تبليغاتX
هیئت منتظران مهدی (عج) سرابی
خوش آمدید (اللهم عجل لولیک الفرج )-با دادن نظرات خود ما را راهنمایی کنید...
مطالبی جالب در مورد موجودات فضایی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

در مورد ــــــــــــ> روح ـ جن ـ موجودات فضایی ـ اهرام ثلاثه  و ... 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 5:59 PM  توسط وحید الوندی  | 

چرا بايد هاله را ببينيم؟ -  دکتر مطلب برازنده


مآخذ: کتاب دانشکده متافيزيک کي آرا، تآليف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر


رنگها و قدرت هاله، مخصوصاً در اطراف سر معاني خيلي مهمي در بر دارند. شما مي‌توانيد با مشاهده‌ي هاله‌ي يک شخص، عملاً افکار او را قبل از آنکه به زبان بياورد ببينيد، و اگر آنچه مي‌بينيد با سخنان او هماهنگي نداشته باشد، شما دروغ را نيز به روشني مشاهده مي‌کنيد. هيچکس نمي‌تواند در حضور شما دروغ بگويد، بدون آنکه دروغش آشکار شود. هاله را نمي‌توان با دروغ و ظاهرسازي تغيير داد. هاله، سرشت و افکار واقعي ما را براي همه آشکار مي‌کند.


هاله، امضاي معنوي ما است. وقتي شما شخصي را با يک هالة پاک و درخشان مي‌بينيد، مي‌توانيد مطمئن باشيد که او شخصي خوب و داراي روحي والاست، حتي اگر خود او فردي فروتن باشد يا از خصوصيات خود آگاهي نداشته باشد. هنگامي که شخصي را با هاله‌اي خاکستري يا سياه مي‌بينيد مي‌توانيد مطمئن باشيد که او فردي با افکار ناپاک است، هر چند که ظاهرا‌ً جذاب، خوش سخن، فرهيخته، خوش ظاهر يا خوش لباس به نظر برسد. مخصوصاً بسيار مهم است که هالة هر استاد معنوي، پير يا مرشد را بررسي کنيد. چنين شخصي بايد هاله‌اي درخشان به رنگ زرد طلايي در اطراف سرخود داشته باشد. در غير اينصورت بهتر است شما از پيروي او دست برداريد و به راه خود برويد.


پيوستن به فرقه يا گروهي که توسط افراد بي‌صلاحيت با هاله‌هايي نا مطلوب رهبري مي‌شود، براي آگاهي شما بسيار خطرناک است. خطر کجاست؟ اگر زندگي خود را صرف پيروي از عقايد و آداب چنين گروههايي کنيد، هنگامي که نوبت به استفادة واقعي از اطلاعاتي که در اين دوران در آگاهي خود ذخيره کرده‌ايد مي‌رسد، ممکن است تقريباً هيچ چيز مفيدي در ذهنتان وجود نداشته باشد. در چنين موقعيتي لازم است که همه چيز را از اول دوباره بياموزيد. اکثر رؤساي فرقه‌اي و سياسي تنها به دو چيز فکر مي‌کنند: پول و قدرت براي کنترل مردم و شما مي‌توانيد خودتان اين را در هالة آنها ببينيد؛ تصور کنيد که اگر بسياري از مردم بتوانند هاله‌هاي رؤساي خود را ببينند و شروع به انتخاب آنها بر اساس هاله‌هايشان کنند، زمين چه تغييري خواهد کرد!


با بررسي هاله مي‌توان اختلالات عملکرد بدن (بيماريها) را خيلي قبل از بروز علائم فيزيکي تشخيص داد. با کنترل آگاهانه‌ي هاله‌ي خود، عملاً مي‌توانيد خود را شفا دهيد.


به هر حال بهبود جسم فيزيکي، در مقايسه با آنچه ديدن و مطالعه‌ي هاله‌ها مي‌تواند در جهت ارتقاي آگاهي، تکامل معنوي و افزايش دانسته‌هاي ما از طبيعت انجام دهد، هيچ است.


هرکس هاله‌اي دارد، اما اکثر مردم روي زمين هاله‌هايي بسيار ضعيف و کدر دارند. اين، پيامد مستقيم نگرش مادي گرايانه‌ي آنها در طول زندگي است، که مانع تکامل آگاهي مي‌شود و احساسات منفي از قبيل ترس، رشک و حسد را پرورش ميدهد. اين طرز نگرش، طبيعت واقعي انسانها را سرکوب مي‌کند و به اين ترتيب هاله‌ي آنها هم سرکوب مي‌شود.


