قرآن عمل مي كنيم ولي در اين موضوع، حتي بر خلاف ادّعاي خود، با ظواهر آياتِ قرآن هم مخالفت مي كنند.در قرآن آيات متعدّدي، رؤيت خدا را نفي كرده و آن را محال اعلام مي كنند؛ از جمله در آيات 54 و 55 سورۀ بقره می فرماید: وَإذ قالَ مُوسي لِقَومِهِ يا قومِ إنَّكُم ظَلَمتُم أنفُسَكُم بِاتِخاذِكُمُ العِجلَ فتُوبُوا إلي بارئِكُم فَاقتُلُوا أنفُسَكُم ذالِكُم خَيرٌ لَكُم عِندَ بارئِكُم فتابَ عَلَيكُم إنّهُ هُوَالتّوّابُ الرَّحيمُ(54) وَإذ قلتُم يامُوسي لَن نُّؤمِن لَكَ حَتّي نرَي اللهَ جَهرَةً فَأخَذَتكُمُ الصّاعِقَة وَ أنتُم تَنظُرُونَ(55)    


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

جواز استفاده زن از آلت مصنوعى 

ابن قيّم جوزى مى گويد: اگر زنى شوهر نداشت و شهوت بر وى غلبه كرد بعضى از فقيهان ما گفته اند مى تواند از آلت مصنوعى استفاده نمايد.

 

 

اين فتوا را با فتواهاى فقهاى شيعه مقايسه كنيد كه فرموده اند استفاده از چنين وسايلى حرام و گناه است.

 

 

آيا اين است اسلام ناب ابن تيميّه ها و...


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

ازدواج با محارم 

از جمله فتواهاى نادر روزگار كه مخالف قوانين ودستورات شرع مقدّس است فتاواى ذيل است كه ابن قدامه نويسنده صاحب نام آن را نقل كرده و مى نويسد:

ازدواج با محارم مانند مادر و خواهر و خاله و عمّه وغير آنان به اجماع علماى اسلام باطل است

ولى دو تن از دانشمندان و فقيهان اهل سنّت يعنى أبو حنيفه وثورى گفته اند كه اگر چنين ازدواجى همراه با عمل زناشويى صورت گرفت موجب حد نمى شود، چون ممكن است نزديكى بجهت شبهه باشد يعنى خيال مى كرده است همسر خودش است ولى اشتباه كرده است.

 

همچنين ازدواجى كه حرمتش اجماعى است مانند: انتخاب همسر پنجم با وجود داشتن چهار همسر يا ازدواج با زنى كه شوهر دارد يا زنى كه در عدّه طلاق يا وفات بسر مى برد يا زنى كه سه دفعه طلاق داده شده است (بر مبناى فقه اهل سنّت) اگر هر يك از اين موارد اتفاق افتاد ابوحنيفه مى گويد حدّ جارى نمى شود.

 

نكته قابل توجّه:

 

 

از ابو حنيفه و پيروانش مى پرسيم: تزويج ونكاح اصطلاحى چيست؟ مگر نه اين است كه با اجراى صيغه عقد و ديگر شروط آن تزويج و نكاح شرعى محقّق مى شود؟

 

 

و مگر شرط اوّل ازدواج اين نيست كه زن نبايد از محارم نسبى و سببى انسان باشد؟

 

 

پس چگونه ممكن است ازدواج با محارم را كه از حرامهاى شرعى است با وطى به شبهه يكى بدانيم؟ و مرتكب گناه كبيره را از عقوبت نجات دهيم و باب اجراى حدود شرعى را مسدود نماييم؟

 

 

آيا اين فتاوا عاملى براى توجيه زناها نمى شود؟

 

 

 

 

 

توجيه ازدواجهاى حرام

 

 

اكثر فقيهان اهل سنّت براى بعضى از ازدواجها حد را جارى ندانسته و آن را از موارد وطى به شبهه مى دانند از جمله:

 

 

ازدواجى كه در صحّت و وقوع آن اختلاف است مانند متعه و ازدواج موقّت، نكاح شغار(نكاحى كه دو نفر تعهّد كنند كه هر يك يكى از نزديكانش را بدون مهر به ديگرى تزويج نمايد) نكاح بدون اذن و اجازه ولى و حضور شهود، ازدواج با خواهر زن در صورتى كه همسر اوّلش در عدّه قرار داشته باشد، ازدواج با همسر پنجم با در عدّه بودن همسر چهارم.

