|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
عکس ها در حال لود شدن میباشند... شکیبا باشید! |
گالری عکس محرم


« یاران حضرت در عاشورا »
حبیب بن مظاهر
حبیببنمظاهر از صحابه پیامبراکرم (ص) و از خواص اصحاب امیرالمومنان (ع) به شمار میرفت . او جایگاه خاصی نزد حضرت ابی عبدا... داشت و بدین دلیل آن حضرت در روز عاشورا هنگام آراستن صفوف لشکر ، حبیب را در طرف چپ اصحاب خود گماشت. او سخت به نبرد با دشمن پرداخت تا اینکه شخصی از بنیتمیم به نام بَدیلبنصدیم ، بر آن جناب حمله کرد و شمشیر بر سر مبارکش زد . در این زمان شخصی دیگر از بنی تمیم ، با نیزه بر آن بزرگوار زد و او را به زمین افکند . حبیب خواست برخیزد که حصین بن تمیم سر مبارکش را از تن جدا کرد و او به فیض والای شهادت رسید .
انس بن حارث کاهلی
انس از بزرگان صحابه است که رسول خدا (ص) را درک کرده و حدیث آن حضرت را شنیده است . انس در روز عاشورا و در حالی که پیر مردی کهنسال بود از امام حسین (ع) اجازه میدان گرفت و عازم جهاد شد و پس از رجز خوانی به دشمن حمله کرد و هجده نفر را به خاک هلاکت انداخت و آن گاه خود شهید شد . نام او در زیارت ناحیه انس بن حارث وارد شده است : «السلام علی انس بنکاهل الاسدی »
حرّ بن یزید ریاحی
حرّ ریاحی از بزرگان ، اشراف و از شخصیتهای برجسته کوفه بود . به همین سبب عبید ا... بن زیاد او را به فرماندهی هزار نفر جنگجو منصوب ساخت تا مانع ورود امام حسین (ع) به کوفه شوند . حرّ پس از آنکه رحمت الهی شامل حالش شد و به سپاه امام حسین (ع) پیوست ، همانند شیری غضبناک بر دشمن حمله کرد . مدتی بدین نحو جنگید تا اینکه جماعتی از لشکر عمر سعد بر او حمله آوردند و شهیدش کردند . وقتی امام حسین (ع) به نزد او آمد در مرثیهاش این ابیات را خواند :
« چه مرد نیکی بود حرّ از دودمان ریاح ، چه مرد نیکی بود حرّ به هنگام بارش نیزهها ، چه مرد نیکی بود که حسین را خواند و به او پیوست و جان خودش را در طبق اخلاص گذاشت . »
بُکیر بن حرّ بن یزید ریاحی
بکیر فرزند حرّ بن یزید ریاحی همراه با پدرش بر قوم ستمگر حمله کردند و با آنها جهاد نمودند .آن جوان سعادتمند پس از اجازه نبرد از امام حسین (ع) وارد کار زار شد و پس از مبارزهای جانانه ، به درجه شهادت نایل آمد .
زُهیر بن قین
زهیر ، مردی شریف ، شجاع ، دلاور ، نامدار ، بزرگ مرد و اهل کوفه بود . به دلیل سلحشوری و شجاعت وی حضرت امام حسین(ع) در روز عاشورا به هنگام آراستن صفوف ، زهیر بن قین را بر جناح راست لشکر گماشت . زهیر قبل از ظهر عاشورا از امام اجازه جهاد گرفته و عازم میدان شده و به همراه حرّ به لشکر دشمن حمله کردند و با شجاعت و رشادت به جنگ پرداختند . در این نبرد حرّ به شهادت رسید ولی زهیر دوباره خدمت امام رسید و همراه با سعید حنفی در برابر حضرت سیدالشهدا ایستادند و خود را هدف تیر و نیزهها قرار دادند تا حضرت به همراه اصحاب ، نماز خویش را خواندند . پس از نماز که زهیر برای بار دوم عازم میدان جنگ شد پس از ساعتی مبارزه دلیرانه و به هلاکت رساندن عدهای از
«کتابهای عاشورایی »
کتاب « پنجره های همیشه » باز مجموعه اشعاری است که از حضرت رسول (ص) شروع شده و به ا مام زمان ( عج) ختم
می شود و هم چنین اشعار عاشورایی نیز در این کتاب آورده شده که در 4 00 صفحه به همت نشر حوزه هنری به چاپ
خواهد رسید .