وقتي ديدن هاله را ياد مي‌گيريد، خود را براي يک پرسش خيلي سخت آماده کنيد: «مي‌تواني به من بگويي هاله‌ي من چگونه است؟»، و همچنين موقعيت دشواري که شما هيچ هاله‌اي نمي‌بينيد يا چيزي مي‌بينيد که نمي‌خواهيد درباره آن صحبت کنيد. يکي از بهترين پاسخهايي که ما پيدا کرده‌ام اين است: «چرا خودتان ديدن هاله را ياد نمي‌گيريد؟» و اين يکي از مهمترين علت‌هايي است که ما مشاهده‌ي هاله را به مردم ياد مي‌دهيم.


اگر مردم بدانند که هاله‌شان در معرض ديد است و افراد بسياري مي‌توانند آن را ببينند، مواظب افکارشان خواهند بود و سعي خواهند کرد، هاله‌ي خود را ببينند و اصلاح کنند. بر اثر اين تلاش آنها بهتر و خردمندتر خواهند شد و خواهند توانست افکار و اهداف سايرين را دريابند. اگر همه‌ي مردم بتوانند هاله‌ها را ببينند و تفسير کنند، دنيا حتماً بسيار بهتر از آنچه هست، خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:39 PM  توسط وحید الوندی  | 

معني هاله و رنگهاي آن - دکتر مطلب برازنده


مآخذ: کتاب دانشکده متافيزيک کي آرا، تآليف مطلب دکتر برازنده، انتشارات کوشامهر


هاله، بازتاب ماهيت واقعي ما در هر لحظه است. در اينجا لازم است منظور خود را از «ماهيت واقعي» و اينکه چرا براي کشف آن قدري تلاش لازم است، بيان کنم. در جوامع ما بر سمبولها، کليشه‌ها، عادتها، آداب و رسوم، رفتارهاي سطحي، ظاهرسازي، پيروي از ديگران و تسليم بي قيد و شرط در برابر ديگران تأکيد مي‌شود. تعليم و تربيت ما، عميقا‌ً بر پايه‌ي ديدگاهها و انتظارات افرادي است، که سعي مي‌کنند بر مردم تسلط پيدا کنند.


هنگامي که ما همه‌ي عادتها، کليشه‌ها، آداب و رسوم، ظاهرسازيها، و رفتارهاي سطحي خود را تشخيص مي‌دهيم و کنار مي‌گذاريم، و کاملاً آگاه، طبيعي و آزاد مي‌شويم، آنچه باقي مي‌ماند ماهيت واقعي ما است.  بعضي از مردم چنان به آداب و عادتهاي خود چسبيده‌اند، که کشف ماهيت واقعي‌شان اگر غير ممکن نباشد، بسيار مشکل است. تنها راه دستيابي به يک بصيرت فوري پيرامون شخصيت اين افراد، تماشاي هاله آنها است، زيرا هاله ماهيت واقعي آنها را از وراي پوشش رفتارهاي سطحي نشان مي دهد .


به طور کلي، هر چه هاله رنگين‌تر، واضح‌تر، و روشن‌تر باشد، صاحب آن داراي شخصيتي بهتر وروحي والاتر است. همچنين هر چه پراکندگي انرژي در هاله يکنواخت‌تر باشد، آن شخص سالمتر و متعادل‌تر است. پراکندگي انرژي در هاله، مي‌تواند به عنوان يک ابزار تشخيصي قوي در پزشکي مورد استفاده قرار گيرد، البته معمولاً به تجهيزات پيچيده نيز نياز است.


هاله ما همه بدن را احاطه کرده است، اما تفسير رنگهايي که توضيح داده مي‌شود، فقط به هاله‌ي اطراف سر مربوط است. معاني رنگهاي هاله اطراف سر، که توضيح داده مي‌شود، در متون تخصصي مورد اشاره و تاييد قرار گرفته است. وقتي ديدن هاله را به خوبي ياد گرفتيد، مي‌توانيد خودتان صحت آن را با تمرکز روي افکار خاص هنگام تماشاي هاله خود، يا بيان افکار ديگران در هنگام مشاهده‌ي هاله آنها تحقيق کنيد.


مردم معمولاً در هاله‌ي خود يک يا دو رنگ غالب دارند. اين رنگها (يا جفت هاله‌اي آنها) به احتمال قوي، رنگهاي مورد علاقه آنها هستند. علاوه بر رنگهاي غالب، هاله، افکار، احساسات و آرزوها را هم منعکس مي‌کند که به صورت نقاط درخشان، ابرها يا شعله‌هايي، معمولاً با قدري فاصله از سر، به چشم مي‌خورند. مثلاً يک برق(درخشش) نارنجي‌رنگ در هاله، نشانگر فکر يا علاقه به اِعمال قدرت و کنترل ديگران است. نارنجي به عنوان يک رنگ غالب، نشان‌دهنده قدرت و توانايي کنترل مردم است. برقهايي که به سرعت تغيير مي‌کند، نشان‌دهنده افکاري هستند که به سرعت تغيير مي‌کنند.