 نقد اين گفتار

 در اسلام دو گونه ازدواج براى ارضاى غريزه جنسى تجويز شده است يكى دائم و ديگرى موقّت، كه در صدر اسلام و در زمان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) مسلمانان بنا به دستور خداوند به هر دو روش عمل مى كردند.

آيه 24 سوره نساء ( فما استمتعتم به منهنّ فآتوهنّ أجورهنّ فريضة) به اعتراف موثّق ترين كتابهاى تفسيرى و روايى اهل سنّت شأن نزولش در باره متعه يا همان ازدواج موقّت است ( صحيح بخارى: 4/1642 رقم 4246، صحيص مسلم: 3/71، رقم 172، مسند أحمد: 5/603 رقم 19406، تفسير كبير: 10/49، تفسير كشّاف: 1/498، الدرّ المنثور: 6/422، رقم 19685).

 

اعتراف صحابه و تابعين به حليّت آن:

 ابن حزم در كتاب المحلّى نام تعدادى از صحابه وتابعين را كه به جواز متعه شهادت داده اند ذكر كرده است:

 أمير المؤمنين على(عليه السلام)، ابن عباس، جابر عبد اللّه، عبد اللّه بن مسعود، عبد اللّه بن عمر، أبو سعيد خدرى، زبيربن عوّام، أبيّ بن كعب، سعيد بن جبير، و....( المحلّى: 9/520، رقم 1854)

  حريم شكنيهاى أبو حنيفه و ديگران

 جناب أبو حنيفه در تعطيل شدن حدّ زنا از ديگر فقيهان اهل سنّت چندين گام جلوتر رفته و در باره زناى با محارم فرقى بين آگاه به حرمت و جاهل به آن نگذاشته و مى گويد: آنكه آگاه به حرمت باشد فقط عقوبت مى شود كه اين غير از حدّ شرعى است.

 آرى، أمثال أبو حنيفه مى توانند با جرأت قانون خدا و رسول را تغيير دهند و بر اساس هواها وميلها فتوا داده و حريم شكنى كنند.

 أبو يوسف از فقيهان اهل سنّت مى گويد: اگر كسى با محرم خودش ازدواج كند و با وى نزديكى نمايد و بداند كه اين عمل حرام است حدّ زنا بر وى جارى مى شود و از موارد وطى به شبهه نيست.

 و اگر از حرام بودن آن آگاه نباشد حدّ بر وى جارى نمى شود.

 آيا اين سخنان بى اساس اشاعه گناه و زناكارى نيست؟

  تزويج المحارم

( فصل ) وان تزوج ذات محرمه فالنكاح باطل بالاجماع، وقال أبو حنيفة والثوري لا حد عليه لانّه وطئ تمكنت الشبهة منه فلم يوجب الحد كما لو اشترى اخته من الرضاع ثم وطئها.

  ( فصل ) وكان نكاح اجمع على بطلانه كنكاح خامسة أو متزوجة أو معتدة أو نكاح المطلقة ثلاثا إذا وطئ فيه عالما بالتحريم فهو زنا موجب للحد المشروع فيه قبل العقد وبه قال الشافعي ، وقال أبو حنيفة وصاحباه لاحد فيه لما ذكروه في الفصل الذي قبل هذا.

  ( فصل ) ولا يجب الحد بالوطئ في نكاح مختلف فيه كنكاح المتعة والشغار والتحليل والنكاح بلا ولي ولا شهود ونكاح الاخت في عدة اختها البائن ونكاح الخامسة في عدة الرابعة البائن ونكاح المجوسية وهذا قول أكثر أهل العلم لان الاختلاف في إباحة الوطئ فيه شبهة والحدود تدرأ بالشبهات، المغني:10/155-152.

  رجل تزوج امرأة ممن لا يحل له نكاحها فدخل بها لا حد عليه سواء كان عالما بذلك أو غير عالم في قول أبى حنيفة رحمه الله تعالى ولكنه يوجع عقوبة إذا كان عالماً بذلك وعند أبى يوسف ومحمّد رحمهما الله تعالى إذا كان عالما بذلك فعليه الحد في ذوات المحارم. المبسوط: 9/85.

