تبليغاتX
هیئت منتظران مهدی (عج)
خوش آمدید (اللهم عجل لولیک الفرج )-با دادن نظرات خود ما را راهنمایی کنید...
صفحه نخست ارتباط با ما آرشيو مطالب لينك RSS
كاربر ميهمان خوش آمديد
یکشنبه پانزدهم دی 1387
ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 5:27 PM |
یکشنبه پانزدهم دی 1387

عکس ها در حال لود شدن میباشند...  شکیبا باشید!
در صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.

گالری عکس محرم



ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 5:25 PM |
یکشنبه پانزدهم دی 1387

« یاران حضرت در عاشورا »

حبیب بن مظاهر

حبیب‌بن‌مظاهر از صحابه پیامبراکرم (ص) و از خواص اصحاب امیرالمومنان (ع) به شمار می‌رفت . او جایگاه خاصی نزد حضرت ابی عبدا... داشت و بدین دلیل آن حضرت در روز عاشورا هنگام آراستن صفوف لشکر ، حبیب را در طرف چپ اصحاب خود گماشت. او سخت به نبرد با دشمن پرداخت تا اینکه شخصی از بنی‌تمیم به نام بَدیل‌بن‌صدیم ، بر آن جناب حمله کرد و شمشیر بر سر مبارکش زد . در این زمان شخصی دیگر از بنی تمیم ، با نیزه بر آن بزرگوار زد و او را به زمین افکند . حبیب خواست برخیزد که حصین بن تمیم سر مبارکش را از تن جدا کرد و او به فیض والای شهادت رسید .

انس بن حارث کاهلی

انس از بزرگان صحابه است که رسول خدا (ص) را درک کرده و حدیث آن حضرت را شنیده است . انس در روز عاشورا و در حالی که پیر مردی کهنسال بود از امام حسین (ع) اجازه میدان گرفت و عازم جهاد شد و پس از رجز خوانی به دشمن حمله کرد و هجده نفر را به خاک هلاکت انداخت و آن گاه خود شهید شد . نام او در زیارت ناحیه انس بن حارث وارد شده است : «السلام علی انس بن‌کاهل الاسدی »

حرّ بن یزید ریاحی

حرّ ریاحی از بزرگان ، اشراف و از شخصیت‌های برجسته کوفه بود . به همین سبب عبید ا... بن زیاد او را به فرماندهی هزار نفر جنگجو منصوب ساخت تا مانع ورود امام حسین (ع) به کوفه شوند . حرّ پس از آنکه رحمت الهی شامل حالش شد و به سپاه امام حسین (ع) پیوست ، همانند شیری غضبناک بر دشمن حمله کرد . مدتی بدین نحو جنگید تا اینکه جماعتی از لشکر عمر سعد بر او حمله آوردند و شهیدش کردند . وقتی امام حسین (ع) به نزد او آمد در مرثیه‌اش این ابیات را خواند :

« چه مرد نیکی بود حرّ از دودمان ریاح ، چه مرد نیکی بود حرّ به هنگام بارش نیزه‌ها ، چه مرد نیکی بود که حسین را خواند و به او پیوست و جان خودش را در طبق اخلاص گذاشت . »

بُکیر بن حرّ بن یزید ریاحی

بکیر فرزند حرّ بن یزید ریاحی همراه با پدرش بر قوم ستمگر حمله کردند و با آنها جهاد نمودند .آن جوان سعادتمند پس از اجازه نبرد از امام حسین (ع) وارد کار زار شد و پس از مبارزه‌ای جانانه ، به درجه شهادت نایل آمد .