معناي رنگهاي خالص و روشن هاله (رنگهاي رنگين‌کمان؛ رنگهاي روشن، درخشان و تک‌رنگ)


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارغواني: نشان‌دهنده‌ي افکار معنوي است. ارغواني هرگز به صورت رنگ غالب در هاله ديده نمي‌شود، بلکه فقط به صورت ابرها يا شعله‌هايي گذرا ديده مي‌شود و نشان‌دهنده‌ي افکاري واقعا‍ً معنوي است.


آبي: وجود متعادل، تحمل در زندگي، سيستم عصبي آرام، ارسال نيرو و انرژي. افرادي که داراي رنگ غالب آبي در هاله‌ي خود هستند، افرادي آرام و متعادل هستند که آماده‌اند حتي در غاري زندگي کنند وزنده بمانند. آنها با تحمل زياد و قدرت بقا متولد مي‌شوند. تفکر آبي، تفکري است درباره‌ي آرامش سيستم عصبي و کسب تعادل ذهني، يا درباره‌ي بقا و تحمل شرايط سخت. هنگامي که فرد در حال دريافت يا ارسال انرژي يا تله‌پاتي است، رنگ آبي درخشان مي‌تواند هر رنگ ديگر را در هاله، تحت‌الشعاع خود قرار دهد. مثلاً ‹‹ميشل‌د‌س‌مارکوئت›› مؤلف «پيشگويي تيااوبا» اغلب در سخنراني‌هايش هاله‌اي با رنگ آبي درخشان دارد، مخصوصاً هنگامي که به سؤالهاي حاضران پاسخ مي‌دهد.


سبز آبي: نشان‌دهنده‌ي کيفيت پوياي زندگي، شخصيت پر‌انرژي، قدرت فرافکني، و تحت‌تاثير قرار دادن ديگران است. افرادي که رنگ سبز آبي در هاله‌ي آنها غالب است، مي‌توانند کارهاي زيادي را همزمان انجام دهند، و قدرت سازمان‌دهي قابل توجهي دارند. اين افراد وقتي مجبور باشند روي يک موضوع تمرکز کنند، احساس خستگي و کسالت مي‌‌کنند. مردم، عاشق رؤسايي با هاله‌هاي سبز آبي هستند، زيرا چنين رؤسايي به جاي اينکه فقط دستور بدهند، اهدافشان را بيان مي‌کنند و به اين ترتيب در گروه خود بهتر نفوذ مي‌کنند. تفکر سبز آبي، تفکري است پيرامون سازمان‌دهي و تاثير بر ديگران.


سبز:آرامش، تعديل انرژي، قدرت طبيعي شفابخشي. همه‌ي شفادهندگان ذاتي، اين رنگ را در هاله‌ي خود دارند. افرادي که رنگ سبز در هاله‌ي آنها غالب است، شفادهندگان ذاتي هستند. هر چه رنگ سبز در هاله قوي‌تر باشد، فرد، شفادهنده‌ي بهتري است. اين افراد، عاشق باغباني نيز هستند و معمولاً   « دستي سبز » دارند، همه چيز براي آنها مي‌رويد. بودن در کنار فردي با هاله‌ي سبز و قوي، تجربه‌اي بسيار آرامش‌بخش است. تفکر سبز، نشانگر حالت آرامش و شفابخشي است.


زرد: شادي، آزادي، عدم وابستگي، پخش کردن نيروهاي حياتي. افرادي که هاله‌ي زرد و درخشان دارند، سرشار از شادي دروني هستند، بسيار بخشنده‌اند و به هيچ چيز وابستگي ندارند. هاله‌ي زرد رنگ در اطراف سر، نشان‌دهنده‌ي تکامل بالاي روحي است. اين امضاي يک استاد معنوي است. از کسي که چنين هاله‌اي ندارد، انتظار تعليمات معنوي نداشته باشيد. بودا و مسيح، هاله‌هاي زرد رنگي در اطراف سر داشتند، که تا بازوهايشان امتداد داشت. امروزه در روي زمين به ندرت مي‌توان هاله‌اي بزرگتر از يک اينچ (5/2 سانتي‌متر) پيدا کرد. هاله‌ي زرد رنگ، نتيجه‌ي فعاليت بالاي چاکراي پيشاني است(که افراد زيادي در کلاسهاي هاله مي‌توانند آن را با درخشش بنفش مشاهده کنند). افراد داراي شخصيت والاي معنوي، چاکراي پيشاني خود را در طول سالها فعال نگه مي‌دارند، زيرا هميشه در ذهن خود افکاري عميق و معنوي دارند. وقتي اين چاکرا در حال فعاليت بالا مشاهده مي‌شود هاله‌اي زرد رنگ (جفت هاله‌اي رنگ بنفش) اطراف آن پديد مي‌آيد که تمام سر را احاطه مي‌کند. تفکر زرد نشانگر شادماني، رضايت و خرسندي است.