  تزويج المحارم

 ( (ومن تزوج امرأة لا يحل له نكاحها فوطئها لم يجب عليه الحد)، لشبهة العقد، قال الإسبيجاني: وهذا قول أبي حنيفة وزفر، وقال أبو يوسف ومحمد: إذا تزوج محرمة وعلم أنها حرام فليس ذلك بشبهة وعليه الحد إذا وطئ، وإن كان لا يعلم فلا حد عليه، والصحيح قول أبي حنيفة وزفر، وعليه مشى النسفي والمحبوبي وغيرهما، تصحيح. )

 ( اللباب في شرح الكتاب للشيخ عبد الغني الغنيمي الدمشقي الميداني / كتاب الحدود / ج1 / ص540 / ط دار المعرفة )

 أقول : أعوذ بالله ، أي فقه وأي دين هذا؟ إنه دين فرويد الذي لا يعرف إلا الجنس !

 و هناك المزيد !

 ( رجل تزوج امرأة ممن لا يحل له نكاحها فدخل بها لاحد عليه سواء كان عالما بذلك أوغير عالم في قول أبى حنيفة رحمه الله تعالى ولكنه يوجع عقوبة إذا كان عالما بذلك )

 ( المبسوط للسرخسي / ج 9 / ص 85 / ط دار المعرفة 1406 ه )

 ( حدثنا سليمان بن شعيب عن أبيه عن محمد عن أبي يوسف عن أبي حنيفة بذلك حدثنا فهد قال ثنا أبو نعيم قال سمعت سفيان يقول في رجل تزوج محرم منه فدخل بها قال لا حد عليه )

  مراسم بزرگداشت مواليد پيامبران ريشه قرآنى دارد  

همچنين خداوند تعالى مى فرمايد: ( فَالَّذِينَ ءَامَنُواْ بِهِى وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُو أُوْلَـلـِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) .


))الأعراف: 157.((

 آنان كه به پيامبر ايمان آورده و به تكريم او پرداخته واو را يارى مى نمايند واز نورى كه همراه وى فرو فرستاده شده پيروى كنند، آنان همان رستگارانند. 

از جمله (وَعَزَّرُوهُ) جواز تكريم و تعظيم به صورت كلى استفاده مى شود و مراسم جشن و سرور به مناسبت ولادت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) از مصاديق اين تكريم به حساب مى آيد.

 

 و همچين از آيه شريفه ( قُل لاَّ أَسْـَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبَى ).


  ))الشورى:42/23.(( 

 كه محبت و مودت به اهل بيت پيامبر را پاداش رسالت قرار داده است، ما هر نوع تكريم از اهل بيت عصمت و طهارت چه مراسم جشن و سرور به مناسبت ميلاد آنان باشد و چه مراسم عزادارى در شهادت آنان باشد، همه همه را در راستاى تكريم پيامبر مى دانيم و جواز اين ها را از آيه شريفه استفاده مى كنيم.

 گذشته از آن چه كه گفته شد، توجه همگان به مضمون آيه شريفه مربوط به مائده آسمانى بنى اسرائيل جلب مى كنم كه خداوند مى فرمايد:

 ( قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَآ أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآلـِدَةً مِّنَ السَّمَآءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لاَِّوَّلِنَا وَءَاخِرِنَا وَءَايَةً مِّنك َ).

 

   )) المائدة:5/114.((

 حضرت عيسى گفت: پروردگارا! از آسمان، مائده و خوانى بر ما بفرست،  تا عيدى براى اول و آخر ما و نشانه اى از جانب تو باشد.


 وقتى نزول مائده و نعمت  زود گذر شايسته عيد و جشن ساليانه باشد چرا روز ولادت  و بعثت پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) كه حيات جاودانه به بشريت اهداء نمود (( خداوند متعال در باره فائده و ثمره رسالت پيامبر گرامى مى فرمايد:

 ( يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُم ْ).

 

 ( الأنفال: 24).

 

 

اى كسانى ايمان آورده ايد، دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى خواند كه شما را حيات مى بخشد. ))، استحقاق جشن و سرور و شادى نباشد.