شروه های عاشورایی «دوبیتی »
احدی ده بزرگی
ا شعار عاشورایی «عاطفه فریاد کشید »
احد ده بزرگی
نگاهي گذرا به زندگاني پرحماسه سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه
تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم )
عاشورا خاستگاه خيزش مجاهدان و عرصه حفظ دين و انقلاب
آيتاللَّه هاشمى رفسنجانى
وفاق ملي در پرتو امام حسين عليه السلام
ملك زاده محمد
( امام حسين ( ع ) وتربيت فرزند ( 1
همت بناري علي
مير حسيني سيد علي نقي
( فرهنگ عاشورا در سيره معصومين ( ع
صانعي سيد مهدي
تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم )
مشكوري مرضيه
بصيري مريم
هفت تنانيان محمد رضا
اسو ه هاي تربيتي واخلاقي در نهضت حسيني
مدرسي سيد حسن
آثار وبركات عزاداري امام حسين ( ع (
رجالي تهراني عليرضا
( آثار وبركات فردي امام حسين ( ع
رجالي تهراني عليرضا
فضائل و سيره امام حسين - عليه السلام - در كلام بزرگان
عزيزي عباس
آثار وبركات سياسي امام حسين ( ع (
رجالي تهراني عليرضا
محدثي جواد
عاشورا وامام حسين عليه السلام وآئينه احاديث
واحد تدوين متون
هدف عالي قيام امام حسين ( ع ) از زبان خود امام ( ع )
تتهی ه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر ق م (
قريشي سيد علي اكبر
امام حسين ( ع ) وتربيت فرزند 2
همت بناري علي
تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم (
آثار وبركات مرقد شريف امام حسين (ع )
رجالي تهراني عليرضا
تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم )
محدثي جواد
مصاحبه با طلاب بنگلادشي
گامي به سوي شناخت امام حسين ( ع )
ايزد خواه محمد ابراهيم
محدثي جواد
نقش عوام و خواص در حادثه عاشورا
رهبر معظم انقلاب
ملك زاده محمد
قيام سيد الشهداء ، قيام براي اصلاح جامعه
مهري سيد محمد جواد
مبارزات سياسي امام حسين ( ع ) در زمان معاويه
كوثري عباس
مرتضوى سيدضياء
تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم )
شناخت حق امام حسين عليه السلام
فلسفي محمد تقي
شيرازي آيت الله العظمي سيد محمد
امام حسين و عاشورا از ديدگاه اهل سنت
درسها و عبرتهاى عاشورا در عرصه رفتار سياسى
مزينانى محمدصادق
لطيفى محمود
بعد سياسى و احياى عاشورا از منظر فقه
جعفرپيشه فرد مصطفي
نقشآفرينى عاشورا در رويدادهاى سياسى اجتماعى قرن نخست
ثواقب جهانبخش
عوامل پايدارى و جاودانگى نهضت عاشورا
باقىنصرآبادى علي
بازتاب انديشه سياسى عاشورا در شعر معاصر
محدثي جواد
شهيد مطهرى، پيامهاى عاشورا و خطر تحريف، مرورى دوباره
بوی محرم آمده ما را صدا کنید ما را دوباره در غم خود مبتلا کنید
سالی به انتظار شما گریه کرده ایم شاید به چشم قدمی آشنا کنید
قلبم برای سینه زدن تنگ آمده رخصت دهیدو در دلمان کربلا کنید
شال عزا به گردن من بسته مادرم دارد امید درد مرا هم دوا کنید
چشم انتظار اذن علمدار مانده ایم خواهید جان دهیم ویا سر جدا کنید
این هم شماو این دل ناقابلم وقتش شده که روضه خودرا بپا کنید
هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند.
امام حسین روز ترويه يعنى هشتم ذى حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسین برخو رد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت حر و لشكريانش در نماز جماعت امام حسین شركت مى كردند و به خطبه هاى دلنشين وى گوش جان مى سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچگونه مشكلى در كنار هم بودند. اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سختگيرى برامام حسین (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام ويارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام کربلاهدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد. روز پنج شنبه دوم ماه محرم سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله امام حسین چون به سرزمين کربلارسيدند، آن حضرت پرسيد: اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا. آن حضرت تا نام کربلارا شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء. فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد. روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از كوفه رسيد و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قريش و از طايفه بنى زهره بن كلاب و خويش نزديك حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است كه در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوسيله آشنايى با ابى ابكر به دين اسلام در آمدند و نام او در تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است.عمر بن سعد كسى نزد امام عليه السلام فرستاد كه چرا به عراق آمده ايد؟ امام در جواب فرمود: عراقيان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اكنون اگر از آمدن من كراهت داريد به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زياد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زياد گفت: اكنون كه چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، اميد نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ ديگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است.آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهميدم از حسين بن على عليه السلام بخواه كه خود و همه همراهانش با يزيد بيعت كنند و آنگاه كه بيعت به انجام رسيد، ما هرچه خواستيم نظر خواهيم داد. سپس نامه ديگرى از ابن زياد رسيد كه آب را به روى حسين و ياران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد كه ميان اباعبدالله و آب فرات حايل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و اين پيش آمد و سه روز پيش از شهادت امام روى داد. امام عليه السلام از ابن سعد خواست كه با وى ملاقات كند و شبانه در ميان دو سپاه ملاقات كردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زياد نوشت كه خدا آتش جنگ را خاموش كرد و با هم توافق كرديم و امر امت به خير و صلاح برگزار شد، اكنون حسين بن على آماده است كه به حجاز برود و به يكى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آميز براى رام كردن ابن زياد نوشت. با رسيدن اين نامه ابن زياد نرم شد و تحت تاثير پيشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله عليه) كه حاضر بود گفت: اشتباه مى كنى، اين فرصت را غنيمت شمار و دست از حسين بن على كه اكنون بر وى دست يافته اى بر مدار كه ديگر چنين فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زياد گفت: راست مى گويى، پس خودت رهسپار كربلا باش و اين نامه را به ابن سعد برسان كه حسين و يارانش بدون شرط و تسليم شوند. آنگاه ايشان را به كوفه فرستاده و گرنه با ايشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زير بار نرفت و حاضر نشد با حسين بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست.آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم كه با حسين بن على مدارا كنى و نزد من از وى شفاعت كنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اكنون ببين اگر خود و يارانش تسليم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع كردند بر آنها حمله كن تا آنان را بكشى و بدن ها را مثله كنى، اما عهد كرده ام كه او را بكشم و لگد كوب اسب ها كنم. اكنون اگر به آنچه دستور دادم عمل كردي، تو را پاداش مى دهم و اگر به اين كارها تن ندادى از كار ما و سپاه ما بركنار باش و لشكريان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار كه به ما وى دستور داده ايم.اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.