نارنجي: ترقي و تعالي اخلاقي و معنوي، جاذبه و الهام. نارنجي نشانه قدرت است، توانايي و يا تمايل به کنترل ديگران. هر‌گاه نارنجي رنگ غالب هاله مي‌شود، معمولاً در کنار رنگ زرد قرار مي‌گيرد و با مشارکت آن رنگ طلايي را پديد مي‌آورد که نه تنها نشانگر يک استاد معنوي است، بلکه بر يک استاد قدرتمند معنوي دلالت مي‌کند، شخصي با توانايي‌هاي منحصر به فرد. تفکر نارنجي، تفکري است پيرامون اعمال قدرت و تمايل به کنترل ديگران.


سرخ: افکار مادي، افکاري پيرامون جسم فيزيکي. رنگ غالب قرمز در هاله، نشانگر افراد مادي‌گرا است.


صورتي(= ارغواني+ سرخ): عشق معنوي. براي پديد آوردن صورتي روشن‌ و تميز، بايد رنگ ارغواني(بالاترين فرکانسي که مي‌بينيم) و سرخ (پايين‌ترين فرکانس) را ترکيب کنيم. هاله‌ي صورتي نشان مي‌دهد که شخص به تعادل کامل بين آگاهي معنوي و وجود مادي دست يافته است. تکامل يافته‌ترين افراد، نه تنها هاله‌اي زرد رنگ اطراف سر خود دارند، بلکه يک هاله‌ي بزرگ صورتي نيز دارند، که تا مسافتي زياد گسترش يافته است. رنگ صورتي در هاله، در روي زمين نادر است و تنها به صورت يک فکر گذرا ظاهر مي‌شود، نه يک رنگ غالب در هاله.


معني رنگهاي کدر : رنگهايي که تيره‌تر از زمينه به نظر مي‌رسند و بيشتر شبيه دود هستند تا‌درخشش


قهوه‌اي: نا آرامي، آشفتگي، مادي‌گرايي، نفي معنويت.


خاکستري: افکار تيره، افسردگي، نيات مبهم، بروز جنبه تيره شخصيت.


خردلي: درد، ناراحتي، خشم.


سفيد: بيماري شديد، تحريک مصنوعي (اثر داروها). چرا رنگ سفيد در هاله نشانه‌ي مشکلات است؟ رنگ سفيد در واقع نوعي شلوغي و بي‌نظمي رنگها است نه هارموني مجموعه‌اي از تک رنگها، بنابراين هاله‌ي سفيد نشانگر فقدان هارموني (نا هماهنگي) در بدن و ذهن است. طبيعت که ما قسمتي از آن هستيم، مجموعه‌اي هماهنگ است. اين هماهنگي ناشي از هماهنگي مطلق و آهنگين نوسانها است، که در فيزيک کوانتومي مدرن تا حدي توصيف شده است. چند ساعت قبل از مرگ، هاله سفيد مي‌شود و وضوح آن به شدت افزايش مي‌يابد. توجه داشته باشيد که در اکثر فرهنگ‌ها رنگ سفيد نماد مرگ است (نه رنگ سياه)، زيرا در گذشته مردم مي‌توانستند عملاً هاله‌ي سفيد قبل از مرگ را ببينند. به نظر مي‌رسد که پيشينيان ما خيلي بيشتر از آنچه ما بتوانيم باور کنيم، مي‌دانستند.