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386

تهمت های ناروا 

به نام خدا

 

با سلام خدمت همه دوستان و برادران شیعه و سنی

 

در طول یک سال و نیم فعالیت خودم در وبلاگ و نقد فرقه وهابیت مباحث مختلفی در این زمینه بیان کردم ولی بهتر دانستم تا برای روشن شدن مطلب و بیان اساس به وجود آمدن این فرقه ضاله و گمراه بحث را به علل تشکیل این فرقه گمراه بکشانم


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

تهمت های ناروا 

به نام خدا

 

با سلام خدمت همه دوستان و برادران شیعه و سنی

 

در طول یک سال و نیم فعالیت خودم در وبلاگ و نقد فرقه وهابیت مباحث مختلفی در این زمینه بیان کردم ولی بهتر دانستم تا برای روشن شدن مطلب و بیان اساس به وجود آمدن این فرقه ضاله و گمراه بحث را به علل تشکیل این فرقه گمراه بکشانم


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

تهمت های ناروا 

به نام خدا

 

با سلام خدمت همه دوستان و برادران شیعه و سنی

 

در طول یک سال و نیم فعالیت خودم در وبلاگ و نقد فرقه وهابیت مباحث مختلفی در این زمینه بیان کردم ولی بهتر دانستم تا برای روشن شدن مطلب و بیان اساس به وجود آمدن این فرقه ضاله و گمراه بحث را به علل تشکیل این فرقه گمراه بکشانم


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

جنايات وهابيان در پاكستان:

 

در سال 1979 ميلادي با تأسيس سپاه صحابه – اين ارتش نظامي و تروريستي- در كشور پاكستان تا به امروز هزاران نفر از شيعيان مظلوم و بي گناه پاكستان اعم از مزد و زن و پير و جوان به جرم داشتن مذهب حقه تشيع و دفاع و حمايت از ولايت اهل بيت رسالت عليهم السلام به دست «سپاه صحابه» و «لشكر جنگ لي»كه از عمال وهابيت مي باشند در نقاط مختلف پاكستان ترور شده و به شهادت رسيده اند.


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

 

در سالهای اخیر فشارها به زائران ایرانی حرمین شرفین افزوده شده است. در افغانستان و در زمان حکومت طالبان که بر وهابیت استوار بود بسیاری از شیعیان افغانی کشته شدند و در عراق کشتارهای گسترده به راه افتاده است. اما آنچه بسیار غیر منتظره به نظر می رسد ؛ مگر مناقشات و اختلافات مذهبی شیعیان و اهل سنت، امر جدیدی است؟ آیا تا کنون علمای اهل سنت چنین فتواهایی علیه تخریب اماکن مقدسه شیعیان صادر کرده بودند؟ عبدالرحمن البراک" مفتی اعظم عربستان سعودی، شیخ "ممدوح الحربی"، شیخ "ناصر العمر"، "عبدالله بن جبرین"، "سفر الحوالی" و حامد العلی" که مهم‌ترین مفتیان وهابی به شمار می‌روند با صدور فتاوایی خواستار انهدام مراقد مطهره امامان شیعه علیهم السلام شدند. در بخشی از این فتاوا از حرم ائمه به عنوان بت‌هایی یاد کرده که باید با خاک یکسان شود.


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

جنگ داخلي در عراق است.

قتل زرقاوی (عامل اصلی کشتار شیعیان) 

به‌هلاكت رسيدن "ابومصعب الزرقاوي" سركرده تشكيلات القاعده درعراق به همراه هفت تن از دستياران وي دربامداد روزگذشته(چهارشنبه) نتيجه يك عمليات آني نبوده است.

 

تعقيب تحركات و نقل و انتقال اين تروريست معروف در عراق از مدتها پيش با همكاري سه كشور شامل عراق ، اردن و آمريكا ادامه داشته است.


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...

دیدار جمعی از شیعیان جمهوری آذربایجان با آیت‌الله العظمی صافی

به گزارش آینده روشن به نقل از مرکز خبر حوزه، آیت‌الله العظمی صافی با اشاره به نقش تمسک به ولایت اهل بیت(ع) در رستگاری جامعه، با تمجید از استقامت و استواری مردم آذربایجان بر اصول و ارزش های دینی یادآور شد: شیعیان آذربایجان هفتاد سال در مقابل حکومت کمونیستی و ضد دینی ایستادگی کردند و همچنان بر عقاید خود استوار هستند و با تحمل سختیهای فراوان، دین خود را از آسیب و دستبرد دشمنان حفظ نموده اند.


لينک مطلب نوشته:وحید الوندی تاریخ:دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ادامه ي مطلب ...


تعداد بازديدها:

طراح قالب: دانلود2
پشتیبان: وبلاگ سرا