زُهیر بن قین

زهیر ، مردی شریف ، شجاع ، دلاور ، نامدار ، بزرگ مرد و اهل کوفه بود . به دلیل سلحشوری و شجاعت وی حضرت امام حسین‌(ع) در روز عاشورا به هنگام آراستن صفوف ، زهیر بن قین را بر جناح راست لشکر گماشت . زهیر قبل از ظهر عاشورا از امام اجازه جهاد گرفته و عازم میدان شده و به همراه حرّ به لشکر دشمن حمله کردند و با شجاعت و رشادت به جنگ پرداختند . در این نبرد حرّ به شهادت رسید ولی زهیر دوباره خدمت امام رسید و همراه با سعید حنفی در برابر حضرت سیدالشهدا ایستادند و خود را هدف تیر و نیزه‌ها قرار دادند تا حضرت به همراه اصحاب ، نماز خویش را خواندند . پس از نماز که زهیر برای بار دوم عازم میدان جنگ شد پس از ساعتی مبارزه دلیرانه و به هلاکت رساندن عده‌ای از

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 5:23 PM |
یکشنبه پانزدهم دی 1387

«کتابهای عاشورایی »

 

کتاب « پنجره ‌ های همیشه » باز مجموعه اشعاری است که از حضرت ‌ رسول ‌ (ص) شروع شده و به ا مام ‌ زمان ‌( عج) ختم

می ‌ شود و هم چنین اشعار عاشورایی نیز در این کتاب آورده شده که در 4 00 صفحه به همت نشر حوزه هنری به چاپ

خواهد رسید .

شروه های عاشورایی «دوبیتی »

احدی ده بزرگی

ا شعار عاشورایی «عاطفه فریاد کشید »

احد ده بزرگی

نگاهي گذرا به زندگاني پرحماسه سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين صلوات الله عليه

تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم )

عاشورا خاستگاه خيزش مجاهدان و عرصه حفظ دين و انقلاب

آيت‏اللَّه هاشمى رفسنجانى

وفاق ملي در پرتو امام حسين عليه السلام

ملك زاده محمد

( امام حسين ( ع ) وتربيت فرزند ( 1

همت بناري علي

فرجام تبهكاران

مير حسيني سيد علي نقي

( فرهنگ عاشورا در سيره معصومين ( ع

صانعي سيد مهدي

فرازهايي درباره عاشورا

تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم )

زنان ونهضت حسيني

مشكوري مرضيه

تحليل ت أ تر خورشيد كاروان

بصيري مريم

خورشيد بر نيزه

هفت تنانيان محمد رضا

اسو ه هاي تربيتي واخلاقي در نهضت حسيني

مدرسي سيد حسن

آثار وبركات عزاداري امام حسين ( ع (

رجالي تهراني عليرضا

( آثار وبركات فردي امام حسين ( ع

رجالي تهراني عليرضا

فضائل و سيره امام حسين - عليه السلام - در كلام بزرگان

عزيزي عباس

آثار وبركات سياسي امام حسين ( ع (

رجالي تهراني عليرضا

عاشورا والگوگيري

محدثي جواد

عاشورا وامام حسين عليه السلام وآئينه احاديث

واحد تدوين متون

هدف عالي قيام امام حسين ( ع ) از زبان خود امام ( ع )

تتهی ه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر ق م (

احسان وبخشش امام حسين ( ع)

قريشي سيد علي اكبر

امام حسين ( ع ) وتربيت فرزند 2

همت بناري علي

محرم

تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم (

آثار وبركات مرقد شريف امام حسين (ع )

رجالي تهراني عليرضا

اربعين

تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم )

عاشورا وآزادگي

محدثي جواد

مراسم عاشورا در ميان اهل سنت

مصاحبه با طلاب بنگلادشي

گامي به سوي شناخت امام حسين ( ع )

ايزد خواه محمد ابراهيم

عاشورا پيام آور عزت

محدثي جواد

نقش عوام و خواص در حادثه عاشورا

رهبر معظم انقلاب

عزت وذلت در آئينه روايات

ملك زاده محمد

قيام سيد الشهداء ، قيام براي اصلاح جامعه

مهري سيد محمد جواد

مبارزات سياسي امام حسين ( ع ) در زمان معاويه

كوثري عباس

عاشورا در فقه

مرتضوى سيدضياء

عاشورا پيام‏ها و پيامدها

تهيه و تنظيم:موسسه تبيان (دفتر قم )