 


Reference: Dr. Motaleb Barazandeh, Chiara College of Metaphysics, Kushamehr publications, 1381


+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:38 PM  توسط وحید الوندی  | 

تقويت نوسان هاله و انرژي حياتي شما - دکتر مطلب برازنده


مآخذ: کتاب دانشکده متافيزيک کي آرا، تآليف دکتر مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر


چيزهايي که مي‌توانند هاله‌ي شما را به شدت تقويت کنند عبارتند از:


1-     مدي‌تيشن (پاک کردن ذهن از هر فکر)


2-     تمرکز (تمرين ديدن صليب)


3-     هماهنگ کردن هاله‌ي خود با محيط


هماهنگ کردن هاله‌ي خود با محيط:


اگر ما فرکانسهاي نوساني (طيف رنگهاي) آنچه مي‌پوشيم را با فرکانسهايي که بدن ما بطور طبيعي ساطع مي‌کند (رنگ هاله) هماهنگ کنيم، ذهن و بدن ما حالت هارموني منحصر به فردي را تجربه خواهد کرد. اين کار مانند کوک کردن يک ساز است. صدايي که از يک ساز کوک نشده توليد مي‌شود، اصواتي ناموزون است، نه يک قطعه موسيقي موزون و خوش آهنگ. اصولاً سه روش براي هماهنگ کردن هاله شما با محيط وجود دارد:


1-هماهنگ کردن محيط اطراف با رنگ غالب هاله: وقتي رنگ غالب هاله‌ي خود را بشناسيم، مي‌توانيم سعي کنيم که محيط اطراف يا لباسهاي خود را با هاله‌مان هماهنگ کنيم. اصلاح و هماهنگ ساختن دکوراسيون خانه با هاله‌ي ما، مي‌تواند تحريک مثبتي براي روح باشد و از جنبه‌هاي مختلف باعث ارتقاي سلامت شود. براي دستيابي به اين هماهنگي بايد از رنگ غالب هاله و يا از جفت رنگ‌هاي هاله‌اي استفاده کنيم. مثلاً اگر رنگ غالب هاله‌ي شما سبز است، بايد در دکوراسيون خانه خود از رنگهاي سبز و صورتي روشن استفاده کنيد.


2-هماهنگ کردن محيط اطراف با فرکانسهاي افکار: فرکانسهاي افکار، در بخش مربوط به معناي رنگهاي هاله توضيح داده شده‌اند. اگر شما درباره آرامش ذهن فکر مي‌کنيد (يک فکر آبي) محيط آبي رنگ، فکر شما را تقويت خواهد کرد. صبحگاه که از خانه خارج مي‌شويد و آسمان آبي را مي‌بينيد، قبل از آن که فرصت کنيد درباره‌ي هر چيز ديگر فکر کنيد، احساس آرامش مي‌کنيد، زيرا نوسان آبي آسمان همه‌ي افکاري را که در جهت آرامش ذهن هستند تقويت مي‌کند. هنگامي که آسمان خاکستري است، افکار افسرده کننده قبل از اين که متوجه شويد به سراغتان مي‌آيند. حتماً توجه کرده‌ايد که لباس جين آبي خيلي پر‌طرفدار است، چون در کسب آرامش ذهني به ما کمک مي‌کند. تلاش براي تبليغ جين قهوه‌اي ممکن است کاملاً بي‌فايده باشد.


3-هماهنگ کردن پراکندگي فرکانس در سراسر بدن: اين کار بالاترين ميزان انگيزش طبيعي را ايجاد مي‌کند، اما به لباسهايي با طراحي ويژه مانند «پيراهن چاکرا» نياز دارد. نتيجه کار کاملاً مشابه طب سوزني است. با اين تفاوت که به جاي سوزنها از مجموعه 16 رنگ کليدي استفاده مي‌ شود. پوشيدن اين پيراهن، ظرف چند دقيقه باعث بهبود خارق‌العاده ميدان انرژي حياتي (هاله) فرد مي‌شود. در همه‌ي موارد استفاده از رنگهاي روشن و خالص و تک رنگ (رنگين کمان) مهم است. اين رنگها مي‌توانند روشن و ملايم باشند، اما پيراهن بايد بطور مشخص داراي يک رنگين‌کمان خالص و هماهنگي نوسانها باشد

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:34 PM  توسط وحید الوندی  | 
عوامل سرکوب کننده‌ي هاله - دکتر مطلب برازنده

 

مآخذ: کتاب دانشکده متافيزيک کي آرا، تآليف مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر


چيزهايي که انرژي حياتي (هاله) شما را به سرعت دچار کاهش، خفگي يا تغيير شکل مي‌کنند عبارتند از:

 

1ــ ترس، استرس، اضطراب، تنفر، حسادت يا هر فکر يا احساس منفي ديگر

 

2ــ بحرانهاي فيزيکي در بدن، مانند بيماريها، تحريکهاي مصنوعي (داروها) وغيره. اين عوامل مي‌توانند بطور موقت انرژي هاله را افزايش دهند ولي بعد از آن شخص دچار افت انرژي مي‌شود، اين اثر شبيه بالا رفتن حرارت بدن شما در هنگام بيماري است. براي تشخيص چنين بحراني بايد بتوانيد هاله را تفسير کنيد. چنين هاله‌ي تقويت‌شده‌اي به احتمال زياد سفيد خواهد بود.

 

3ــ لباسها و محيطي که با هاله‌ي شما تضاد دارند. لباسهاي داراي رنگهاي مات، به جاي اينکه انرژي حياتي شما را تقويت کنند آن را جذب مي‌کنند. جالب است که بدانيد، در زمين به طور کلي مردان صرف‌نظر از فرهنگ، نژاد و تغذيه، در سنين پايين‌تري نسبت به زنان مي‌ميرند. به نظر ما علت اين است که مردان براي بيشتر مدت عمر خود از لباسهايي به رنگ سياه يا خاکستري استفاده مي‌کنند و به ندرت رنگهاي ديگر را بکار مي‌برند، زنان در لباسهاي خود از رنگهاي متنوع‌تري استفاده کرده، بطور مکرر آنها را تغيير مي‌دهند. جالب است که در طبيعت، پرندگان نر اغلب رنگهاي روشن‌تري نسبت به پرندگان ماده دارند، و عمرشان هم طولاني‌تر است. طبيعت هميشه به ما درس مي‌دهد، و کاري که ما بايد انجام دهيم اين است که از طبيعت ايده بگيريم.

 

يک اثر فوري پوشيدن لباسهاي خاکستري، سياه يا قهوه‌اي اين است که خستگي شما را تسريع مي‌کنند. آيا توجه کرده‌ايد که جوانان امروزه به مراتب مسن‌تر از آنچه هستند، به نظر مي‌رسند؟

 

منطقي است که ما تا حد امکان از تمام عوامل بالا دوري کنيم. به سر بردن با هر يک از اين عوامل به مدت طولاني، مي‌تواند بر روح و هاله‌ي شما تاثيري پايدار بگذارد.

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:29 PM  توسط وحید الوندی  | 
چشم سوم و رويت هاله نوراني

چشم سوم با اسامي مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصيرت، چشم دل، چشم درون، تيسراتيل و آجنا خوانده مي‌شود و جايگاه آن در کالبد اثيري و منطبق بر پيشاني در جسم فيزيکي است.

برخي دانشمندان اعتقاد دارند که چشم سوم محلي براي دريافت ادراکات فراحسي، الهام و اشراق و وسيله‌اي براي ارتباط موجودات با يکديگر در جهان هستي است. از طريق آجنا مي‌توان با عوالم و موجودات ماورايي و همچنين با وراي ابعاد مکاني و زماني ارتباط برقرار ساخت. همچنين با کمک آجنا مي‌توان هاله‌ها را ديد.

براي رؤيت هاله، لازم است که تمرينات باز کردن چشم سوم را انجام دهيد، تا چشم سوم خود را تحريک کرده، قدرت گيرندگي آن را افزايش دهيد. اين کار شما را قادر مي‎سازد که انرژي اطراف سوژه‌ را دريافت کنيد. البته بدون انجام اين کار هم ديدن هاله‎ي تک‌رنگ‌ها ممکن است، اما اگر چشم سوم شما تحريک و باز نشده باشد، ديدن هاله‎ي يک موجود زنده بسيار مشکل خواهد بود.

 

به ياد بياوريد که وقتي خيلي خيلي خسته و کاملاً فرسوده‌ايد چه حالي داريد؟ به ياد بياوريد که چه احساسي داريد وقتي براي روزها نخوابيده‎ايد و به سختي مي‎توانيد چشم هايتان را باز نگه داريد؟ به ياد بياوريد که چه احساسي داريد وقتي چشم هايتان دست از تلاش براي بسته شدن بر نمي‎دارند؟ به ياد بياوريد که چه حالي داريد وقتي که با چشم هايتان مي‎جنگيد تا آن ها را باز نگه داريد؟

 

تجسم اين حالت ها با تمرکز و توجه کامل، در شما احساسي برمي‎انگيزد، مانند اينکه تلاش مي‎کنيد يک پرده‎ي خيالي سنگين را از پشت چشم هايتان بلند کنيد. در چنين حالتي ماهيچه‎هاي چشم هايتان خوب پاسخ نمي‎دهند، بنابراين کار شما تقريباً بطور کامل ذهني است.