شناخت حق امام حسين عليه السلام

فلسفي محمد تقي

فرهنگ عاشورا

شيرازي آيت الله العظمي سيد محمد

پيشواي سوم

امام حسين و عاشورا از ديدگاه اهل سنت

درس‏ها و عبرت‏هاى عاشورا در عرصه رفتار سياسى

مزينانى محمدصادق

عاشورا محور سازماندهى سياسى

لطيفى محمود

بعد سياسى و احياى عاشورا از منظر فقه

جعفرپيشه فرد مصطفي

نقش‏آفرينى عاشورا در رويدادهاى سياسى اجتماعى قرن نخست

ثواقب جهانبخش

عوامل پايدارى و جاودانگى نهضت عاشورا

باقى‏نصرآبادى علي

بازتاب انديشه سياسى عاشورا در شعر معاصر

محدثي جواد

شهيد مطهرى، پيامهاى عاشورا و خطر تحريف، مرورى دوباره

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 5:21 PM |
جمعه بیست و یکم دی 1386

بوی محرم آمده ما را صدا کنید             ما را دوباره در غم خود مبتلا کنید 

سالی به انتظار شما گریه کرده ایم      شاید به چشم قدمی آشنا کنید

قلبم برای سینه زدن تنگ آمده            رخصت دهیدو در دلمان کربلا کنید  

شال عزا به گردن من بسته مادرم      دارد امید درد مرا هم دوا کنید

چشم انتظار اذن علمدار مانده ایم     خواهید جان دهیم ویا سر جدا کنید

این هم شماو این دل ناقابلم           وقتش شده که روضه خودرا بپا کنید

هُرم سوزان كوير، بر خستگي كاروانيان نيشتر مي زند و بدن هاي خسته آن ها را مي آزارد. خورشيد غروب دوم محرم، آرام خود را در تنگناي افق جاي مي دهد. كاروان بر سينه تفتيده بيابان توقف مي كند. صدايي مي پرسد: اين جا كجاست؟ پاسخ مي آيد: اين جا كربلاست! آري، حسين (ع) به كربلا مي رسد و دل كوير را در تب و تاب مي اندازد. آسمان نيز، چهره در هم كشيده است. زمين بغض خود را فرو مي خورد. فرات بي صدا اشك مي ريزد و خارها خود را به دست نسيم گرم سرنوشت داده اند.امام حسین روز ترويه يعنى هشتم ذى ‏حجه سال 60 قمرى از مكه معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود و پس از چند روز، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حر بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع حركت آن حضرت به سوى كوفه شدند. گرچه حر بن يزيد، مأموريت داشت با امام حسین برخو رد شديد نمايد، وليكن رفتار وى با آن حضرت بر رفق و مدارا بود. به همين جهت‏ حر و لشكريانش در نماز جماعت  امام حسین شركت مى ‏كردند و به خطبه ‏هاى دلنشين وى گوش جان مى‏ سپردند و اين دو سپاه، چند روز بدون هيچ‏گونه مشكلى در كنار هم بودند. اما عبيدالله بن زياد كه عطش فراوان براى جنگ با اباعبدالله الحسين داشت، نامه ‏اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سخت‏گيرى برامام حسین (ع) نمود. حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام ويارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه خشك و بى حاصل به نام کربلاهدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره خويش قرار داد. روز پنج شنبه دوم ماه محرم  سال 61 هجرى امام حسين عليه السلام در يكى از نواحى نينوا به نام كربلا فرود آمد. قافله  امام حسین  چون به سرزمين کربلارسيدند، آن حضرت پرسيد: اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند: كربلا. آن حضرت تا نام کربلارا شنيد، فرمود: اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء. فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است، فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه‏ هاى ما است و اين زمين، جاى ريختن خون ما است و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد. جدم رسول خدا مرا به اين امور خبر داد.  