 

چند لحظه صبر کنيد تا اين حالت را به خوبي مجسم کنيد. کوشش براي باز نگه‌داشتن چشمان خسته، يک تحريک ذهني قوي در چشم سوم ايجاد مي‎کند و به تدريج باعث باز شدن آن مي‎شود. اما چگونه؟

 

اين فعاليت گشايشي ذهن ، آگاهي جسمي شما را در محل چشم سوم  متمرکز مي‎کند. هنگامي که آگاهي جسمي شما در يک قسمت از بدنتان متمرکز مي‎شود و شما آن ناحيه را تحت نفوذ ذهني خود قرار مي‎دهيد، کالبد انرژي خود را در آن ناحيه به نحوي پويا تحريک مي‎کنيد. اگر اين فعاليت ذهني به اندازه کافي ادامه پيدا کند و تلاش ذهني کافي صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد کرد.

 

اگر شما فعاليت گشايشي ذهن را هنگامي که در حالت آرامش هستيد و موضوعي در ميدان ديد شما قرار دارد (و بطور مستقيم در حال نگاه کردن به آن نيستيد) انجام دهيد، ديد هاله‎اي خودبه خود ايجاد خواهد شد.

 

فعاليت گشايشي ذهن که در اين جا شرح داده شد، شبيه تکنيک‎هاي ديداري باز کردن چاکرا است که توسط اکثر استادان کار با انرژي و پيشرفت قواي ذهني تدريس مي‎شود. فقط به مراتب قوي‌تر و مؤثرتر است. تمرين هاي ديداري کار با انرژي به تنهايي ضعيف و کند هستند و يادگيري و استفاده از آنها مشکل است.

 

توصيه: مرکز بين دو چشم (روي پيشاني) را به نرمي با ناخن بخارانيد. اين کار به شما کمک خواهد کرد که اين نقطه را با آگاهي جسماني خود به دقت هدف بگيريد.

 

آگاهي جسماني خود را به ناحيه بين چشمهاي خود منتقل کنيد. با تمرکز کامل از اين ناحيه آگاه شويد. اين ناحيه را به صورت ذهني بالا بکشيد. چنان که گويي تلاش مي‎کنيد پلک هايتان را به زور باز کنيد. اما به ماهيچه‌هايتان در اين ناحيه اجازه ندهيد که منقبض شوند يا به هر صورت ديگر پاسخ بدهند ( اين تلاش کاملاً ذهني است).

 

احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهيد. تصور کنيد که چشم هايتان خيلي سنگين شده‎اند؛ به آن ها اجازه دهيد که بسته شوند، و چند بار پلک هايتان را به‌هم بزنيد. توجه کنيد که براي اين کار از کدام ماهيچه‌ها استفاده مي‎کنيد.

 

همين فرمان عضلاني را از طريق آگاهي جسماني ذهن خود در آن ناحيه به کار ببريد، اما ديگر به ماهيچه‌هاي پلک هايتان اجازه ندهيد که از فرمان اطاعت کنند.

 

اين کار را دوباره و دوباره تکرار کنيد ( بالا بکشيد، بالا بکشيد، بالا بکشيد… ) چنان که گويي يک وزنه‎ي خيالي سنگين را از پشت چشم هايتان بلند مي‎کنيد.

 

اين کار را بارها تکرار کنيد، اما به خودتان ( يا هيچ يک از  ماهيچه‎هايتان ) اجازه‎‎ي انقباض يا پاسخ ندهيد. اين کار در آغاز کمي دشوار است، اما با کمي تمرين به راحتي در انجام آن مهارت و تسلط پيدا مي‎کنيد.

 

اين فعاليت گشايشي ذهني خيلي مهم است. اگر مي‎خواهيد به روشن‌بيني و ساير توانايي‌هاي روحي دست پيدا کنيد، اين تمرين اولين قدم براي يادگيري کنترل چشم سوم است.

 

در مراحل اوليه ممکن است احساس کنيد که ناحيه وسيعي از بالاي ابروهايتان را بالا مي‎کشيد، حتي تمام پيشاني خود را . اين مورد اشکالي ندارد و باز هم مي‎تواند تأثير لازم را براي باز کردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرين بيش تر خواهيد توانست حوزه‎ي تمرکز فعاليت ذهني خود را کاهش دهيد و آن را به ناحيه‎ي بين ابروها ( چشم سوم ) محدود کنيد.

 

اگر اين فعاليت گشايشي ذهني را ادامه دهيد، چشم سوم خود را تحريک کرده ، آن را فعال خواهيد ساخت. تمرکز يکنواخت و آرام شما روي يک شيئ، چشم سوم شما را با انرژي ساطع شونده از آن شيئ هماهنگ خواهد کرد. اين انرژي به مرکز بينايي مغز شما ارسال مي‎شود و در آنجا بعنوان يک تصوير ( يک نوار روشن از نور رنگي) تفسير مي‎‌شود.

 

توصيه: هر گاه در انجام اين عملکرد گشايشي ذهني، تمرکز و تسلط کافي کسب کرده، آن را بصورت ذهني اجرا کنيد، متوجه خواهيد شد که وزنه‎ي خيالي پشت چشم هاي شما در يک سمت آسان تر از سمت ديگر بالا کشيده مي‎شود،که معمولاً سمت راست آسان تر است. اصولا‎ً اين احساس ناشي از تفاوت بين دو نيم کره‎‎ي مغز شما است که استفاده از يکي به مراتب آسان تر از ديگري است ( نيم کره‎ي غالب). اگر اين مورد براي شما ايجاد اشکال مي‎کند، با يک فعاليت چرخشي ذهني، در جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت در ناحيه‎ي بين ابروها، چشم سوم خود را تحريک کنيد. منظور از جهت چرخش عقربه‎هاي ساعت اين است که صورت خود را به عنوان صفحه‎ي ساعت در نظر بگيريد و جهت صحيح چرخش را با آن بسنجيد. براي اين فعاليت چرخشي نيز از همان فرمان ذهني عضلاني استفاده کنيد که قبلاً براي باز کردن چشمهاي خسته به کار مي‎برديد. اما اکنون آنرا براي چرخش به کار ببريد، چنان که گويي با حرکت چرخشي يک مداد، اين ناحيه را تحريک مي‎کنيد. بهترين روش اين است که براي فعال کردن چشم سوم خود تمرين گشايشي اصلي و اين تمرين چرخشي را يک در ميان انجام دهيد. فعاليت گشايشي ذهني به هر حال براي هماهنگ کردن چشم سوم شما با هاله لازم است.

 

توجه: به ياد داشته باشيد که همه‎ي اين تمرين هاي محرک انرژي، به آگاهي جسماني موضعي خصوصاً آگاهي موضعي در سطح پوست وابسته‎اند. براي اينکه اين تمرينها مؤثر باشند، بايد احساس کنيد که آنها واقعاً اتفاق مي‎افتند.

 

 

 

مآخذ: کتاب هاله نوراني ، تآليف دکتر مطلب برازنده، انتشارات کوشامهر

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:25 PM  توسط وحید الوندی  | 
هاله انسان از ۷ لایه و ۴ کالبد تشکیل شده است .

کالبد بر اساس فکر و احساس و افکار و ذهنیات و معنویات ما تغییر می کند.

۱- کالبد معنوی                 رنگ : سفید درخشان

۲-کالبد ذهنی                  رنگ : ابرهای رنگی

۳-کالبد عاطفی                رنگی : صورتی باز

لایه ها :

۱- اتری

۲- عاطفی

۳- ذهنی

۴- اثیری

۵- کلیشه ای اتری

۶- آسمانی

۷- کلیشه ای کتری

معرفی کالبدها :

۱- مرحله کالبد معنوی :

در ۹۰ سانتی متری از جسم فیزیکی ما قرار دارد.بازتاب نیروهایی در کالبد معنوی اگر پر انرژی باشند می توانند معنویت ما را به چاکراها هدایت کنند . رنگ کالبد معنوی سفید درخشان است.

۲- مرحله کالبد ذهنی :

رنگ مشخصی ندارد ولی حالت ابررنگی دارد  و در ۳۰ سانتی متری جسم فیزیکی ما قرار دارد . کالبد ذهنی جایگاه افکار و طراحی افکار و پتانسیل طرحهای افکار و ذهنیت ما قرار دارد .

۳- مرحله کالبد عاطفی :

در ۵ تا ۲۵ متری در اطراف ما در نوسان است . رنگ آن صورتی باز است . کالبد عاطفی احساسات ما , انرژی و عواطف و امیال ما را در خود دارد . اگر کالبد عاطفی درست عمل کند به عنوان پل روشن می تواند انتقال به جسم فیزیکی ما کند . به دلیل عواطف و احساسات متغیر هستند و یکرنگ هستند . مثلا شادی رنگش صورتی باز است .

۴- مرحله کالبد اتری یا اثیری :

۲.۵ تا ۵ سانتی متری بدن فیزیکی ما قرار دارد . رنگ آن آبی و خاکستری است . این کالبد مسئول انتقال انرژی حیات کیهانی به جسم فیزیکی ما می شود . از لحاظ عملکرد چاکراها می گوییم لایه .

از لحاظ احساسات می گوییم کالبد .

در جسم فیزیکی هر ژن .

همه هاله دارند . معادل هر سلول در کالبد اتری یک قرینه وجود دارد و این است که انرژی را دریافت می کند . اگر جریان انرژی دچار اختلال شود دچار بیماری می شویم

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 9:22 PM  توسط وحید الوندی  |