روز بعد عمر بن سعد بن ابى وقاص زهرى با چهار هزار نفر از كوفه رسيد و در مقابل امام جاى گرفت. عمر بن سعد از قريش و از طايفه بنى زهره بن كلاب و خويش نزديك حضرت آمنه مادر بزرگوار رسول خدا (ص) بود. پدرش سعد بن ابى وقاص از پنج نفرى است كه در آغاز بعثت رسول خدا صلى الله عليه و آله بوسيله آشنايى با ابى ابكر به دين اسلام در آمدند و نام او در تاريخ اسلام و فتوحات اسلامى پر آوازه است.عمر بن سعد كسى نزد امام عليه السلام فرستاد كه چرا به عراق آمده ايد؟ امام در جواب فرمود: عراقيان خود مرا با نوشتن نامه خوانده اند اكنون اگر از آمدن من كراهت داريد به همان حجاز باز مى گردم. ابن سعد نامه اى به ابن زياد نوشت و آنچه را امام فرموده بود گزارش داد. ابن زياد گفت: اكنون كه چنگال هاى ما به سوى او بند شده است، اميد نجات و بازگشتن به حجاز دارد؟ ديگر گذشت و راهى براى وى باقى نمانده است.آنگاه به ابن سعد نوشت نامه ات راخواندم آنچه نوشته بودى فهميدم از حسين بن على عليه السلام بخواه كه خود و همه همراهانش با يزيد بيعت كنند و آنگاه كه بيعت به انجام رسيد، ما هرچه خواستيم نظر خواهيم داد. سپس نامه ديگرى از ابن زياد رسيد كه آب را به روى حسين و ياران وى ببند تا قطره اى از آن را ننوشند، و عمر بى درنگ عمرو بن حجاج را به فرماندهى چهار هزار سوار فرستاد كه ميان اباعبدالله و آب فرات حايل شدند و راه آب را بر امام و اصحابش بستند و اين پيش آمد و سه روز پيش از شهادت امام روى داد. امام عليه السلام از ابن سعد خواست كه با وى ملاقات كند و شبانه در ميان دو سپاه ملاقات كردند و مدتى با هم سخن گفتند. چون عمر بن سعد به اردوگاه خود بازگشت و نامه به ابن زياد نوشت كه خدا آتش جنگ را خاموش كرد و با هم توافق كرديم و امر امت به خير و صلاح برگزار شد، اكنون حسين بن على آماده است كه به حجاز برود و به يكى از مرزهاى اسلامى روانه شود و آنگاه جمله اى را به عنوان دروغ مصلحت آميز براى رام كردن ابن زياد نوشت. با رسيدن اين نامه ابن زياد نرم شد و تحت تاثير پيشنهادهاى ابن سعد قرار گرفت. اما شمر بن ذى الجوشن (لعنت الله عليه) كه حاضر بود گفت: اشتباه مى كنى، اين فرصت را غنيمت شمار و دست از حسين بن على كه اكنون بر وى دست يافته اى بر مدار كه ديگر چنين فرصتى به دست نخواهى آورد. ابن زياد گفت: راست مى گويى، پس خودت رهسپار كربلا باش و اين نامه را به ابن سعد برسان كه حسين و يارانش بدون شرط و تسليم شوند. آنگاه ايشان را به كوفه فرستاده و گرنه با ايشان بجنگد و اگر هم ابن سعد زير بار نرفت و حاضر نشد با حسين بن على بجنگد، تو خود فرمانده سپاه باش و گردن او را بزن و سرش را براى من بفرست.آنگاه به ابن سعد نوشت: من تو را نفرستادم كه با حسين بن على مدارا كنى و نزد من از وى شفاعت كنى، و راه سلامت و زندگى او را هموار سازى. اكنون ببين اگر خود و يارانش تسليم شدند آنها را نزد من بفرست، و اگر امتناع كردند بر آنها حمله كن تا آنان را بكشى و بدن ها را مثله كنى، اما عهد كرده ام كه او را بكشم و لگد كوب اسب ها كنم. اكنون اگر به آنچه دستور دادم عمل كردي، تو را پاداش مى دهم و اگر به اين كارها تن ندادى از كار ما و سپاه ما بركنار باش و لشكريان را به شمر بن ذى الجوشن واگذار كه به ما وى دستور داده ايم.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد (ص) و آل محمد.

ارسال شده توسط وحید منتظر در ساعت 3:41 PM |
× تبليغات